Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1442

شهر بمثابه یک پدیده اقتصادی (مقالات گذشته- مهرماه 1349)

مدت زمان زیادی نیست که متفکرین و مقتصدین اهمیت پدیده های اقتصادی منتج از تمرکزهای شهری را مورد بررسی قرار داده اند. ژان رمی Jean Remy استاد دانشگاه لوون Louvin در بلژیک یکی از نخستین کسانی است که در اروپا درباره این موضوع اظهار نظر کرده است .

انقلاب صنعتی و ایجاد ماشینیزم باعث تمرکز جمعیت و پیدایش شهرهای عظیم گردیده و همانطور که میدانیم با خود یک مشت مسائل سیاسی فرهنگی بهداشتی و اقتصادی و غیره برای جوامع اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم به ارمغان آورده است .

ولی در حال حاضر ما شاهد تحول عظیم دیگری می باشیم که بدوره صنعتی خاتمه داده و ما را وارد عصر جدیدی مینماید که در آن شهرها و مراکز آنها نقش مهم جدیدی را عهده دار میباشند. رمی معتقد است که پیدایش شهرهای بزرگ سبب تمرکز وسیع مراکز تصمیم موسسات تولیدی میگردد که همواره با تحرک و جنب و جوش و فعالیت مداوم و سرسام آوری توام است و این تمرکز و تحرک هرچه بیشتر باشد نشانه رشد بیشتر اقتصادی است ولی همین عوامل متقابلا̋ مسائل و مشکلات جدید روابط انسانهای قرن را با شکستن عرف و سنت قدیم در چهار دیواری شهر مطرح میسازد که موجب یک سلسله عواملی که فاقد فرم اقتصادی هستند میباشد.

در این مقاله کوشش شده است که ارتباط تمرکز انسانها و مراکز تصمیم موسسات تولیدی و ماشینیزم و مشکلاتی که آنها در زندگی شهری ایجاد مینماید از نقطه نظر یک اکونومیست با زبانی ساده ارزیابی شود .

زمان کوتاهی است که شهر یک تعریف Definition  اقتصادی مستقلی پیدا نموده است و تجزیه و تحلیل آن ایجاب میکند که مسئله همجواری فضائی سازمانهای اقتصادی و موقعیت و اقتضای محیط آنرا در نظر گرفت (Juxtaposition spatial des enterprises) و بخصوص دلائل محرک این همجواری انسانها و شرکت ها و سازمانهای اقتصادی را آشکار نموده و نتایجی را که حاصل میگردد مکشوف سازیم تا روابطی را که متقابلا̋ استفاده از فضای جغرافیائی و سیستم مستقل اقتصادی ایجاد میکند معیین گردد.

فضای جغرافیائی عبارت از تشکل تعدادی نقاط مرکزی رده بندی شده میباشد. Lolalite centre hierarchies    که هر یک دارای مقدار زیادی وسائل گوناگون مورد نیاز ومحیط کشش مخصوص به خود هستند و این نقاط را میتوان به شهرها تشبیه نمود که خصوصیات شهری آنها بستگی کامل به محیط کشش آنها پیدا میکند و این محلهای مرکزی با ترکیب کردن خود در یک شبکه شهری ایجاد یک فرم اقتصادی وسیع Economie de dimension  را ایجاب مینماید که محتاج به مجتمع کردن شرکتها و سازمانهای اقتصادی است که خود یک شرط اساسی بنیاد دهنده یک سیستم اجتماعی- اقتصادی فعال میباشد و بدین ترتیب شهری شدن در کنار صنعتی شدن عامل نظام بخش و افزاینده زندگی اجتماعی ما میگردد .

مجموعه شهرها که ایجاد شبکه شهری را مینماید باید از نظر اقتصادی خود را تطبیق با عوامل تعادلی Facteurs d ̓equilibres  مجموعه بدهد و هنگامیکه یکی از این عوامل تغییر مییابد تطبیق مجدد لازم میباشد.

فعالیتهای صنعتی ایجاد تفکیک بین محل تولید و توزیع و صدور محصولات تولیدی را بخارج از حوزه عمل و محیط کششی خود مینماید و همچنین موجب تمرکز دستمزد زیاد با یک توسعه بی تناسب نسبت به این محیط میباشد. و چون تمام این موارد عوامل عدم تعادل و مخل نحوه عمل شبکه شهری میباشد لذا سبب میشود که نقاط مرکزی مختلفی بوجود آید که بعضی اختصاص در تولید یک جنس مخصوص پیدا کرده و برخی دیگر محلهای برای مصرف گردند.

شهر: مرکز تصمیم و واحد مولد دانستنیها

قبل از وارد شدن به اصل مطلب لازم است توضیحی در مورد لغت دانستنیها Informations که در اینجا دارای مفهومی قابل توجه است داده شود. منظور از دانستنیها مجموعه اطلاعات حاصل از کنش و واکنشهائی است که تماس و همجواری سازمانهای اقتصادی-اجتماعی در شهر بوجود میاورند.

انواع مختلف اقتصاد شهرها که ناشی از زیربنائی است که شهرهای تخصصی و غیر تخصصی امکان وجود آنرا در اثر وسعت بازار دستمزد و شناسائی بیشتر عرضه و تقاضا و نقش روزافزون شهر در تولید و توزیع دانستنیها میدهد: اهمیت شهر را در اقتصاد جدید تأکید مینماید .

تجمع مراکز تصمیم که با روابط خیلی پیچیده بهم بستگی دارند چهره فعلی شهر را بمانند عامل ایجاد کننده تولیدهای تازه ای نمایان میسازد، مجموعه دانستنیهای متمرکز در شهر بشرکتها اجازه میدهند که تصمیمات خود را بهتر اتخاذ نمایند و بدین ترتیب می بینیم که همجواری فضائی عوامل اقتصادی الزام مییابند در صورتی که مراکز تولید کاملا̋ باطراف شهر پراکنده شده اند.

اهمیت و ارزش یک مرکز شهری بستگی بمیزان و حجم دانستنیهائی است که تولید ترکیب مینماید و نسبت مستقیم با همبستگی هائی دارد که تسهیلات زیادی در گسترش این دانستنیها ایجاد مینماید در اینجاست که دانستنی جایگزین تولید می گردد و شهر محل آموزش این اطلاعات و مکانی برای تبادل آنها میگردد و میتوان استنباط کرد، که شهر نقش مهمی در تنظیم و نشو و نمای یک مجموعه اجتماعی دارد.

از نظر مصرف کننده Point de vue de consommateur  فضاهای شهر با یک منطق اقتصادی، بنواحی مختلف تخصیص داده شده اند (مانند ناحیه تولید، ناحیه مصرف، ناحیه مسکن و غیره) در شهرهای بزرگ زندگی اجتماعی منحصر به یک فعالیت حرفه ای نیست بلکه روابط جدیدی بین مردم ایجاد شده است که جدائی زندگی فامیلی و محیط کار آنرا تشدید نموده است. تنوع تولیدات مصرفی و حرفه ها موجب تعویض روش و بوجود آمدن زندگیهای مختلف در تمام سطوح شده است و هرچه که سطح زندگی و عایدات و فرهنگ بیشتر میگردد استفاده از شهر نیز فزونی می یابد.

شهر بزرگ بوجود آورنده گمنامی و انزواطلبی Anonymat urbain  و موجب از بین رفتن هرچه بیشتر کنترل اجتماعی است. این انزواطلبی روز افزون نتیجه بیش از پیش امنیت اقتصادی افراد میباشد چون همکاری و هم دردی بین طبقات موقعی وجود دارد که انسان بیمناک از عدم اطمینان اقتصادی باشد.

تمام این عوامل باعث میشود که بین مردم همکاریهائی در سطح کاملا̋ معین و محدود ایجاد گردد و روابط انسانها مربوط به فعالیتهای کاملا̋ مخصوص در محیط کار یا مسکن یا تفریح یا مذهب و یا سیاست باشد در صورتیکه در شهرهای کوچک این همکاریها در تمام مراحل و عملکردهای زندگی افراد دیده میشود.

گمنامی در شهر باعث پائین آمدن قیود اکولوژیک، Ecologique ایدئولوژیکIdeologique و اقتصادی میشود.(از بین رفتن هزینه های زائد از روی قید و خود نمائی )و همین انزوا و گمنامی است که موجب بروز پدیده مکانیزم های جبران کننده میگردد (Mecanisme compensatoire) این مکانیزمها باید طوری باشند که ایجاد امنیت روانی و اجتماعی نمایند و افراد باید خود را در مقابل آنها از جنبه روانی عاقل و کافی Psychologiquement adulte  نشان دهند و الا بحالتهای هی پیزم و الکلیزم و فرق منحرف درخواهند آمد و سبب ارتکاب جرائم میشوند. بعلاوه پدیده های دیگر مانند تلویزیون تبلیغات واروتیزم Erotisme  عریان گری آنرا تشدید نموده و در میان توده مردم ایجاد یک حالت تجاوزکارانه مینماید Agressivite  عامل دیگر منتجه از این مکانیزم ها مصرف اشیاء برای خودنمائی Consommation ostentatoire  است که مصرف کننده آنرا در سطوح مختلف از طبقات اجتماعی با هزینه کم قرار میدهد. بعنوان مثال تداول مدرا میتوان نام برد.

عوامل غیر اقتصادیDeseconomies

تاکنون جنبه های غیر اقتصادی یا هزینه های به ظاهر تحمیلی و زائد شهر از نظر اقتصادی که در واقع از نظر انسانی وحسن تنظیم امور اجتماع نه تنها ضروری بلکه قبول آن لازم است درنظر گرفته نشده است و علت اصلی آنرا میتوان تراکم زیاد انسانی نامید. در واقع غیر قابل تفکیک بودن بعضی از تأسیسات و وسائل عمومی مثل ترانسپورت و آب و برق و تلفن و غیره که برای مقیاسهای معینی پیش بینی میشوند نمیتوانند ریتم اضافه شدن جمعیت شهرها را تعقیب نمایند. سرمایه گذاریها در این موارد منحنی منکسری نسبت به زمان ایجاد مینمایند، در صورتیکه ریتم شهری شدن دارای یک منحنی با شیب یکنواخت و مداوم میباشد. و همین نقاط انکسار است که روی منحنی سرمایه گذاری اثر گذاشته و بالنتیجه هزینه های اضافی را تولید مینماید بعلاوه وسائل دیگر که برای مکانیزمهای جبران کننده درنظر گرفته میشوند مانند فضاهای سبزو پلیس و مراکزی که برای تعادل و تطبیق روانی مردم درنظر گرفته میشود و وسائل دیگر برای بهداشت وعبور و مرور و سرویس های عمومی      روز افزون، را هم میتوان جزو عواملی دانست که فرم اقتصادی ندارد و تمام اینها پایه های یک دسته نیروهای گریز از مرکز شهر را ایجاد مینماید و برای ثبوت این نظریه کافیست که به مسئله اتومبیل برای خارج شدن از شهر و پیداکردن طبیعت نظر افکنیم تا اهمیت این پدیده غیر اقتصادی شهرآشکار گردد و آنوقت است که مشاهده میشود که عوامل غیراقتصادی کاملا در جهت عکس عوامل اقتصادی ذکرشده در بالا عمل مینمایند.

علاج نفی و پیدا کردن راه حلی برای این عوامل غیراقتصاد نظم نوینی را در ایجاد و توسعه شهر و شبکه های شهری ایجاب مینماید.

جنبه های نظام بخش شهری بطور عمده بدو دسته تقسیم میشود قسمت اول مربوط به استخوانبندی داخلی شهرها و دیگری مربوط به شبکه بندی ما بین آنهاست که دومی بدلیل قواهای گریز از مرکز منشعب از عوامل غیر اقتصادی که باعث ترقی و توسعه شهرهای دیگر میشود اهمیت و وسعت بیشتری یافته است.

دو مدل شبکه ای عمده را میتوان نام برد یکی ارتباط شهرهای هم اندازه و مکمل مانند مگالوپولیس Megalopolis سواحل شرقی آمریکا و دیگری ارتباط بین شهرهای رده بندی شده که برای تجزیه و تحلیل آن اگر مضیقه و فشار تمرکز در مناطق صنعتی و جنب و جوش مناطق زراعی را که بوسیله مراکز قدیمی تجمع بوجود آمده اند در نظر نگیریم تفهیم آن برای ما مشکل و تجزیه و تحلیل آن ناقص خواهد بود پس میتوان نتیجه گیری نمود که شبکه شهری افزاینده تولیدی یک سیستم اقتصادیست.

نقش شهرسازی

برای درک و پیشنهاد راه حل در خصوص از بین بردن عوامل غیر اقتصادی ابتدا باید موقعیت و وضعیت اجتماعی و اقتصادی پدیده شهری را سنجید والاخطر از بین بردن بعضی از فوائد و محاسن و روح واقعی شهری امکان پذیر میباشد. باید سعی نمود که مخارج زیاد و مضار شهری را از بین برد بدون اینکه از فوائد و محاسن آن کاسته شود این امر بخوبی در شهرهای جدیدالاحداث چشمگیر میباشد چون سکوت و بیروحی در اثر ازبین رفتن بعضی از فعالیت های شهری موجب فقدان یک روح واقعی و خصوصیت شهری گردیده است (شهرهای اقماری انگلیس دردوره اول که جنبه شهرهای خوابگاهی داشته اند.)

از نظر اجتماعی انطباق افراد در محیط روستائی کاملا با محیط شهری فرق میکند و اشتباه محض خواهد بود اگر بخواهیم برای بوجود آوردن یک مقیاس انسانی نوع زندگی شهری را با نوع زندگی روستائی تطبیق دهیم. در شهرها در اثر وجود گمنامی بشر احتیاج بخودنمائی و داشتن جنبه های ظاهری وابستگی و نقاط عطف و اتکاء در محیط پیدا میکند که این امر ایجاد فرمهای مختلف و تعلق پذیری آنها را ایجاد مینماید. و این خود دال بریک اراده انطباق ناپذیریست، و همانطوریکه در بالا ذکر شد مکانیزم های جبران کننده میباشند که بشر را محتاج به برگزینی جا و مکان و معلوم کردن هویت خود و وادار بخودنمائی در اجتماع مینماید.

شهرسازی در خدمت یک جامعه جدید باید خودرا طوری همگام نماید که بتواند امکانات استقلال شخصی هرفرد را در مشارکت اجتماعی افزایش دهد در اینجا مثالی از شهر جدید انگلیس Stevenage میتوان آورد که مردم آن شهر در پاسخ سئوال (آیا از نظم و ترتیب شهر خود راضی هستید؟) متفقا̋  گفته اند که (ما از منظم بودن زیاد متنفریم) و این خود میرساند که انسان احتیاج کامل به انتخاب سرگرمیها و فعالیتهای خود دارد و باید این امکان را برای او بوجود آورد و برای این منظور الزام ایجاد محلهای مناسب برای برخورد و انتخاب روابط انسانی ضروریست و اختلاف و تنوع این محیطها باید اجازه انتخاب آزاد آنها را بنا به مقتضیات و اوقات هفتگی بدهند. در یک طرح ریزی شهری اگر برای افراد اجازه همه گونه اقدامات جز آنهائیکه ممنوع میباشد داده شود کافی نیست باید مراتب همکاری فعال تری برای ازدیاد مجموعه هدفهای مفید و ملزم عمومی و همگانی در یک دوره طویل المدت تصور گردد و این موضوع ایجاد تعریف «همکاری گسترده» را مینماید Solidarite diffuse  که منظور از آن اینست که اثر اعمال شخصی و فردی را باید بر روی ثروت و اموال همگانی سنجیده و مضار آنرا در نظر گرفت و الزاما از آن جلوگیری نمود والا جامعه در فقر و فلاکت عظیمی فرو میرود.

مرکز شهرها دربرگیرنده اموال و ابنیه های عمومی که سنبل شهر هستند می باشد. خصوصیات این مرکز باید طوری باشد که ایجاد حس علاقمندی همگانی نموده و هر فرد را وادار به کوشش در حفظ و نگهداری آنها بنماید و یک حس مسئولیت و علاقه شخصی در وابستگی به یک جماعت و محیط آن ابراز نماید و چون مخارج ایجاد و نگاهداری این عوامل عمومی با خود این افراد میباشد لذا دلیل و محرک بیشتری برای حفظ آن موجود است در شهرهای ماقبل دوره صنعتی حساسیت و علاقمندی بیشتری در جنبه های همبستگی جمعی حس میشد و ازدیاد سرمایه عمومی در این دوره(مساجد،کلیساهای بزرگ،کاروانسراها و غیره)دال بر کمبود سرمایه فردی و جانشین این نقصان بوده است. صنعتی شدن و ازدیاد تولیدات و سرمایه ها این جنبه را کاملا معکوس نموده و انباشتن سرمایه فردی و بالا رفتن سطح زندگی بیان کننده این فقر بزرگ در ایجاد مجموعه های شهری همگانی میباشد و در حال حاضر ما در یک مرحله گذار او موقتی و برگشت بدوره قبلی هستیم که در آن سرویسهای همگانی جانشین عواملی که امکان حصول آن برای اکثر افراد غیرممکن است میگردد.

آیا میشود از همه این تجزیه و تحلیل نتیجه گیری نمود که شهر دارای یک منطق اقتصادی ویژه و خاص خود میباشد؟ در صورت داشتن این خاصیت عمل کرد اقتصادی آن چه میباشد؟

باید قبول کرد که دیگر نمیتوان که نقشه شهر را فقط از جنبه زیبائی آن نگاه کرد بلکه باید آنرا یک مرکز تصمیم اقتصاد و اطلاعات و عامل تولیدی مجموعه سیستم اقتصادی دانست. شهر یک فرمی از اقتصاد وسیع است Economie de Dimension  که از همجواری مجموعه های مرکب و پیچیده اقتصادی بوجود آمده است و باید دانست که پهلوی هم قرار گرفتن هرمجموعه سازمانها و افراد همیشه ایجاد یک اقتصاد وسیع را نمینماید و برای ایجاد آن باید شرایط اقلیمی خاصی موجود باشد و همانطور که میدانیم شهر انحصار تولید را دارا میباشد و این خاصیت یکپارچگی و کلی بودن بین شهر و سازمانها یک روابط داخلی همه جانبه ئی را بوجود میاورد که تاثیرپذیری آنرا افزایش میدهد، اگر شهر سبب جلب یک سلسله سرمایه های ثابت با نیروهای بطرف مرکز را مینماید متقابلا سرمایه های متحرک نیز ایجاد نیروهای گریز از مرکز را مینماید که این نیروها از عوامل غیر اقتصادی بشمار میروند.

ترکیب نیروهای گریز و جاذب بمرکز مولد یک نوع ارتباطات داخلی و بعدی و عمقی شهر میباشد که دربرگیرنده سازمانها و مصرف کنندگان متشکل یک واحد ماکرواکونومیک است که قابلیت تمایل دادن عوامل میکرواکونومیک را برای بهتر زیستن همگانی دارا میباشد.

برخلاف سازمانهای اقتصادی و شرکتها که اصل تمرکز آنها در مورد قبول و سبب پیشرفت است معمولا شهرها بخودی خود احتیاج به این تمرکز را ندارند و برای تفهیم این پدیده های شهری باید وسائل سنجشی یافت که قابلیت تخمین و برآورد کردن فوائد و محاسن مختلف تولیدات را دارا باشد و باید باین نتایج یک تجزیه و تحلیل اقتصادی و غیر اقتصادی را نیز افزود. با این دید شهر یک اقتضای اولیه و اساسی جهانی میباشد که میتواند نقش خودش را در هر محیط سیاسی و اقتصادی بازی نموده و رل سازمان دهنده ای در مواقعی که تغییر و تحول های اجتماعی و اقتصادی تعادل داخلی را متاثر میسازند دارا باشد.

اگر انقلاب صنعتی امکان بوجود آمدن اقتصاد وسیع را داده است پدیده شهری خیلی قبل از آن موجود بوده و شناسائی این پدیده مستلزم همکاری مداوم جامعه شناس و اقتصاد دان میباشد.

نظری چند در ارزیابی موارد مورد بحث

با توجه به مطالب و نظرات فوق، ژان رمی سعی مینماید که اهمیت خصوصیات اقتصادی شهر را مستقلا بدون در نظر گرفتن سایر عوامل اجتماعی و فرهنگی و غیره مورد توجه و بررسی قرار دهد.

بعضی از نتیجه گیری های متدولوژیک احساس بدبینی از نظر مفید و صحیح بودن آن در خواننده ایجاد مینماید بخصوص تجزیه مجزای اقتصادی و غیر اقتصادی بنظر قدری ناصحیح می آید چونکه همان پدیده ها هستند که تولید اثرات مثبت و منفی نموده و برروی هم اثر میگذارند. بطورکلی یک نظریه کلی بچشم می آید آن اعلام استقلال یک اقتصاددان از کادر جامعه شناسی است ولی در واقع یک تئوری اقتصادی شهری نمیتواند مثمرثمر واقع گردد مگر اینکه در یک محیط اجتماعی محاط گردد. یکی از محاسن عمده این تئوری اینست که نشان میدهد شهر قابل تبدیل و تعویض به یک سازمان اقتصادی نیست درصورتیکه عملکردهای اقتصادی آنها متشابه است.

شهر شایستگی داشتن یک تئوری اقتصاد اختصاصی را دارد ولی راه هائیکه ژان رمی برای بثمر رساندن آن کشف کرده است قابل انتقاد بنظر میرسد و نتیجه کلی که از آن گرفته میشود اعترافی است از ضعف تجزیه و تحلیل عمیق اقتصادی، بدلیل اینکه سعی نهائی او در این میباشد که بداند که کدامیک اقتصاددان یا جامعه شناس میتواند شروع به ایجاد یک تئوری شهری بنماید.

قبول تز ژان رمی از نظر اقتصادی برای ازدیاد تمرکز سازمانها و تشویق او برای این مرکزیت از نظر تعادل کلی یک سرزمین یا مملکت قدری خطرناک بنظر میرسد چون تجربه نشان داده که تشدید مرکزیت بعضی از نقاط که شرایط جغرافیائی و اقلیمی مناسبی دارند و بالنتیجه عوامل اقتصادی به آن کمک مینماید، باعث از بین رفتن تعادل منطقه ای و کم جمعیت شدن مراکز دیگری که تحت نفوذ و کشش آنها قرار میگیرند میشود.

در تجزیه و تحلیل اجتماعی او ضعف هائی مشاهده میشود مثلا در مورد کبیر وعاقل شدن روانی مردم و بوجود آمدن «همکاری گسترده» در بین آنها کاملا ایده آل فکر میکنند Utopie  چون خیلی خوب میدانیم که روابط بین طبقات، بخصوص طبقه اعیان و متملک روابطی است که فقط جنبه استفاده جوئی آن مطرح میباشد در اینصورت نمیتواند به هیچ وجه در آنها همکاری گسترده وجود داشته باشد.

برای او کلمه جامعه بمفهوم کلی آن است بدون درنظر گرفتن هیچگونه  مسائل طبقاتی و تقسیم بندی های تکنیکی- اجتماعی و فرهنگی - اجتماعی .

روابط انسانها در طبقات کارگری و بورژوازی کاملا مختلف بوده و به هیچ وجه نمیتوان همه آنها را از یک نقطه نظر و بدون هیچ اختلاف نگاه نمود.

باوجود کمبودهای مختصری که بیان گردید باید واقف بود که تئوری جدید رمی بسیار حائز اهمیت بوده و ارزش آن مسلم و قطعی است امیدوارم که در این خلاصه امکان توجه بیشتر خوانندگان گرام به اهمیت و ارزش مطالب آن ایجاد شده باشد .

کاوش و بررسی: مهندس خسرو هاشمی نژاد
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید