Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :8998

تاملی بر شهرسازی دوره پهلوی اول (مقالات گذشته-1386)

جنبش تجدد خواهی در ایران که با شکست مشروطیت، از اصلاحات پایین به بالا ناامید شده بود، تمرکز قدرت رضاخانی را مرکبی مناسب برای خواست هایش دید. تجدد خواهی اقتدارگرا برای نوپردازی نیازمند طرح بود و قانون؛منبع مالی و مجری .

دیوانسالاری پهلوی در شهرسازی برای پاسخگویی به این نیازها، بلدیه را فربه کرد تا شهر طراحی شده جای شهر ارگانیک را بگیرد که این را لازمه تجدد می دانست و آن را نماد عقب ماندگی. این چنین بود که شهرسازی نو به پشتوانه نظری چهار گرایش فکری اصولگرا، بوم گرا،نوواره  و نوپردازانه در عمده بلاد مملکت به اجرا درآمد. هرنگرش در مقام اجرا از بیان معماری خاصی بهره می برد: تهران زدگی،باستان گرایی، سبک کلاسیک اروپا و معمار یمدرن. شهرسازی اینک زبانی نو برای محاوره برگزیده بود. واژگان شهری چون خیابان،فلکه، بازار، تجهیزات شهری،ادارات،مدارس،کارخانجات، شرکت ها و پارک های ملی در واژه نامه شهرسازی ایران دستخوش تغییر شدند. این مفاهیم با گرامری متفاوت سامان یافتند. دستور زبان جدید شهرسازی بر این اصول بنیان یافت: خیابانهای طبیعی،الگوی قرن نوزدهم اروپا، توسعه شطرنجی،منطقه بندی و فرسوده انگاری بافت کهن. طبیعتا مردم نیز در مقام مخاطب متون شهری جدید، خوانشی متفاوت از شهر در ذهن خود داشتند که این نشانگر دگرگونی سیمای شهر در دوره مورد مطالعه است.

این نوشتار عزم آن دارد تا روایتگر تاریخ معاصر معماری و شهرسازی ایران باشد. ضرورت چنین نگاه تاریخ نگارانه ای به معماری و شهرسازی معاصر یکی از زوال منابع شفاهی و دیگر فراهم آوردن بستری است که به اتکای وثوقش، بتوان این میراث را به تحلیل و نقد نشست. بدین ترتیب می توان ماحصل کاوش ها و تحلیل های تاریخی موجود از معماری و شهرسازی ایران را در قامت یک جغرافیای محلی به کنکاش گذارد. برای نیل بدین مقصود ابتدا دیدگاه های شهری و معماری دوره پهلوی اول تبیین و در ادامه مصادیق این اصول در شهر یزد ارائه شده است. مطالعات کتابخانه ای مربوط به یزد، منبعث از سفرنامه ها، یادداشت ها و خودزینامه هایی است که از آن دوران به جا مانده. نهایتا زبان شناسی معماری و شهرسازی دوران پهلوی اول در قالب واژه نامه و دستور زبان شهری معرفی و در بخش سیمای شهر، یک قرائت از متن شهری یزد بازخوانی شده است.

1- بستر اجتماعی

کودتای سوم اسفند 1299،نقطه پیوند جریاناتی است دلسرد از مشروطه در نیل به اهدافش و خسته از هرج و مرج و ناامنی کشور،چه تجددخواه چه اصول گرا،چه ایرانی و چه انیرانی[1]. اقتدار ناشی از سازمان دیوانسالار و نیروی نظامی قاهر رضاخان، برای جامعه امنیت و نظم به ارمغان می آورد و برای او، تمرکز قدرت. ناکامی در تجدد از پایین به بالا منجر به دیکته شدن همان خواست بود در ظاهر تجدد مآبانه پهلوی اول ما این بار از بالا به پایین. خواست مردم اقتدار بود و تجدد و این دولت ، پرچمدار نوگرایی بود (جابری مقدمف290،1384).

دیگر بالا و پایین اهمیت نداشت.

در یزد نیز گرایش عامه همین سمت و سو را داشت. حتی گرایش روشنفکری با مشاهده اغتشاش حاصل از سی مرتبه تغییر حکومت محلی در بیست سال پس از مشروطه،اقتداری از جنس ناصرالدین شاهی را می طلبید(که در 50سال سلطنتش تنها 24مرتبه فرمانداری یزد تغییر کرد.) (آیتی ، 398،1317).

رضاخان پهلوی باز تولید این اقتدار بود.

اینچنین است که «ارزش ها و معیارهای غربی وقتی به ایران رسید به جامعه ای وارد شد که خود در تلاش برای نوسازی خویش بود. تلاش در جهت بازبینی ارزش های خود بر مبنای شرایط تاریخی درونی ... بنابراین جامعه از سویی تحت تاثیر عوامل درونی اقدام به تغییر خویش کرده است و در این تغییر به شیوه هایی که خود می شناسد گام بر می دارد و از سویی دیگر این تغییرات تحت تاثیر عوامل برونی استحاله یافته و دگرگون می شود. نوگرایی خمیرمایه اصلی این دگرگونی است.... شهر همچون همیشه مکا تبلور کالبدی نووارگی و نوگرایی،نوسازی و تجددطلبی می گردد(حبیبی،12،1384).

2- پایگاه نظری

دوره مورد مطالعه را می توان «مقطع اقدام و اجرا» دانست (صفامنش،  247،1378). طبیعی است که این نگاه عمل گرا [2]به تجدد، باید در بادی امر مجهز به یک دستگاه فکری فربه باشد و این بار « نه بر اساس تحریف شریعت که بر مبنای تفسیر خواست های اعلان شده در قانون اساسی 1286» (حبیبی، 150،1382). پیدایش جریان روشنفکری مؤثر (با افرادی چون علی اکبر خان داور ، علی اصغرخان حکمت...) بنیه نظری اقدامات پیش رو را اقوام می بخشد (جابری مقدم، 292،1384). بسط این نظریات را می توان چه در اندیشه فرهنگ گرایان[3] و چه نوآوران[4] این چنین دسته بندی کرد(حبیبی،1384و1383):

  1. اصول گرایان: نحله ای که به فرهنگ ملی،تاریخی، ایرانی و علوم اسلامی نگاه داشته و تلاش در پیوند مدنیت ایران و مدنیت جهان روزگار خود دارند (مانند سیدنصرالدین تقوی و بدیع الزمان فروزانفر).
  2. بوم گرایان: جریانی که باور دارد می توان دستاورد علمی فرنگ را مبنا قرار داد و معارف قدیم را با آن در هم آمیخت. منشاء این تفکر را که سعی دارد با آموزش جدید جامعه را دگرگون کند، می توان در فارغ التحصیلان دارالفنون جست (نظیر غلامحسین رهنما و علی اکبر دهخدا).
  3. نووارگان: گروهی که در مدارس خارجه تحصیل کرده اند و به نوگرایی می اندیشند (نظیر رضازاده شفق،عیسی صدیق، امیراعلم و لقمان الدوله ادهم).
  4. نوپردازان: اندیشه ورزانی که چاره کار را فرنگی مآب شدن مملکت می دانند اصل را بر تغییر شکل می دهند و محتوا را تابع آن می شناسند(نظیر علی اصغر حکمت،علی اکبر داور،تیمورتاش و سیاسی).

3-شهرسازی قانون مدار

تجددخواهی توتالیتر برای نیل به منویات نوپردازانه اش،ناگزیر به تناور کردن نظام دیوانسالاری است. شهرهای ایالتی که تا پیش از این در رابطه ای نیمه مستقل با مرکز به سر می بردند،تنها در رابطه وابسته جدید خود می توانند مجری بروکراسی دولت قاهر باشند(حبیبی،164،1383). فرمانداری یزد نیز در راستای همین نیاز، دارالاماره خود را در موقعیت قلعه حکومتی قدیم، توسعه داد.

پیرو رویکرد بروکراتیک پهلوی، شهر چه به عنوان مظهر کالبدی تفکر رایج زمانه و چه به عنوان بستر تحولات پیش رو،برای سامان یابی در اواویت قرار گرفت. هرگونه ضابطه مندسازی شهری لاجرم به انقطاع از توسعه اندام واره[5] می انجامید. از طرفی با جدیت یافتن مساله مالکیت خصوصی[6]، ضرورت تدوین نظام شهری جدید بیش از پیش عیان شد. اینچنین بود که برای جاری شدن مداخلات ارادی یک تفکر در شهر، خلاء هایی نمایان گشت: نیاز به مجری،نیاز به منبع مالی،نیاز به تخصص ، نیاز به قانون و نیاز به طرح.

بلدیه، ارگانی بود که در سال 1300 در پاسخگویی به این ضرورت ها دوباره آغاز به کار کرد. نگاهی به ادارات وابسته به بلدیه در بدو بازگشایی اهمیت آن را نمایان می کند: اداره صحیه، اداره امور خیریه، اداره تفتیش، احصائیه، سجل احوال، عواید بلدی، ساختمان ،میاه و ... حتی در تهران انجمن بلدی پیش بینی شد که با رای ساکنین انتخاب می شدند (محبوبی اردکانی، 136،1376).

بلدیه یزد در سال 1309 مقارن با سفر رضاشاه به یزد با کادری انگشت شمار به وجود آمد که سرآغازی شد بر تغییراتی بنیادین در سیمای شهر(طاهری،23،1317).

برای تامین بودجه طرح های شهری قانون مالیات مستغلات در سال 1309 به تصویب رسید. همان سال مالیات نقلیه نیز افزایش یافت. افزون بر آن سنگفرش کردن کوچه ها، توسط مالکین صورت می گرفت (صفامنش،259،1378).

بلدیه،در نخستین سال تاسیسش به منظور جبران نیروی متخصصناکافی ، مدرسه ای برای تربیت کارشناسان فنی برای تهیه نقشه های ساختمانی و کارهای متره و برآورد در مدرسه دارالفنون بنیان نهاد و این تاریخ آغاز آموزش رسمی معماری در ایران شد[7]. دفاتر و شرکت های نقشه کشی و ساختمانی خصوصی در سال 1307 همزمان با اعلان نخستین سلسله قوانین نماسازی، رونق گرفت ( صفامنش،258و260،1378). از طرفی قانون سال 1307اعزام دانشجو به خارج از کشور برای آموختن فن مهندسی و معماری نو و نیز بهره گیری از تخصص مستشاران نظامی(مثلا در نقشه 1316 تهران) نیاز شهرسازی جدید به متخصص را تا حدی التیام می داد (حبیبی ،1382، 165و204). در یزد نیز بسیاری از طرح های مهندسی توسط متخصصین خارجی انجام می گرفت چنان که یک مهندس روس تبعید شده، سیم کشی برق یزد را در حوالی سال 1308 انجام داد(محبوبی، 1368،447).

فرد ریچاردز[8] در سفر خود به یزد هرگاه قصد طراحی از ساختمان های قدیم را داشته با نگرانی مردم که او را یک مهندس و یا معمار می پنداشته اند، مواجه می شده:

این امر طبیعی بود، چه ایرانیان افراد خارجی را برای این قبیل کارها استخدام می کردند. در ایران راجع به این قبیل امور حتی با صاحبان خانه و املاک نیز مشاوره و مذاکره نمی شود و هیچ گونه غرامتی نیز به آنها پرداخت نمی شود . بنابراین ایجاد یک جاده جدید موجبات نگرانی شخصی را فراهم می کند که ممکن است خانه و یا قسمتی از ملک خود را برای عریض کردن خیابانی در مرکز شهر از دست بدهد(قلمسیاه،211،1375).

ضوابط و قوانیناجرای طرح ها نیز با گذر زمان فربه تر شد: در سال 1307بلدیه اعلام کرد مغازه داران درب ها و پنجره های دکان های خود را با نوع شیشه ای آن جایگزین کنند. در همان سال نخستین قوانین نماسازی در خیابان های تعریض شده را اعلام نمود. طبق این مقررات، ارتفاع دیوار حداکثر 3متر، بنای یک طبقه 3متر و دو طبقه 5/8 متر تثبیت  و نوع مصالح نماسازی آجرتراش یا قزاقی با ازاره پاسنگ تعیین گشت. طبق مهم ترین سلسله مقررات نماسازی در سال 1311، احداث بنا در جبهه معابر عمومی بدون کسب جواز کتبی از بلدیه ممنوع اعلام شد. مالکین موظف گردیدند نمای ساختمان را به وسیله معمار نقشه کش در دو ورقه ترسیم و به بلدیه ارائه کنند تا با تطبیق با نقشه مصوب، جواز آن صادر گردد. در این مقررات احداث بنای خشتی، چینه ای و کاهگلی با ممنوعیت مواجه شد(صفامنش،256،1378). در سال 1312« قانون تعریض و توسعه معابر و خیابان ها» به عنوان چارچوب اصلی اقدامات شهرسازی تصویب شد که بارها برای افزودن به قدرت اجرایی آن مورد تجدید نظر قرار گرفت. نخستین گروه دانشجویان اعزامی بازگشته از خارج کشور، متاثر از ترکیب فضای شهری اروپایی در سال 1318«قانون آیین نامه پیش آمدگی در گذرگاه ها» را پایه گذاری و تصویب کردند. با اجرای این قانون ساختمان های مشرف به بدنه خیابان با اعمال ضوابطی بی تفاوت به محلات کهن پشت خود، نقاب تجدد زدند(حبیبی، 1382،164-167).

بدین ترتیب نقشه خیابان های یزد نیز همزمان با انتصاب فرماندار جدید و تحت تاثیر ضوابطی اینچنین در سال 1310تهیه شد(قلمسیاه، 1370).

4-گویش شهری دوره پهلوی اول

4-1- واژه نامه شهری

عناصری که به عنوان واژگان شهری پهلوی مورد محاوره قرار گرفت بدین شرح اند: خیابان ها، فلکه ها، بازار، تجهیزات شهری و عناصر جدیدی چون ادارات، مدارس کارخانجات، شرکت ها و پارک های ملی.

خیابان ها:به عنوان محمل پیاده شدن طرح های شهری این دوره، چنان واجد اهمیت اند که نخستین نقشه دگرگونی تهران در سال 1309 به عنوان« نقشه خیابان ها» شناخته می شود. کوی و کوچه و راسته بازار و دربند به عنوان شالوده چند عملکردی بافت و شکل دهنده لبه های اجتماعی و فرهنگی و ذهنی تقسیمات کالبدی قدیم ناگزیر جایش را به خیابان می سپارد. عنصری مسلط، مختص تردد و لبه عینی تقسیمات نوین اقتصادی و سیاسی(حبیبی ، 163،1382).

خیابان های یزد بدین ترتیب بافت کهن و زندگی کهنه را درنوردیدند:

  • بخش نخست خیابان پهلوی[9] از دارالحکومه تا 200 متر به سمت مرکز شهر در سال 1307 (آیتی ، 403،1317).
  • خیابان پهلوی از دارایی تا فلکه پهلوی[10] در سال 1314.
  • خیابان شاه[11] از میدان امیر چخماق تا میدان شاه در سال 1322.
  • خیابان کرمان[12] حد فاصل فلکه پهلوی و میدان مارکار در سال 1323.
  • خیابان ثریا [13]پشت تکیه امیر چخماق به طرف شرق در سال 1325.
  • خیابان پهلوی به طرف شمال در سال 1325(قلمسیاه،1370).

فلکه ها:میدان سازی در محل تقاطع خیابان های یاد شده، از دیگر واژه های شهرسازی پهلوی است(صفامنش،255،1378).

شهرسازی دوره پهلوی اول

میادینی هندسی با عملکردی که بیش از آنکه محل اجتماعات مدنی باشد، تردد را جواب گوید. و بدین ترتیب «فلکه»  به خانواده گره های شهری ایران اضافه میشود. سه نمونه مهم این میادین در یزد فلکه پهلوی[14]، فلکه مارکار و فلکه باغ ملی است .(تصویر شماره 1).

شهرسازی دوره پهلوی اول  

بازار: برای هماهنگی با نیازهای گردش سرمایه. بازار کهن باید عرصه را خالی کند و با اولین انتقال فضایی، خود را هرچه عریان تر در جداره خیابان های تعریض شده به نمایش بگذارد تا «زمان بازار» به اطوار زمانه جایگزین «مکان بازار» شود( حبیبی، 163،1382) شهرسازی شتابزده پهلوی این اقدام را با تعریض گذرهای داخل بازار تسریع و تسهیل می کند تا حجره های خموده قرار گرفته در جداره نو، جانی دوباره بگیرند و دکان های کم رونق داخل بازار قدیم، در بستر حاشیه ،احتضار را انتظار بکشد. بازار حاشیه خیابان شاه یزد به این قیمت، رونق گرفت. خیابان های پهلوی و کرمان نیز بدنه تجاری که امروزه سنتی تلقی می شود را از آن روزگار به میراث برده اند.

عناصر جدید شهری: این عناصر شامل ساختمان های دولتی، فرهنگی،آموزشی،صنعتی،بهداشتی،پارک ها و تجهیزات شهری است که در ادامه تشریح می شوند:

عمارت ها و ساختمان های دولتیجدید (دارایی، وزارت خانه ها، دادگستری، پستخانه، شهربانی،بانک ملی و ...) در پایتخت از تعدد و تنوع بیشتری برخوردار بودند، اما در مقیاس یزد نیز می توان بسیاری از این مفاهیم را برشمرد که در منولوگ شهرسازی پهلوی متضمن معنایی جدید بودند: ساختمان های فرمانداری،شهربانی، ژاندارمری و چند ساختمان فرهنگی در شمال شرقی شهر در مکان ارگ قدیم(کاوه،20) . و همین طور اداره های مالیه[15](دارایی) و سجل احوال در همان محدوده(تصویر شماره 2).

احداثساختمان های فرهنگیدر یزد خصوصا مدارس، در زمان قاجار با دشواری بسیار همراه بود. هرچند در دوران مشروطه تا حدی در معرض توجه قرار گرفت اما با بالندگی اداره فرهنگ در دو دهه اول قرن است که مجال شکوفایی بیشتری یافت:

احداث چاپخانه و کتابفروشی گلبهار در سال 1305(آیتی ، 1317،413و429)افتتاح نخستین سینما [16]در سال 1314، بنیاد نهادن انجمن ادبی و پرورشگاه ایتام در 1315(مسرت،1371،556).

علی رغم وجود مکتب خانه ها و مدارس قدیم در یزد تا سال 1306 دبیرستانی به عنوانمرکز آموزشیحرفه ای در شهر وجود نداشته. تا 6سال بعد یک دبیرستان کامل به بهره برداری می رسد. دبیرستان کیخسروی در سال 1305 و دبیرستان دخترانه ایزد پیمان در سال 1306 از توسعه دبستان قدیم شکل می گیرند. دبیرستان دولتی ایراندخت نیز در سال 1312 تاسیس و تا سال های 19-1318 دانشسرای دختران به آن افزوده می شود. دبیرستان مارکر دیگر مدرسه مهمی است که به صورت ملی در سال 1312 احداث می گردد. در سال 1313 علی اصغر حکمت دبیرستان دولتی ایرانشهر را افتتاح می کند که در سال 1317 به بهره برداری نهایی می رسد(تصویر شماره 3). مجموعه می توان احداث هشتاد و شش دبستان و دبیرستان ملی و دولتی زیر نظر اداره فرهنگ یزد را تا سال 1317،برشمرد(کاوه،43-15)(آیتی،1317،16-412)(تصویر شماره 3).

شهرسازی دوره پهلوی اول

متعاقب اهتمام دولت برای ترویج عناصر صنعتی جدید[17] کارخانه کش باف گرجی یزد نیز در سال 1302 تکمیل و به جدیدترین آلات و ابزار مجهز شد(طاهری،211). سومین کارخانه نخ ریسی ایران کارخانه اقبال یزد است که در سال 1310 دایر شد (تصویر شماره4). کارخانه درخشان و هراتی یزد چهرمین و پنجمین این گونه کارخانجات در ایرانند که در سال های 1312 و 1314 گشایش یافتند (محبوبی،1376،105-103)(تصویر شماره 4)

شرکت های تجاری[18] و بانک های [19]عدیده ای نیز در سایه امن سرمایه گذاری این زمان در یزد پاگرفتند.

شهرسازی دوره پهلوی اول

به منظور ساماندهیعناصر بهداشتی،بهداری یزد در این دوره رشد چشمگیری می کند به طوری که بیمارستان پهلوی (فرخی) با ظرفیت متوسط 200نفر در روز احداث می گردد (همان،219). احداث زایشگاه بهمن(تصویر شماره 5) و دواخانه سررتن تاتا در سال 1316 را می توان در همین راستا تعبیر کرد(آیتی،1317،416).

از دیگر عناصری که در حیطه فعالیت بلدیه محسوب می شد ایجادپارک های عمومیبود. نخستین پارک عمومی پایتخت با عنوان باغ ملی در سال 1307 و در نیمه غربی میدان مشق احداث شد(صفامنش،1378،259). باغ ملی یزد در ضلع شمالی میدان تازه تاسیس با همین نام و در مکان یک گورستان قدیمی قرار گرفت(گلشن،1384،62و58).

تجهیزات شهری نیز در تکامل زبان شهرسازی پهلوی معنایی نو می یابند: سیم کشی و روشنایی خیابان ، تسطیح خیابان ها و شوسه کردن راه ، دائر نمودن چراغ برقی،مشخص نمودن ماموران تنظیف(سپور) بر عهده بلدیه قرار می گیرد(محبوبی،1376،135-139). بدین ترتیب کارخانه برق یزد برای پوشش دادن روشنایی شهر در سال 1309در خیابان تازه تاسیس پهلوی احداث شد. اولین مکانی که روشنایی جدید را در یزد تجربه کرد میدان امیرچخماق بود. به تدریج سراسر شهر سیم کشی شد اما برق شهر تنها تا ساعت 9شب تامین بود. نهایتا در سال 1316 این کارخانه توانست برق کم وگرانی به شهر ارزانی دهد(محبوبی،1368،477 و گلشن 51،1384).

در رویای کریم خان بوذر جمهوری (هنگام کفالت بلدیه تهران) در شبیه کردن تهران به شهرهای اروپایی، خدمات شهری جایگاهی مهم دارد.[20] ساختن پیاده رو،کف سازی و جدول گذاری دوسوی خیابان،احداث آبرو سنگفرش و حوض های مخصوص آب پاشی خیابان،ایجاد سیل برگردان،تعمیر قنوات و کابل کشی زیرزمینی در پایتخت،تحقق عینی بخشی از این رویاست. در یزد مهم ترین اقدامی که می توان سوای موارد فوق برشمرد احداث شرکت آب و حفر چاه های آرتزین (قعری) در فاصله سال ها ی19-1317 است(آیتی،425،1317).

4-2-دستور زبان شهری

واژه نامه فوق بخشی از ادبیات شهری دوره پهلوی اول را نشان می داد. مهم تر از آن اما دستور زبانی است که بر شهرسازی آن دوره حاکم است. قواعد عمده استخراج شده از این لهجه جدید شهرسازی ایران بدین شرح است:

1- خیابان های صلیبی:این شیوه به دنبال تصویب نقشه خیابان ها و بی هیچ احترامی به ساختار کهن،نخستین بار با خیابان های بوذر جمهوری و خیام در تهران ساختار نوینی را به شهر تحمیل می کند. و چون الگویی فارغ از مکان،چهره سراسر شهرهای کشور را مصلوب می نماید(حبیبی،162،1382).

آنچه این اقدام را در شهر یزد فاجعه بار می کند. قرارگیری مرکز ثقل خیابان های صلیبی (خیابان پهلوی،شاه و سید گلسرخ) بر دو فضای عمومی ارزشمند میدان شاه و حسینیه امیر چخماق (تصاویر 6و7)و نابودی آن است (توسلی ،51،1371) و آنچه باز از این قابل تامل تر می نماید استقبال جامعه روشنفکر یزد است از این نماد تجدد.[21]

2- الگوی قرن نوزدهم اروپا :جانمایی عناصر شهری، تابعیت ساختار فضایی از نظام محورها،میدان های متقارن و نماسازی شده در تقاطع خیابان ها،الگوی تقارن و مدول از استخوان بندی شهر تا اجزاء و احداث بلوارها و خیابان های درخت کاری شده؛ عناصر گرته برداری شده از شهرسازی اواخر قرن نوزدهم اروپاست (صفامنش،255،1378).

شهرسازی دوره پهلوی اول

شکل عملیاتی این گرایش شهرسازی را در یزد چنین است: کاشتن بذرهای بید انجیر و شاهدانه در دو سوی خیابان پهلوی به جای درخت،احداث برج یادمانی ساعت در مرکز میدان مارکار در سال 1321(کاوه،23و43). درختکاری میدان امیرچخماق (تصویر شماره 8) و میدان شاه، جداره سازی و جدول گذاری خیابان پهلوی،احداث آب نما و بعدها نصب مجسمه شاه در میان فلکه پهلوی،ساختن طاقنما به الگوی کلونادهای مدولار میادین اروپا در اطراف فلکه یاد شده،...(تصویر شماره 1).

3- توسعه شطرنجی:بافت شطرنجی توسعه که در طرح 1316 تهران، پیاده شد به نحو بارزی متاثر از «جنبش معماری و شهرسازی مدرن» بین المللی است(حبیبی ، 165،1382).

شهرسازی دوره پهلوی اول

ایده ای که از بسط طرح چلیپایی ایجاد شد و توسعه آتی شهر یزد را نیز دربرگرفت: احداث خیابان های ایرانشهر(شهید رجایی) در سال 1334،خیابان فرح(مطهری) در سال 1339،امیرآباد (انقلاب ) در سال 1341، بلوار شاهنشاهی (شهید صدوقی) در سال 1347 و بلوار شاه رضا (امامزاده جعفر) در سال 1348 در قالب همین توسعه شطرنجی است که با تکثیر صلیب اولیه ایجاد می شود(قلمسیاه،1372).

4-منطقه بندی: جدایی عملکردهای شهری آن دوران بنابر نوعی منطقه بندی کم و بیش نامنعطف نیز متاثر از همان جنبش بین المللی معماری مدرن و الگوی شهرصنعتی است. از این جمله احداث مناطق اداری، نظامی و اقتصادی در دل شهر کهن را می توان نام برد. بدین ترتیب در طرح سال 1316 مکان دانشگاه تهران، بیمارستان، ایستگاه راه آهن و کارخانه در ورای بافت موجود پیشنهاد می شود(حبیبی، 1382، 168و166). تبلور این تفکر در شهرسازی یزد، ساخت خطی تجاری در بر خیابان، محدوده خاص اداری در موقعیت ارگ قدیم،و خارج شدن بیمارستان و کارخانجات از محدوده شهر است(تصویر شماره9).

شهرسازی دوره پهلوی اول

5- فرسوده انگاری بافت کهن و نگاه موزه ای به تک بناها:در خلال سال های 20-1310 طرح های مختلف مداخله ارادی در بافت کهن شهر پیاده شد و از آنجا که رویکرد این طرح ها به شهر چون محملی برای گردش سرمایه و کالا بود،اندام موجود شهر فرتوت انگاشته شد. بدین ترتیب 70% از سطح ساخته شده تهران،تخریبی تلقی گردید(عزیزی،39،1379). همین کهنه پنداری بافت کهن است که در خیابان کشی شهر

یزد،درنگی و تاملی برای حفظ برخی فضاهای مهم شهری و معماری قائل نمی شود، چرا که هرچه هست تخریبی است و آنچه اهمیت دارد سرعت است و سهولت (تصویر شماره 9). اما هرچه نگاه نوواره شهرسازی پهلوی به بافت کهن با بی مهری است، تک فضاهای معماری مشمول اعتنای بیشتری می شوند که از مظاهر این نگاه، تاسیس اداره عتیقه جات و سازمان حفاظت آثار ملی در سال 1304 است(عزیزی، 40،1379). حفظ بنای کاخ گلستان، شمس العماره و تکیه دولت در خلال تخریب کامل محله کهن ارگ و کاخ های دوران قاجار، زاده این تفکر موزه ای جنبش مدرن است(حبیبی، 165،1382). مرمت کارشناسانه مسجد جامع کبیر از سال 1324 (قلمسیاه، 1370) و احداث خیابانی عریض با محوریت آن، همین رویکرد را در شهری چون یزد گواهی می دهد(تصویر شماره 10).

5-سیمای شهر در دوره پهلوی اول:

سیمای شهر[22] نه به کالبد شهر که به تصویر آن در ذهن مردمان اطلاق می شود(لینچ،1372). این ادراک محیطی[23] که در تعامل انسان و محیط به شکل تصاویر ذهنی[24]ثبت می شود ممکن است مخدوش،غیرواقعی،ناخوانا و بعضا نادرست باشند. آنچه از شهر در ذهن مردمان نقش می بندد با ذخیره اطلاعات جدید به صورت پویایی در حال تکامل و تصحیح خویش است(بحرینی،306،1382).

شهرسازی دوره پهلوی اول

برای دستیابی به سیمای شهری دوره پهلوی اول پیاده کردن متد لینچ ممکن نیست. اما می توان با بررسی اسناد موجود از آن دوران تا حدودی به شاکله شهر نو در قیاس با شهر پیش از خود در ذهن مردمان پی برد.

دکتر جلال گلشن تصاویری ارزنده از آنچه خود« صورت ظاهر یزد آن چنانکه در خاطرم مانده» نام می نهد ، ترسیم کرده است. این تصاویر را می توان با اغماض به عنوان نقشه شناختی[25] یزد تحلیل نمود چرا که به گفته طراحش من در آن زمان شهر یزد را به طور ذهنی بدین گونه می دیدم» (گلشن،1384، 57و19).

عناصر سیمای شهر در دوران پیش از پهلوی اول(تصاویر شماره 11):

  • محلات (مهم ترین رکن سیمای شهر فاقد مرز کالبدی)
  • گره (متبلور در میادین و حسینیه ها)
  • نشانه( تکیه ها،آب انبارها، مساجدف بقاع ...)
  • لبه( در امتداد برج و باروی قدیم و خندق آن)
  • راه (به شکلی محو و محدود در گذرها و راسته بازار)

شهرسازی دوره پهلوی اول

این سیما در مواجهه با تصویری که شهر پس از دوران پهلوی اول اذهان گذاشته(تصویر شماره 12) تغییری ماهوی و بنیادین دارد.

عناصر سیمای شهر در این دوره اینچنین دستخوش تغییر شده اند:

  • راه (خیابانهای تازه احداث مستقیم و عریض که در ذهن طراح آنقدر سلب است که آن را با بهره گیری از خط کش ترسیم کرده است)
  • گره(فلکه های هندسی در تلاقی راه های جدید. گرچه گره ها در دوره پیشین نیز بسیار هندسی و راست گوشه بوده اند اما در آن سیما به نشان دادن موقعیت میادین و حسینیه ها با دوایری بسنده شده، حال آن که در سیمای فرم محور جدید، فلکه ها با استفاده از شابلون تصویر شده اند).
  • نشانه(تکیه ها،مساجد،اداره ها،کارخانه ها، زندان...)
  • لبه ها حذف و محلات محو و کم اهمیت شده اند.

6- بیان معماری پهلوی

زبان شهرسازی این دوره در مقام اجرا،بیانی متناسب با مبانی نظری اش می جوید:

1- تهران زدگی:  نگاه الگو بردارانه به مرکز و واگویه کردن گویش معماری پایتخت یک اپیدمی شایع در معماری این دوره بود که اجاره بالندگی لهجه های مختلف معماری، آن گونه که در قبل وجود داشت را منتفی می کرد. سبک تهران( ادامه شیوه قاجار به همراه تلفیقی از عناصر معماری بومی و بیگانه) به عنوان شیوه رایج در مرکز،متاثر از نگاهی اصول گرا بود که پیشتر تشریح شد. شکلی از معماری که عمدتا اقشار میانه جامعه را پوشش می داد و در مساکن بروز می یافت. با رویکردی برون گرا در عین حفظ حریم درون، سعی در درونی کردن مفاهیم جدید داشت تا تحول تاریخی اش را حفظ کند (حبیبی،168،1382). در دوره پهلوی اول این نگاه،شیوه غالب در احداث بناهای جدید یزد است: فرمانداری، اداره مالیه،اداره ثبت احوال و آتشکده زرتشتیان نمونه هایی از این بیان است.

شهرسازی دوره پهلوی اول

2- باستان گرایی:نگاهی که تحت تاثیر اندیشه بوم گرا،در ادامه کاوش های باستان شناسانه در سال 1313 و به موازات تجدد، عربیت زدایی،روایط گرم سیاسی با آلمان و الهام از فرهنگ پیش از اسلام شکل می گیرد. تب احیای عظمت ایران باستان عمدتا در بناهای دولتی و توسط معمارانی نظیر، وارتان و فروغی به کار گرفته شد. نمونه های آن در پایتخت عمارت مجلس،بانک ملی، شهربانی، موزه ایران باستان و دبیرستان های انوشیروان و فیروز بهرام است (صفامنش، 262،1378). ساختمان مدرسه مارکار که توسط مهندس بروز در سال 1312 طراحی شد، نمونه ای از این معماری در یزد است(کاوه،47)(تصویر شماره 13).

3- معماری به سبک کلاسیک اروپا:شیوه ایست متناسب با اندیشه نوواره تحصیل کردگان اروپا که عمدتا در آرایش میادین جدید الاحداث و به منظور ایجاد نوعی وحدت شکلی به کار گرفته می شود. نمونه های این معماری در پایتخت را در چهار راه لاله زار اسلامبول، میدان حسن آباد، میدان فردوسی و میدان بهارستان (حبیبی،170،1382) و در میدان پهلوی یزد می توان جست.

4- معماری مدرن:بهره گیری از جنبش معماری بین المللی خصوصا با زوال گرایش به معماری ناسیونال دولتی،رواج می یابد. پرهیز از تزیین، روکار ساده سیمانی، احجام هندسی و خالص از ویژگی های این بیان معماری است . بیانی که ابتدا نوپردازان افراطی برمی گزینند و رفته رفته از سال 1316 به سبک غالب در طراحی فضاهای عمومی تبدیل می شود(صفامنش، 1378، 263). آثار گورکیان، معماری دانشگاه تهران و راه آهن تهران از این زمره است. در یزد نیز برج ساعت مارکار این بیان را نمایندگی می کند.

ساختمان مدرسه ایرانشهر اثر ماکسیم سیرو را می توان نوعی معماری التقاطی با بهره گیری از تلفیقی هوشمندانه از بیان های رایج آن دوره دانست. قوس های گوتیک و رویکرد بومی و عملکرد مدرن آن، این اثر را فراتر از دسته بندی های ارائه شده قرار می دهد(تصویر شماره 14).

در اینکه شیوه شهرسازی پهلوی اول در یزد با از هم دریدن بافت قدیم، ضمن تخریب مهم ترین فضاهای شهری سنتی، سازمان مدنیت و شالوده شهرکهن را ویران کرد؛ جای شبهه ای نیست(تصویر شماره 15). اما وارداتی انگاشتن نوپردازی رضاخانی، نادیدن تاریخ بالنده تجددخواهی از عباس میرزا تا مشروطیت است؛ حتی اگر این تجددخواهی با خواست بیرونی همسو شود و حتی اگر مستبدانه اعمال گردد. غیر منصفانه تر ایناست مداخلات شهری دوره رضاخان را عرضی،صوری،خودسرانه و بی هیچ پشتوانه تئوریک و از پیش اندیشیده ای تلقی نماییم. میراث تجددخواهی ملت استبداد زده ایران پس از برگزیدن امنیت مستبدانه درمقابل آزادی اغتشاش انگیز، ناگزیر به دستگاهی دیوانسالار و منضبط پناه آورد که ایده هایش را محقق کند. از آنجا که شهر هم محمل این رویا بود در فراهم آوردن بستر گردش سرمایه و هم می بایست رفاهی مدرن برای شهروندانش پدید می آورد؛ به نخستین زمینه این تغییرات تبدیل شد. اشتباه اصلی آنجایی رخ داد که وضع موجود،مانعی در جهت نیل به تجدد فرض شد و برای حذف آن، ساده ترین راه یعنی بهره گیری از نسخه های آزموده شده در بلاد مترقیه، پیش گرفته شد.

شهرسازی دوره پهلوی اول

این رویکرد عملگرا، فضاهای مدرن را در ساده ترین شکل بر روی معابر قدیم،(خیابان پهلوی حدفاصل مالیه تا میدان امیر چخماق) خندق شهر( خیابان پهلوی از دارالحکومه تا مالیه و از مالیه به سمت شرق)و از میان بازار (خیابان شاه از میدان امیر چخماق تا میدان شاه )بر روی گورستان ها (میدان امیر چخماق،باغ ملی،ساختمان مالیه...) بر کشتزارها(میدان پهلوی) به طور مستقیم جاری ساخت. این برخورد سهولت محور،که خصیصه مدرنیسم است در کنار بی ارزش دانستن بافت موجود به انهدام آن انجامید؛ با این همه خیابان مدرنی را آفرید که امروزه خودبه عنوان سمبل سنت و در جایگاه زیباترین خیابان شهر یزد، محمل مرمت میراث دوستان واقع شده است(تصویر شماره 16).

فهرست منابع:

  • آیتی،عبدالحسین(1317)، آتشکده یزدان،گلبهار،یزد.
  • افشار ، ایرج(1371)، یزدنامه،ج1،تهران.
  • اقبالی،سیدرحمان(1378)،معماری ایران در سه دهه نخست قرن بیستم،دومین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، جلد دوم،425-413.
  • بحرینی،سیدحسین(1382)،فرآیند طراحی شهری،چاپ دوم،دانشگاه تهران.
  • توسلی،محمود(1371)،طراحی فضای شهری،ج1،مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران.
  • توسلی،محمود(1381)،ساخت شهر و معماری در اقلیم گرم و خشک ایران،پیام،پیوند نو،تهران.
  • جابری مقدم،مرتضی هادی(1384)،شهر و مدرنیته،فرهنگستان هنر،تهران.
  • حبیبی،سیدمحسن(1382)،از شار تا شهر،چاپ چهارم،نشر دانشگاه تهران.
  •  حبیبی،سیدمحسن(1382)،جزوه درس تاریخ شهر، مورخ 5/10/1383، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران،منتشر نشده.
  • حبیبی،سیدمحسن(1384)،شرح جریان های فکری معاصر و شهرسازی در ایران معاصر،سومین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران،جلد دوم،9-34.
  • لینچ ، کوین(1372)، سیمای شهر، ترجمه منوچهر مزینی، دانشگاه تهران،تهران.
  • صفامنش،کامران(1378)،تحولات معماری و شهرسازی در فاصله سال های 1320-1299، دومین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران،جلد دوم،273-247.
  • طاهری،احمد(1317)،تاریخ یزد،چاپ گلبهار، یزد.
  • عزیزی، محمدمهدی(1379)،سیر تحول سیاست های مداخله در بافت های کهن شهری در ایران، مجله هنرهای زیبا، شماره 7، 46-37.
  • قلمسیاه، اکبر(1370)، تاریخ سالشماری یزد، نشر گردآورنده، تهران.
  • قلمسیاه، اکبر(1375)، یزد در سفرنامه ها، چاپ دوم، سبز رویش، یزد.
  • کریمی، کیومرث(1378)، توسعه شهری تهران در یکصدسال اخیر ، تاثیر اقتصاد و سیاست، دومین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، ج1،465-473.
  • کاوه،علی محمد(1328)،سالنامه فرهنگ یزد، گلبهار، یزد.
  • گلشن،جلال(1384)،یزد دیروز، آداب، سنن و رخدادهای 1304-1384 ه.ش صحیفه خرد،قم.
  • محبوبی اردکانی، حسین(1376)،تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران، ج2،چاپ دوم،انتشارات دانشگاه تهران،تهران.
  • محبوبی اردکانی،حسین(1368)، تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران، ج3،انتشارات دانشگاه تهران،تهران.
  • مسرت، حسین(1371)، روزنامه های یزد از یزد نامه ج1،511-5910.

 

پانوشت ها
  1. این همسویی جریانات درونی و بیرونی اما در مقطعی که رضاخان خواستار برقراری جمهوریست از تغییرات برون سر برائت می جوید. جریانی از بیم تزلزل در مشروعیت سلطنت و نحله ای دیگر نگران افتادن مملکت در دام تمامیت خواهی رضاخان(مانند مدرس و مصدق)
  2. Pragmatic Approach
  3. Culturalist -
  4. Modernist-
  5. Organic Development
  6. مالکیت خصوصی به عنوان یکی از آرمانهای مشروطیت به جد توسط رضاخان که با غضب املاک به بزرگترین مالک ایران تبدیل شده بود، پیگیری می شد. تصویب قانون ثبت اسناد و املاک در سال 1302 این مهم را فراهم می کرد بی آنکه حق مصادره را از دولت سلب کند. به تبع این امر، استقلال اداره ثبت احوال در سال 1307 برای مشخص کردن مالکان وعدلیه جدید برای حل اختلافات جدیدتر،ضروری می نمود(کریمی،476،1378). اداره آمار و ثبت احوال یزد در سال 1307 گشایش یافت و کار خود را با الزام شهروندان به داشتن شناسنامه آغاز نمود(مسرت،553،1371).
  7. روزنامه اطلاعات در چهارم مهرماه سال 1306خبر از افتتاح مدرسه مذکور می دهد: « با حضور 40نفر از شاگردان دیپلمه شش ساله مدارس علمی تهران،تبریز و اصفهان... در مدرسه دارالفنون، مدرسه مهندسی عملا شروع به کار کرد... دوره مهندسی 4سال خواهد بود که شاگردان آن پس از سال دوم دو قسمت شده،یک عده آنها در قسمت امور مربوط به طرق و شوارع به راه آهن و پلسازی و عده دیگر در قسمت مهندسی معماری تحصیل خواهند کرد»(اقبالی ،421،1378).
  8. نقاش دربار انگلیس(1932-1878)
  9. نام این خیابان پس از پیروزی انقلاب اسلامی به خیابان امام خمینی تغییر کرد.
  10. نام این خیابان پس از پیروزی انقلاب اسلامی به خیابان شهید بهشتی تغییر کرد.
  11. نام این خیابان پس از پیروزی انقلاب اسلامی به خیابان قیام تغییر کرد.
  12. نام این خیابان پس از پیروزی انقلاب اسلامی به خیابان دهم فروردین تغییر کرد
  13. نام این خیابان پس از پیروزی انقلاب اسلامی به خیابان سلمان فارسی تغییر کرد
  14. در محل این فلکه پیش از احداث گندم زار و کشتزار قرار داشته.(گلشن،58،1384).
  15. برای تاسیس این اداره که در محل مقبره وحشی بافقی احداث شد،سنگ قبر را برداشته صورت آرامگاه او را خراب کرده و تسطیح نمودند.(گلشن،73،1384).
  16. این سینما در سال 1309درسه طبقه با سقفی یه دهنه نه متر و نیم ساخته شد. برای احداث آن از تکنیک نادر چوب کاج و چوب بست و مصالح خشت و آجر بهره گرفته شده.(گلشن،73،1384).
  17. اولین قدم دولت برای ترویج صنعت جدید،قانون مصوب سال1303 بود که بر اساس آن واردکنندگان ماشین های صنعتی تا 10سال از پرداخت حقوق گمرکی معاف شدند(محبوبی،97،1368).
  18. شرکت قندوشکر درسال 1313،شرکت های انقوزه و قماش درسال 1314،شرکت های بنکداری، خشکبار،فلاحتی و کالا در سال 1315 و شرکت پخش سیگار در سال 1316(طاهری ،213).
  19. بانک گارگشایی که در سال 1318تاسیس گشت ضمیمه بانک ملی و یکی از ادارات آن تلقی می  شد و دارای 4شعبه در تهران و ده شعبه در شهرستان ها من جمله در یزد بود(محبوبی،126،1376). شعبه یزد آن پیش از استقلال بانک کارگشایی در سال 1305گشایش یافت(مسرت،1371،552). شعبه بانک ملی و بانک شاهنشاهی ایران در یزد نیز در سال 1316افتتاح شد.(طاهری،215،1317).
  20. وی در مجله بلدیه 15 اسفند 1303 شهر آرمانی خود را با محوریت جهاز شهری بر می شمرد:« خیابان های عریض، اتومبیل ها، واگن های برقی، متروی زیرزمینی،لوله کشی آب و شبکه فاضلاب»(صفامنش، 258،1378).
  21. از آن جمله عبدالحسین آیتی نویسنده تاریخ یزد و عضو انجمن ادبی و مدارس ادبیات ایرانشهر است که این اقدامات را سراسر زیبایی می بیند: « خیابان های تازه به ویژه خیابان پهلوی که گفتیم بعد از مسافرت همایونی چند برابر بر امتداد و زیبایی آن افزوده شده با خیابانهای فرعی آن کاملا بر شکوه شهر افزون است و خیابان شرقی و غربی [خیابان شاه] نیز در شرف احداث و بعد از انجام آن، باز بر زیبایی شهر خواهد افزود.»(آیتی،1317،409).
  22. Image of the City -
  23. Environmental Perception -
  24. Mental Map-
  25. Cognitive Map-

بررسی و نوشته: وحید وحدت زاده
مجله هنرهای زیبا -شماره 31- پاییز 1386
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید