تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2115

شهرسازي، مُد روز

محمدرضا جودت
شهرسازی مقوله پیچیده‌ای است كه معمانی چندگانه‌ای را دربردارد، از سویی به اموری از قبیل برنامه‌ریزی اقتصادی سرزمین، تبیین مقررات و قوانین رای كاربردی مناطق مختلف شهر و هم‌چنین آرایه‌بندی بافت شبكه‌های شهری و جز آن می‌پردازد و از سوی دیگر باتوجه به حساسیسیتی كه به كلیت و كالبد شهر دارد، به ساختار فضایی آن توجه دارد. به این ترتیب، باتوجه به اهمیت موضوع، مقیاس شهر برای فردی كه بخواهد به ساختارشهری بپردازد، بی‌تردید نیاز به آمادگی خاص دارد. به بیان دیگر بی‌اطلاعی چنین فردی از حیطه اموری كه به آن اشاره شد، می‌تواند بسیار فاجعه‌آمیزتر از بی‌اطلاعی معمار از معماری باشد.

در عین حال، بی‌اطلاعی مردم از شهرسازی، همان‌گونه كه در معماری شكل‌آفرین است، درمورد شهرسازی نیز مصداق می‌یابد. به بیان دیگر، بی‌اطلاعی مردم از شهرسازی، حتی در كشورهای به اصطلاح پیشرفته نیز پیامدهای گوناگونی به‌وجود آورده است. اعتراض و واكنش‌های اینان به قوانین جاری در امر ساخت و ساز، مشكلات ترافیك، سروصدا و آلودگی و جز آن و هم‌‌چنین سازمان یافتن گروه‌های مختلف برای دفاع از محیط زیست، حفظ بناها و مراكز شهری باارزش تاریخ و از این قبیل موارد، هر دم از لحاظ كمیت رو به فزونی‌اند. حال هرچند نمی‌توان این واكنش‌ها را به‌عنوان آگاهی آنان از شهرسازی دانست، لیكن همین‌ها هیچ در بهبود اوضاع و تغییری در خط‌مشی دست‌اندركاران در زمینه شهرسازی نداشته است. چه رسد كشورهایی نظیر كشور خودمان كه تاكنون از مفهوم شهروندی، به‌معنای اعم آن، حتی در شهرهایی كه جنبه كلان شهری دارند، كمترین نشانی دیده نمی‌شود. در این میان مردم حتی كوچك‌ترین حساسیتی به نحوه  زندگی خود، كه به‌طور غیررشته برنامه‌ریزی شده است، از خود نشان نمی‌دهند.

بنابراین به‌نظر می‌رسد تا زمانی‌كه این شرایط هم‌چنان پابرجا باشد، امیدی به بهبود اوضاع و دمیدن روح زمانه در شهرسازی نیست. اما روح زمانه چگونه چیزی است یا می‌تواند باشد؟ آیا  بدون انكار محیط‌زیست مصنوع می‌توان آرزویی جز اینكه انسان در شرایطی بدون آلودگی، سروصدا، ازدحام و ترافیك و نظایر این‌ها زندگی كند، تصور كرد؟ آیا با این آمال می‌توان بدون برطرف شدن این تضادهای وحشتناك و هم‌چنین بی‌عدالتی‌ای كه بر جهان حاكم است و جنبه بسیار نابخردانه‌‌ای نیز یافته و رو به سوی نابودی تمدن‌ها دارد، دست یابد؟

البته همان‌گونه كه تاریخ شهرها نشان می‌دهد از آن‌جا كه شهرها تجلی وضع اقتصادی، اجتماعی، فلسفی، مذهبی و علمی و فنی‌شان هستند و هر معماری (یا شهرساز) كه نیرویی در خود حس كند، می‌تواند برخلاف جریان وضع موجود حركت كند و با آن مخالفت ورزد. نمونه‌هایی چنین واكنشی نیز وجود داشته است، (به نقل از برونو زه‌وی) همان‌گونه كه برو مینی، لوكوروبوزیه و فرانك لویدرایت عمل كردند. به عبارتی آنان چندان به حال توجه نداشتند و آن را رد می‌كردند، یا در واقع نوعی آرمان‌خواهی، تمایل و گریز در آنان وجود داشت. اینان به دنبال ایجاد نوعی تعادل در وضع موجود و آرمان شهری بودند كه درنظر داشتند.

لوكوروبوزیه در تشریح نظر خود راجع به شهرسازی، به‌ویژه به هنگام ادای توضیحاتی درباره طرح »شهر مشعشع« خود، در جایی تأكید می‌ورزد كه سطح اشغال ساخت و ساز شهری می‌بایست 12 درصد باشد و بقیه به قضاهای باز و سبز اختصاص داده شود. ببینید چنین معیاری امروزه چقدر دور از ذهن می‌نماید!

به هر حال تعریف فضا در شهرسازی بسیار پیچیده‌تر از تعریف آن در معماری است،‌ لكن در یك كلام می‌‌توان گفت كه از این جنبه شهر نیز باید مانند ساختمان،‌ كه با پیوستاری فضا به پویایی فرد یا گروه شكل می‌دهد، عمل كند. بنابراین همان‌گونه كه برای هیچ ساختمانی نمی‌‌تواند عمر ابدی درنظر گرفت. یعنی امر درمورد شهر نیز صادق است. شهر می‌تواند تغییر شكل دهد و این امر هر زمانی كه تجدیدنظر در سازماندهی فضایی شهر ضرورت یابد و از این طریق بتوان به آن روح تازه یا روح زمانه دمیده شود، می‌تواند جامة عمل بپوشد.

تأكین بر حفظ هویت شهر، بر طبق معیارهای حاكم و عمدتاً به خاطر برخی فضاهای سنتی نظیر بازارها و جز آن، در كشورهایی نظیر ایران، برداشت چندان درستی به‌نظر نمی‌رسد. یا تأكید بر تركیب مجموعه‌ای از ساختمان‌ها، خیابان‌ها و میدان‌‌ها، هرچند كه به نوبه خود می‌توانند اجزای جداگانه با ارزش باشند، لزوماً شهرسازی مطلوبی را  به‌وجود نمی‌آورند. به گفته رولان بارت، شهر نوعی بافت است. اما این بافت از عناصر كاركردی یكسان به وجود نمی‌آید، بلكه تركیبی است از عناصر قوی و خنثی و یا به بیان دیگر آمیزه‌ای است از عناصر علامت‌گذاری شده و علامت‌گذاری نشده.

به‌طور كلی شهرسازی در ابعادكلان شهری كه از مدت‌ها پیش چنین صفتی به خود گرفته است، نه تنها مشكلاتی را بنابر ملاحظات ساختار شهری و روابط ســاكنان آن در برداشتند، بلكه به گفتــــه »رم كولهاس« معماری را نیز از سكه انداخته است. تعمیم این وضعیت بسیار نامطلوبی قرار دارد و تا زمانی كه دگرگونی‌ اساسی در ساختار اجتماعی و به دست آوردن مفهوم واقعی شهروندی صورت نگیرد و واكنش‌هایی از سوی مردم به تصمیمات مسئولان و برنامه‌ریزان شهری به‌عمل نیاید، امیدی در بهبودی اوضاع و هم‌‌چنین تحول اندیشه و نحوه نگرش مسئولان و برنامه‌ریزان شهری وجود نخواهد داشت.

اگر غیر از این باشد، هم‌چنان كه در چند دهه اخیر صورت گرفته است، نتیجه آن خیل عظیمی از گزارش‌ها، مقاله‌هـا، كتاب‌ها، ویژه‌نامه‌ها ونظایر این‌هاست كه به‌نظر می‌رسد پایانی نیز نداشته باشد و این گفته بروندزه‌وی هرچند به چند دهه پیش برمی‌گردد ولی می‌تواند در شرایط امروز ما مصداق باشد.

»شهرسازی در كشور ما هم‌چنان مد روز است«

عضو مرتبط : محمد رضا جودت  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید