تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :990

شهر آینه ماست؟

نوشته اند که شهر تاریخ منجمد مردمان است و با دیدن شهر می توانیم به فرهنگ و سنن و رسوم مردمان پی ببریم ،نمی دانم آیندگان وقتی شهر امروز ما را ببینند در مورد ما چه فکر می کنند ، چه برداشتی از ما و مردم این دوره خواهند داشت مسلما برداشت مناسبی ندارند ، اگر بخواهیم کمی خودمان را جای آنها بگذاریم و از ورای تاریخ به تهران امروز نگاه کنیم ، چه می بینیم :
شهری شلوغ و بیش از اندازه در هم و برهم و پر از اغتشاش بصری ، شهری بدون فضاهای باز شهری ، نماهای نا هماهنگ ، زشت و بدون اثری از معماری فاخر قدیم ایران با نمونه هایی از سبکهای مختلف معماری جدید که بسیار سطحی و ناشیانه کپی شده است .

شاید فکر کنید که این اشکالات تقصیر معماران است ولی نه این اتفاقات نتیجه افکار مردم است وقتی سطح آگاهی جامعه از هنر و معماری تنزل پیدا می کند ، فضاهایی را نیز که سفارش می دهند به همان نسبت تنزل پیدا می کند و این نتیجه تفکر غالب جامعه ، سرمایه داران و حتی صاحب منصبان نیز می شود .

در طرحهای شهر سازی به جزییات فضاها و نماها و هماهنگی بین کاربریها برای ساختن شهر توجه نمی شود و این طرح ناقص هم به تمامی اجرا نشده و در چنگال قدرتهای جامعه دچار تغییراتی می شود .

در مرحله طراحی ساختمانها اعمال نظر سرمایه داران بی سلیقه ، منجر به ایجاد ساختمانهای فاقد ارزش معماری می شود .

بسیاری از ساختمانهای با ارزش در تاریخ معماری مرهون سرمایه گذاری شرکتهای بزرگ ، بانکها و شرکتهای دولتی هستند که اجازه دادند معماران ایده های ناب خود را به منصه ظهور برسانند در حالی که در ایران متاسفانه این مراکز با ایجاد دفاتر فنی و استخدام چند نیروی مهندس تازه کار سعی کرده اند نیروهای مهندسی را نیز در ید قدرت خود گرفته و اجازه خلاقیت و ابتکار عمل را از آنها بگیرند و نتیجه می شود همین پروژه های بزرگ ولی ضعیف , حاصل افکار کوچک و بد سلیقه کارفرمایان .

وقتی از اینده به شهر امروز نگاه می کنیم و این اتفاقات را می بینیم از دو منظر می توان این شهر را تفسیر نمود :

اول آنکه شهر به عنوان یک ظرف بر مظروف خود اثر گذاشته و ساکنین خود را تحت تاثیر قرار می دهد و اثرات سو ء خود را بر شهروندان می گذارد .

دوم : شهروندان با افکار و فرهنگ التقاطی خود ،شهری نابسامان و مغشوش و زشت ساخته اند .

این دو دیدگاه همواره وجود دارد ولی برای واقعیت آن است که با نگاهی به تاریخ معماری و شهرسازی می توان به این نتیجه رسید که در طول تاریخ هرگاه اوضاع معیشتی مردم مناسب تر بوده و شرایط برای گسترش دانایی و ارتباط منطقی و بروز ویژگیهای فرهنگی مردم وجود داشته ، معماری و به تبع آن شهر , هماهنگ و اصولی شکل گرفته است و این هماهنگی در رشد و تکامل نسل های بعدی نیز موثر بوده است ، به عبارت دیگر جامعه شهر را می سازد و شهر در تربیت شهروندان نقش خود را ایفا می کند .

شهری که فضاهای شهری برای تعاملات اجتماعی نداشته باشد بتدریج روابط اجتماعی عمومی و انتقال فرهنگ که قرار است در این فضاها شکل بگیرد ، ضعیف می شود و رابطه نسلها با یکدیگر گسسته می شود ، این نداشتن فضاهای شهری قابل استفاده از طرفی نتیجه غفلت تصمیم گیرندگان و نیروهای حاکم بر جامعه است که امکان رشد و ایجاد این فضاها را در شهر بوجود نیاورده اند و از طرفی نیز عدم درخواست و تقاضای جامعه برای ایجاد این فضاها بوده است .

در خاتمه باید بگویم درست است که شهر آینه شهروندان است اما این آینه ، اندازه آن و کیفیت آنرا ما با رفتار و تصمیمات خود بوجود می آوریم و به مرور این آینه می تواند بر ما و رفتار نسلهای آینده ما نیز اثر بگذارد .

 

امیر جوانبخت
عضو انجمن مفاخر معماری ایران
مهر ماه نود و سه

 

 

 

 

مجموعه مقالات مرتبط : شهر آیینه من است    
عضو مرتبط : امیر جوانبخت  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید