تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1686

شهر چادگان در دوره شاه عباس اول

مقالات گذشته-بهار 1387

شهر چادگان ، در 115 کیلومتری غرب اصفهان، به سبب مجاورت با سد زاینده رود، یکی از مهم ترین پایگاههای گردشگری استان اصفهان شمرده می شود. امروزه این شهر، به لحاظ تقسیمات کشوری مرکز شهرستان چادگان است. در دوره صفوی، چادگان یکی از معتبرترین مناطق فریدن به شمار می رفت. این منطقه، در پرتو ویژگیهای طبیعی و عبور رود زاینده رود، یکی از مهم ترین مناطق کشاورزی نزدیک به پایتخت صفویه بوده؛ از این رو، دولتمردان صفوی برحسب قدرت خود در صدد تملک مزارع آن بودند.از آنجا که شهر چادگان از جمعیتی ترک زبان تشکییل شده است، برخی خاندانها، پیشینه خود را به قبایل قزلباش نسبت می دهند. این مقاله بر آن است تا به بررسی نقش قزلباشان و صدرها، به عنوان دو عنصر صاحب نفوذ حکومت صفوی در ایالات در دوره شاه عباس اول بپردازد.

مهاجرت ترکان قزلباش به چادگان

در دوران آغاز صفویه و پادشاهی شاه اسماعیل اول (907-930ق./1502-1524م.) جنگهای خارجی و داخلی نقش ویژه ای به عناصر نظامی بخشید و قزلباشان جایگاه مهمی در حکومت صفوی به دست آوردند. در فترت بعد از طهماسب اول تا روی کار آمدن شاه عباس اول (996-1038ق./1588-1629م.)، افزونی قدرت نظامی آنها به گسترش دخالت ایشان در امور سیاسی نیز انجامید و موجب ناپایداری در حکومت صفوی گردید. شاه عباس اول - که در اندیشه تمرکز سیاسی بود - با اصلاحاتی به مهار نیروی قزلباشان پرداخت. او که اقتدار سلطنت را با خودسری سران قزلباش در تعارض می دید - نخست به سرکوب پاره ای از قزلباشان پرداخت. مرشد قلی خان استاجلو را - که در برآمدن وی نقش مهمی داشت - با نیرنگ از میان برد و با جابجائی و کوچ پاره ای دیگر از قبایل قزلباش، از علایق قبیله ای ایشان کاست و به بیرون از پایتخت تبعیدشان کرد. احتمالا برخی طوایف ترک ساکن در چادگان نیز - که خود را منسوب به قزلباشان می شناسند - در پی چنین سیاستی به چادگان منتقل شدند!

ملا جلال الدین محمد، منجم و روزنامه نگار دربار شاه عباس اول - که در اکثر مسافرتهای شاه همراهش بود - نوشته است: «در اواخر رجب، نواب کلب آستان علی، به عزم آب برداشتن از زاینده رود و دیدن راه آن و آوردن آب، متوجه سیر رودخانه زنده رود شدند و قسمت آن مسافت به طوایف قزلباش نمودند.» اگرچه ملا جلال اسمی از آن طوایف نبرده و محل دقیق اسکان قزلباشان را ذکر نکرده است، اما از آن جا که امروزه خاندانهای اینانلو و بیات در شهر چادگان هستند چنین می توان استنباط کرد که در سال 1009ق./1601م. شاه، طی سفری در امتداد زاینده رود به سمت سرچشمه و بازدید از آن، گوبه هائی را از ایل شاملو در چادگان اسکان داد.

صدارت

«صدر» را، روحانی عالیمقام مشابه با مفتی اعظم عثمانی می خواندند که رئیس دیوان روحانی بود. صدر در آغاز کار، صدر موقوفات خوانده می شد. شاه سلیمان، وظایف صدر را به صدر خاصه و عامه تقسیم کرد؛ صدر خاصه، به امور خاصه سلطنتی می پرداخت و صدر عامه، به املاک عامه مردم. صدور خاصه را نوّاب یعنی نایب شاه می خواندند و از طرف این نواب، قائم مقامها و جانشینان و وکلائی در ولایات وجود داشت که مواظب رفتار خان حاکم باشند و خان حاکم بدون مشورت و مشارکت آنها، نمی توانست کاری انجام دهد. علاوه بر موقوفات، « تقدیم سادات و ارباب غنایم و تکفل مهمات ایشان و رسانیدن وجوه بر معارف شرعیه» نیز، از وظایف صدر بود. اما به مرور زمان وظایف دینی صدر کمرنگ تر و زمینها به مالکیت شخصی اش تبدیل شد؛ بویژه در نواحی اصفهان که روحانیون یکی از عوامل مهم طبقه زمیندار به شمار می رفتند.

نتیجه

قدیمی ترین منبعی که درباره پیدایش و پیشینه چادگان گزارش کرده است، کتاب خاطرات ظل السلطان با سرگذشت مسعودی است که مردمش را تماماً ترک و از نژاد شاملو دانسته که در زمان شاه عباس به این منطقه کوچانده شده اند. و کتاب تاریخ اصفهان و ری و همه جهان نیز بدون ذکر منبع، مطالب ظل السلطان را آورده و تحقیقات بعدی نیز از تاریخ اصفهان و ری پیروی کرده اند. چادگان در دوره شاه عباس اول، از معظم قرای بلوک فریدن بوده و این خود، بیانگر پیشینه رونق و آبادانی چادگان قبل از دوره شاه عباس اول است. معظم قرا در متون جغرافیائی تاریخ میانه ایران، به قریه های بزرگ و آبادان گفته می شده؛ بویژه در حوالی اصفهان و حواشی زاینده رود، به سبب رونق کشاورزی. معظم قرا در این منطقه، به گونه ای بوده که بر پایه روایت حمد الله مستوفی، « این دیهها را که معظم قرا می خوانیم، از آنهاست که در دیگر ولایات شهر خوانند. زیرا که در هر یک از آن دیه ها، کمابیش هزار خانه باشد و بازار و مساجد و مدارس و خانقات و حمامات دارد.» از این روی، به نظر می رسد چادگان در دوره شاه عباس اول، از قرای بزرگ فریدن بوده و چنین مرتبه و موقعیتی، مبتنی بر پیشینه ای متقدم تر از این دوره است.

این دعوی وجود دارد که مردمانی فارس زبان در این منطقه ساکن بوده اند و با پراکندگی ایلات ترک در مناطق گوناگون ایران از زمان استیلای ترکان در دوران فرمانروائی سلجوقیان، مغولان، تیموریان و صفویان، این منطقه نیز بی تاثیر نمانده است.

 

 بررسی و نوشته: فریدون اللهیاری - نورالله عبداللهی

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی 

استان مرتبط : اصفهان  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید