تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1728

شهربرای همه

تعریف کلی از شهر :
شهر درفرهنگ فارسی زیستگاه و سکونت گاه برای زندگی و کار ساکنین آن است .

مقدمه :

با پیشرفت علوم و فنون در شهرها برنامه ای جهت ارتقاء شهر نشینی و فرهنگ و هنر شهروندان و بهبود زندگی در شهرها مباحثی ومواردی تدوین ودر دستور کار قرار گرفت که یکی از این برنامه ها آشنائی و ارتقاء زیستن تمام سطوح جامعه شهری در شهربوده است این فرایند نیاز به در نظر گرفتن ضابطه ها وطراحی فضاهای تخصصی برای عامه داشته است واز طرفی بنا به تعریف برنامه ریزان شهری شهر برای همه طراحی شده و می شود .

در شهرها علاوه برفضاها ی عمومی لازمه برای شهروندان باید فضاهای خاص برای شهروندانی که مشکل حرکتی و بطور کلی جسمی دارند ایجاد نموده تا شهر بتواند پذیرای عامه باشد .
فضاهای اختصاصی برای افراد کم تحرک و یا افرادی که مشکل حرکتی دارند و همشهری نامیده می شوند به نام فضاهای آسایش معلولان و ناتوا نان حرکتی نامیده می شود .

ایجاد اینگونه فضا ها برای این قشرخاص در معماری اروپائی و امریکائی چندین سال است ایجاد شده وشروع این حرکت ابتدا در اروپا و آمریکا با توجه به صدمات وارده از جنگهای جهانی و بلایای طبیبعی شکل گرفته است ودر این راستا برنامه و ضوابطی تدوین گردید که معلولان و ناتوانان جسمی بتوانند در حیطه زندگی وشهر خود خود به راحتی زندگی کنند .

گفتار اول :

شناخت معلولیت ها
باتوجه به توضیحات بیان شده مدیران وطراحان و معماران و شهرسازان را برآن داشت که ابتدا نسبت به مطالعات لازم وشناخت معلولیتها ونوع آنها اقدام نموده وسپس چاره اندیشی و راه حل ارائه نمایند .
با توجه مطالعات انجامی میتوان بطور کلی ناتوانی هاو معلولیت ها را بشرح برشمرد :

  1. ناراحتی بینائی - نابینائی
  2. مشکلات حرکتی - معلولیت های جسمانی
  3. معلولان ذهنی .

1-ناراحتی بینائی - نابینائی

در این ناتوانی اگر بطور مطلق شخص نابینا باشد جهت حرکت در منزل و یا مسیر باید یک سری مسائل را بیاموزد تا بتواند به تنهائی حرکتها و اعمال حداقل شخصی خود را انجام دهد و انجام حرکات نیاز به آموزش دارد و این گروه می توانند با کمک آموزشگران متخصص سواد آموختن و تحصیل از زبان و خط مخصوص را یاد بگیرند .

در زمینه های علمی این گروه توانسته اند با کمک متخصصین به نتایج مطلوبی دست یابند بدان حد که نابینایان می توانند ازکتابهای مخصوص کسب علم و دانش نمایند و حتی در بعضی موارد از بینایان پیشی بگیرند .
این قشردرون خانه چه گونه باید حرکت کنند و چکونه باید زندگی کنند و در شهر چه امکاناتی برای این قشر از جامعه درنظر گرفته شده است .

با نابینایان می توان براحتی با کلام ارتباط برقرارکرد و نشانه ها را برای آنان تعریف نمود و نابینا ن آن را در ذهن خود حک میکند و درهنگام لازم آن را بیاد آورده وبدان عمل می کنند .
نابینایان موسیقی راخوب حس می کنند ومی توانند با آموزش و شناخت موسیقی بطور هوشمند در منزل با این گروه ارتباط حرکتی ایجاد نمود .
نابینایان با عصای مخصوص و هوشمند در دست می توانند حدود حرکت خود را شناسائی و مسیر را با ذهن خود تعیین و طی طریق کنند .
در منزل و یا شهر و یا محل کار دستگاه ها ی هوشمند می توانند با داشتن عینکهای هوشمند که بصورتی در دسترس نابینا قرارمی گیرد می توانند انتخاب حرکتی بنمایند .
عینکهای هوشمند برچشم یک نابینا می تواند هدایت گر باشد و به نابینا ارائه طریق نماید .

مشکلات حرکتی - معلولیت های جسمانی

در این نوع معلولیت ها اشخاص دارای بینائی هستند و میتوانند با سایرین از ارتباط برقرارکنند .
این قشرباتوجه به درجه معلولیت اکثرا" نیاز به مدد یار دارند تا برای آنها رفع احتیاج و مشکل نماید .
انجام حرکات توسط یک معلول بستگی به درجه معلولیت دارد .
معلولیت در پا و یا معلولیت در دست و یا معلولیت در بدن و یا معلولیت در کلام .

هریک از معلولیت ها دارای تعریف خاص خود بوده و میبایست با توجه به نوع معلولیت برای معلول جهت بهترزندگی کردن و یا انجام زندگی شخصی راهکار ارائه شود .
برنامه های لازمه چسمانی توسط متخصصین علوم پزشکی ارائه و توسط مددکاران به معلول آموزش میدهند ودر اینجا نقش معمار و شهرساز جهت خلق فضا ها برای معلول مشخص می شود.
معلولان حرکتی یا خود اتکاء هستند و یا نیاز به اتکاء دارند که غالبا" این فشر که از نظرحرکتی مشکل دارند

3-معلولان ذهنی :

این گروه دارای بینش و شعور بالائی نیستند .
این قشر ازمعلولین دارای سلامت جسمانی بوده ولیکن دارای تعقل و تفکر نبوده و دارای دنیای مخصوص به خود میباشد . می بینند و می توانند گام بردارند ولیکن نمی توانند در مسائل وتصمیمات اجتماعی سهیم باشند و از نظر بینائی و شنوائی و

انجام کارهای فیزیکی عادی مشکل ندارند واگر به این قشر آموزش داده شود میتوانند بعضی از اعمال و رفتارهای اجتماعی را با تمرین فرا گرفته و در زمان لازم انجام دهند .
این قشر را نمی توان باید دوگروه معلولین در یک مجموعه قرارداد .

گفتار دوم :

نیاز های معلولین جسمانی در خانه و شهر
همانگونه که گفته شد معلولین به سه گروه کلی تقسیم می شوند که در ذیل مختصری از رفتار وحالات آنان بازگو می شود :

  1. معلولین قادر به راه رفتن هستند .
  2. معلولین قادر به راه رفتن نیستند
  3. معلولان ذهنی .

1-معلولین قادر به راه رفتن هستند

این گروه از معلولین برای انجام حرکات دست و یا صورت و یا گردن و بطور کلی بالا تنه دارای مشکل هستند ولیکن میتوانند ببینند و محیط را تشخیص دهند و قدم بردارند نیاز به کسب آموزش جهت انجام امور زندگی خصوصی خود دارد و با توجه باینکه از نظر پیمایش مشکلی ندارد میبایست نسبت به تمهیدات خاصی فضایی با نظر مددکاران وآموزش دهندگان ایجاد نمود .

2-معلولین قادر به راه رفتن نیستند

این گروه از معلولین برای انجام حرکات دست و یا صورت و یا گردن و بطور کلی دارای مشکل هستند ولیکن می توانند ببینند و محیط را تشخیص دهند ونمی توانند قدم بردارند که نیاز به کسب آموزش جهت انجام امور زندگی خصوصی خود دارد و با توجه باینکه از نظر پیمایش مشکلی دارد میبایست نسبت به تمهیدات خاصی فضایی با نظر مددکاران و آموزش دهندگان ایجاد نموده تا زندگی برای این قشر پر از امید گردد و این قشر خود را جا از جامعه حس نکنند . این قشر بیشتر با ویلچر به تنهایی و یا با کمک همراه حرکت می کنند

3-معلولان ذهنی

این نوع معلولین بستگی به نوع معلولیت می توانند ببینند و بشنوند و راه بروند ولیکن نمی توانند مطالب را بیاموزند که در این مورد نیز بستگی به نوع معلولیت ذهنی توسط متخصصین و مدکاران مسایل اویه زندگی به آنان آموخته خواهد شد .

جمع بندی ناتوانی ها

در موارد فوق سخن ومطلب بسیار و تصور می شود بهتر است ادامه سخن وبحث را به متخصصان مربوطه ومددکاران واگذار تا با توضیحات خود صاحب دانشی بیشتر گردیم .

وظیفه معماران و شهرسازان چیست :

اصل کلی آنست که باید پذیرفت شهر مال همه است و همگان باید از آن استفاده کنند .
معلولان درون خانه وشهرچه گونه باید حرکت و زندگی کنند و در شهر چه امکاناتی برای این قشر درنظر گرفته شده است .
باتوجه به شناخت اجمالی از معلولان ونوع آن وظیفه ای برای معماران و شهرسازان تعیین می شود و آن اینست که چه فضایی ایجاد کنیم که معلولان بتوانند زندگی حدودا" عادی انجام دهند .

نکته : باتوجه به نوع معلولیت میتوان گفت که باید ابتدا نوع معلولیت را شناخت و سپس برای آن چاره اندیشید .
وظیفه معماران و طراحان شهری است که در این موردمطالعه ونسبت به طراحی سکونتگاه برای آنان اقدامات لازم انجام دهند .
شهر از واحد های مسکونی وتجاری وسایرفضاها تشکیل شده است و باید در مورد هریک از مکانها چاره ای برای این عزیزان اندیشید تا تمام قشرها ساکن در آن بتوانند ازآن استفاده کنند .

با نابینایان می توان براحتی با کلام ارتباط بر قرارکرد و نشانه ها را برای آئان تعریف نمود و نابینا ن آن را در ذهن خود حک میکند و درهنگام مقتضی آن را به یاد آورده و بدان عمل می کنند
در واحد مسکونی مورد استفاده یک نابینا باید نسبت به در نظرگرفتن فضاهای هدایت کننده اقدام نمود که این فضا ها توسط یک معمار طراحی می شود.معمار است که زندگی یک نابینا را به زندگی عادی تبدیل می کند وعشق زندگی را در دلش می پروراند .در یک پلان معماری برای این قشر باید از تقاطع ها و گوشه های تیز پرهیز نموده و باید سمت حرکت طوری در نظر گرفته شود که یک نابینا با حداقل کمک از دیگران بتواند اعمال خود را انجام دهد .

از یک نابینا انتظار آشپزی نباید داشت زیرا انجام آشپزی نیاز به رویت و تمرکز دارد ولیکن درمورد انجام سایرحرکات شاید بتوان ازاین قشر در انجام سایرکارها با بهروری بالاکمک گرفت .
معماری برای این قشر بصورت هوشمند باید طراحی شود زیرا این قشر دارای حواسی قوی مخصوصا" حس شنوائی بسیار قوی بوده و میتواند با صوت های مخصوص نسبت به انتخاب تعیین جهت به فضاهای مورد انتخاب اقدام نماید .
نابینایان با عصای مخصوص و هوشمند در دست میتوانند محدوده حرکتی خود را شناسائی کنند و مسیر را با ذهن خود تعیین و طی طریق کنند و با حرکات دست و عصا و یا چوبدستی ناهمواری ها را تشخیص میدهد . در ارتباط با فضای شهری باید طراحان شهری تمهیدات لازم در مورد استفاده این قشر از پیاده رو ها و محل های تلاقی با خیابانها و عبور از نهرها بیاندیشند .
با پیشرفت علوم مخصوصا" در زمینه هوشمند سازی به نتایج مطلوبی برای این قشر دست یافته اند .

اقدامات انجامی برای این قشر توسط نهادها و ادارات و ..
شهرداریها ویا نهادها و .. برای قشرنابینا در وسط پیاده رو یک ویا دو ردیف موزاییک آجدار طولی ویا سنگ با برآمدگی های متفاوت بادیگر قسمتها فرش نموده وتصور میشود که این مسیرمعلول است که بانگرش وبینش دیگر چندان صحیح درنظرگرفته وبنظر نمیرسد مفیدباشد زیرا اکثر این مسیرها به تقاطع ها و انهار رسیده و رها شده اند و درحالت خاص فقط با عصا و یا کمک سایرین قابل پیداکردن برای نابینا است و هیچگونه اثری از تکنولوژی جدید و متداول در سایر کشورها در راستا دیده نمی شود

ما نخواستیم هدیه جدیدی به این قشر بدهیم ما نخواستیم فکر نو و جدیدی که بتواند همپای سایر مسائل فنی و تکنولوژی برای این قشر از جامعه ارائه کنیم .از زمان عصای سفید برای نابینایان در ایران دیگر اثری از به روز نمودن وسائل رفاهی و زندگی برای این قشر درنظر گرفته نشده است .

درشهرمشکلات بسیار توسط ما برای آنان بوجود آمده است بعنوان مثال عدم دسترسی مترو برای این قشر و حتی در بعضی از ایستگاه ها که حتی برای سالمندان غیر ممکن است چگونه میتوان چندین پله را طی نمود و سپس به پله برقی رسید این پروسه حتی برای عامه مردم خسته کننده می باشد .امکان سوارشدن در اتوبوس برای معلولان وجود ندارد وایستگاهای اتوبوس فاقد رامپ جهت دسترسی این عزیزان است ..

در کشورهای اروپایی و امریکایی و حتی برخی کشورهای آسیایی برای این عزیزان در اتوبوس جایگاه مخصوص در نظر گرفته شده و اشخاص دیگر بخود اجازه استفاده از آن را بخود نمیدهند و ما این پارامتر را نیز نادیده گرفته ایم .
ما درایران برای این عزیزان چه کرده ایم فقط در وسط چند پیاده رو در خیابانهای اصلی آنهم بطور نمایشی نوعی دیگر فرش کف نموده ایم وبرای آنان مسیر مشخص نموده ایم .

معلولان نیاز به عطوفت مرئی دارند عطوفتی که کلامی و اخباری نباشد. عطوفت اجتماعی و برخورد انسانی نیاز دارند.
باید نگاه متفاوت این قشر با قشر ظاهرا" سالم باید از بین برود .
در زمانهای دورکسی که نیازبه عینک داشت برای جلوگیری از تمسخر عینک خود را پنهان می کرد ولیکن این فرهنگ یعنی فرهنگ استفاده از عینک در جامعه جاافتاد .

عده ای برای درست شنیدن نیاز به سمعک دارند که این نیز در جامعه دارای جایگاهی مطلوب نمی باشد و برخورد اکثریت جامعه با این دو نمونه چندان مطلوب نیست بطور مثال اگر کسی در دید خود اشتباه کند اورا نابینا ( کور) خطاب می کنند و اگر دیگری بنا به دلائلی سخنی را بدرستی نشنود او را کر ( ناشنوا ) خطاب می کنند و مواردی دیگر ازآن .
چه باید کرد که فرهنگ همزیستی با معلولان با هر طبقه بندی به درستی انجام پذیرد .

نتیجه گیری و راهکارهای پیشنهادی :

باید فرهنگ همنشینی با معلولان در جامعه به طور اصولی پیاده و همزمان با برنامه ریزی رفع نیازهای آنان مد نظر قرار گیرد .
باید آنان را از خود بدانیم . باید آنان را سهیم در شهر و خانه خود بدانیم . باید اصولی تر از تعیین معیارها اقدام نماییم .

باید از خلاقیت ها وتکنولوژیهای جدید در طراحی ساختمانها و شهرها اقدام و فقط به چند پیاده رو در شهر و یا چند آسانسور در مترو و یا تعیین عرض کریدورها و یا ذکر ابعاد آسانسورها در اماکن مختلف اکتفا نکنیم .
باید این قشررا همچون خود بدانیم و هرچه برای خود می خواهیم برای آنان نیز بخواهیم .
سخن بسیار است وبه سخن مختصر فوق در این بخش وبا شعری از سعدی بسنده می شود .

بنی آدم اعضاء یکدیگرند
که در آفرینش زیک گوهرند

بیژن علی آبادی

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید