تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :996

شهر من – شهر گمشده من

پیش گفتار :

در این مقاله نگارنده به نکاتی خواهد پرداخت که شاید برای همگان روشن و واضح باشد و با توجه به آن نکات به موضوع مقاله پرداخته خواهد شد .

شهر من

الف : شهر

شهرهای قدیمی از تجمع چند ده و یا دهستان تشکیل شده و شهرهای جدید با برنامه ریزی شهری و شناسنامه ایجاد شده اند . بعضی از شهرها ی ایران همانند شهر تویسرکان از دو ده یا قصبه توی و سرکان تشکیل شده است این مورد در مورد بعضی از شهرهای دیگر کشور صادق است .

شهرملاردازشهرملاردقدیم وسرآسیاب ومارلیک تشکیل وشهرتفرش ازشهرترخوران وفم تشکیل شده است.

اینگونه شهرها در کشور بسیارند که بطور کلی می توان گفت که شهرهای قدیمی از ادغام چند ده و یا قصبه تشکیل و دارای ضوابط و روابط خاص منطقه ای خود بوده و اکنون که به شهر تبدیل شده اند که میبایست خود را با ضوابط شهری و شهرسازی تطبیق دهند .

دراینگونه شهرها بایداصلاح بافت شهری بابد با توجه به وضعیت اجتماعی و تاریخی و فرهنگی و مذهبی و قومی .. انجام گیرد .

در شهرهائی که از ادغام چند دهستان تشکیل شده اند رعایت و احترام گذاردن به مسائل اجتماعی و فرهنگی و قومی بسیار اهمیت داشته و چه بسا این ادغام نا رضایتی نیز در منطقه بوجود آورده است .

اگر به شهر تفرش نظری افکنده شود ملاحظه می شود که پس از چندین دهه از ادغام فم و ترخوران دو تیرگی و کدورت قومی بین این بخش از شهر تفرش وجود دارد که در بسیار موارد باعث کندی و با توقف برنامه های اجرایی شده است .

بعضی از شهرها مثل شهرتهران محلات و آبادی های اطراف را در خود جای داده که به دلیل وسعت جغرافیایی و مسایل حاکم بر شهر تهران مسایل حاشیه نشینی در شهر و یا اختلافات فرهنگی و اجتماعی و رفتاری هر چند وجود دارد ولیکن در برنامه ریزی و اجرای آن در شهر موثر نیست .

درشهرهای کوچک قدیمی این مسئله بسیار مشهود است زیرا پیوند فامیلی و قرابت دلیل اصلی آن است ..

شهرهای جدید :

اینگونه شهرها بنام شهر سرریز جمعیت کلان شهرها و یا مکمل بعضی از شهرها می باشند به نظر می رسد در کلان شهرها به دلیل عدم برنامه ریزی صحیح و جمعیت پذیری آن مجبور به در نظر گرفتن شهرهای سرریزی همانند شهر جدید پرند و یا شهر پردیس برای تهران و سایر شهرهای سر ریز برای اصفهان و مشهد و تبریز و شیراز را می توان برشمرد واینگونه شهرها با توجه به مطالعات لازم شهرسازی وفرهنگی و اجتماعی و اقلیمی و سایرپارامترهای لازمه دیگر طراحی گردیده و ایجادشده اند .

شهرهای قدیمی اکثرا" خانه باغ و یا باغ ویلا بوده با تشکیل شهر ( ادغام دو یا چند دهستان ) این خصوصیت رااز دست داده و به یک شهر عاری از طبیعت ویا طبیعت ضعیف روبرو شده اند .

کسب در آمد شهروندان و نیاز در آمدی شهرداری ها باعث شده که خانه باغ ها و یا باغ ویلاها تخریب و جای خود را به آپارتمان ها وسایر کابری ها بدون چشم انداز شهری بدهند .

اگر توسعه شهر تهران را در طول 100 سال اخیر در نظر بگیریم دقیقا" به این نکته خواهیم رسید که توسعه غیر اصولی شهری باعث از بین رفتن شهر و میراث طبیعی وآب و هوائی آن شده است .

باغات تهران و یا خانه باغ های با مساحت بسیار بزرگ در تهران تخریب شده و به قطعات کوچکتر با ساختمان های رفیع و برج های فاقد روح انسانی تبدیل شده اند .

طبق قانون برای تفکیک اراضی داخل محدوده خدماتی شهری ( مساحت بیش از 500 مترمربع ) بین 30% تا 75% از اراضی می بایست به شهرداری جهت خدمات لازمه شهری(فضای سبزوپارک وسایرکاربریهای لازمه شهری)دراختیار شهرداری قرار کیرد که در این مورد بارها مشاهده شده که قسمت اول یعنی سهم شهرداری تعیین گردیده ولیکن آن قسمت ازعرصه متعلق به شهردای توسط مالکین اراضی اولیه و یا ثانویه خریداری و با پرداخت عوارض ویاجرایم نسبت به ساخت وسازدرآن اقدام نموده اندکه بدین سان شهری باوسعت کنونی شهر تهران و یا شهر تبریز و یا مشهد بدون هویت اولیه وباازبین رفتن باغات وطبیعت سازگاربه شهری ازجنگل ساختمان تبدیل شده است .

تبریز شهری با طبیعت زیبا بود .

اصفهان نصف جهان بود .

شیراز شهر طبیعت وشهر عارفان بود .

اکنونکلان شهرها به چه سرنوشتی دچار شده اند .

زمانی که برای منطقه ای برنامه ریزی شهری و زیستی می شود باید به کلیه نکات آن توجه داشت .

فقط به احداث چندین واحد مسکونی همانند پروژه های مهر نباید اکتفا نمود زیرا ایرانیان همه انسان ها شریف اند و همه دارای حقوق مساوی هستند چرا باید عده ای از هموطنان را در سکونت گاه های غیر شهری اسکان دهیم و وعده دهیم که خدمات شهری ارائه خواهد شد وباعث غده ای سرطانی برای شهر مجاور خواهد شد .

زمانی که ما طبیعت را برای هموطنان تنگ می کنیم . زمانی که آنها را مجبور به اسکان در منطقه عاری از جمعیت و طبیعت می کنیم انتظار ما از آنها چیست .

زمانی که در طبیعت که هدیه خداوندی است بدون مطالعه دخالت می کنیم ودریاچه ارومیه و زاینده رود و سایر رودخانه های را می خشکانیم ما به عنوان متولی باید پاسخگو باشیم .

زمانیکه درکلان شهرهازندگی فشرده شهری راحاکم می کنیم و شهروندان را در آن سلول ها جا می دهیم .

زمانی که تصور می کنیم با احداث چندین کیلومتر اتوبان و آزاد راه و پل و یا تونل داخل شهری می توان شهری پایدار داشت اشتباه کرده ایم .

شهر نیاز به همه موارد از جمله طبیعت دارد .

طبیعت شهر متشکل از آب وهوا وشرایط جغرافیایی است .

دخالت غلط در طبیعت باعث فاجعه ای جبران ناپذیر و یا قابل جبران با هزینه بسیار بالا می گردد .

کمبود آب سالم یکی از معضلات شهرهای بزرگ است .

آلودگی هوا مسئله ای بسیار مهم که حتی درشهرهای متوسط نیز به دلایل مختلف با آن روبرو هستند .

طرح های زوج و فرد و با محدوده ترافیکی راه حل اساس این مشکل نیست بلکه پیاده کردن برنامه شهری سبز و پایدار که می تواند شهرها را نجات دهد .

خارج کردن کارخانجات وکارگاه ها از شهرها و استفاده از انرژی های پاک می تواند سلامت فکری و جسمی به شهروندان هدیه نماید .

چرا کلان شهرها بازار توزیع و فروش دستگاه های تصفیه آب و هوا باید باشند چرا به خود اجازه می دهیم که آّب و هوا را آلوده کنیم و فقط قشر ثروتمند جامعه از دستگاه های تصفیه آب و هوا استفاده کنند

شهرمن :

با توجه به موارد فوق شهر من کدام شهراست .

آیا به تهران محل زادگاه خود تعلق دارم .

شهرمن زادگاه من نیست .

شهرمن شهری عاری از دروغ و ریا است.

شهرمن شهری با طبیعت سبز و پایدار است.

شهرمن شهری است با فرهنگ و رعایت حرمت ها .

آیا می توانیم به شهری که فاقد پارامترهای اولیه شهری است شهر من نامیده شود .

شهر من شهری است گم شده در مسایل ومشکلات اجتماعی - سیاسی و فرهنگی و ... و زیست محیطی

آب و هوا سرمایه ملی است و احدی نباید به خود جرات دهد که به آنها تعدی و تجاوز کند .

نتیجه کلام و سخن بی پایان :

شهرمن شهری باهویت است ..

شهرمن دارای سابقه تاریخی وفرهنگی است.

شهرتهران با مصائب و مشگلات خود شهر من است .

شهرمن در حال موت است

شهرمن باید شهری باشد که دارای طبیعت سبز و با طراوت .

شهرمن باید شهری باشد که بتوان درآن سالم زیست و سلامت کارکرد .

شهری که دارای طبیعت باشد نه فاقد طبیعت .

نبایدشهری که فاقداصول اولیه زیست محیطی است آن را هرچند درآن متولد شده باشم شهر خود خطاب کنم .

بیایید شهر خود را با برنامه ریزی های شهری و شهرسازی به شهری سلامت و شهری سبز و شهری پایدار و استفاده از انرژی های نوین شهری و سایر پارامترهای دیگر شهرهای موجود بسازیم و یا اصلاح کنیم و به نام شهر خود بنامیم .

تهران شهر من شهری گمشده است

بیژن علی آبادی

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید