Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1420

شهر و شهرسازی و شهرنشینی(مقالات گذشته- مهرماه 1349)

شهر و شهرسازی و شهرنشینی(مقالات گذشته- مهرماه 1349)

ژرژ گورویچ در آغاز اثر معروف خود: « داعیه کنونی جامعه شناسی» (2) خط مشی و بینش جامعه شناسی معاصر را بر اساس تاخیر روزافزون تفکر بآهنگ سریع تکوین و دگرگونیهای واقعیت اجتماعی تعریف کرده برکنار نگهداشتن جامعه شناسی نظری را از برداشتهای عملی آن غیر ممکن میداند: گورویچ با تاکید روی جنبه های دیگر این دانش نوگفتار خود را چنین تکمیل میکند: «بنظر ما قطعی و مسلم است که جامعه شناسی از این پس هم خود را صرف شناخت وضع حاضر جامعه ی خواهد کرد که در حال تحریک شدید و جوش و خروش و خلاقیت است . چنین بینشی به جامعه شناسی معاصر اجازه خواهد داد که «از روی تناقضات و تنش های نامرئی که خاص پدیده های اجتماعی تام است پرده بردارد » .

شهر یا بعبارت دیگر موقعیت و نقش شهر در جامعه قرن بیستم درخور یک چنین پژوهشی است و از آنجا که رشد عمومی جامعه شدیدا به پدیده های شهری وابسته است زمینه کار ایجاب میکند که یک حرکت مداوم بین نظر و عمل بوجود آید .

رشد سریع و گسترش نامشخص شهرها موجب برملا شدن بحرانهائی شده است که بیش از پیش به وخامت میگراید و  وخیم تر آنکه تاکنون هیچگونه راه حل منطقی برای پایان دادن به آن پیدا نشده است و چون شهر بعنوان چارچوب عمومی فعالیت های انسانی هرروز گسترش بیشتری می یابد همواره مسائلی را مطرح میسازد که پیچیدگی روزافزون آن موقعیت هرگونه برنامه و طرح شهری را نامعین و احتمالی جلوه گر میسازد .

در همان حال که سبک زندگی شهری ریشه بسیاری از نابسامانیهای کنونی است و عمومیت یافتن نوع زندگی شهری قدرت عظیمی برای برهم زدن همه تعادلهای اجتماعی بوجود خواهد آورد معهذا موجودیت و پایه های تحول و دگرگونی شهرها هنوز بدرستی شناخته نشده است .

راه حلهائی که برای مسائل شهری پیشنهاد میشود و الگوهائی که تعبیه میگردد غالب اوقات ناظر بر ناسازگاری و عدم تلفیق توسعه شهری برنوع زندگی شهرنشینی است . تنها بر اساس برخی فرضیات عمومی میتوان به مطالعه یا تفکر در مورد شهرها پرداخت و آن را واحد اجتماعی دانست که نیازهای ساکنین خود را میتواند ارضا کند و آنان در مقابل با محیط اجتماعی و فرهنگی خاص شهر هماهنگ و همساز گشته اند .

دعاوی فراوانی که مسئولین امور شهری یا کارگزاران(3) یا مصرف کنندگان شهری در برابر جامعه شناسان و دانش پژوهان مطرح کرده اند براین فرض استوار است که در نظام شهرنشینی همواره یک «الگوی ایده آل» وجود دارد .در نوشته های نویسندگان آمریکائی این گرایش به فراوانی دیده می شود. بین معروفترین این آثار میتوان اثر استفنزو (4) «شهر از خلال تاریخ» اثر مفرد (5) را که نظریاتش منجر به محکوم ساختن توسعه شهرنشینی میشود نام برد .

منشاء این انتقادات عدم تطابق واقعیت با ایدآلهاست . ناتوانی که نه تنها در ایجاد شهرها بلکه در تهیه طرح و نقشه آنها وجود دارد نشان میدهد که بحران شهری روز به روز وخیم تر جلوه گر خواهد شد و این بحران ناشی از در دست نداشتن هرگونه الگو و مدلی است که در ایجاد و طرح شهرها راهنمای ما باشد، به بیان دیگر پرسش: «چگونه شهر را بسازیم» این سوال را برمیانگیزد که : «چرا یک شهر را میسازیم» چرا مردمی که دائما از زندگی شهری بدگوئی میکنند با عجله و دستپاچگی زیاد بسوی شهرها هجوم میاورند و آیا شهرها تله ای برای انسان عصرما نیست؟

پدیده شهرنشینی آنگونه که امروز برما عرضه میشود درنظر یک نوع تضادی بین دو واقعیت که کنار یکدیگر قرار گرفته اند جلوه گر میسازد . یکی واقعیت « شهر» و دیگر واقعیت «شهرنشینی» . شاید نزدیک ساختن و مقابله این دو مساله بتواند عمق بحرانی را که بارها از آن یاد شده است به ما نشان دهد . تشریح مختصر تضاد فوق الذکر و تجزیه و تحلیل کوششهائی که برای ل آن بعمل می آید و فهم ریشه ها و روابط آن دو واقعیت با یکدیگر برخی گرایشها را روشن خواهد ساخت .

طرح و برنامه ریزی شهری با ابزارهائی که در اجرای آن بکار میرود میتواند بعنوان نقاط اتکائی عمده در این بررسی پذیرفته شوند. محدودیت راه حلها طبعا̋ این سوال را مطرح میسازد که آیا در تشریح تضاد و توصیف راه حلها یک خصوصیت اساسی ناشناخته باقی نخواهد ماند و آن ویژگیها یا به عبارت دیگر ماهیت منفردی است که هر شهر به تنهائی داراست که اعمال هرگونه روش جامعه شناسی را بی اثر جلوه گر میسازد .

این ویژگی ناشی از جایگزین شدن گروههای انسانی مشخص و متمایزی برسطح زمین است . باین ترتیب رابطه عناصر جزء در جامعه شناسی و مختصات اجتماعی ناشی از جامعه شناسی بزرگ (6) در باب هدفهای نهائی توسعه شهرنشینی و شناخت جنبه مادی و جنبه سمبولیک آن مباحث و مسائل تازه ای مطرح خواهد کرد.

از خلال تجزیه و تحلیل توسعه شهرنشینی و بحث در عملیات شهرسازی و معرفت به مختصات جامعه شهرنشین باید در پی بدست آوردن اصول پرثمر و باروری بود که بتواند شهر را به ما بشناساند و آنرا در معرض فکر ما قرار دهد. با این همه تنها از طریق یک کوشش ذهنی در جهت ترکیب عناصر جامعه شناسی شهریست که میتوان به راه حل قاطعی برای مسئله شهرنشینی رسید . گردآوری و یافتن مواد و ابزار کار نخستین و ساده ترین قدمی است که در راه این اقدام عظیم باید برداشته شود .

شهر و توسعه شهری

هر شهر فضائی را اشغال میکند که در طول زمان وبرحسب سیر تاریخی و حوادث گوناگون دائما تغییر یافته است. در مقابل رشد کنونی توسعه شهری جستجو برای شناخت گرایشهای گذشته و تحولات تاریخی شهرها ممکن است کار بی ثمری بنظر رسد زیرا هر گونه راه حلی که مربوط به گذشته شود درنظر بی فائده و باطل جلوه میکند. بعلاوه اگر در عصر معینی یک الگوی شهرسازی همگانی در چندین جا بکار رفته آن مدل متعلق بهمان عصر و زمان است و بنابراین مانند یک موجود ذی حیات جانشین خود را نمیسازد . بنظر میرسد که در این زمینه نه پیوستگی و ارتباطی وجود دارد و نه پیشرفت تراکمی و متوالی ملاحظه میشود.

معهذا اگر نگاهی به گذشته شهرمفید بنظر رسد بعلت حوادث عمده ای است که در قرون اخیر و مخصوصا از قرن 19تاکنون در شهرها پدیدار گشته است : جهش از یک واقعیت شهری به واقعیت دیگر که اولی را را شهر و دومی را توسعه شهری مینامیم حتی اگر لحظه دقیق جدائی میان آن دو شکل را نتوان به آسانی روشن ساخت در تاریخ طولانی شهرهای کنونی، مراکز تراکم و تجمعی بوجود آمده است که سرعت پیشرفت و توسعه شهرنشینی در عصر جدید بتدریج آنرا بصورت مناطق خالی جلوه گر میسازد و نتایج حاصل از آن در شرایط فعلی نه بدرستی شناخته شده و نه تحت تسلط و کنترل ما درآمده است شاید اشتباه نباشد که پدیده اول را «محیط شناخته شده و مانوس شهر» (7) و پدیده دوم را «گسترشنامانوس(8)» تعبیر کنیم .

باین ترتیب مفهوم واحدی مانند مرکز شهر موقعیت و عملکرد سابق خود را از دست داده است و این مفهوم دیگر معرف و سنبل گذشته نیست و روابطش با کل جامعه دگرگونی پذیرفته است. «توسعه شهرنشینی» و جریانات ناشی از آن در عرف عام یکی از اختصاصات اساسی و مهم زندگی اجتماعی در قرن بیستم عنوان شده است. برخلاف عرف این جریان بصورت لنگر تعادل(آنتی تز) هسته مرکزی که شهر از آن سردرآورده و در فضا شدیدا̋ به آن هسته مرکزی پیوند خورده شناخته شده است .

شهرهای معمولی قدیم با محدوده ای که بطور مصنوعی و برطبق نقشه معینی بوجود آمده بود در چارچوب نسبتا ثابت، محورها و خطوط ارتباطی که بخشهای مختلف شهر را به یکدیگر منظم و مربوط می ساخت، تثبیت می کرد. محله های شهری در پیرامون یک مرکز که چارچوب کاملا معینی پیدا کرده بود سازمان می یافت، توسعه شهر بدون اینکه به روابط قبلی شهر صدمه ای بزند ادامه پیدا میکرد، ممکن بود توسعه جدید شهر موجب جابجائی برخی نیروهای داخلی گردد ولی در استخوانبندی شهر تغییری حاصل نمی گردید. و برحسب خواستها و گرایشهای جدید ادامه داشت لیکن حد و حدود خود را همچنان حفظ میکرد .

فضاهائی که بدینسان محصور میگشت تصویری از یک واحد اجتماعی مستقل بود یا ایجاد چنین واحدی را بدون اینکه بین آن دو رابطه علت و معلولی روشن و مستقیمی مطرح باشد امکان پذیر می ساخت .

از نظر سازمان و تشکیلات، خود مختاری اداری و حقوقی که غالبا ضامن گسترش شهر شناخته شده است در برابر «خودمصرفی» یا اتکاء اقتصادی شهر به تولیدات داخلی خود که جزء مشخصه هرشهر بوده بالنسبه اهمیت کمتری داشت جمعیت شهرنشین با استفاده از تولیدات محلی زیست میکرد و شدیدا در فضای مسکونی خود جایگزین و در جامعه پیرامون خود ادغام شده بود . اختصاص یافتن نواحی مشخص و معین به قشرهای مختلف صنفی میتواند مثال جالبی برای چگونگی توزیع اجتماعی داخل شهرها باشد. زیرا نظام موجود در آن جنبه جدائی طبقاتی بخود میگرفت . این نظم در داخل سازمان کلی جامعه شهر را در درجه و طبقه معینی قرار میداد. اگر شهر از روستا متمایز بود و اگر عادات روستائی مدتهای مدید در شهرها حفظ شده بود و اگر نقش هریک از دو پدیده شهر و ده از نظامهای متفاوتی تبعیت و پیروی میکرد، این دو نظام مکمل یکدیگر بودند و رابطه آنها مبتنی برتابعیت بود.

به محض اینکه نابرابری در میزان ثروت بوجود می آید و داد ستدهای تهاتری  و وضع مبادلات برهم میخورد هیچ چیز دیگر نبود که جانشین آن گردد و آنجا بود که اختلاف بین شهر و ده با تضاد میان دو سبک زندگی و دو گروه اجتماعی متمایز بصورت فاحش ظاهر می گشت. شهری و روستائی هرکدام نوع زندگی معینی داشتند که از آن دفاع میکردند. یک واحد شهری که  در آن تولیدکننده و مصرف کننده از یکدیگر متفاوت و جدا بودند بوجود می آید و پیوستگی محل اقامت و محل کار موجب یک نوع همبستگی ارگانیکی و علاقه طبیعی نسبت به این نوع زندگی می شد. بعبارت دیگر اگر موضوع دلبستگی تغییر می یافت لیکن نوع علاقه به همان صورت باقی می ماند  با این همه توسعه و رشد شهر متحدالشکل و یکنواخت نبود لیکن بررسی دقیق هردوره از تحول سهم میراث گذشته را که کم و بیش در عمران و توسعه شهر مورد استفاده قرار گرفته بود نشان میداد؛ حصارهای متوالی شهر طوری با بافتهای مختلف شهر جوش خورده بود که از هم گسیختگی های احتمالی چیزی از موجودیت شهر بعنوان یک واحد یکنواخت نمی کاست.

از آغاز صنعت این تعادل شهر بهم خورد .با توسعه اقتصادی شکل و محتوی شهرها تغییر یافت .سابقا بنظر میرسید که شهر به تنهائی ایجاد کننده خود بود . با پیدایش صنعت به شکل انکارناپذیری شهر یک محصول یا یک تولید محسوب میگردد(9) . تجمع انسانها در محل معین بیش از آنکه حاصل چشم داشت مزایائی باشد که اقامت در آن محل ایجاد کرده است، زائیده یک صنعت محرک است .

به این ترتیب نوآوری که حاصل موفقیت تازه شهرنشینان بود بتدریج موجودیت مجزائی از شهر پیدا کرد و از آن جدا شد و موجب پراکندگی هسته های  شهری گشت. کارخانه ها عملا در خارج از مراکز شهری مستقر شدند و این وضعیت در جوامع صنعتی قرن 19 کاملا مشهود است. در مقابل این سوال که آیا شهر زمینه ای برای پیاده کردن تئوریها و نظریاتی است که در چارچوب نظام کلی اقتصادی تهیه شده یا واقعا سروکار ما با یک واحد اقتصادی اصیلی است که با هیچ واحد مشابه دیگر قابل قیاس نیست چاره ای جز آن نیست که به پرسش دوم پاسخ مثبت دهیم و ین امر چه در مورد شهرهای قدیم و چه در شرایط فعلی صادق است .

در حقیقت اگر شهر واحد اقتصادی معینی را در برگیرد برحسب بیان رستو: (10) قانون حاکم بر زندگی شهر جزئی از قانون وسیعتری است که برتوسعه عمومی و کلی، حاکم است .

شهر که به این ترتیب عامل سرعت بازدهی میشود خود منبع و منشاء تولیداتی است که ساختمان شهر را در کام خویش فرو میبرد فی المثل اتومبیل یا تلویزیون بافت گذشته شهر را درخود مستحیل میکند و بجای فضاهای مجزا و بسته سابق که در کنار هم قرارداشتند و به یکدیگر پیوسته بودند شبکه ارتباطی به وجود میآورد که مرزهای آن خود بخود تا سرحدات نامحدودی ممکن است عقب رانده شود .

گسترش شهر خطوط قدیمی را پشت سر گذاشته روابط را با مرکز قطع میکند. حرکات جذب و تشعشع شهر با سبک و رویه های جدیدی انجام میگیرد. جدا شدن نقاط ثابت زندگی شهری مانند محل اقامت و محل کار که بصورت مراکز تجمع در میآید دارای استعداد تحرکی است که نظام اقتصادی برای توسعه دامنه فعالیت خود در جستجوی آن است بدون اینکه موفق شود مساله جدائی از مرکز را عملی کرده باشد . به بیان دیگر رابطه با مرکز که اجازه دهد یک واحد اقتصادی بصورت غیر متمرکز و غیر وابسته به حیات خود ادامه دهد صورت عمل بخود نمی گیرد.

درجات شهرنشینی تنها درچهارچوب شهر خلاصه نمیشود بلکه منطقه ای را که شهر برای آن قطب مسلط محسوب میشود نیز در برمیگیرد : در حالی که تولیدات شهر همه جا پخش و توزیع میگردد توسعه دامنه شهر نمیتواند تنها به شهر مرکزی محدود گردد و مآلا فضاهای اطراف خود را که جنبه روستائی و ییلاقی دارد به تصرف خود درمی آورد. شاید همین امر است که تضاد اساسی توسعه شهری را نشان میدهد و این خود پیش از آنکه رهاورد شهر باشد ناشی از اقتصاد عمومی است . توسعه شهری به آنجا منجر میشود که روستا و هم شهر را دربرمیگیرد و میان این دو رابطه جدیدی مستقر میسازد. از آنجا که اقتصادشهرو روستا بیش از پیش نظام و سازمان مشترکی پیدا میکند ادغام و پیوستگی آنها به یکدیگر روزبروز تشدید می گردد به این ترتیب شهر دیگر یک واحد مستقل باقی نمی ماند بلکه با درجات و شدت های متفاوت در یک سلسله روابط جزئی و کلی موجودیت خود را آشکار میسازد بطوری که اصطلاح «شهراصلی»و «حومه نزدیک» و «سلسله مراتب شهری»و امثال آن در موارد مختلف مورد استعمال پیدا میکند، اصالت و استقلال شهرخیلی کمتر از عامل تولیدیت یا بهره دهی اهمیت پیدا میکند، گرچه هریک از این دو خصوصیت از امتیازات ویژه مراکز تجمع است که یک اصطلاح دامنه دارتر و وسیع تری از شهر است. با مساله شهرنشینی شاید بتوان گفت که سروکار مابایک «پدیده اجتماعی کامل» یا تام است که صورت گذشته شهر را که خود بعنوان یک «پدیده اجتماعی تام» سالها دوام داشته منفجر ساخته است تا از آن پدیده ی اجتماعی جزء بوجود آورد، البته تجمع و تمرکز موجب این انفجار شده است.

بدینسان، آثار و فرآورده های شهر، مراکز شهری را در خود حل کرده مظاهر شناخت و نشانه های زندگی درون شهرها سراپا تغییر کرده است.

این تغییرات خلاء ها و نقائصی نیز بوجود آورده است.مثلا هسته و مراکز قدیمی شهر با قدرت جذب گذشته خود بعلت گسترش نامنظم و کنترل نشده سایر مراکز دچار یک نوع رکود و فرسودگی شده است.

وظیفه الزامی دیگری نیز به توسعه و شکفتگی محیطهای شهری افزوده شده و آن تجدید بنا و نوسازی است که بخاطر آن خطر ازهم پاشیدن قسمتی از بافت شهر که هنوز هم جنبه اساسی دارد تا حدی رفع میگردد .

بعلاوه گسترش شهرها غالبا متمایل به ساخت قدیمی شهر ادامه مییابد. توسعه حومه شهرها با انتخاب زمینهای غنی یا فقیر همراه است و جاده های آسفالته برروی کوره راههای کهنه ساخته میشود. غالبا نوسازی همراه با یک نوع سازش با محیط موجود که ممکن است قابل قبول باشد همراه است .

طرح و برنامه ریزی

ساخت شهرها بسیار متنوع است لیکن در مقالات جامعه شناسی آنها را به چند نمونه یا تیپ معین تقسیم میکنند. در کشورهای غربی این ساختها از مکانیسم کاملا آزاد و غیر ارادی پیروی میکند و هنگامیکه توسعه سریعا انجام گیرد با هرج و مرج همراه میشود اقتصاد ملی چنان به سازمان شهر بستگی پیدا کرده است که بدون تجدید نظر در آن این سازمان نمیتواند رشد یابد.

در مقابل خودمختاری و استقلال داخلی شهرها که مسئولین معینی مامور مراقبت وضع و گسترش آنها هستند انواع تصمیمات دیگر که از قلمرو خاص شهرسازی تجاوز میکند خودنمائی کرده میخواهد جانشین آن شود. امروز بیش از پیش آینده شهر در محدوده ملی مورد توجه و نظر قرار میگیرد زیرا که در محدوده های محلی بصورت نابرابر و ناهماهنگ توسعه مییابد. به مسائل خاص شهری این مسئله پیچیده و غامض که آیا شهرخود یک وسیله است یا هدف، افزوده میگردد.

بصورت خیلی کلی میتوان برای حل مسائل شهری دو رویه که روزبروز نظم علمی بیشتری مییابد مورد ملاحظه قرارداد یکی از این دو روش تهیه طرح و نقشه شهر و دیگر برنامه ریزی شهری است که دو سیستم علمی و تجربی بوده هرکدام مستلزم قبول نظر خاص در مورد ماهیت و نقش شهر میباشند این دو تکنیک که فنون دیگری را نیز دربرمیگیرد از رشته های مختلف علمی بودیعت گرفته شده است. معهذا ضمن اعمال این روشها محکوم هستیم که روشهای متفاوت دیگری رابرای جبران نقایص کنونی مورد استفاده قراردهیم.

قبل از اینکه این مسئله مطرح شود باید بپذیریم که خلال این دعاوی هیچ الگوی آماده و ساخته شده ای وجود ندارد که سرمشق و نمونه قرار گیرد. در حقیقت طرح یا برنامه گزاری شهری هرکدام با جریانات حساسی آمیخته میشود بطوریکه شهر بصورت نمود جزئی وناقص یک مرکز ایده آل که با سنبلها و هدفهای اجتماعی خاصی همراه بوده و بر اساس تجربیات فنی معینی پی ریزی شده است توسعه مییابد و در پیدا کردن راه حلهای حقیقی کوشش بعمل نمیاید بعبارت دیگر طرح و برنامه ریزی برمبنای یک سلسله تصاویر ناقصی که از یک شهر ایده آل در ذهن برنامه ریزان وجود دارد و توجه به سنبل ها و هدفهای اجتماعی و روشهای تجربی و فنی برای رسیدن به راه حلهای حقیقی توام و مخلوط میگردد. قواعد و الگوهائی که بدینسان به ایده ئولوژی نامرئی برنامه گزاران آغشته گشته، ابزاری میشود که بتدریج و در ضمن عمل ساخته و بکار گرفته شده است.

تذکر همین نکته فرعی کافیست نشان دهد که تا چه اندازه پدیده شهری در حال فوران و جوش و خروش است و تشدید مشکلات شهری انعکاس یا تاوان و انگاره روشهای عملی است که بصورت راه حلهای فوری و قابل قبول اجتماع ارائه میگردد.

با تهیه یک طرح هادی یا براثر پیاده کردن یک نظم برنامه ریزی، بطرف تحقق نوع ویژه ای از شهرگام برداشته میشود باری چه طرح هادی و چه برنامه ریزی شهر را در فرآیند قوانین عادات فکری گروه معینی که با سایر زمینه های فکری آنان مشترک است سوق میدهد.

هنگامیکه تصمیم گرفته میشود که یک طرح یا نقشه جامع شهری تهیه شود یا یک برنامه شهری پیاده گردد، نه تنها تصویر که از شهر در ذهن بوجود میآید« پادرهوا» است بلکه دانشی هم که بصورت یک دانش همگانی و عمومی جلوه گر شده است میخواهد راهبر جامعه باشد سست بنیاد است.

مسئله شهر قبل از هرچیز مسئله سازمان دادن به فضا است آزمون حقیقت زندگی در این است که رشد مناسب و بهم  پیوسته کلیه عناصری را که این مجموعه انسانی را در فضا تشکیل میدهد بیابد و به تحقق نزدیک سازد. هنگامیکه ریبو(13) ندا میدهد که باید «فضا را بخدمت خود درآوریم» در حقیقت کوششی را که لازم است در این راه انجام شود به بیان آورده است. چگونه از طریق طرح و برنامه ریزی میتوان بین فضا و جامعه رابطه حقیقی برقرار کرد امکانات همبستگی و پیوستن این دو واقعیت فی نفسه چیست؟ و چه سازگاری و ناسازگاری هائی بین آنها وجود دارد؟ چگونه یک جامعه قادر میشود روشی را بیابد تا بتناسب نیازهای خود آن را مورد استفاده قرار دهد؟ بعلاوه با توجه باینکه فعالیت اجتماعی در طول زمان بصورت تدریجی تحقق می پذیرد ظرفیت تلفیق و همچنین آهنگ زندگی اجتماعی چگونه بکار بردن فلان راه حل را تجویز میکند؟

طرح هادی برای یک شهر همانند برنامه ریزی برای توسعه شهری است .هردوی این روشها نشان روشنی از یک دخالت ارادی است ولی این امر ارادی درهر دو مورد جهت گیری واحدی ندارد .

طرحهای شهری منطبق بردید بالنسبه ثابتی (14) است و با در نظر گرفتن حد و حدود معین سعی دارد یک نوع تعادل بین عناصر زندگی شهری برقرار سازد .

بجای اینکه مثالهائی از گذشته عنوان کنیم بهتر است چند نمونه از شهرهای نوساز انگلیسی (15) راکه حدود سازگار ساختن این روشها با نیازهای فعلی در آن قابل ارزیابی است درنظر بگیریم سواد این شهرهای نوساز بصورت نواحی محصور در داخل یک فضای سریع الرشد در نظر ظاهر میشود.

برای مهارکردن گسترش بسیار پراکنده و غیر متمرکز نواحی شهری، اصل اول در ساختمان این شهرها این بود که در یک محدوده معین، میزان ثابتی از جمعیت و شغل و نتیجتا خانه و موسسات بصورتی متمرکز شود که هر مجموعه شهری که ساخته میشود وافی به نفس و از هرجهت متکی بخود باشد .

دومین کوشش، مبتنی بر این اصل بود که عناصر مختلف باتکاء ارزشهای موجود یا برحسب نیازهای ساکنین که در اکثر موارد حداقل آن در نظر گرفته می شد بدرستی در فضا توزیع و پخش گردد. در یک چنین رویه ای بطور کلی همان الگوی قدیم طرح شهرسازی تکرار میشد. ابعاد شهر برای حجم نسبتا ضعیفی از جمعیت کافی بود . احترام بابعاد زندگی سنتی کهن و اشل انسانی در آن تجدید حیات یافته، تمایل به یک واحد ظاهرا مستقل درنظر گرفته میشد .

معهذا علیرغم توجه به ایجاد محدودیت برای گسترش شهر بزرگ و کاهش هزینه های یک مرکز پرجمعیت و تامین رفاه و آرامش برای ساکنین و علیرغم نتایج رضایتبخش این اقدامات، این تجربه منجر به نتایج کامل و مکفی نگشته است . در حقیقت نقیصه یک چنین طرحی جنبه سکونی(16) آنست که نمی تواند برای رشد حقیقی شهر پیش بینی های لازم را بعمل آورد. بعلاوه در مقابل تغییرات بنیادی راههای چاره جوئی ضعیفی را ارائه داده است. مثلا برای دگرگونی در موسسات اقتصادی که در سطح مشاغل نیز تاثیر میگذارد یا مسائل طبیعی تر مانند نوسانات در تحول جمعیت و غیره چاره ای نیندیشیده است . از طرفی این مجموعه که در پیرامون یک شهر بزرگ تعبیه میشود قادر نیست که از ادامه کشش و جذب جمعیت شهر مرکزی جلوگیری بعمل آورد و متکی بخود بودن چنین شهر مسدودی که دارای تابعیت نسبی و مکمل شهرمرکزی است تحت تاثیر آن دچار تحول و دگرگونی میشود: این مثال گرچه جنبه خاص دارد گویای این واقعیت است که در شرایط کنونی یک طرح شهری بدون اینکه کاملا در مجموعه روابط منطقه ای جایگزین شود و از طرفی به پدیده رشد و توسعه عمومی توجه نشان دهد، نمیتواند تهیه و پیاده گردد .

بجای اینکه شهر را بصورت یک واحد مستقل درنظر بگیریم یک چاره جوئی دیگر نیز امکان دارد مورد توجه قرارگیرد و آن راه حلی است که توسط تعداد زیادی از « متفکرین» توسعه شهرها مرجح دانسته شده است . راه حل اخیر الذکر منجربه طرحی میشود که در آن یک سلسله عوامل مختلف طوری بهم آمیخته که روابط آنها پیش از آنکه تابع نیروی درونی شهر باشد تابع نظمی است که از خارج برای آن تعبیه شده است .

در این طرح، شهرکه بعنوان یک «پدیده اقتصادی» بین سایر پدیده های اقتصادی در نظر گرفته شده گرچه صورت ویژه ای دارد در مقوله اقتصاد خارج شهر وارد میشود و از اصول مشترک سایر پدیده های اقتصادی پیروی میکند .

شهر که در چنین شبکه جدید مفهوم سازی جای گرفته ماهیت شهری آن دچار تحول و دستخوش دگرگونی میشود . فضا و زمان بصورت تازه ای تفسیر میشوند و برای اشکال جدید سازمانی آمادگی پیدا میکند. فضای کمی جانشین فضای کیفی میشود. «چارچوب محلی» سنتی گذشته بعنوان فولکلور در قفسه خاطرات ازیاد میرود و جای خود را به شبکه پیچیده «عوامل استقرار عناصر اقتصادی می بخشد» .

بجای شهری که نفس زنان در طی سالهای متمادی و با حوصله تمام موجودیت یافته بود«عملیات دراز مدت» که تابع پیش بینی و برنامه ریزی است، شهر را ایجاد میکند و توسعه میدهد.

چنانچه روتیه (17) در مقاله ای در سال 1966 نوشته است آیا زمان خود مهمترین و در عین حال کمیاب ترین پدیده اقتصادی نیست که در نتیجه مستلزم کنترل بیشتر و جلوگیری زیادتری از اتلاف باشد؟

شهر بصورتی حالت صمیمی داخل خود را از دست میدهد و یک نوع و هم تجربی را جانشین توهمات متافیزیکی میسازد. به حداکثر رساندن بازدهی و « استفاده مناسب از لحظه ها و فرصت ها» ملاکهائی هستند که در مورد هر پدیده شهری بکار میرود .

شهر یا بهتر عناصر چنین شهری وارد جریان برنامه ریزی میشود . بنا به اصطلاحی که ژ-کویزینیه(18) برای تعریف اصول برنامه ریزی ارشادی بکار برده است، آنچه جنبه شهری دارد براساس اولویت عوامل انتخاب میشود و تجزیه و تحلیل آن باید بصورتی عرضه و ارائه شود که این انتخاب ها بتواند بمرحله اجرا درآید و بعمل منجر شود. یعنی مجموعه محاسبات مربوطه به هنگام up to date  گردد. در اینجا فقط میتوان نتایج چنین پیش بینی را مورد توجه و بررسی قرار داد، زیرا که این جهت گیری به سرعت و دائما با موقعیت های تازه تلفیق و سازگار میشود لیکن اصول اساسی آن هیچوقت رها نمیگردد .

برنامه ریزان به پیروی از دقت خاص فونکسیونالیستها میخواهند برای همه نیازهای یک رشد نظارت شده (و حتی یک رشد هماهنگ) پاسخی بیابند و کوشش میکنند که عوامل تحول را از طریق محاسبه دقیق آنها تعیین کنند .

ساختن یک سری شاخص همه عناصر محاسبه پذیر یک شهر را که براساس آن پیش بینی های لازم می آید بدست میدهد: مانند پیش بینی های جمعیت، مشاغل و عناصر اقتصادی . ماتریس ها نظام زندگی شهری را بصورت ارقام مجسم کرده پایه های ثابت و نحوه دگرگونی آنها را تعریف میکنند .

به این ترتیب پیش بینی ها میتواند براساس پایه های علمی استوار شود و وضع آینده را بخوبی روشن سازند . بعلاوه چنین رویه های ظریفی در بعضی موارد می تواند تاثیرات خام پدیده هائی چون تحرک جغرافیائی را بدست دهد ولو اینکه این امر چیزی جزبازی ریاضی جابجا کردن واحدهای مهاجرپذیر برطبق فرآیند حذف تدریجی سایر پدیده ها نباشد .

برنامه ریزی شهری که گاه به هدفی که به مجموع اقتصاد ملی وابستگی کامل داشته باشد کمتر توجه نشان میدهد بدنبال خود یک نوع طرح برنامه ای میآورد که اساسا از طریق آمارهای جمعیتی و اقتصادی تهیه شده است. اگر از روی مقالات متعددی که توسط اقتصاددانان- و برنامه گزاران به این مسئله اختصاص یافته است قضاوت کنیم، استعمال چنین ابزارهائی علیرغم فوائدی که همراه دارد و دورنمای امیدبخشی که ایجاد میکند هنوز هم با مشکلات زیادی روبرو میشود: زیرا استعمال پدیده رشد همانقدر حساس و دشوار است که سازگار ساختن اطلاعات آماری با مسائل حقیقی شهرسازی.

بعلاوه از نظر تئوری طرح برنامه ای مسائل جدی تازه ای را مطرح میسازد .در واقع مانند همه ابزارهای محاسبات اقتصادی طرح برنامه ای نیز از قوانین خاص نظام اقتصادی معین پیروی میکند ولیکن مسلم نیست که این سیستم مجموع مسائل شهری را دربر گیرد. یک چنین سیستمی هرقدر از نظر تجربی و عملی درمجموع مفید باشد، تنها عناصری را بکار میگیرد که فوائدی دربرداشته باشد .

به این ترتیب تاثیر بازیگران مختلف اجتماعی بصورت کاملا غیرمستقیم منظور میشود زیراکه نوآوری و خلاقیت که در رشد شهری اهمیت اساسی دارد در تصور رقمی و آماری نمی گنجد. معهذا طرح برنامه ای هنگامی که منظور از آن حل مسائلی باشد که ما آنرا عمدا بحران بخشهای مختلف اقتصادی مینامیم واجد مزایای بیشماری است . در این حال مسائل مشخصی مانند اجاره زمین، میزان قضای موجود، تقاضای قابل پرداخت و غیره مورد ملاحظه قرار میگیرد. تعدادی از الگوهای پیشنهادی موجب خواهد شد که با دخالت دادن و ادغام برخی اطلاعات جامعه شناسی موقعیت محلی بررسی قراردهیم .

بین مثال های متعددی که وجود دارد میتوان ازکارهای آلونسو، لوری و مخصوصا کارهای هربرت واستونس یاد کرد که نظرات خود را در مقاله «الگوی توزیع فعالیتهای مسکونی در شهرها»(21) توضیح داده اند . در مورد اخیر مدل آنها روشی را پیشنهاد میکند که برمبنای آن مقدار زمین موجود بین خانواده ها بشکل متعادل و متناسبی توزیع گردد و برای آن یک سلسله متغیر مخصوصا بودجه خانواده یا حتی متغیرهائی که آسانتر میتوان آنها را متغیر جامعه شناسی نامید مانند ارزش دادن به چشم انداز یا فضای مفرح و غیره در آن دخالت یافته است .

جنبه های عملی چنین برنامه هائی نقیصه ها و محدودیتهای موجود را جبران میکند. متغیرهای مورد نظر دقیقا در چارچوب اقتصاد معین باقی میماند و ارزشهای مربوط به آن که به عنوان ماخذ پذیرفته میشوند تثبیت میگردند. این استحکام ممکن است خطری نیز بهمراه داشته باشد یعنی ارزشهائی را که در ابتدا جنبه واقعیت رفتارها را منعکس میکرد بصورت قوانین کم و بیش طبیعی جلوه گر سازد . در این حال خطر این است که علل واقعی تغییرات را مورد توجه قرار ندهیم و گرایش های ثانوی و حاشیه ای که ممکن است ظاهر شود مورد غفلت قرارمیگیرد، در حالیکه تقویت و تشدید آنها ممکن بود تعادل اولیه را بوجود آورد. بهمین دلیل است که چنین فرضیاتی که سخت به متغیرهای ابتدائی و به تصمیمات سیاسی وابسته است نخواهد توانست شکل پیش بینی های حقیقی بخود گیرد .

به این ترتیب شهر صفحه شطرنجی (22) میشود که نمی توان بدرستی برنده بازی را بر روی آن تعیین کرد .

مشکل برنامه ریزی در همه سطوح مساله حساس است، چه متغیرهائی باید انتخاب شود؟ چه تعداد متغیر لازم است وارد محاسبه شود تا نتایج آن از حدود اصولی که مشاهدات مستقیم کم خرج تر بدست میداد نتایج متقن تری داشته باشد؟ آیا حقیقتا متعاقب چنین آزمایشهائی میتوان یک شهر ایجاد کرد یا فقط میتوان اقتصاد شهر را هدایت کرد؟ البته ممکن نیست پاسخ قاطعی به این سوالات داد، لیکن حداقل باید بعنوان یک مساله همه آنها یادآوری و مطرح گردد .

متخصصین و خبرگان فرانسوی این مساله را بخوبی احساس کرده اند که غیرممکن است شهر را تحت عناوین کلی اقتصادی در وضعیتی که هست مورد بررسی قرار داد یا در یک الگوی عمومی برنامه ریزی ادغام کرد. این اشکالی است که در کلیه مسائل مربوط به اشغال فضا و مخصوصا آنچه که مربوط به منطقه میشود همواره ظاهر میگردد .

در فرانسه از آغاز اجرای برنامه پنجساله چهارم جنبه منطقه ای کردن طرحها تا حدی تکنیک برنامه ریزی را تحت الشعاع قرار داد. این مساله ای است که ژولیارد آنرا بدرستی بیان کرده راه حلی برای آن ارائه داده است. بنظر او برنامه ریزی که سابقا بصورت قائم درنظر گرفته میشد گوئی از محور اولیه خود جابجا شده است تا ملاحظات بخشهای مختلف فعالیت در آن مرعی گردد. در اینجا گرچه عامل فضا بحساب آمده است لیکن بصورت یکنواخت که براساس حرکات تمرکزی و گسترشی وابسته به فعالیت اقتصادی منظم شده است . این فعالیت های اقتصادی خود زیرتسلط یک سلسله متغیرهائی است که قوانین تشکیل آنها به تفاوت شناخته شده است.

پدیده اقتصادی که عناصر انسانی را در یک جریان دقیق تولید و مصرف محاسبه پذیر قرار میدهد برسایر پدیده تسلط دارد. مهاجرتها که در نظر برخی از اقتصاددانان  تنها نقش تنظیم کننده دارند ممکن است به آنجا منجر شود که صورت و معنای تمرکز شهری را تغییر دهد، لیکن در هرحال بعنوان سازگار ساختن فرد با یک محیط اقتصادی مورد توجه قرار گیرد .

برنامه ریزی، طرح ریزی و منطقه ای کردن گرچه تفاوتهای فراوانی باهم دارند، لیکن در مورد آینده شهر در یک امر مشترکند و آن اینکه شهر در همه آنها بعنوان نقطه ای در فضای بی نام و نشان در نظر گرفته میشود. در واقع قواعد ترکیب نهائی و بهم پیوستن عناصر در این میان مورد غفلت قرار گرفته یا بکلی فراموش میگردند .

راه حل عملی به هیچ وجه از این طریق بدست نمی آید. بایستی متخصصین دیگری (مانند شهرسازان و معماران) پیدا شوند و شهر را بسازند. طرحهای هادی و طرحهای ساختمان بافت شهر خود نشان دهنده بینش دیگری است، بینش مذکور شامل تعریف محدوده شهر و ادغام آن در منطقه است .

در حال حاضر این روش حاوی خصوصیات چندی است و جا دارد از خود سوال کنیم که آیا این مشخصات میتواند راه حلی برای بحران کنونی شهرسازی همراه بیاورد یا خیر؟ البته میتوان از طریق مراجعه به مثالهائی نقاط ضعف و قوت این روش را بررسی کرد .

طرحهای هادی منطقه ای مانند هر برنامه ریزی از یک قدرت مرکزی منشاء میگیرد قدرتی که شاید توجه ندارد که این تصمیمش یک نوع شرط بندی است و لیکن در هر حال نمی تواند از آن صرفنظر کند .

اگرچه مانند هر طرح ریزی دیگر از اطلاعات عددی بعنوان پایه کار استفاده میشود لیکن طرح هادی این مزیت را دارد که زمین را بعنوان مرجع کار و دیدگاه خود الگو قرار دهد. در اینحال بجا خواهد بود که محل فعالیت ها دقیقا تعیین شود و برای اینکه این تعیین محل از نظر ایجاد روابط به حد مطلوب و رضایتبخشی برسد باید اهمیت نسبی آنها دقیقا روشن گردد.

آنچه فوق العاده مورد توجه قرار میگیرد اینست که طرح هادی در یک زمینه خالی و خنثی پیاده نمیشود و چه از نظر فیزیکی و چه ازنظر فعالیت ها زمینه کاملا صاف و بی تفاوت وجود ندارد. تحقق طرح در عمل ایجاب میکند که اشتراک مساعی بین مسئولین امور و کارگزاران (مقاطعه کاران) بوجود میآید و هردوبه منظور تامین حداکثر منافع مصرف کنندگان با یکدیگر همدست گردندو اما بنظر میرسد این هم داستانی به دشواری حاصل شود . تنظیم و ترکیب طرح در این مورد روشنگر است، تنها مسئله این نیست که همه چیز را به « خود واگذاریم» زیرا که این امر تسهیلات زیادی در توافق ها بوجود خواهد آورد، بلکه باید آنها را رهبری کرده حتی در مقابل آنها مقاومت نمود. و اما آنچه در گذشته واقع شده نشان میدهد که منافع عمومی با منافع خصوصی در یک جهت سیر نمیکند و منافع خصوصی بصورت عجیبی منافع عمومی را پایمال میکند.

از هرج و مرجی که حاصل چنین حادثه ای است باید بهر قیمت که هست احتراز کرد. هدف تصمیمات عمده ای که اخذ میشود ایجاد محدودیت هائی است که احتمالا موجب رعایت منافع عمومی گردد.

در اینجا علاوه بر اعمال اراده آزاد که در کلیه سیاستهای برنامه ریزی و طرح عمرانی وجود دارد و غیر از خوش بینی هائی که با برنامه ریزی و طرحها همراه است یک نوع رویه ضد طبیعت نیز اضافه شده است. بعبارت دیگر جستجو و پیداکردن مناظر طبیعی همیشه با استفاده از آنها همراه نیست.

در بسیاری از مناطق جغرافیائی که بطور ارادی مشخص شده فضائی در نظر گرفته میشود که بدون توجه به استفاده از مناظر طبیعی آن نظام داده شده و گاه تا حد محو کامل و بی اثر کردن آن در جهت همسانی منطقه ای پیش رفته است .

معهذا طرح هادی بقیه جمعیت شهرنشین را از نظر دور نمیدارد. در مقابل دخالت دادن نظر تولیدکنندگان که در آخرین مرحله تعادلهای منطقه ای به آن وابسته است دخالت مصرف کنندگان بصورت کاملا مغایری درنظر گرفته میشود. اگر تولیدکنندگان وظایفی بعهده دارند مصرف کنندگان نیز نیازهائی دارند.

بر اثر یک رویه متناقص و بعلت اینکه کوشش و فعالیت برسطح زمین غالبا موجب عدم رعایت قواعد و قوانین میشود کسانیکه این کوششها را بعمل میآورند در صورت عدم رعایت قواعد و مقررات جریمه میشوند، در حالیکه نیازها بعنوان بیان اساسی احتیاجات جامعه ای که میداند چه میخواهد و باید ارضا گردد مورد توجه فوق العاده ای قرار میگیرد. آیا توجه و علاقه شدید به فراغت های خوش و مطلوب از جهت همگام ساختن دوسطح مختلف از روی هدفها و الزامات اقتصادی پرده برنمیدارد؟

به این ترتیب برحسب اینکه فرد بعنوان تولید کننده یا مصرف کننده در نظر گرفته شود با دو وجهه نظر مختلف روبرو میشویم لیکن وجهه نظر مورد قبول هرچه باشد (البته صرفنظر از امکان اجرای آن) باید دید جداساختن وجهه نظرها تا کجا صحیح و بجاست و آیا ناشی از یک دوگانگی متکی به تیپ خاص اقتصادی نیست ؟ دوگانگی که حتی نمیتوان دانست در یک نظام گسترش شهری قابل قبول هست یا خیر؟

بعبارت دیگر «چه کسی» تولیدکننده «چه کالائی» در یک اقتصاد مصرف و فراغت خواهد بود؟ و «چه کسی» مصرف کننده «چه کالائی» در یک اقتصاد نوع دیگر میتواند باشد؟ بعلاوه نسبت به سایر انواع مصرف در شهرها، استفاده از فضا خود یک مصرف اساسی نیست؟

حتی طرز استفاده از فضا به مسائل ماقبل منطقه بندی و برنامه ریزی منطقه ای مربوط میشود. شهر یک نقطه مجزا و تنها نیست بلکه در شبکه منطقه ای ادغام میشود. و همواره بصورت فضای وسیع تری در چارچوب یا استخوانبندی کلی منطقه ترسیم شده و ممکن است بطور گوناگونی ظاهر شود.

در مطالعه بافت شهری و سلسله مراتب شهرها از نظر اقتصاد کلی (یا ماکرواکونومی) سعی میشود شهرها را به یکدیگر مربوط و مرتبط ساخته منطقه کشش و نفوذ و همچنین تعادل خارجی آنها توصیف گردد.

این تجزیه و تحلیل، همانند یک طرح راهنما لیکن با عباراتی ظاهرا محسوس تر در توصیفات خود گرایش هائی میان عوامل مختلف اقتصادی نیز بوجود میآورند که این عوامل نیز درخور بحث جداگانه است .

  1. کلمه شهرسازی بجای اصطلاح urbanisme  و توسعه شهرنشینی بجای اصطلاح urbanization  بکار رفته است .
    این مقاله بر اساس نظریاتیکه Monique coornaert و henri Lefebvre در کتاب persoective de la sociologie contemporaine  مورد بحث قرار داده اند تهیه و تنظیم شده است، و در حقیقت یک ترجمه آزاد و برداشتی است از مقالات آنان .
  2. G. Gurwich, la Vocation actuelle de la sociologie , paris 1959
  3. به جای Entrepreneurs  بکار رفته است .
  4. J.Stephens, The Shame of cities
  5. L. Mumford , La cite a travers I'histoire  ترجمه فرانسه پاریس 1964.
  6. منظور اصطلاح ژرژ گورویچ است که جامعه شناسی را به Macro-Sociologie  و Micro - Sociologie تقسیم کرده است .
  7. تعبیر اصطلاح Comprehension یا محیط شناخته شده .
  8. تعبیر اصطلاح Extension  یا توسعه و گسترش شهری.
    اصطلاح قلب یا مرکز شهر و پیرامون یا حومه نزدیک اصطلاحی است که روابط متضاد دو قسمت از شهری را نشان میدهد .
  9. بهترین نمونه اینگونه شهرها را میتوان در نوع شهرهای معدنی ملاحظه کرد که حاصل تولید خاص معدنی است که در آنجا مورد بهره برداری واقع شده است .
  10. Rostow.
  11. مراکز تجمع به جای اصطلاح Agglomeration بکار رفته است که این اصطلاح عمومی است که به هر مرکز تجمعی اعم ازشهر و ده و توسعه و گسترش اتلاق مبشود .
  12. «پدیده اجتماعی تام» یا کل(Phenomene social total) اصطلاحی است که مارسل موس Marcel Mauss جامعه شناس معروف فرانسوی برای نشان دادن جنبه های گوناگون و روابط واقعیت های اجتماعی (زنده) بکار برده و ژرژگورویچ آنرا موضوع اصلی و روش اساسی معرفت جامعه شناسی دانسته است .
    ر.ک. به داعیه کنونی جامعه شناسی-اثر گورویچ و Traite de Sociologie 1961 جلد اول فصل اول موضوع جامعه شناسی در هرحال منظور شناخت همه جانبه و عمیق پدیده های اجتماعی در حین تکوین و تحول و دگرگونی در روابط با سایر پدیده های اجتماعی است .
  13. اصطلاح J.Riboud  اینست : «I1 faut domestiquer I'espace»همچنین ر.ک. به Journal of American Institute planners(J.A.I.P), Town planning Institute-Journal که چندین مقاله در مورد برنامه ریزی و طرحهای شهری از نویسندگانی مانند G.Rosenberg, Farley,M.Brawn  در آنها آمده است (شماره های مورخ به 1966 و دسامبر 1965 و ژانویه 1960)
  14. بجای عبارت Vision fixiste  بکار رفته است .
  15. The New Towns  شهرهای جدیدی است که طبق نقشه معین ساخته شده است .
  16. جنبه سکونی Aspect Static بکار رفته است .
  17. رتیه در نشریه G.Rottier,Recherches et Debats در مقاله تحت عنوان «بسوی یک تمدن جدید شهری» مارس 1966 معتقد است که اکتشاف پیشرفت اقتصادی موجب انقلابی خواهد شد که تمام جنبه های شهر را تغییر داده و تغییر زمان اساسی ترین عامل آن خواهد بود .
  18. J.Cuisenier  در مقاله تحت عنوان : L'analyse des choix dans la planification francaise  که در Revuephilosophique  1963 چاپ شده است .
  19. بجای  La programmation  بکار رفته است .
  20. بجای  Les crises sectorielles .
  21. Herbert et Stevens  در یک متن تایپ شده تحت عنوان : -Modele de distribution des Activites residen tielles dans les Villes (به نقل از لوفر)
  22. «a game of chess» یا  Eehiquier .

کاوش و بررسی: دکتر غلام عباس توسلی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید