تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1659

شهر، جشن، خاطره(1)

بخش اول: دوره صفویه

روی کار آمدن دولت صفوی و تشکیل دولت مستقل ملی شیعی در آن که با یکپارچه کردن قلمرو سرزمین ایران و ایجاد وحدت در آن همراه است، آغاز دورانی از امنیت و آرامش است که با تحکیم مبانی فکری و فرهنگی همراه می گردد. در این دوران و به ویژه در عصر شاه عباس صفوی به شیوه های مختلفی برای تحکیم وحدت ملی تلاش می شود. جشن ها و آیین­های جمعی یکی از محل های مناسب برای یکپارچه کردن آحاد مردم و نزدیک ساختن آنان به دولت صفوی است. شهر به عنوان مکان استقرار حکومت صفوی، محلی مناسب برای نمایش وحدت ملی است. گزارش های زمان شاه عباس، به ویژه نوشته های سیاحان و مأموران خارجی مثل دن گارسیا دلا فیگوئروا سفیر اسپانیا یا پییترو دلاواله که در زمان شاه عباس در ایران بوده اند، حاکی از تمهید برنامه ای نظام یافته برای درگیر شدن شهر و مردم در آیین های مختلف جمعی اعم از جشن­های ملی و مذهبی و مراسمی مانند استقبال از سفرا و برنامه های دربار بوده است که برای هر یک از آنها مراسمی خاص با تشریفاتی مشخص و تمهیداتی تعریف شده وجود داشته است. به طوری که تخطی از آن عملاً ممکن نبود.

شکوه و ابعاد رسمی مراسمی که به مناسبت های مختلف برگزار می شود، در اصفهان پایتخت صفوی به اوج خود می رسد و شهر با فضاهای تازه طراحی شده اش صحنه باشکوهی برای مناسبت های مختلف جمعی می شود. شاید یکی از اهداف طراحی میدان و خیابان جدید را باید در همین تدارک فضاهای مناسب برای نمایش اقتدار دولت صفوی و نهادینه کردن همبستگی ملی دید. کوستوف معتقد است که « شهرها ملغمه ای از بناها و مردمند. آنها مجموعه های سکونتی ای هستند که آیین های روزانه - دنیوی و غیرعادی، تصادفی و نمایشی - اعتبارشان را از آنها می گیرند. در مصنوع شهری و تحولات آن تداوم زمان و مکان انباشته شده است. شهر واپسین یادگار مبارزات و افتخارات ما است؛ جایی است که غرور گذشته به نمایش گذاشته می شود» شهر اصفهان به خوبی نقشی چنین تعریف شده را بر عهده می گیرد. ترکیبی از خیابان چهارباغ و میدان نقش جهان بستر فضایی لازم را برای برگزاری این جشن ها فراهم می آورد. مجموعه ای از جشن های مذهبی و ملی زنده می شوند و یا شکل متفاوتی به خود می گیرند و در این مجموعه فضایی به نمایش در می آیند. خیابان چهارباغ، سی و سه پل و میدان نقش جهان فضای «یکه» و بی نظیری برای برگزاری آن فراهم می سازند.

زنده شدن جشن های ملی در زمان شاه عباس و اسکندر بیگ ترکمان مورخ دربار صفوی چنین بیان می کند:

« در اول تحویل سلطان به عرف اهل عجم و شکون کسری و جم روز « آب پاشان» است باتفاق در چهارباغ صفاهان تماشای آب پاشان فرمودند و در آن روز زیاده از صد هزار نفس از طبقات خلایق و وضیع و شریف در خیابان چهارباغ جمع آمده بیکدیگر آب می پاشیدند از کثرت خلایق و بسیاری آب پاشی زاینده رود خشکی پذیرفت و فی الواقع تماشای غریبی است» (اسکندر بیگ ترکمان، 1350،838)

با توجه به توصیف اسکندر بیگ، مراسم آب پاشان، جشنی است که آحاد مردم از شاه و بزرگان تا طبقات مختلف، فقیر و غنی در آن شرکت می کنند و با پوشیدن لباس های غیر معمول موقعیت اجتماعی خود را پوشیده می دارند و در جشنی جمعی با آب پاشیدن به همدیگر که گاه حتی تا سر و دست شکستن پیش می رود ( فیگوئرا،1363،346)، تفریح می کنند. چنین مراسمی عرصه ای برای تجدید وحدت ملی و همبستگی اجتماعی است.

مراسم دیگری از این دست که به آن اشاره شده است، جشن گل سرخ است که در فصل بهار و زمانی که گل سرخ وجود دارد برگزار می شود و شامل « رقص هایی با نوای سازهای مختلف و آوازهای گوناگون» است که در آن نوجوانان در «خیابان ها و محلات اطراف میدان به راه می افتند و به همراه عده ای دیگر که طبق هایی پر از چراغ را حمل می کنند، به سر و روی عابران گل می ریزند» (دلاواله، 1380، 521). این جشن نیز به گفته دلاواله ریشه ای باستانی دارد (همان،522). از جمله مراسم مفرح دیگری که در دوران صفویه برگزار می شده و شاردن با تفصیل زیاد از آن یاد می کند، جشن شاطر است، این جشن هم در دوره شاهان پیشین صفوی معمول بوده است و شاردن به زنده شدن آن در زمان شاه سلیمان اشاره دارد. او می­گوید که برای معرفی شاطر که می بایست جزء خدمه شاه قرار گیرد، شاه سلیمان دستور می دهد «مغازه ها را با فرش و قالی آرایش دهند، دکاکین را آذین بندند، در طول راه کوچه ها را آبپاشی کنند» او در ادامه در توصیف میدان نقش جهان به مثابه صحنه اصلی این جشن شهری می گوید:« میدان شاه خلوت و تمیز و بمانند تالار بال بود. در جلو عالی قاپو، چادری برافراشته بودند که به درازای هشتاد و به پهنای  سی پا، و به بلندی متناسب با این عرض و طول بود» (شاردن،1336،196). چنان که شاردن می گوید در درون میدان فیل و حیوانات وحشی دیگر در قسمت جنوب آن جا داده می شوند و « ... قسمت شمالی نیز دارای دسته های تفریحی و نمایش بود: از قبیل گروهان رقاصه ها، و گروه شاطران، که آماده رقص بودند؛ هیئت های معرکه­گیر با صد گونه شعبده و شیادی؛ حقه بازان، شمشیربازان، خیمه شب بازان، و فواصل تمام این دسته ها با گروهان موسیقی آراسته بود. ... از هندیان که تعدادشان دو یا سه هزار نفر می شد در یک قسمت از میدان استقرار یافته بودند. طبقه ارامنه بهمین شماره در یک قسمت دیگر. آتش پرستان در بخشی، یهودیان در بخش دیگر»( همان،196-201). بنا به گفته شاردن بزرگان نیز همگی در مراسم مذبور حاضرند. ملاحظه می شود نه تنها نحوه استقرار گروه های مختلف مردم در میدان مشخص و تعریف شده (نکته ای که سیاحان دیگر نیز در توضیح مراسم مختلف بدان اشاره کرده اند) بلکه جای وسایل تفریح و سرگرمی نیز تعیین شده است. به عبارتی انجام مراسم جشن، با ترتیب و نظم و کیفیت خاص در فضای میدان، امری از پیش معین شده و دارای برنامه مشخص بوده است. بدین ترتیب میدان خصوصیتی کاملاً تعریف شده و صحنه ای از پیش آراسته برای این منظور می یابد. نمایش جشن در این صحنه شهری به یاد می ماند و نقل می شود. چنان که شاردن به دقت آن را برداشت و نقل می کند. چون رویداد واقعه ای است و حیاتی و دراماتیک را پدید آورده است.

مراسم نوروز، آیین باستانی ایرانی نیز در دوران صفوی و تشکیل دولت ملی ایرانی، از اهمیت ویژه ای برخوردار شده با شکوه و جلال برگزار می شود. فضاهای شهری نقش مهمی در نشان دادن اهمیت این مراسم و شرکت دادن اقشار مختلف مردم در آن دارند. در چگونگی برگزاری نوروز کمپفر نقش مکان های عمومی و از آن جمله میدان ها را، در برگزاری مراسم عید، چنین نشان می دهد:

« در میدان های عمومی با نقاره، شیپور و سنچ از نیمه شب تا ظهر نوازندگی می کنند. پس از آن بلافاصله مردم محل کار خود را ترک می گویند و همه با هیاهو و خوشحالی به مساجد، میدان ها و ساختمان های عمومی روی می آورند؛ همه به هم تبریک می گویند، همه جا پر از شادی و سرزندگی است؛ بازی می کنند،...، شعرا و هنرپیشگان عرض هنر می کنند، در جلسات و دستجات مذهبی شرکت می جویند تا اینکه روز به پایان می رسد و آنگاه باز هر کس در چهار دیوار خود دنبال جشن و شادی را می گیرد» (کمپفر، 1360، 184).

شاردن برگزاری مراسم نوروز را در شهر اصفهان چنین توضیح می دهد:

« با شلیک توپ و تفنگ ... در پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ و مهم، حلول  سال نو برای مردم اعلام می شود. منجمین لباس فاخر در برکرده، یک یا دو ساعت پیش از اعتدال ربیعی برای تعیین تحویل آفتاب به برج حمل، به کاخ سلطنتی و یا عمارت محل حکومت می روند و در پشت بام و یا روی مهتابی، با اسطرلاب خود مشغول کار می شوند و به محض اینکه علامت دادند، برای اعلام حلول سال جدید شلیک می شود و صدای آلات موسیقی: طبل و شیپور، نای و نقاره در هوا طنین انداز می شود. بدین ترتیب ترانه و طرب، جشن و سرور تماشاچیان و بزرگان مملکت آغاز می شود. در اصفهان در همه روزهای عید، در مقابل در کاخ شاهنشاه، مراسم سرور با رقص و طرب، آتش بازی و صحنه های کمدی، بمانند هفته بازار برگزار می گردد و هر فردی هشت روز عید را با شادی بی پایان بسر می برد» (شاردن، 1349، 363-364).

مراسم عید نوروز چنان که از توضیحات کمپفر و شاردن بر می آید، به صورت جمعی و به خصوص در میدان نقش جهان برگزار می شده است و با رقص و طرب و آتش بازی و تفریحات دیگر همراه بوده است. مراسم عید نوروز جشن واقعی ایرانی است که در صحنه شهری جریان می یابد و بزرگ و کوچک و فقیر و غنی را با خود همراه می کند.

جشن های همگانی در فضای شهری در مواقعی چنان دائمی می شود که چنان که شاردن در مورد تبریز اشاره دارد به امری روزمره و دائمی بدل می گردد(شاردن، 1349، 408) از این مراسم و مراسم های دیگر برای تقویت هویت ملی - ایرانی استفاده می شود (اهری، 1385، 56:عالمی، 1387، 62).

تقویت هویت ملی با تجدید خاطره های جمعی میسر می گردد. خاطره هایی که با آنها قصه شهر نوشته می شود. بنجامین معتقد است که با روایت سنت ها معانی جمعی نمادین آگاهانه منتقل می شود به عقیده وی «زمانی که قصه گویی زنده بود، تجربه هنوز متکی به سنت نبود و با خاطره تاریخی ارتباط داشت. در این حالت قصه گویی همواره حاوی نوعی اندرز یا پند اخلاقی از گذشته بود. قصه گویی تجارب با معنا برای شنوندگانش را انتقال می داد». در این جهان می شد از خاطره جمعی سخن گفت. خاطره ای که فرد را با جمع، گذشته و سنت های جمعی اش مرتبط می ساخت. از همین منظر می توان دریافت که وقتی شاه عباس جشن آب پاشان، جشن گل سرخ و مراسم دیگر را مجدداً برقرار می کند؛ جنبه جمعی و عمومی جشن­های نوروز را تقویت می کند و جشن های مذهبی شیعی را برپا می دارد، بازگویی قصه شهر را سبب می شود.

اما جشن های مذهبی نیز در چارچوب ایران شیعی شکل متفاوتی به خود می گیرند. مراسم عید قربان چنان که دلاواله می گوید در « شهرهای بزرگ و در برخی از نقاط که شاه در آن حضور دارد» (دلاواله، 1380، 546). برگزار می شود مراسم شامل قربانی کردن شتری با تشریفات بسیار است. این مراسم که به گفته دلاواله نحوه برگزاری آن با برگزاری مراسم عید قربان در کشورهای سنی مذهب متفاوت است (همانجا)، در نوشته های سیاحان مختلف مورد اشاره قرار گرفته و به تصویر کشیده شده است.

دلاواله در زمان شاه عباس در اصفهان بوده است می نویسد که شتر قربانی را از سه روز قبل از عید قربان با گل و برگ و شاخه زینت داده و در شهر می گردانند و برای او نقاره و شیپور و طبل می زنند و هرجا که شتر می گذرد مردم دسته ای از پشم او را به نشانه تبرک و تیمن می کنند. این جریان سه روز به طول می انجامد سپس در روز عید قربان، شتر را با تشریفات زیاد در طویل ترین خیابان های شهر گردانیده» و «مردم از بالای درب خانه ها و دکان ها و دیوار باغ ها منظره گذشتن او را تماشا کرده اند» سپس او را به مجوطه ای خارج از شهر می برند و در محل جمع شدن سران و بزرگان (حتی خود شاه) او را با نیزه ای که در گلویش فرو می کنند، ابتدا کشته و سپس گوشتش را بین نمایندگان اهالی محلات که آنجا جمعند، قسمت می کنند و آنها قطعه گوشت خود را « طبق آداب و رسوم به محله خود» می برند (دلاواله، 1348، 108-110). این مراسم در دوره های بعد نیز برگزار می شود. Dorane -safavi -1

کمپفر که در زمان شاه سلیمان به ایران سفر کرده به مراسم مشابهی اشاره دارد و محل آن را جایی در نزدیکی باغ هزار جریب ذکر می کند. او می نویسد که شتر را از ده روز قبل از عید قربان با قالیچه ارغوانی پوشانده به بهترین نحو آرایش کرده با صدای طبل و نقاره در تمام کوچه های شهر گردانده و در روز عید به قربانگاه می برند. در آنجا چند هزار تن از مردم، مقابر مجاور یا نرده باغ ها را اشغال کرده اند تا  مراسم عید را از نزدیک ببینند. بعد از انجام مراسم قربانی، گوشت بدن آن به دوازده قسمت برابر دوازده محله شهر شد و «مردم به دور بیرق های خود جمع شده و سهم قربانی خود راکه سواری آنرا جلوی خود بروی اسب گذارده بود به طرف محله خود بردند و با زدن بوق و طبل درست حکم قشون ظفر نمونی را پیدا کرده بودند ... در طول چهارباغ تا میدان بزرگ جمعیت چون سیلی بی وقفه و در عین حال در کمال نظم حرکت کرد... از میدان شاه به بعد مردم دسته دسته به طرف محله های خود براه افتادند» (کمپفر، 1360، 234-236). او در چگونگی ادامه جشن در آن روز هم اشاره داردکه « هرکس در خانه سور و سروری نداشته باشد به میدان ها و قهوه خانه ها می رود و هنگامی که آخرین دینار خود را خرج کرد به تماشای تردستان وشعبده بازان می نشیند تا لااقل در محیطی باشد که جشن بر آن حاکم باشد» (همان،237). بنابراین در مراسم عید قربان محوطه مجاور باغ هزار جریب محل برگزاری آیین قربانی و چهارباغ مکانی برای عبور شرکت کنندگان در مراسم و جشن و شادی آنان است. در زمان تاورنیه محل قربانی کردن تعین کالبدی یافته است، چنان که تاورنیه اشاره می کند:

« برای اجرای تشریفات این عید [قربان] بهترین شتر ... بانواع زر و زیور زینت می دهند و صبح زود داروغه که مثل بیگلربیگی می ماند با جمع کثیری از مردم و اهالی شهر شتر را با تشریفات از شهر بیرون می برند، آن طرف رودخانه سمت جلفا مسجدی است که در جلوی آن میدان بزرگی واقع است، شتر را در آن میدان نگاه می دارند. سابق بر این شاه خودش هم در این تشریفات حاضر می شد ... شاه یک زوبین یا نیزه کوتاهی بطرف شتر پرتاب می کرد و در غیاب شاه داروغه این ضربت اول را می زند ... گوشت بدنش را یازده قسمت می کنند که با سرش دوازده سهم می شود برای اینکه دوازده دسته اصفهان هریک سهمی ببرند (تاورنیه، 1369، 416).

 Dorane -safavi -2

با توجه به آنچه تاورنیه می گوید در زمان وی مراسم در میدان جلوی مسجدی در جلفا برگزار می شود. در این زمان دیگر شاه مثل زمان دلاواله در مراسم حاضر نمی شود ولی بقیه قسمت های مراسم جنان برگزار می شود که قبلاً می شد. بنابراین خیابان چهارباغ همراه با میدان نقش جهان نقشی ساختاری و اصلی در نمایش خصوصیت و ویژگی های دولت صفوی به عنوان اولین دولت مستقل ملی و حکومت شیعی - ایرانی برعهده دارد. کارکردی نوین در فضای شهری ایرانی (اهری، 1385، 56).

به جز مراسم جشن های ملی و جشن های مذهبی، هربار رفتن شاه به شکار یا سفر و یا مراسم استقبال از سفرای خارجی نیز از جمله موقعیت هایی هستند که رویدادی شهری شکل بگیرد. روایتی که در سفرنامه دن گارسیا دلافیگوئروا سفیر اسپانیا در ایران در زمان صفویه، در شرح ورود وی به کاشان در مسیر رسیدن به قزوین، آمده است نشان از آن دارد که مراسم استقبال از سفرا، قواعد و آیین های تعریف شده خود را در این زمان داشته و توضیحاتی که در مورد چگونگی برگزاری مراسم استقبال از وی در کاشان داده می شود و ترتیبات انجام بخش های مختلف آن، نشان دهنده اندیشه از پیش سازمان دهنده ای برای اجرای این گونه مراسم است (فیگوئرا، 1363، 238-240). مراسم دیگری که نشان از قدرت و هیبت پادشاهی صفوی دارد رفتن شاه به سواری و شکار است. در هنگام رفتن شاه به سواری تفریحی بخش مهمی از مراسم در چهارباغ به نمایش درمی­آید؛ نمایشی تمام عیار از رنگ و صدا و هیجانات همراه با آن (کمپفر، 1360، 232) که مردمان شهر را به تماشای خود جلب می کند؛ نمایشی که در بستری مناسب تأثیری افزون تر می گذارد.

علاوه بر اینکه میدان نقش جهان و خیابان چهارباغ محلی برای برگزاری مراسم، جشن ها و نمایش های عمومی بوده اند، اصولاً برای این منظور طراحی شده اند. عمارت های بالای سر در ورودی در خیابان چهارباغ و ایوان های طبقه دوم در اطراف میدان نقش جهان برای این پیش بینی شده اند که بتوان در آنها نشست و مراسم و نمایش را در خیابان و میدان دید (اهری، 1385، 52). خیابان چهارباغ و میدان نقش جهان با طراحی اندیشیده و کالبدی مناسب در به نمایش گذاشتن دستاوردهای شهر و ایجاد زمینه ای برای آیین های عمومی؛ خصوصیتی که به گفته کوستوف از ویژگی های فضای عمومی است کاملاً موفق است. در واقع میدان نقش جهان و خیابان چهارباغ با بدنه اندیشیده و طراحی شده و مکان های پیش بینی شده برای استقرار در آنها که هدف از آن امکان دیدن نمایش های شهری اجرا شده در خیابات و میدان است، به خوبی هدف از ایجادشان را تامین کرده اند. آلدو روسی به نقل از آلبواش می نویسد: « وقتی گروهی در قسمتی از فضا قرار می گیرد، آن را طبق تصور ذهنی خود تغییر می دهد، اما در عین حال خود را تسلیم و منطبق با برخی چیزهای مادی که در برابرش مقاوت می کنند، می نماید. او خود را با چارچوبی که ساخته است، محصور می کند. تصویر جهان بیرونی و روابط پایداری که با آن دارد به قلمرو انگاره ای که از خود دارد، وارد می شود یعنی در این حالت بین رویداد و فضایی که ظرف آن را فراهم می سازد پیوندی پایدار برقرار می شود. با تجربه رویدادهای واقعه ای در مکانی با علائم و مشخصه های بدیع و به یاد ماندنی، با طرحی اندیشیده و به دقت تعریف شده، روح شهر خود را با تمام ویژگی هایش در ذهن ساکن جایگیر می کند. به اعتقاد روسی"روح شهر تاریخ آن است، علائم روی دیوارهای آن، خصوصیت متمایز و مشخص شهر،خاطره آن"(همان). بدین ترتیب شهر مکانی به یاد ماندنی می شود که می تواند در طول دهه ها و سده ها حال و هوای خود را در ذهن مردمان بازسازی کند. می توان گفت که در این حال " شهر خود خاطره جمعی مردمانش است ومانند خاطره با اشیاء و مکان ها مرتبط است"(همان).به این ترتیب است که خیابان چهار باغ و میدان نقش جهان به خاطره ای به یاد ماندنی و به الگویی برای فضای جدید شهری بدل می شود، فضایی نشان دهندهء شخصیت ایرانی و هویت مستقل آن و سعی می شود که بارها و بارها در شهرهای گوناگون باز آفرینی شود.هر چند آنچه در اصفهان آفریده شده برجسته ترین بخش این خاطره را می سازد.

در این حالت حتی وقتی مراسمی به ظاهر تاریخی مثل آب پاشان از نو زنده می شود تبدیل به تجربه ای زیسته می گردد، تجربه ای زنده که به قول آلبواش جریان ادراکات را به خود معطوف کرده، شخص یادآورنده را آگاه از زمان کرده و چشم اندازی از گذشته ارائه می کند که عضویت در گروه فراهم آورده است. خاطره در فضای جمعی شکل می گیرد و با هر بار حضور در فضا و بازسازی فضایی به یاد آورده می شود.

  

 نشریه هنرهای زیبا - شماره 47- پائیز 1390

بررسی و نوشته: زهرا اهری

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

شهر، جشن، خاطره (2)

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید