تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2055

شناخت شهر و مهارت شهروندی

در ابتدا لازمست نسبت به شناخت شهراقدام نموده و سپس نسبت به هنر زیستن ومهارت شهروندی و جمع بندی آن اقدام گردد .

شناخت شهر

محدوده و اقلیم های مسكونی.اداری.تجاری.فرهنگی و...كه دریك مجموعه ودریك محیط قرارمیگیرندوسكنه از آن بهره میجویند. بطوراختصارشهرگفته میشود..

شهرها از گسترش و توسعه دهات و قصبات بوجود آمده اند / بارشدجمعیت این دهات ودر بعضی مناطق پیوستگی وادغام دوویاچندده و یا قصبه تشكیل شهررا داده اندوتعریف شهری ازنظرتقسیمات كشوری به مناطق روستائی بالای جمعیت5هزارنفراتلاق میشود.

به دفعات مشاهده گردیده كه دو یاچندده همجواریك شهرره.همانندفم وترخوران كه شهرتفرش راتشكیل داده ویاشهر تویسركان كه از دو منطقه توی و سركان بوجود آمده است.

یكی از معضلات اینگونه شهرها ( تركیب دو یا چند روستا و یا قریه ) تعیین مركزیت و استقرار ادارات دولتی در آن شهر ها میباشد .
در اینگونه شهرها كشمكش های قومی و منطقه ای در مورد مركزیت و بالا محله و پایین محله باعث عدم رشد شهری آنها شده است .

یكی از مهمترین پارامترهای مهم مورد اختلاف ورودی اصلی اینگونه شهرها است كه هر منطقه و یا ده و یا قصبه اولیه خواستار اصلی شدن و استقرار میادین اصلی شهر در آن منطقه است و همچنین استفاده از اسامی كهن و یا جاری آن دو محل میباشدكه بعنوان مثال برای شهر همچون تویسركان با استفاده از تركیب دوكلمه توی و سركان استفاده شده و شهر تویسركان نامیده میشود و برای شهر تفرش هیچكدام از اسامی دو كلمه فم و ترخوران استفاده نشده و بعد از چندین سال هنوز انسجام لازم شهری بین این دو منقطه بوجود نیامده است نا گفته نماند كه امثال این دو شهر در ایران بسیارند .

از طرف دیگر شهرك های اقماری شهرهای بزرگ بعد از چند سال به شهر تبدیل گشته و می شوند و چه بسا تشكیل شهر جدید را میدهند . دیگر از ییلاق های اطراف شهرهای بزرگ خبری نیست . شهر كرج بزرگ از شهرك های كوچك تشكیل شده است دارای این چنین تركیب بوده و برای ساكنین مشكلات بسیار زیستی و سكونتی بوجود آمده است .مهارت شهروندی ( هنر شهروندی )

با توجه به مطالب فوق زیستن در چگونه شهری امكان پذیر است وسرچشمه ی این هنر زیستن در شهر کجا ودر چیست؟
با گسترش نظام سرمایه داری مخصوصا" بانكداری و بورس بازی در شهر، چه تغییرات و تحولاتی را بوجود آورده است. آنچه که در برابر چشم همه است ارمغان این موارد بیگانگی و كاهش مناسبات و روابط عادی و انسانی مردم شهر است.

کاهش مناسبات عادی و انسانی در درون خانواده قابل ملموس است و گرد همایی دوستانه و محله ای و فامیلی بدلیل اقتصاد بسته و تحولات نا بهنگام اجتمایی شهری کم شده و حالت که در درون انسان با خودش بیشتر و بدتر شده است .

هنجار های اجتماعی و قوانین تربیتی با گسترش شهر ها دجار تحول شده و جایگزین آنها نا هنجاری های اجتماعی و خشونت های جدید و رقابت های رفتاری و فرهنگی و مادی جای گزین شده است .

گفتگوهای خانوادگی و محله ای تقریبا" رو به فراموشی نهاده است و جایگزین آن هرج و مرج كلامی كپی شده از سایر ممالك میباشد و اقتباس از آن موارد با توجه به اطلاع رسانی سریع از طریق ایترنت میباش

این تغیرات باعث بوجود آمدن فرهنگ جدید و بكار بردن كلمات و گفتار های جدید گردیده است .
خشونت و رفتار فرد گرایانه در شهر كه حاصل سرمایه داری میباشد باعث یک تحول شدید کالبدی گشته که باعث از هم گسیختگی تدریجی روابط اجتماعی و یا پارگی ناگهانی آن شده است.

زندگی و بحث و گفتگوی خانواده و گفتگوی محله برای خودش کامل بوده است که با از بین رفتن محلات و مهاجرت قشر جدید دیگر از آن شهر خبری نیست وو دارای تفاوت بسیار شده است و

محلات با محصولات كشاورزی خودهمانند "توت فرحزاده،و کن و سولوقون با نام گردو و سیب و ..نام محله ی خود شناخته می شد، که با آشنایی و مبادلات درونی حرکات درون شهری را شکل می داد.

هنوز كسانی هستند كه این جملات مربوط به باغداری و کشارورزی و بازاری یا هنر آشپزی را به خاطر دارند و سعی در اشاعه و پایداری آنها پافشاری کنند تا امثال و كلمات رایج آن زمان که حالا فراموش شده دو باره در چرخه كلمات قرار گیرند

علت فراموشی و یا از بین رفتن این فرهنگ ( فرهنگ عامیانه ) را باید از هجوم سرمایه و سیاست واقتصاد آزاد و خصوصی و قانون رقابت، تولید و داشتن و استفاده از اتوموبیل شخصی دانست، و آن مناسبات خرده تولید و خرده توزیع و خرده خدمات و رقابت های غیر اصولی بی معیار و بی نظم و متغیّر های دیگر همانند استفاده نا بجا از صنعت اتو موبیل شهرها را "خدماتی" نمودو برای جا دادن این صنعت، بزرگراه و بلوارهای بسیار احداث شد .

بزرگراه هایی که محله را ناگهان، از شب به روز، تبدیل کرد. و مناسبات جا افتاده ی قرنها در محلات را كه زمانی دارای قنات و باغ و کار و مبادله كالا بود آن کالبد شهر پاره و مناسباتش ریشه کن شد.

هنر همزیستی در محلات كه با ریش سفیدان و معامله پایاپای كه براساس اعتمادوصلاحیت ومعرفت بود جای خود را به ،زرنگی و،دروغگویی ونارودررقابت،بدقولی و نمک نشناسی بخاطر پولی اندك و یا زیاد داد .

برای بررسی مهارت شهروندی و هنز زیستن در شهر باید یک کالبد شکافی درونی قومی و محله ای و تاریخی و همچنین مطالعات درون شهری را انجام دهیم تا مشخص شود میخواهیم از شهر چه به دست آوریم،

شناخت رفتار خانوادگی و اجتماعی ما در گذشته چه بوده، و اینک چه شده و جگونه شهر به کلان شهرتبدل شده و رفتارهای فردی و خانوادگی و اجتماعی اشخاص وانسان ها چگونه شده اند. مطالعات و شناخت رفتاری و گفتگو بسیار کم شده است.

با باز سازی بافت های فرسوده و عدم رعایت فرهنگ همزیستی و كوچاندن قسمتی از ساكنان به محل دیگر این وزنه متغیرشده و میشود. آواز " کوچه باغی" از خاطره ها محو شده، و شهر جدید با سرمایه دارن مکان و فرصت تازه ای برای گفتگو ندارد، چیز تازه ای جایگزین نگردیده و هیچ وقت جایگزین نمیشود .

زمانی گفتگو در خانواده و گروه و محله و مسجد مشکل گشا بوده، و هرقدر آن گونه مناسبات و گفتگوها زیاد بوده، کدروت و حسادت و انتقام جویی كم بوده است. تناسب این دو متغیّر اینک آشتی ناپذیر شده و انعکاس آن را در تضاد میان تعارفات هنجارهای قدیمی به بداخلاقی وخشونت باری و ناهنجاری تبدیل شده است كه نمونه بارز آن طرز رانندگی و وحشیانه روی جاده هاست. ویا جنگ برسر پارک اتومبیل و صدمات و بیمه ی بدنه و شخص ثالث ودیه و زندان و غیره نمونه تمدن و پیشرفت شهر سرمایه داری است و آن هنر همزیستی دیروز به ترفند دفاع از خود و حمله ی امروز تبدیل شده است.

زن های محله های مرکز قدیمی شهر همین دو نسل پیش هرروز صبح جلوی در خانه روی پله- سکو می نشستند و گپ می زدند. گپ آن ها خیلی چیز ها را زیر کنترل می آورد و باعث یک نوع مدیریت و برنامه ریزی دسته جمعی توسط زن خانه میشدوزمینه را از بسیاری از شرارت ها سلب می کرد. همان کوچه ها و فضای اجتماعی و گفتگو را اکنون، اتومبیل تصاحب کرده است.

"هنرزیستن در شهر و همزیستی" دارای تعاریف مدون و دیكته شده ای نیست این هنر همانند سایر هنر هاخودجوش است.و به مناسبات انسان ها و تولیدات و معیشت بستگی دارد که اگر براساس طبقات اجتماعی و سیستم های جابرانه و غیر انسانی قرار گرفته باشد، همزیستی از مسالمت آمیز به همزیستی انتقامی و كدورت پنهانی تبدیل میشودوبخشونت وجرم و حنایت بیشترمیشود.

قانون و هنر همزیستی نیزفقط روبنای همین مناسبات است،.اخلاق رامیتوان قانونمند کرد.رفتاررامیتوان هدایت کرد و به،فرهنگ تبدیل نمود.اماتازمانیکه طبقات اجتماعی در برابر هم صف آرائی کرده و یکی بر دیگران با قانون وبی قانون حكمرانی وزورگویی کند،

تاهنگامیکه شهر بر روستا حکمرانی میکند ، تا هنگامیکه کشورهابرسرآب شیرین و یا نفت ومنابع فسیلی با یكدیگرجنگ کنند،وتا هنگامیکه ازقدرت نظامی طرفداری شود ،همزیستی مسالمت آمیز ممكن نخواهد شد و اگر همزیستی با توجه به موجودیت این موارد پدید آید بسیار شكننده خواهد بود که دیر یا زود شكسته خواهد شد.

مهارت همزیستی ومعاشرت اجتماعی یاهمین مهارت وهنرزیستن درشهر درادبیات سیاسی همجون روان كننده ها در موتورمشابهت داده اند. اگر یك اتو موبیل گران قیمت،روان كننده و یا بعبارتی روغن موتور نداشته باشد باعث فرسایش و حتی انهدام نیروی محركه خواهد شد.نقش روان كننده ها در چرخ دنده های صنعت معادل همین نقش اخلاق معاشرت وهنرزیستن اجتماعی وگروهی درمناسبات شهری است.

امافراموش نکنیم كه روان كننده ها با تمام نقش حیاتی اش درموتور، وازخودش شکل خاص ومنسجمی ندارد.پس بایدشکل ومکانیزم موتور محرک وچرخ دندههای جامعه را طوری درست كرد كه نیاز به روان كننده ها اجتماعی و اخلاقی و فرهنگی واجتماعی و مهارت شهروندی، داشته باشد.

فرهنگ خود زیستن

جامعۀ ایران قدیم به دو طبقۀ خواص و عوام تقسیم شده بود .
  1. طبقه عوام
  2. طبقه خاص

طبقه عوام

در قدیم تودۀ مردم وقشرهای طبقۀ پایین جامعه را كه عده ای در شهر و عده ای در دهات زندگی میكردند را مردمی نادان، بی فرهنگ، و عامی، یعنی فاقد هرگونه شعورعلمی و معرفت و والا منشی می پنداشتند و هرگاه میخواستند از رفتار و اندیشه ها و باور های این طبقه یاد كنند از وا‍‍‍‍ژه های عامیانه و عوامانه وصف میكردند و حتی رفتار آنان را هر چند درست بوده عوام فریبانه نامیده اند یا بعبارت دیگر تمایل نداشتند كه نظرات و كمالات این قشربا وجود درستی و صحت رفتاری و محتوی ای مورد پذیرش جامعه آن روز قرار گیرد كه متاسفانه این واژه (عوام فریبانه ) از آن زمان در مكالمات بسیار بكار رفته و میروددر صورتیكه فرهنگ غنی فارسی متعلق به قشر خاصی نبوده و از این طبقه مفاخر و مشاهیر و سیاست مداران بسیار بر خواسنه اند .

طبقه خواص

این طبقه به اقشار صاحب دیوان وصاحب منسبان درباری و دولتی و توان گران مالی و ثروتمندان و شاهزادگان و در باریان گفته میشد . این قشر اداره ولایت ها و شهر ها در دست داشتند و اداره كردن هر شهری وابسطه به والی و یاامیرآن منطقه بوده است و نمیتوان قانون و مولفه های زیستن در شهر را برای آن زمان تعریف و تدوین كرد و هرچه گفته شود از مدارك و نقل قول ها میباشد و بطور خلاصه عبور از طبقه عام و ورود به طبقه خاص برخی اوقات غیر ممكن بوده است .

با توجه به مدارك بدست آمده متاسفانه ادیبان و مورخان ما هم که حافظ فرهنگ و ادبیات فاخر ورسمی ایران بوده اند، به سبب حقیر و ناچیز انگاشتن فرهنگ عامۀ مردم، غالباً کنکاش و پژوهش در زندگی آنان را، کاری بی ارزش ودون شأن خود میدانستند و اگراوراق مکتوب بازمانده ازتاریخ حیات اجتماعی مردم ایران را مطالعه كنیم ، آنها را خاموش دربارۀ این طبقه بزرگ فرهنگ ساز ایران می بینیم. در آثار مکتوب بجامانده و قابل دسترسی کمتر نوشته ای گویا و جامع در زمینۀ احوالات طبقات پایین جامعۀ ایران، وویژگیهای زندگی اجتماعی وفرهنگی طبقه عوام (مردم عادی کوچه و بازار شهر یا مردم روستا و عشیره ) می یابیم.

با توجه به تحقیات میدانی و مدارك بدست آمده و گفتار های سینه به سینه در مورد شیوۀ زندگی این گروه از مردم در اجتماعات گوناگون عشیره ای، روستایی وشهری ایران گروهی مردم شناس در چند دهۀ اخیر انجام داده اند.نشانگر آنستكه طبقه عامی ، یا به بیان تحقیر آمیز اشراف و ملاکین و شاهان، این جماعت«احشام»و«رعایا»،اگرچه درمحیطی ساده وبی رنگ وریامی زیستند ،وهرچندکه دارای سوادوآموزش شاخصی نبودند ،ولیکن،بااستنادبه فرهنگ شفاهی ودانشهای بومی ،صاحب معارف وفرهنگ و هنری هستند، که اگردر بیشتر محیط های عرفانی فاخرتر از فرهنگ وهنر طبقه خواص ،و یا هم سنگ آن،میباشد فرهنگ این گروه مردم ( طبقه عوام ) در امور اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، و به هنجار سازی الگو های رفتار جمعی، و انسجام و پایداری روابط و مناسبات انسانی ، بسی نیرومند تر و مؤثرتر از فرهنگ طبقه خاص تاثیر گذار بوده و فرهنگ مدرن در جامعۀ امروزی متاثر از آن میباشد این چنین نگرشی ازطبقه بالای جامعه به طبقه پایین جامعه فقط به طبقۀ خواص ایران اختصاص نداشت.هما نند اروپاییان كه مردم سرزمین های دیگر، به ویژه مردم بومی افریقایی، استرالیایی و آسیایی را با نگاهی تحقیر آمیز می نگریستند، و آنها را فاقد فرهنگ جامعۀ انسانی، و مردمی وحشی، عامی، بی فرهنگ و فاقد تمدن قلمداد می کردند.

این مقاله حاصل جستجو در گشت و گذاری است در کوچه و پس کوچه های فرهنگ مردم ایران. مردمی که ریشه در خاک این سرزمین دارند و در فرهنگ کهن- بوم آن زیسته و بالیده اند.

جستجوگر در آستانۀ هر خانه و دکه، و در زاویه و پیچ وخم هر کوچه و راسته ، لحظه ای درنگ کرده و با اهل خانه و حرفه به گفتگو نشسته، و آنچه که دیده و شنیده به قلم آورده است. صاحب این قلم مردم را همان طورکه بوده اند و می اندیشیده اند،و همان طور که رفتار و عمل می کرده اند، نه بیش و نه کم، به تصویر درآورده است، و واقعیات و بحران های زندگی این جمع زن و مرد را همان گونه که می نموده، جلوه گر ساخته است.

بخش بزرگی ازفرهنگ بومی وسنتی ایران آن آمادگی وقابلیت رادارد که بتواند با فرهنگ مدرنِ سیطره جو، سازگاری و وفاق و آشتی برقرار کند و درکنار هم، فرهنگ زیستن در جامعۀ نو را بسازند.همچنین، باور این بوده که بتوان این انگیزه رادرنظریه پردازان وفرهنگ شناسان پدیدآورد که با راه جویی های علمی- منطقی، و تدبیر شاید بشودخصلت تحمل ومداراوانعطاف پذیری رامیان دوجامعۀ قدیم وامروز ایجادکرد،بطوریکه هیچ یک ازدوگروه،فرهنگ گروه دیگرراخطرومانعی برای هویت ستیزی باخودمپندارد،

تلاش درمتوقف کردن روندتغییرات وتحولات اجتماعی وفرهنگی، کاری عبث وبیهوده خواهدبودجامعۀ ایران اگربخواهددرکنارجامعۀ جهانی نوین زندگی کند،ناگزیزبایدپذیرای این تحولات درفضای فرهنگی که درآن زندگی میکند،باشدوهمراه وپابه پای آن گام برداردوپیش برود.آنچه راکه میتوان درگذارازسنت به مدرنیزم انجام داد،یافتن راههایی برای پیش روندگی عوامل هویت بخش فرهنگ سنتی کهن درجامعۀ امروزاستدراین امرعلمای اجتماعی وبرنامه ریزان فرهنگی، بویژه انسان شناسان وظیفۀ سنگینی برعهددارند.

وظیفۀ آنهاآموزش وهدایت مردم بانگرش وروشی علمی وعملی به حفظ وتداوم مجموعه هایی گزینشی از عناصر فرهنگی و الگوهای رفتاری رایج در جامعۀ سنتی است.وتناسب این دومتغیّراینک آشتی ناپذیرشده و انعکاس آنرادرتضاد میان تعارفات قدیمی در کنار رقابت بد اخلاق و خشونت باری می بینیم .

در خاتمه هر چند كلام ناتمام است امید به رفع معضلات و كاستی ها واز سر گیری معارف و دانش های و رسوم و آیین های اصیل توسط یكایك جوانان و نو جوانان و بطور كل پیش كسوتان و آحاد ملت دارد

بیژن علی آبادی - 7 مهر 1390

مجموعه مقالات مرتبط : مهارت شهروندی    
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید