Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :930

صحنه كارآيی های ما در گستره ثروت فرهنگی كشور

(مقالات گذشته آذر 1378)

اول - نگاهی به دیروزمان ، به نور امروز

هر آینه تجربه های دیروزمان را نادیده بگیریم و به رسم و راه رسیدن به دست آوردهایش اندیشه نكنیم ، نه امروزمان را می توانیم به درستی دریابیم و نه قادر خواهیم بود فردای مان را - به محتوایی مقبول و به قدر مطلوب - تصویر و ترسیم كنیم .

و این سخن آن جا بیش تر بر دل می نشیند كه مطلب اش نگه داشت زنده و كارای ثروت های فرهنگی ایران است.

هفتادو پنج سال پیش ، به همت كسانی كه دل به فرهنگ و ادب ایران گرم داشتند و در جست و جوی افقی مترقی و مدرن برای سرزمین های كشور بودند ، اولین «قانون» برای نگه داشت آثار ارزشمند گونه گون سرزمین های ایران تصویب شد ؛ انجمن آثار ایران پیش تر به این مهم پرداخت و حدود سه دهه بعد كه شكل نوسازی شده اش را در سازمان میراث فرهنگی می یابیم .

 قانون 1309 ایران ، یك سال پیش از صدور «قطعنامه» آتن به تصویب رسید؛ و این نكته بس مهم است زیرا گواه بر بیداری به هنگام دانشمندان و ادیبان و هنرمندان ایران است و نمایانگر این كه عشقی مقدس ، مردمان این آب و خاك را به نمادهای نمایانگر ارزش های اصیل شان پیوند میدهد. به روزهایی كه قانون 1309 ایران برای حفاظت از آثار تاریخی و فرهنگی و هنری و باستان شناختی كشور تصویب می شد هنوز دانشگاه تهران تأسیس و افتتاح نشده بود و هنوز مدرسه و معلمی در بین نبود كه پرداختن به این مهم را ، به مثابه یك علم ، به میان بیاورد .

از نخستین سال های تأسیس دانشكده هنرهای زیبا ، بخش معماری آن به موضوع بازشناسی بناهای ارزشمند تاریخی پرداخت.

علاقه مندی هایی كه در بطن جامعه هنردوست وجود داشتند شكوفاتر شدند؛ بازشناسی بناهای ارزشمند از سوی مدیران به منظور وبه بهانه ترمیم شكلی منظم یافت و شناخت آن ها برای شهروندان لازم دانسته شد.

در اولین سال های دهه چهل سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران به دنیاآمدوبرامور مرمتی -حفاظتی بناهای تاریخی ارزشمندوبرمجموعه ساختمان های تاریخی ای كه از زیبایی و شگردها و یافته های فنی زبده برخوردار بودند نظارت می‌كرد.

در سال های آغازین دهه پنجاه ، درس مرمت بناها و شهرهای تاریخی در دانشگاه تهران تأسیس شد و ، به همین مناسبت ، اولین گردهم آیی دانشمندان ایرانی و خارجی برای تبادل نظر در باب شهرهای تاریخی ایران و سرنوشت آن ها برگزار شدو بر دل علاقه مندان دانشمند و دانشمندانی كه بناها و شهرهای تاریخی كشور را دوست می داشتندگرمی بخشید.

دهه هایی دربرگیرندة نخستین تجربه های حفاظتی و مرمتی آثار تاریخی ارزشمند كشوررا هنگامی پشت سرگذاشتیم كه پیش روی مان دورنمایی‌ مطلوب دیده نمی‌شد . در آن دوران متمول هایی در كشور بودند كه ، میزان علاقه مندی آنان به ثروت های فرهنگی كشور می بایست بر حسب مرتبت های قراردادی حكومت قدر اجرایی پیدا كند ؛ در آن دوران ، می شد متخصص بود ، میسر بود كه توان های تخصصی پس از ابراز و نمایان داشتن خلوص در خدمت رسانه به كار گرفته شوند .

در آن سال ها ، نه از مشاركت دادن مردمان در ارزیابی فضاهای ارزشمند شهری سخنی بود و نه دانشكده های معماری در شرایطی بودند كه متخصصان مورد نیاز كشوررا پرورش علمی بدهند. در آن سال ها جای دو گونه متخصص فراخ بود ؛ اول - آنان كه فرامرزی بودند و به نیروی عشق به موضوع كارشان فاصلة فرهنگی ای كه داشتند را آرام آرام از میان برمی داشتند و دوم - آنان كه به تخصص در این گسترة بسیار غنی و حساس ، به سبك و سیاق اوایل سدة بیستم میلادی ،در طراحی مرمتی اتخاذ تصمیم می كردند .

 این وضعیت ادامه یافت تا سال های57/1356 - و سال بعداز انقلاب اسلامی - یعنی هنگامی كه آن چه بود منسوخ گشت و آن چه باید می آمد ، نطفه ای بود كه به كندی رشد می كرد .

در هر حال اما ، به سال 1364 و سپس 1367 ، كشورمان دارای سازمانی قوی شد و تمامی اداره ها و سازمان های ناظر یا موظف بر امور مرمت و حفاظت و مدیریت بهره وری از یادمان های ملی را زیر پوششی یگانه برد. از سال 1367 ، تجربه ای آغاز گشت كه زمینة اجرایی اش ، در طول سه سال ، فراهم شده بود.

دوم-راهی برای تجربه ها و دست آورد های نو

در حدود دو دهة پیش ، هنگامی كه فعالیت هایی برای تدوین قانونی جدید به منظور سامان دادن به طرح ها - تجربه ها و نیازها - خواسته هایی متناسب با دگرگونی هایی صورت می گرفتند كه قصدشان رسیدن به فضایی پیش رو یا مترقی بود ، همگان به افقی بسیار بالا و والا چشم دوخته بودند . به آن مهم باید توجه بیش‌تری داشته باشیم.

 ایرانیان ، به سال های نخستین دهه پنجاه ، راه شناخت و حرمت گزاری بر بناها و بافت‌های شهری تاریخی را پی‌گرفتند و بر تعلق متقابل ذات آدمی و فضای دست ساز وی چندان آشنا گشتند كه خواستار مداخله هایی پر قدر تر و فراگیرتری از سوی ادارات یا سازمان های موظف گشتند؛ چندان ، كه به سال های پایانی همین دهه یعنی پس از برگزاری انقلاب اسلامی ایران و آغاز كار مدیریت های جدید ، به امید آن نشستند تا سازمانی كه چند سال بعد با عنوان«سازمان میراث فرهنگی كشور» ، بر حسب قانون - و نه بر مبنای فرمانی كه سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران را به دنیا آورده بود - میدانی نو برای كار گزاری‌های مطلوب به وجود آورد و رسیدن به اهدافی مقبول را دستور كار خود قرار دهد .

 در سال های میانی دهه شصت ، ایرانیان دانستندكه تخریب آثار پیشینییان شان-از هخامنشیان تا آخرین سلسلة پادشاهی كشور-امری به ثواب و بر سبیل صواب نیست ، پیمودن راهی نو برای اندیشیدن به ثروت های فرهنگی كشور آغاز گشت ؛ در آن سال‌ها ، بی حرمتی بر چغازنبیل وگنبدكاووس به همان اندازه وظیفه همگان دانسته می‌شد كه پیش گیری از فرسایش های ساختاری مسجدها و بازارها و گرمابه های همگانی شهرهای قدیمی كشور.

 شناخت توفیق مجموعه طرح های مرمتی ای كه تا آن سال تجربه شده بودند و فضای فكری علاقه مند به ارزش های مذهبی و فرهنگی و تاریخی و مدنی نهفته در بناها و بافت های شهری و محوطه های باستان شناختی درون و نیز برون شهری ، چنان بود كه انتظاراتی مترقی و نو را به میدان می آورد .

 این انتظارات هم مؤلفة محلی و ملی داشتند و هم متكی بر تجربه ها و دست آورد هایی بودند كه جهانیان عرضه می‌داشتند ؛ اولی ها را بیداری و آگاهی شهروندان ایران به وجود آورده بودند و دومی ها ، از طریق دانشمندان و متخصصان و نیز از شناختی كه وسایل ارتباطات جمعی تصویری به دست میدادند به میدان می آمدند.

و نتیجه آن شور و حال ، در آن جو نو ساخته كشور ، در آن نكته ها می تواند بازگو شود : یادمان های ارزشمند - اعم از مذهبی و مدنی - متعلق به تمامی ساكنان كشور دانسته می شدند و خواسته می شدكه از تخریب و فرسایش‌آن ها از سوی پدیده های بد طینت و نیز از تملك و تصاحب آن از سوی اشخاص و نهاد هایی كه فاقد صلاحیت فرهنگی و هنری و به دور از حرمت گزاری بر ارزش های معنوی است ، جلوگیری شود .

خواسته می شد كه سازمان یگانه ای كه از سوی دولت مركزی ایران به مراقبت و حفاظت از یادمان های كالبدی سرزمین های غنی كشور مأمور می شد ، به پیش رفته ترین روش های علمی و بر مبنای پیش رو ترین نظریه هایی كه مقبول جهانی‌اند ، مرمت شوند ؛ ایرانیان درآن سال ها ، نمی خواستند كه بناها و شهرهای تاریخی و محوطه های باستان شناختی شان ، به جای مرمت تعمیر شوند و پس از تعمیر نیز درشان به روی شهروندان بسته شود .

جامعة علمی كشور می‌دانست كه تعداد متخصصان امر مرمت به شمار اندك اند و بس پر شمار بودن یادمان های ارزشمند كشور نیاز به نیروی علمی - تخصصی دارد ؛ در نهاد این خواسته برحق ، هم دانشگاه های كشور موظف می شدند كه ساختار علمی - آموزشی خود را تقویت كنند و هم سازمان میراث فرهنگی كشور بر آن می شد كه با متخصصان به رویی خوش و با آغوشی باز مواجه شود . سازمان میراث فرهنگی كشور كه از حدود یك دهه پیش توانست به تدریج بودجه های بیش تری برای انجام وظایف خود به دست آورد تا بخش های اداری خود را چنان كه می پنداشت تقویت كند ، آرامش مدیریتی خود را محفوظ بدارد ، تشخص متخصصان قدیمی خود را پای بر جای بدارد وهرگاه كه لازم باشد وخیر، در برخی از جلسه ها و مقاله‌ها ، همانند دیگران ، به انتقاد نسبی از وضعیت عمل كردی خود بپردازد.

و این بود تا چند ماه پیش ، كه صحنه كارآیی اش در سطح كشوری دگر شد و لازم تشخیص داده شد كه باید به خواسته ها و نیازهای جهان گردان نیز بنگرد و خود را در گستره ای نو تعریف كند .

سوم - امروز و فردای میراث فرهنگی ایران

چنان كه می دانیم ، از سال 1964 میلادی (1343 خورشیدی) جهانیان توافق كردند كه واژه ای كه می تواند جامعیت ارزشی و بهره وری معنوی یادمان های تاریخی - مذهبی -فرهنگی - هنری - اجتماعی - مدنی - علمی و فنی سرزمین های جهان را باز شناساند ، نه واژة میراث (كه از سال 1931 و قطعنامه آتن مرسوم شده بود) بل واژه «ثروت» است - كه ایران نیز، به علامت توافق ، قطعنامه ونیز را امضا كرده است .

ثروت فرهنگی (كه بر حسب معنای عام می تواند تمامی یا برخی یا حتی یكی از ویژگی‌های هفت گانه ای را كه در سطرهای بالا گفتیم معرفی كند) ، روی به تمامی مردمانی دارد كه دور یا نزدیك ، فردا یا امروز ، به عشق و یا به وظیفه علمی و پژوهشی… ، با یادمان های ارزشمند بشری سر و كار توانند داشت . از این دیدگاه می توانیم به سه نكته‌ای كه در صفحه پیشین یاد آور شدیم بنگریم تا بتوانیم ، به بینشی امروزی به افقی بنگریم كه فردا پیش روی خواهیم داشت .

سازمانی كه وظیفه بزرگ باززنده سازی و ادغام دوباره یادمان های كالبدی ارزشمند ویا ثروت های فرهنگی كشور را در چهار چوب سرزمینی آن‌ها به عهده می گیرد ، باید توان قانونی و زیربنای حقوقی لازم برای این امر را دارا باشد و ، برای تضمین بقاء ثروت های فرهنگی كشور ، موظف به آن باشد كه شرایط لازم و كافی برای نگه داشت و بهره وری از ثروت های فرهنگی را برای ایرانیان و جهانیان فراهم كند .

به روزهای ما ، اصفهان های بعد از حمام خسرو آقا، همانند گنبد سلطانیه های پس از آغاز كارهای مرمتی چهل سال پیش و مجموعه بناهای فاخر و بی مانند اردبیل ها ، به بینش و روشی كه امروزی است ، فراخ جای بحث دارند ، چنان كه روستاهای قدیمی ما و محوطه های باستان شناختی ای كه شكافته و رهاكرده ایم. پذیرفتن یا نا پذیرا شدن اصل تعلق متقابل انسان و فضای زندگی وی ، راه به دو گونه نتیجه متضاد می دهد : یكی، به نهایت حرمت گزاری میان انسان و فضای ساخته شدة وی می برد و ؛ دومی ، به كارفرمایان و مدیران و صاحبان توان مالی اجازه می دهد تا ، به هر منطقی كه خود می پسندند ، خود یا گماشتگان خود را به جای ساكنان و شاغلان بومی بنشانند و چنان كنند كه نامطلوب ترین راهی كه به ریشه كنی فرهنگی آدمیان اصیل می انجامد پیموده شود.

به روزهای ما ، برای ساكنان بافت های شهری تاریخی مان - پیش از آن كه از دیدگاه مردم شناسی فرهنگی و زیبایی شناسی و اقتصاد معیشتی سنتی بومیان پژوهش و ارزیابی درستی صورت گیرد زیر عنوان بافت های فرسوده برده می شوند و راه برای ارزیابی صرفاً مالی و مادی سكونت در بافت های ارزشمند تاریخی شهرها فراهم گردد.

نیاز به كار تخصصی مرمت معماری و مرمت شهری - در محفلی كه خود میان دانشی است و روی به سایر علوم دارد - در تمامی شهرهای تاریخی و در آبادی های برون شهری ما و نیز در تمامی محوطه های باستان شناختی مطرح است. به دلیل یگانه شدن دو گستره ای كه متفاوت اند و البته همگن نیز توانند بود ، دو گونه تخصص مرمت و اقتصاد جهان گردی چنان دست در دست یك دیگر می فشارند كه گویی یگانه به دنیا آمده اند .

از اولین روزهایی كه تصمیم بر ادغام این دو گستره گرفته شد تاكنون پیكره علمی خاصی كه آماده این مهم باشد آموزش داده نشده است . به روزهای ما ، هنگامی كه مسایل دشوار تدوین طرح های مرمت معماری و مرمت شهری ، به نیروی كسانی پاسخ گویی می شوند كه تعداد بس پر شماری از آنان فاقد تخصص اند میدان كار بس آشفته تری گسترده می شود و مخاطره نا دیده گرفتن ارزش های فرهنگی فضای كالبدی و ارزش های معنوی -الهی و انسانی - مدنی رفتارهای محیطی ساكنان و شاغلان در بافت های شهری تاریخی وجود دارد.

 این زمینه اندیشه ، به شاخه ها و ریشه های گونه گون و پر شمار می برد و مقوله هایی را به پیش می نهد كه هر آینه امروز برای پاسخ دادن به آن ها اقدام نكنیم دارندگان آتی ثروت های فرهنگی ای كه ما در حال مدیریت و بهره وری از آن ها هستیم ، به سخنی سخت بر ما خرده خواهند گرفت و به حق.

بررسی و نوشته:    محمد منصور فلامكی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

عضو مرتبط : محمد منصور فلامکی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید