تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :880

شهر به چه کسی تعلق دارد

ظاهراً مالکیت خاصی برای شهر وجود ندارد. شهروندان هر شهر که قطعاً مالک شهرتلقی می شوندو شهروندان دیگر شهرها هم هیچ مانعی برای حضور در شهرهای دیگر  ندارند و به نوعی همه­ی شهر اگر در آن حضور یابند به آنها تعلق خواهد داشت.

حتی شهروندان دیگر کشورها نیز با حضور در هر شهر می­توانند از تمام مزایای آن، جز حقوق سیاسی خاص مثل حق راًی دادن سود برند، بنابراین بنوعی شهر به آنها هم تعلق دارد.

با این تفاسیر عملاً شهر می­تواند به همه تعلق داشته باشد، پس در واقع به هیچ کس تعلق ندارد. ولی واقعاً شهر به همه تعلق دارد و یا مقدار این تعلق برای افراد مختلف متفاوت است.

یک تحقیق دانشجویی نتایج جالبی را در این رابطه حاصل نمود. دانشجویان کارشناسی ارشد، در یکی از درس­های خود موظف شدند نقشه شهر را، از دید خانوارهایی از اقشار مختلف شهروندی ترسیم نمایند. بدین­ترتیب که آنها محل­های استفاده از آنها از شهر را روی نقشه­ها مشخصی ساختند. برخی از خانوارها از مسکن، محل کار، پارک، خرده فروشی­ها، ورزشگاهها، مراکز هنری و سینماها، باشگاههای خصوصی مراکز آموزش عمومی و خصوصی، مراکز خرید بزرگتر، خدمات بهداشتی، خدمات درمانی عمومی و خصوصی، خدمات ویژه مثل خدمات مربوط به حیوانات خانگی و تقریباً تمام مواهب شهر برخوردار بودند. در نتیجه تقریباً تمام نقشه شهر قلمرو بهره­وری آنها بود، جز محلات فقیرنشین، محلات آلوده، خیابانهایی که در آنها کاربریهای ناخوشایند مثل جمع­آوری زباله قرار داشت و مواردی را  از این رده. بنابراین نقشه شهرها آنها تقریباً شامل تمام شهر می­شد. ( نقشه -1)

شهر به چه کسی تعلق دارد

نقشه دوم، به گروهی تعلق داشت که از وضعیت مالی پایین­تری برخوردار بودند. لذا از خدمات ویژه، مراکز خرید گران قیمت، مراکز فرهنگی پر هزینه، باشگاههای خصوصی ورزشی و فرهنگی با شهریه بالا، مدارس خصوصی و مواردی مشابه این سود نمی­بردند. در نتیجه در نقشه شهر مربوط به آنها لکه­های بلااستفاده (سیاه) کمی بزرگتر می­باشد و نسبت بهره­وری از شهر کوچکتر از اولی­ها. ( نقشه -2)

 شهر به چه کسی تعلق دارد  

این روند ادامه می­یابد تا به گروه­هایی می­رسد که محل سکونت، محل کار، محل تحصیل فرزندان (اگر در سن تحصیل باشند و یا مجبور به کار پیش رس نشده باشند)، چند مغازه محدود برای خریدهای روزمره، گورستان شهر(برای سرزدن به درگذشتگان)، به ندرت (اگر وقت و توانی باشد) یک پارک در دسترس و گاهی اوقات بیمارستانهای دولتی و اگر شانس وجود حمام عمومی هنوز باشد (حمام، چون در مسکن­شان وجود ندارد) و احتمالاً یک - دو محل دیگر نقشه شهرشان را تشکیل می­دهد و باقی شهر سیاه است و از نظر این گروه این نقاط نه تنها بی­مصرف هستند بلکه مزاحم نیز می­باشند، چون طول سفرهای  شهری را بلندتر می­کنند و ترافیک­شان مزاحم است. (نقشه -3)

 شهر به چه کسی تعلق دارد

این روند ادامه می­یابد تا به یک گسست می­رسد. در این گسست مسکن که در تمام موارد قبل در لیست قرار داشت از محل­های مورد استفاده حذف شده و تنها کار (و اندکی خدمات دولتی) باقی می­ماند.

 محل سکونت این کارگران یا در محل­های کاریست و یا در حاشیه شهر در حاشیه نشین­ها و حلبی آبادها.

گروههای زیر خط فقر سکونت شهر و مهاجران به شهر در این گروه قرار می­گیرند ، " تعلق شهر"  برای آنها وجود ندارد، بلکه آنها متعلق به شهرند و فقط حق دارند در آن کار کنند و یا حتی حق ندارند که کار سفید نمایند و فقط به کارهای سیاه گمارده می شوند.

 نقشه شهر برای این گروهها، سیاه است و یک لکه در بیرون شهر با یک خط معین معبر به محل کار، تنها نقاط سفید نقشه هستند. ( نقشه -4)

 شهر به چه کسی تعلق دارد

یک ویزای مجازی، حضور این شهروندان را در شهر، فقط برای کار مجاز می­شمرد. در دبی تعداد زیادی از شهروندان کشورهای آسیایی هستند که اجباراً بدون خانواده مشغول بکارند. چون حقوقشان آنقدر نیست که بتوانند خانواده خود را بیاورند، ولی اگر آنها نباشند، آنقدر اضافه می­ماند که هزینه آنها را در کشور خودشان (مثلاً هند یا بنگلادش) تاًمین نماید.

آنها گرچه می­توانند از تمام امکانات دبی نیز استفاده نمایند، لاکن بعلت اینکه باید حداکثر صرفه­جویی را در هزینه­ها بنمایند تا بتوانند تاًمین هزینه خانواده را ممکن سازند، عملاً از هیچ امکانی سود نمی­برند کار می کنند و در جایی حداقل می­خوابند.

برخلاف تصور تمام این افراد مردان یا پدران خانواده نیستند، چون برای بسیار مشاغل مثل خانه­داری، نظافت بخش­های تجاری و هتل­ها و دیگر کاربریها به کارگر زن نیاز هست، لذا تعداد زیادی از آنها بانوان می­باشند که خرج شوهر و بچه­ها را تاًمین می­نمایند.

در یک خانواده ایرانی مقیم دبی، یک خانم خدمتکار آسیایی کار می­کرد که گفتند سالی بیست روز می­توانست به کشورش برود. که می­گفت سه سال است نرفته، چون یکسال یکی از بچه­ها مریضی سختی پیدا کرده که او ناچار شد، پول سفرش را هم بفرستد ویکسال تعویض محل سکونتشان در کشورش این هزینه اضافی را ایجاد کرده بود.

باید شکرگزار بود که آخرین گروه از شهروندان ایرانی می­توانند با حاشیه­نشینی و فاصله کوتاه اقلاً خانواده خود را، هر شب ببیند. البته اگر سرایدار شب نباشند و یا ضرورت نیابد که هزینه حمل و نقل را در مواردی برای هزینه­های ضروری و غیرمترقبه صرفه­جویی کنند، که آنها هم به دیدار آخر هفته خانواده اکتفاء می­کنند.

 آیا می­توان گفت شهر به این اقشار و یا گروههای کم درآمد شهری تعلق دارد و یا حتی به طبقه متوسط شهرها. 

سهراب مشهودی
WWW.Sohrabmashhoodi.com

مجموعه مقالات مرتبط : شهر به چه کسی تعلق دارد    
عضو مرتبط : سهراب مشهودی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید