تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1153

شهر آئینه من است

پيش گفتار 

شروع سخن :درابتدا به چند نكته در مورد شهر  پرداخته وپس از آن عملكرد شهرو شهروندي بيان خواهد شد .
شهروندان كيست / كي در شهر زندگي ميكنند / كي در شهر تحصيل ميكنند / كي  در شهر كارميكنند / كي در شهرتفريح و گردش ميكنند  و بالاخره كي در شهر ....  وليكن برخي اوقات  نميدانند كه سرنوشت آنها / آينده آنها  وبازتاب زندگي آنها در شهر  جه ميباشد .
نگارنده قصددارد كه در اين باب نقطه نظرات خود را با توجه به تجربيات و مطالعات به رشته تحرير درآورد .

تقسيم بندي شهرها از نظر تقسيمات كشوري

شهرها از نظر وسعت و حمعيت به چند گروه تقسيم ميشوند كه يكي از آن گروه كلان شهرها ميباشد ووبعد از كلان شهرها شهرهاي بزرگ و متوسط و كوچك تقسيم ميشوند و وزارت كشور براي شهرها از نظرشهريت وشهرداري درجه بندي تعين نموده است وانتخاب شهردار و تعداد اعضاء  شوراي اسلامي هر شهر با توجه به درجه بندي تعين شده ميباشد . 

تقسيم بندي شهرها از نظر هويت وساختار و شهريت

شهرها از نظر كلي به درگروه تقسيم ميشوند يكي شهرهاي قديمي و ديگري شهرهاي جديد .

شهرهاي قديمي :             

 اينگونه شهرها داراي سابقه و پيشينه تاريخي ميباشند و در طول تاريخ  برخي از شهرها با توجه به وضعيت راهبردي ويا موارد تاريخي مورد توجه قرار گرفته اند .
شهري مثل تهران  و قزوين و شيراز و يا اصفهان و .. شهرهائي هستند كه داراي پيشينه و سابقه تاريخي بسيار ميباشند .  انتخاب پايتخت و مركز حكومت شدن در ساليان دور ونزديك  كه باعث پيشرفت و آباداني آن ديارهار گرديده است .
مورخان وسياحان درطول تاريخ ازبعضي ازشهرهاي فوق وبرخي شهرهاي ذيگر ايران بازديد ودر سفرنامه ها خود خاطرات و مطالب بسيارگوناگون ودر زمينه هاي مختلف  به رشته تحريردرآورده اندوازشهرموردنظرخاطرات سياسي وسياحتي بيان نموده اند.                                                       

هركدام از شهر هاي بزرگ قديمي بدليل خاص حكومتي توسعه پيدانموده وآباد گرديده  است . احداث ساختمانهاي ديواني و حكومتي در ساختار كالبدي شهر ها بسيار موثر بوده اند .با انتخاب شهري بعنوان پايتخت توسط پادشاهي موجب ميشد كه تحول خاصي در ساختار كالبدي و جمعيتي آن شهر پيش آيد . كمااينكه در دوره قاحاريه با انتخاب شهر  تهران بعنوان پايتخت موجب گسترش فيزيكي شهر گرديد و همچنين باعث ايجاد جاذبه شهري در جذب جمعيت شد بطوريكه شهري كه داراي جمعيت حدود 150 هزارنفر ( نقل از تاريخ دوره قاجار) بود به شهري با جمعيتي حدود 8 ميليون نفر تبديل شد .
شهرهاي پرجمغيت علاوه بر ايجاد جاذبه موجب  اشتغال زائي شده اند كه اين مورد باعث دگرگوني و تغير رفتاري شهروندان گرده و ميگردد.
رفتارهاو برنامه هاي  كلان شهرها و شهرهاي  بزرگ  برخي اوقات الگوي كوركورانه براي ساير شهرها ميشود . 

شهرها از نظر وسعت و حمعيت به چند گروه تقسيم ميشوند كه يكي از آن گروه كلان شهرها ميباشد وبعد از كلان شهرها شهرهاي بزرگ و متوسط و كوچك تقسيم ميشوند.
يرنامه ريزي شهري وعملكرد هر شهري تابع  برنامه مدون كه توسط صاحب نظران شهري در قالب طرحهاي جامع ارائه ميشود انجام خواهد شد  

شهرهاي جديد :

شهرهاي جديد كه ميتوان آنها را شهر سرريزجمعيت ويا شهرمتمم  شهر هاي بزرگ نام برد .
طراحي و برنامه ريزي اينگونه شهرها با توجه به نياز و شناخت وسير پارامترها لازمه برنامه ريزي و طراحي و پياده شده است و اينگونه شهرها بطوركلي هويت خاصي ندارند و فقط شهرهاي سكونتي ميباشند .   

  لازم به ذكر است كه در شهرهاي جديد سعي گرديده كه نيازهاي شهري در قالب برنامه خدمات شهري  شهروندان تا حد امكان همانند  احداث شبكه هاي زيربنائي وروبنائي شهري - پيش بيني مراكز لازمه زندگي و ارائه خدمات لازمه شهري از برنامه هاي ثابت و لازم الاجرا براي اينگونه شهر ها ميباشد .

گفتار اول : كالبد شهر

هرشهري داراي كالبد شهري مخصوص به خود بوده و كالبد ها معرف شخصيت و عملكرد آن شهرها ميباشند .  در شهرهاي قديمي كالبد اصلي شهر اززمانهاي تشكيل  قصبه و سپس شهر تعين گرديده و بمرور ايام ايام آن كالبد ( كلي ويا جزئي ) اصلاح گذرشده و يا توسعه وتغير بنيادي نموده است  .                                                                                                                                  شهري مثل تهران و يا شيراز و يا اصفهان كه  داراي سابقه تاريخي ميباشند توسعه شهري اصليت كالبد و شبكه بندي قديمي شهري در آنها بظاهر گم شده وليكن در باطن بلكه در دل شهر جاي گرفته است .                                                                   زمانيكه ار شهري بعنوان شهر زيارتي  ومذهبي نام برده ميشود برخواننده مشخص ميگردد كه كالبد شهر از پارامترهاي لازمه يك شهر زيارتي ومذهبي  تشكيل شده است كه داراي يك مركزيت ميباشند همانند مركزيت شهر مشهد بسمت حرم و كليه بافتهاي شبكه بندي در اطراف بافت وشبكه بندي قديم  به آن سمت  هدايت ميشوند كه  درشهر قم اين روند با فرم ديگري انجام گرديده وميگردندو شهرهاي  توريستي  ودانشگاهي  وتاريخي و صنعتي نيز داراي كالبدو مولفه هاي مربوط به خودهستند .   

كردار شهر                                                  

از نظر شهروندان به محلي شهر گفته ميشود كه  بتوان در آن شهربطور كلي زندگي كرد شهري كه  كه در آن رفاه واسايش كلي زندگي  در آن جاري باشد كه در اين باب سه موضوع مطرح ميشود :

  1. شكل پذيري از نظرساختارشهري            
  2. هويت شهري    
  3. نقش پذيري شهروندان

1- شكل پذيري ازنظرساختار شهري
همانگونه كه گفته شد  شهرهاي قديمي داراي خصوصيات خود ميباشند و تغير و تحول بنيادي در اينگونه شهرها مشگل ودر بعضي موارد بنظر بعيد ميرسد واينگونه شهرها باتوجه به ساختارشهري شكل پذير ميباشد
شهرهاي قديمي وداراي  سابقه تاريخي بسيار ارزشمند داراي خصوصيات جغرافيائي واقليمي  وبومي و سنتي مخصوص بخود بوده و هرگزداراي تغير بنيادي شهري نخواهند شد و در اينگونه شهر ها احداث هرگونه بناي جديد خارج از الگوي شهري و معماري اقليمي و رقتاري شهروندان ممكن است ظاهرا" بدليل نوآوري مورد استقبال قرار گيرد وليكن باعث سردر گمي هويت و اصالت فرهنگي آن ديار گم  ميگردد .
در شهر مقدس مشهد مولفه ها بنوعي ديگر است وليكن مبنا و پايه شهر برمبناي زيارت محوري است.
توسعه شهرهاي قديمي نياز به شناسائي كامل مولفه هاي  سنتي وجاري برشهر دارد و چه بسا كه بدون توجه و احترام به بافت و الگوي سكونتي به  شهري بي هويت تبديل خواهند شد.

2 -هويت شهري :
هر شهري در تقسيمات هويتي داراي دو هويت است يكي هويت معلوم و ديگري هويت پنهان .
برخي اوقات  هويت اول برهويت دوم قالب است يعني هويت تاريخي ( سابقه دار) وسنتي برهويت پنهان قالب است  . 
شهري مثل قم هرجه  آن شهرتوسعه يابد هويت اوليه آن يعني هويت شهر مذهبي از بين نخواهد رفت ودر زماني كه زندگي به سبك مدرن وارد ميشود  اين حركت وفلسفه برشهرو هويت شهر  قالب نميگردد و جايگاه ندارد .
سنت و اعتقادات و آداب  با ريشه اي عميق وتاريخي درميان مردمان آن ديار و يا ساير شهرهاي مذهبي  وجود دارد كه غير قابل تغير است  بنابراين بايد در اينگونه شهرها شكل گيري در راستاي اهداف متعالي انسانهاي و اعتقادات و فرهنگ وسنن جاري در آن شهرهاانجام گيرد. هويت دوم كه پنهاني شهرگفته ميشود براساس زندگي روز در آن شهرها ميباشد .  

شيراز گرچه داراي اماكن مقد س است وليكن هويت شهري آن بنام شهر شعر و ادب است .

خلاصه كلام در اين بخش آنست كه اگر شهري مثل اصفهان ويا يزد و ساير شهرهاي ديگر از بافت و شكل خود خارج شوند ديگر آن شهر نيستند وشهري جديد خواهند بود كه داراي شهري بي هويت از نظر زماني ومكاني خواهندشد .
شهرهاي كاشان وقم  نيزشهرهاي مذهبي هستند كه غير قابل تغير است  شهرهائي با سنت هاي جاري برآنها كه در ايام سوگواري يك پارچه در ماتم فرو ميروند .      

هرچند اينگونه شهرها در ايام  توسعه پيدا نموده و ميكند وليكن اين توسعه در ساختار عقيدتي مردم اثري نداشته است و سنت گرائي  با اصول جديد در بافت  هاي جديد شهري ديده ميشود  وهويت شهر بدون تغيرمشخص است و اين عملكرد شهر مورد قبول بوده و شهروندان در كمال  آسايش درآن شهرها زندگي ميكنند

3- نقش پذيري شهروندان

شهروندان سرمايه شهر محسوب ميشوند واين سرمايه ها هرچند متحرك هستند وليكن اين تحرك در شكل گيري كالبدو شخصيت و هويت شهر بسيار موثر است وشهر تهي از جمعيت گورستاني بيش نيست.
اگر انسان را از شهري حذف كنيم فقط بناها و ساختمانها و تاسيسات شهري بي روح وشايد بي هويت ببينيم .
گورستانهاي داراي بنا همآنند  شهر بي شهروند وسكنه هستند و سكونت درمحدوده  را شهروندان نمي پذيرند   .
شهروندان در هرشهري تابع محيط و عملكرد آن شهرهستند واز آن ناخودآگاه تبعيت ميكنند وليكن اين تبعيت  برخي اوقات عمقي ودر برخي اوقات سطحي است .  

گفتار دوم :رشد جمعيت در شهرها

شهرها همزمان مهاجر فرست و مهاجر پذيرند و اين روال در طول زندگي شهرها امري عادي بوده وميباشد .

رشد جمعيت در شهرهاي بزرگ وكلان شهرها بدليل جاذبه شهري و كسب وكار بالا است و در شهرهاي كوچك رشد جمعيت بسيار كند وبرخي اوقات منفي است(منظوراز رشد منفي جمعيت براساس رشد جمعيت زير 5/1 درصد ميباشد ).و برخي كندي رشد جمعيت و يا رشد معكوس جمعيت باعث ازبين رفتن شهرها ي كوچك ميشود وشهر به شهر ارواح تبديل ميشود .                            

زمانيكه شهري از نظر جغرافيائي در محدوده سه شهر بزرگ قرلر ميگيرد چگونه ميتوان انتظارداشت كه آن شهر رشد نمايد و براي مثال شهري مثل شهر تفرش كه بين سه شهر اراك وقم وساوه قراردارد واين شهر نميتواند از نظر جمعيتي و اقتصادي شاخص گردد ونيز داراي آثار تاريخي شاخصي همانند شهر اصفهان نيست و همچنين داراي طبيعت بي بديل  نيست وداراي امكانات شهري بسيار اندك است كه در اين مورد بمنظور بقاء و توسعه شهربا نقش شهروندان  شكل ميگيرد . بقاء شهرها و يا توسعه آنهابا برنامه ريزي در جهت توسعه وشكوفائي اقتصاد و حركتهاي فرهنگ قابل اجرا است .

در اينگونه شهرها شهروندان نقش پذيرند و ميتوان با تمهيدات وبرنامه ريزي هاي لازم به نقش پايدار شهروندان درتوسعه و شكوفائي شهرمساعدت نمود.
تغيیرات بنيادي كالبدي و كاربري در شهر نشيني و عادت نمودن شهروندان به تغيرات جديد ممكن است يك يا چند نسل بطول انجامد وليكن بايد صبر پيشه نمود وبرنامه هاي ميان مدت وبلند مدت را در شهر پياده نمود وشهر و شهروندان را با دانش و تكنولوژي روز پيش برد.
اگر نظري اجمالي به اثرات انقلاب صنعتي در جهان بشود مشخص ميگردد كه شهرونداني كه اتوموبيل را هيولاي آهني مي پنداشتند اكنون همين وسيله را يك وسيله عادي و بي اهميت و لازمه زندگاني و برخي اوقات اتوموبيل را مخل زندگي خود ميدانند زيرا فرزند نا خلف آن ترافيك است كه در شهرهاي بزرگ و ابر شهر ها بدليل پياده نشدن فرهنگ آموزش شهروندان در تمام زمينه هاي ترافيكي و نبود برنامه صحيح كرداري ماشيني از قبل برخي  شهرها  با اين مشگل روبرو شده اند  .

اتوموبيل در دنياي امروز صنعتي داراي چندان اهميت از نظر نوآوري و كاربردي نميباشد زيرا يراي ساكنان شهرهاي بزرگ ترافيك ارمغان آورده است وليكن در مورد ساير اختراعات بايد ديد چه خواهد شد .
شهروندان درزنده ماندن شهر نقش اساسي دارند و تكنولوژي هاي روز همگي وسيله هستند تا انسانها به يك رفاه نسبي زيستي برسد . روند روبه رشد تكنولوژي در تمام ابعاد زندگي انسانها بسيار موثر است و اين اثرات درشكل كيري و هويت شهرها  بسيار ملموس وآشكار است .                                                             

گفتارسوم :  شهر آئيئه من

در زمانهاي قديم  شبكه بندي  وهويت شهرها باتوجه به نوع سياست وجكومت يوده كه به تعبير ديگر سكونت در شهر هاي بزرگ روزگاران قديم براساس نزديكي به مركز قدرت و حكومت بوده كه در اين مورد ميتوان محلات قديم تهران را نام برد .  احداث منازل در محدوده و نزديكي مركز قدرت  ( ارگ شاهي ويا دوانخانه ها و يا بازار )  تفاخر بوده است .
جابجائي مركزيت هاي دولتي وسياسي  و اداري وتجاري وسايرمولفه هاي موجب تغير بسيار در ساختار شهر وفرهنگ شهر نشيني گرديده استوبطور خلاصه شهرها نيازمند داشتن امكانات لازمه شهري و شهر نشيني هستند .
شهروندان در شهر داراي دو زندگي ميباشند يكي زندگي خود ( دروني خود) يا بعبارت ديگر زندكي خانوادگي و ديگري زندگي اجتماعي شهري .

گفتار چهارم : زندگي دروني و بيروني در شهر

هرخانواده داراي زندگي  خانوادگي خود بوده ومسئول رفتارها وكنش ها واكنش ها در محدوده خانواده خودميباشد  وليكن در خارح از اين محدوده  ( خارج از خانه ) روابط وكردارها با كنش و واكنش ساير شهروندان و رعايت حقوق شهروندي  روبروست و رعايت حقوق شهروندي  و تعاملات رفتاري يك زندگي مطلوبي را در شهر بوجود مياورد .
رفتار هرشهروند در شهر همانند نقشي در آئينه ديده ميشود و بعبارت ديگر از نظر نگارنده مسئوليت هاي شهرنشينان نسبت به همان بازتاب رقتار شهري وشهروندان نسبت به هم است.

در شهر همه حق دارند كه نفس بكشند / همه در شهر حق دارند زندگي كنند / و همه حق دارند كه شهر را خانه خود بدانند  راستي گذر ها در شهر ها متعلق به كيست / فضاي سبز شهرها متعلق به كيست / وعملكرد هاي مسئولين  شهري براي كيست / بالاخره و...  باين نتيجه ميرسيم كه  زندگي شهري داراي امكانات و محدوديت هاي انساني و مكاني است .
محدوده ها براي شهروندان فرضي است زيرا با تغيرات درون شهري برخي از آنها تغير ميكنند وبه محدوده  جديد تبديل ميشوند  واين فرايند باعث رقرم جديدي  در زندگي شهري و شهروندان ميشود .
بايد توجه داشت كه انسان رفاه رادوست دارد و رفاه كلي هيچگاه در دسترسنيست  برخي اوقات براي رسيدن به رفاه كاي و يا نسبي قسمتي از سرمايه  ويا  وقت خود را صرف آن ميكندو  براي ادامه حيات وسلامت و رسيدن به يك رفاه نسبي حاضراست كه بعضي از اعضاء بدن خود را با عمل جراحي قطع كند ودور بريزد .

زماني در شهر براي مناطقي محدوديت تردد قائل ميشوند( همانند قطع عضوي از بدن )  باعث ميشود كه برخي شهروندان ناراضي و برخي راضي گردند كه در دراز مدت اثرات اصلي آن طرح مشخص ميشود  .
اجراي هر طرحي  مخصوصا" در زمينه شهري و شهرسازي نياز به زير بستر وبستر دارد . برخي اوقات اين زيربستر داراي سابقه وقدمت است و زماني داراي قدمت نميباشد.   عادات به قدمت را ميتوان بعبارتي در قالب فرهنگ سنتي ويا فرهنگ اكتسابي ذكر نمود . در بعضي موارد بعضي از اين سنت ها با توجه به  زندگي دروني و بروني تغير حالت ميدهد.
در زمانهاي قديم گفته ميشد كه آب جاري پاك است در صورتيكه در زندگي امروز اين مورد در صورتي قابل قبول است كه كلمه بهداشتي و سالم را در پس وند خود داشته باشد .
زمانيكه از دنياي ارتباطات در شهري سخن گفته ميشود نشانگر آنستكه شهر داراي دسترسي هاي مكاني و ارتباطي و همچنين ارتباط مجازي ميباشد .
قرهنگ شهر نشيني در شهر ها بسيار تغيرنموده است . شهروندان  شهررا خانه خود ميدانند و همه جا ميگويند شهر من شهر زندگي من است  شهر من حانه من است و در نهايت شهر آينه رفتاري شهروندان در شهر ميباشد .   

پايان اين سخن كوتاه 

 شهروشهروندان لازم وملزوم يك ديگرند وشهر آئينه رفتاري شهروندان و شهروندان آئينه كرداري شهر ميباشند .
اگر برنامه ريزي در شهر براساس هويت شهري و مولفه هاي فرهنگي و اجتماعي  واقليمي صورت پذيرد ميتوان انتظارداشت كه در شهر بازتاب داشته و از اين باز تاب شهروندان نقش خويش را در آن بينند .

( هر كس نقش خويش در آئينه بيند )

 

بيژن علي آبادي

مجموعه مقالات مرتبط : شهر آیینه من است    
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید