Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :981

شناخت دیروز برای فردای معماری

(مقالات گذشته - 1365)

شناخت محیط و معماری تنها با درک فعالیت های انسان در دنیای پیرامونش امکان پذیر است . و هدف معماری را می توان ایجاد انگاره ای انسانی در درون شکل کالبدی دانست. بنابراین اگر بپذیریم که معماری بازتاب کالبدی زندگی بشری است : زندگی با تمام ابعاد (نیازها،باورها،اعتقادات و به طور کلی ارزش ها...)، باید دریابیم که معماری امروز و فردای ما نمی تواند بی رابطه با sمعماری گذشته باشد. البته عنوان مقاطعی مشخص،در واقع نه به لحاظ تغییر در مفهوم معماری بلکه در نحوه رویارویی با مساله فضای زیستی بعد از انقلاب صنعتی است_ واقعیتی که ما را ناگزیر به استفاده از واژه گذشته، حال و آینده می کند_ رویدادی انکارناپذیر در بخشی از تاریخ معماری که به لحاظ ویژگی های زمینه ساز نگرشی یک سویه در برداشت از مفهوم زیستگاه برای جوامع بود .

به دنبال این رویداد روند آموزش معماری، در هیجان نوآوری های شیوه یی، برنامه هایی را تدارک دید که به تبع آن جامعه معماری در قالب معیارهایی جدید و بردارهای ارزشی نوین، با تولید یکجایی و اشغال غیرقابل تغییر و تردید مکان از واحدهای ساختمانی، به نقش تحمیلی خود در تدوین و تنظیم فضاهای زیستی جامه عمل پوشاند. لذا مشکل عمده از آن جا آغاز شد که رشد شتابان جوامع صنعتی در قرن های اخیر و به تبع آن تاثیر پدیده های صنعتی در دیگر جوامع، فضای شهرهای کهن را دستخوش تحول کرد؛ تحولی که به لحاظ خصیصه ذاتی اش به میراث فرهنگی و تجربه ارزشمند حاصل از آن به عنوان یک مانع پیشرفت نگریست؛ و با این نگرش سعی در تخریب و طرد ارزش هائی کرد که به عنوان سنت در جوامع برقرار بود. «راز پیوستگی انسان با محیط کالبدی اش» در دنیای امروز، که جوامع بزرگ انسانی ضرورت های زندگی ما را تعیین می کنند، گرچه با تکیه بر تکنولوژی پیشرفته به تسهیلاتی برای تامین محیطی سالم برای زیستن دست یافته ایم و انسان ها را از معضلاتی چون بیماری، عدم امنیت، ترس، گرسنگی و غیره رهانیده ایم، اما احساس ناراحتی ساکنان شهرها به علت عدم درک پدیده های محیطی موجب انواع سرماخوردگی و بیماری های روانی گردیده است.

حال به منظور این جریان نامطلوب، در شرایطی که شناخت عوامل مختلف محیطی و پیوندهای غیرقابل انکار آن ناممکن می نماید، در تنظیم فضاهای زیستی ما نیازمند فرهنگی هستیم نو؛ چراکه در واقع آنچه فرهنگ معماری گذشته به صورت یک سنت درخود داشته است امروزه تنها به صورت پیکری بی جان پیش روی ماست؛ وطبیعتا جوامع امروز در پی کشف و استفاده از ارزش های گذشته، ناگزیر به جست و جوی و کنکاش درشناخت ارزش های ناآشنا و فراموش شده درخود است؛ با امید ه این که تلاش امروز ما در آینده، یافتن راهی برای ارتباط با گذشته باشد.

شکل در معماری بیان درک محتوای زندگی است

شکل، پیگیری چند بعدی زندگی افراد و جامعه است . آنچه که معمار انجام می دهد قبل از هرچیز پاسخی است به نهاد انسان. در واقع یک فضای ساخته شده دانسته نخواهد شد مگر آن که در ورای آن اعتقادی وجود داشته باشد_ اعتقاد به انطباق آن با روش زندگی بشر.

معماری فقط موقعیت ایستای شکل یا مکان نیست، بلکه پدیده ای است زنده که تنها از طریق فعالیت انسان معنا می یابد. حال در برداشت از مفهوم مکان آیا محدوده بسته ای را پیش رو داریم که انسان ها را در میان دارد یا آن که خصیصه ها و تحرک انسان هاست که به مجموعه های کالبدی در مکان معنا می بخشد؟ به سخن دیگر، آیا هدف ما شناخت مکان و شکل کالبدی ایستاست یا آن پویایی مکان که عمل متقابل احساس و ادراک ما را ، در محدوده آن شکل ایستا در بردارد؟

به طور قطع هدف ما شکلی پویا از حوادث و زندگی درون مکان است؛ چیزی که در قالب نهادهای انسان و عمل متقابل اش با محیط واقه می شود. چنان که می توان گفت آرزوی ما درک روح مکان است، نه خود آن. عدم توجه به پویایی و کاربری های درون مکان و تاکید بر اشیا، یا شکل ایستای کالبدی آن، باعث می شود که امروزه اغلب معماران و برنامه ریزان ، با اعتقاد به این که با تغییر بردارهای ارزشی در معماری شکل کالبدی نیز تغییر می یابد، از رشد، تغییر قابلیت انطباق و انعطاف پذیری سخن بگویند؛ ولی متاسفانه این تحرک همچنان در قالب همان شکل کالبدی، بدون توجه به معنا و مفهوم آن، باقی می ماند. طبیعی است که این نوع نگرش به خاطر عدم شناخت پویش های درونی نیروها و تکیه برپوسته و معیارهای قراردادی هرگز موفقیتی به همراه نخواهد داشت. در واقع این گونه برخورد با مساله را می توان در عدم شناخت مفهوم انعطاف پذیری در معماری دانست . چرا که در این مقوله هدف اصلی قابلیت انطباق و انعطاف پذیری اشکال کالبدی نیست بلکه قابلیت انطباق و انعطاف کارکردهاست. پدیده یی که در رابطه با خصوصیات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و روانی، در فعل و انفعالی همیشه پویا، منجر به بروز کارکردهای معین می شود .

مفهوم قابلیت انطباق کارکردها در معماری بیانگر این واقعیت است که هیچ پدیده و عنصری نمی تواند پایدار و برقرار بماند مگر در شرایط مکانی مناسب، به نحوی که ماهیت درونی اش پذیرای آن باشد.

محیط طبیعی ، در فعل و انفعالی همیشه پویا، نشانگر این اصل توازن است. چراکه هرگز یک درخت در شوره زار نمی روید.

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست

در باغ لاله روید، در شوره زار خس

 

بررسی و نوشته: مصطفی ربوبی

معماری بومی - سال 1365

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید