تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1494

شهر متعلق به كيست

پيش گفتار

تاكنون از خود سئوال نموده اتد كه شهر متعلق به كيست .

شهري كه در آن زندگي ميكنيد /شهري كه در آن كار ميكنيد. شهري كه در آن تنفس ميكنيد و شهري كه ....

در اين مقاله نكاتي جنددرمورد  مالكيت در شهر و شهر متعلق به كيست  مطالبي  به رشته تحريردر خواهد آمد ..

شايان ذكر است  برخي از مطالبي كه بيان ميشود  ممكن است  هر چند بسيار بديهي  وليكن براي ما بطور كلي ناشناخته و يا مبهم باشد وبه تجربه ثابت شده كه بديهيات هرچند ممكن است باارزش باشند  وليكن بدليل دردسترس بودن چندان مورد توجه قرار نميگيرندكه بعنوان مثال سلامتي كه براي همه بسيار ارزشمند است وتا بيمار نشويم به آن توجه نميكنيم و يا آن هواي پاك كه تا حالت خفقان بما دست ندهد براي آن هوا ارزش قائل نيستيم زيرا تصور ميكنيم كه اين موارد و موارد مشابه از متعلقات ماست .در صورتيكه اگر با دقت نظر به آن نگاه ويا تفكري در بنياد آن مطالب بكنيم متوجه خواهيم شد كه در نتيجه گيري داراي خظا بسيار فاحشي هستيم و برخي اوقات خطائي بس بزرگ .

 

گفتار  اول :

تعريف شهر 

 شهر به ناحيه ويا منطقه اي  گفته ميشود كه كليه امكانات زندگي از قبيل مسكن - كار - تجارت - تحصيل - حمل و نقل - صنعت و بهداشت و درمان و آموزش و پرورش و .....  در آن قراهم باشد و داراي سيستم اداري ( بخش خصوصي و دولتي و شبه دولتي باشد و بزرگي و كوچكي آن بستگي به سكنه و كارائي آن دارد .

شهر داراي دو تقسير و يا بعبارت ديگرداراي دو شاخصه ميباشد :

1- شهر ازنظر عملكردي  و ازنظر كالبدي

هرشهري داراي كالبد شهري مخصوص به خود است . كالبد شهرها ميتوانند معرف وشناسه كالبدي شهر باشد .
شهردانشگاهي  داراي شاخصه هاي لازم در اين باب است و نبايد انتظار داشت كه در شهر دانشگاهي تجمع ادارات و يا مراكز صنعتي باشد و. در اينگونه شهرها كالبدشهربرمبناي تحصيل وتدريس و تحقيق بنا شده است.
شهرهاي تجاري داراي جاذبه هاي لازم جهت مبادلات اقلام و خريد و فروش ميباشد .

شهرهاي صنعتي نيز داراي شاخصه هاي مربوط به خود هستند ودر ساير شهر ها بايد شاخصه هاي لازمه وجودي خود را داشته باشند  و شهرهاي زيارتي نيز داراي آن چنان شاخصه اي هستند كه نمينوان آن را به رشته تحريردرآورد .

باتوجه به تعدد شهر ها ازنظر كاربري  و عملكردي  به مطالب فوق  بسنده مينمايد و اشاره ميشود ساختار شهر علاوه موارد ذكر شده نيازمند جمعيت و شهر نشيني و مدنيت است .

شهر بدون مدنيت دلراي مكان لازمه در تعريف  مكان شهري نميباشد  و شهري كه فاقد مدنيت و تمدن باشد همانند جنگل با حيوانات انسان نما خواهد بود .

شهر بايد داراي خرد باشد . خردي در خور شهروندان و مدنيت شهري .

يكي از اركان اصلي شهرشبكه بندي آن است  . شبكه بندي شهرها از دو ديد قابل يررسي است يكي از نظرشبكه بندي داخلي ( درون شهري ) و ديگري شبكه بندي و ارتباط با شهر هاي اطراف كه در اين مورد راه هاي ارتباطي و جاذبه هاي شهرهاي مجاور و يا طبيعت و كوهسارها برشبكه بندي شهر اثر كذار هستند .

 شبكه داخلي شهر  توسط بولوارها و خيابانهاي عريض و يا كم عرض با توجه به نياز طراحي و احداث ميشوند .

شبكه بندي شهر ها در هنگام طراحي شهربا توجه به نياز هاي بلند مدت و پارامتر هاي لازمه  در نظر گرفته ميشود .

و در سه برنامه  كوتاه و ميان و بلند مدت  ارائه  نسبت به پياده كردن آن شبكه ها  با توجه به برنامه اقدام ميگردد .

كالبد شهر ها علاوه بر شبكه بندي ساختمان ها و احداث مراكز عمومي و تجاري و آموزشي در فضاهاي عملكردي و تخصيصي  و ساير كاربري ها را در برميگيرد ..

رفاه اجتماعي در طراحي شهري  بذاي شهروندان مورد نظر است و شهري از نظر شهريت و شبكه شهري موفق است كه داراي كالبد منسجم و متناسب با  عملكرد در شهر طراحي شده باشد .

نتيجه انطباق عملكرد شهري با كالبد شهر  موجب  مدنيت از اركان اصلي شهرها ميباشند ميگردد .

شهري كه فاقد زندگي و مدنيت و خرد باشد را نميتوان شهر ناميد .

شهر ها براصلي زندگي و مدنيت و خرد شهري و شهروندان ميتوانند عملكرد مناسبي داشته باشند . 

گفتار دوم :

 شهر زميني متعلق به كيست

اين گفتاررا با اين  سئوال آغاز مي گردد آيا شهرها متعلق به شهروندان است و آيا شهر ها متعلق به مالكين بناها  وتاسيسات روبنائي وزير بنائي شهري  است .و بمنظور شناخت اجمالي در ابتدا زيرساخت شهر نام برده ميشود كه همان زمين است .

 زمين هديه خداوندي است كه طبق تعرف عرف و مذهب زمين متعلق به خداوند است و هراز گاهي دردست انساني جهت بهره برداري قرار ميگيرد و در ااراضي بناها باتوجه به فكروايده مالك ( فرضي ) احداث بنا ميشود .

آسمانخراش و خانه هاي ويلائي و مراكز تجاري و اداري و صنعتي وآموزشي و درماني و....... همه وهمه توسط فكر و ايده صاحبان )  طراحي واحداث ميشوندو از آن نهره برداري ميشوند .

(  نگارنده صاحبان ومالكان  را قراردادي مينامد  زيرا زمين هميشه پابرجاست وليكن به تجربه ثابت شده ماليت ها دست به دست چرخيده است)

گفتار سوم :

 سطح شهر-هواي شهر

همتانگونه كه در گفتار دوم ذكر شد سطح شهر به دو  گروه تقسيم ميگردد يكي شبكه بندي و خيابانها و ديگري ساختمانها  كه هر يك داراي خصوصيات لازمه خود بايد باشد . و آيا اين دو پارامتر معرف شهر از نظر فيزيكي است كه جواب آن خير است زيرا اگر دراين مورد دقت شود مشخص ميگردد كه عرصه واعيان شهر قسمتي از كره زمين و داراي فضاي آسماني است . يا بعبارت ديگر شهز شهري داراي دوكالبده ميباشد يكي كالبد  زميني و ديگري هوائي .

كالبد زميني باتوجه به ايده و طرح و آباد ميشود وليكن فضاي فوقاني شهر ها داراي خصوصيات خودميباشد كه اين خصوصيات توسط انسان قابل تغير و يا ويرايش نيست .

 انسان در طبيعت دست ميبرد  طبيعت را به ميل خود تغير ميدهد وليكن نميدانذ كه اين دخالت در طبيعت چه فاجعه اي ببار مياورد . .

نمونه هائي از عمل انسان در طبيعت ذكر ميشود .

  1. احداث فضاي سبز بويژه درختكاري موجب پديد آمدن يك آب وهواي لطيف خواهد شد . طبيعت سبز موجب رشد زندگي و موج سلامت انسانهاست زيرا طبيعت سبز توليد كننده اكسيژن ميباشد . طبيعت سبز موجب سلامت هواي پاك هوائي كه براي تنفس لنسان از اولويت خاصي برخورداراست .
  2. تغيرات جوي يكي براساس تغيرات جوي حاكم بركره زمين و آن منظقه است و ديگري دخالت انسان در كره زمين و جو كه موجب دگرگوني آب و هوائي ميگردد . آزمايشات اتمي و ساير آزمايش ها در داخل  و يا خارج كره زمين باعث دگرگوني وضعيت جغرافيائي  آب وهوائي مناطقي ميگردد .
  3. در شهرهاي بزرك و كلان شهرها  كاربري ها و شبكه بندي و فرم كالبد تعريف ميشوند وليكن  نكته اي كه قابل دقت و بينش آنست كه آيا تصرف قسمتي از شهر بعنوان ملك ما حق داريم هر بنائي را با كاربري هاي خودخواسته بنا كنيم . كاربري را انسان برنامه ريزي وتعين ودر لايه پائين كه همان كره زمين است اجراء ميكند غافل ازاينكه اين اقدامات برلايه بالا  كه همان  جواست اثر گذار است و يا بعبارت ديگر هر اقدام و احداث بنابا كاربري تعين شده موجب تغيرات جرئي و يا كلي در جو  وآب وهواميگردد .انسانها از هوا استنشاق ميكنند . اكسيژن هوا را به بدن ميرسانند و اگر انسان با اقدامات خود باعث كاهش اكسيژن در هواگردند فاجعه اي بس جبران ناپذير پيش خواهد آمد .
  4. كاربري صنعتي در مناطق نامناسب شهري موجب دگرگوني در هواي پاك شهر ميشود شهري كه متعلق به همه و شهروندان از آن هوا استنشاق ميكنند . با استنشاق هواي آلوده وبا گازهاي مضر  انواع بيماريهاي تنفسي و غير تنفسي شايع ميشود كه بطور كلي ميتوان گفت كه خود مخرب محيط زيست خود ميباشيم .
  5. تصور ميشود اگر كسي مالك ( فعلي ) قطعه زميني بود ميتواند هر اقدام و برنامه اي را در عمليات ساخت انجام دهد چه با مجوز قانوني و جه بي مجوز . ونميداند كه اين اقدامات چه تغيراتي در آب و هوا ايجاد ميكند .
  6. از بين بردن كوه ها بمنظور احداث پروژه ( ساختماني و صنعتي و.. ) موجب تشكيل نشدن توده هاي ابرها و جهت تشكيل جبهه هاي آب وهوائي ميگردد ..اگر نگاهي  از نظر آب وهوائي به سواحل درياي مازندران شود  مشخص ميگردد كه اين موهبت الهي يعني طبيعت سبز بدليل توقف ابرها در كوه پايه البرز ميباشد .  تراكم ابرها وباردارشدن آنها موجب بارش ها ميگردد . اگر به جنگل هاي منطقه بهشهر بسمت سمنان نظري افكنده شود مشخص ميگردد كه در دشت پس از كوه پايه اثري از جگل نيست . در سمت غرب كشور در سواحل بحر خزر نيز اين جنين است .
  7. با  احداث سد ويا تغير مسير رودها در زير دست آنها فاجعه اي جبران ناپذير بوجود ميايد فاجعه اي كه شايد براي جبران آن نياز به چند قرن باشد ..
  8. ..شهر اصفهان  شهري تاريخي و يكي از شهرهاي سرآمد كشور بوده وميباشد و شهراصفهان  شهري كه زاينده رود پرآب را داشت و يكي از شاخصه هاي اصلي آن شهر بود با برنامه ريزي بدون مطالعه زيستي و در نظر نگرفتن آنكه  براي شهر اصفهان چه فاجعه اي اتفاق ميافتد زاينده رود را به خشكه رود تبديل كردند و مزارع و باغهاي وشهر و آبادي هاي زير دست سد ها را از نعمت خداداي ( زاينده رود ) محروم نمودند .
  9. چرا درياچه اروميه خشك شد واز بين رفت زيرا براي شهرمان براي كشورمان و براي بشريت لرزش قائل نشديم فقط در فكر آن بوديم كه محوطه و يا اقليم ويا شهري كه فعلا" در دسترس داريم داراي منافع بيشتري نمائيم  .

نتيجه كلام

باتوجه به مطالب فوق كه بصورت پراكنده و از بابي سخني گفته شد  مشخص ميگردد كه شهر متعلق به شهروندان و هموطنان و ساكنان كره زمين است .

بايد خود خواه بود كه شهري را مال خود بدانيم . اگز به قصرهاي باقيمانده از زمان  نظري بيافكنيم ميبينيم كه صاحبان زمان در قيد حيات نيستند و جز بقايائي از آن بناها و تمدن  ها چيز ديگري باقي نمانده است .

آيا شهر هيروشيما داراي شهروند نبود ه كه اكنون به ويرانه اي وتهي از انسان تبديل شده است

آيا شهرهاي ديگر كه با تهاجم و جنگ تبديل به ويراني شده داراي شهروند و مدنيت نبود چرا بايد با دخالت هاي بي مورد و غير مسئولانه موجب تخريب  شهر و زندگي در آن  و تمدن ومدنبت شهري گرديم .

تخريب شهرها بدليل تصرف در جنگ وقرباني شدن انسانها وپيامد آن دگرگوني در طبيعت و حتي تمدن بشري .

چرا در زمان صلح بعنوان يك انسان با تمدن تاريخ  وتمدن احدادمان را از بين ببريم آنهم بخاطر فتح و كشورگشائي ..

با اعمال خود لايه اي از جوزمين را  از بين ميبريم وادعاكنيم كه مالك هستيم مالك چه شهر  و چه محدوده جغرافيائي  

گاه بشريت با اقدامات بظاهر عالمانه خود تيشه به ريشه زندگي وحيات خود ميزند .

آانجام آزمايشات اتمي و آزمايشات ديگر  ره آورد هاي خطرناك از جمله تخريب فضاي تنفسي وپاره  شدن لايه اوزون به همراه دارد .

كشورهاي بزرگ در اجلاس ها  درفكر بهبود آب وهوا هستند در صورتيكه خود ميدانندكه بيشتر تغيرات جوي  وآب وهوائي نتيجه آزمايشات بي مطالعه  برخي از آن كشورهاي بزرگ است . . 

ختم كلام و پايان اين سخن  

اين مطلب را سخن بسيار است زيرا مالكيت شهر در مقياس كلان متعلق به بشريت است .

شهر متعلق به انسانهاي فعلي وبعد از آن خواهد بود و بطور خلاصه شهر متاع نيست كه آن را بفروشيم .

محدوده كشورها فرضي است و توسط عده اي با توجه به مطالب و قراردادها مرزبندي شده است . آيا اين مرز بندي در جو ودر آسمان انجام گرديده است .

كودكانه است كه بگوئيم آسمان بالاي كشور من مال من است شهر ها وكشور ها همگي متعلق به بشريت است .

كودكانه است كه بگوئيم شهر متعلق به من است .

بايد بگوئيم شهر متعلق به بشريت است .

                                                                                                                                                                                   بيژن علي آبادي

مجموعه مقالات مرتبط : شهر به چه کسی تعلق دارد    
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید