تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :6848

صنایع، محیط زیست و توسعه پایدار

اردشیر سیروس :
در توسعه جهانی هدف ، ایجاد رفاه و آسایش جمیع امم و مدنیت جهانی است که در حال ظهور و بروز می باشد . ما عصر انتقال را تجربه می کنیم و در این انتقال جهانی سهیم و شریک هستیم . تحولی که عنوانش گذر از دوران طفولیت جمعی به بلوغ جمعی توصیف می شود . تحولات انقلابی که به سرعتی حیرت انگیز در هر بخشی از زندگی هم چون : تحولات اجتماعی ، دانش ، معنویات و صنایع و سایر جوانب انسانی رخ مي دهد، در این دوران موانعی که توسط افکار ، نگرش ها و عادات دوران کودکی نوع بشر ایجاد شده ، تدریجاً از بیخ و بن باید از میان برداشته شود و ساختارهای مدنیت جدیدی که می تواند قوای بلوغ متعالی را منعکس سازد ، شکل می گیرند .

شاخص های عصر بلوغ عبارتند از اتحاد و یگانگی نوع بشر که پیامدش تأسیس اصول عدالت است . در آن وادی نمی توان اجازه داد اختلاف موجود بین صاحبان صنعت و ثروتمندان با فقرا تداوم یابد. کلیه ساکنین کرة زمین باید از ثمره رفاه مادی و سعادت روحانی بهره مند گردد ، به منظور رسیدن به چنین جامعه ای ، ضروری است که شهروندان هر جامعه از توان مشارکت در فرآیندهای سازنده و صنعتی و غیر آن که موجد این جامعه می شود ، برخوردار گردند .

افزایش قابلیت و ظرفیت افراد جوامع و مؤسسات برای مشارکت مؤثر در این فرآیند ها وظیفه اولیه و اساسی توسعه پایدار است . در زمینه هر شهروندی ، این موضوع اشاره ای است به ایجاد و توجه به چند قابلیت مرتبط با هم ، اعم از علمی ، هنری ، فنی ، اجتماعی ، اخلاقی و روحانی . افراد باید از قوه درک مفاهیم ، دانش نسبت به واقعیت ها ، تخصص در روش ها برخوردار باشند . این گونه نگرش ها و صفات شهروندان را در پیش گرفتن زندگی پر ثمر و سازنده یاری می سازد .

اما در مورد جامعه و لایه اجتماع ، افزایش ظرفیت آن ها مستلزم ترویج توسعه است به طوری که بتوانند به عنوان محیطی عمل کنند که به غنی سازی فرهنگ و هویت منجر شود . لایه اجتماع و جامعه با وظیفه ای بس دشوار مواجه اند . او باید محیطی بسازد که در آن اراده های افراد با یکدیگر تلفیق و عجین گردد ، محیطی که در آن قوا چندین برابر شده و به صورت اقدام جمعی ظاهر شود ، محیطی که در آن تجلیات متعالی تری از روح انسانی بتوانند به ظهور و بروز برسد .

به استثناء تعلیم افراد و پرورش حیات جامعه ، تدابیر توسعه بايد توجه به تقویت ساختارهای سازمانی و مدیریت ها معطوف دارند ، چون هر جامعه ای نیاز به تشکیلاتی دارد که بتوانند به عنوان مجاری عمل کنند که از طریق آن ها مصائب زیست محیطی - آسیب های اجتماعی - عدم مدیریت بخشی از مدیران جامعه و بخشی از خطرات در بطن صنایع - عرصه زندگی - هنر و زیبایی - تباهی محیط زیست و طبیعت و نهایتاً مصرف بی رویه و رو به انهدام انرژی ارگانیک وارد می کند ، از میان برداشته و با به وجود آوردن آن ساختار و تشکیلات در خدمت بشر و برای رفاه او اقدامی عاجل نماید . این گونه ساختار متشکل از هیأت های انتخابی در سطوح محلی تا بین المللی حاصل همکاری در مقیاس بسیار وسیعی از لایه های سه گانه اجتماع ، حتی لایه های جوامع جهانی ، میسر می شود .

افزایش ظرفیت جوامع جهانی یا شهروندان زمانی موفق اند که از رفاه نسبی برخوردار بوده و دسترسی آن ها به علم و دانش گسترده شود . چنین مدنیتی باید از دو بعد مادی و روحانی یا به عبارتی دو نظام اساسی دانش و معرفت که عالم انسانی را در طول قرون و اعصار به پیش رانده ، استفاده کنند. پندار آن که بین دین و علم تضادی ذاتی وجود دارد ، پنداری که در گفتمان صاحبان صنعت و عقل در گذشت قرن ها از صنعتی شدن دنیا متداول شده ، مردود می باشد چون که در این مدت و با این تفکر ناظر بودیم بر سر مظاهر طبیعت در شهر های صنعتی و غیر صنعتی چه آماده است . شهر و شهر نشینی هایی که دستخوش این تفکر نامیمون به سوی نیستی سوق داده شدند .

بخشی از آن چه جایگزین این مظاهر طبیعت شده ، ناهنجاری ها و تضادهای ناشی از آن ذیلاً عنوان می شود :
  • آشوب و آشفتگی های شهرهای صنعتی که به سایر شهر های با هویت تجاوز کردند و کالبد آن ها را می سایند .
  • قدرتمند تر شدن ثروتمندان و انباشتن تمول و تولید بیشتر
  • پیدایش محلات پست و آلوده
    • ایجاد و ساخت ساختمان های بی اصالت و بزک کرده اشرافی که همچون علف هرز می رویند .
  • عدم اطمینان و اعتماد که بر روح و جسم انسان ها پنجه انداخته و آن ها را به ابزار کار طبقه اقلیت تبدیل کرده .
  • آلودگی خارج از توان . « نه از آلودگی صوتی گریزیست و نه هوا برای تنفس داریم .»
  • پریشانی و هرج و مرج در تردد « شبکه های درون شهری و برون شهری »
  • بیماری های محیط زیست و طبیعت ، آشفتگی اکوسیستم طبیعی .
  • تغییرات جوی که بـر اثر افزایش دمای جـو حاصل شده ، چـون تغییر اکولوژی طبیعت و بالا آمدن سطح آب اقیانوس ها و وجود گازهای گلخانه ای « کنفرانس کیوتو »
  • و بالاخره انفجار جمعیت و مهاجرت ها و ایجاد شهر های ساختگی .
مسائل زیست محیطی ناشی از وجود صنایع و ماشینیزم را بر سه عامل حیانی ، طبیعت - آب و هوا مطرح می کنیم :
  1. ماشینیزم و صنایع : افزایش آلودگی هوا مرتبط با این دو
  2. تأثیرات صنایع بر محیط زیست
  3. تهاجم و اثرات منفی صنایع بر آب ها ( اقیانوس ها ، دریاچه ها ، رودخانه ها )

1 - افزایش آلودگی هوا مرتبط با ماشینیزم و صنایع

در دوران انقلاب صنعتی صنایع سنگین و مجتمع های صنعتی اغلب در درون فضاهای شهری تأسیس می شدند ولی با افزایش آلودگی هوا و وضع قوانین مربوط به کنترل آن ها ، بسیاری از صنایع و نیروگاه ها را اجباراً به محیط های خارج از شهر ها و حتی روستاها منتقل کردند ولی با وجود آن برخی صنایع سبک تر و نیروگاه ها در داخل و حومه اکثر شهر ها باقی ماندند و اثرات سوء بر کیفیت هوای مناطق شهری موجود می باشد .

مطالعات در انگلستان بیانگر این امر است که آلودگی ناشی از دود عبارت است از حضور دانه های کمتر از 15 میلی متر در قطر که حاصل احتراق ناقص سوخت می باشند و از طرفی در سال 1999 مطالعات دیگری صورت گرفت . این مطالعات نشان می دهد 5 درصد آلودگی ها دودی در آن کشور از جانب نیروگاه ها و 3 درصد ناشی از وجود سایر صنایع می باشد ، ولی آلودگی دود ناشی از ماشینیزم و شریان های حرکتی عظیم ترین و خطر آورترین آلودگی های 48% را به خود اختصاص می دهد . ولی نبایستی فراموش کنیم که دی اکسید گوگرد SO2 که از صنایع و نیروگاه ها خارج می گردد و در جریان باد به مناطق شهری منتقل می گردد ، یکی از منابع آلودگی هوا می باشد . این ماده هنگامی که با باران مخلوط می شود در اتمسفر باران اسیدی را تولید می کند . ضمناً یک ماده خطرناک آلودگی هوا اکسیدهای صنعتی ازت ( Industrial Oxides of Nitrogen ) می باشند .

2 - تأثیرات صنایع بر محیط زیست :

در تجارب صنعتی و هویت شهری و مطالعات و آماری که بخصوص در آغاز قرن بیست و یکم از طرف مؤسسات بین المللی در زمینه مخاطرات عمده ای که محیط زیست جهانی را مورد تهاجم و تهدید قرار داده ، صورت گرفته، بسیار بوده است. مثلاً معضلاتی که در زمینه صنایع چرم سازی و کاغذ سازی که دو صنعت همگیر و در سطوح بین المللی و ملی مشاهده می شود ، را عنوان می کنم. می دانیم این دو صنعت بالاترین آلودگی و تأثیرات مخرب را در محیط زیست و طبیعت به وجود آورده و می آورد . این مورد به چند عامل وابسته و پیوسته است :

  1. هر دو صنعت دارای طیف وسیع مصرف مواد شیمیایی قدرتمند و مهلک هستند .
  2. هر دو صنعت میزان بازده تولیداتشان بسیار بوده و از شدت فرایند بالایی برخوردار می باشند .
  3. نیاز مبرمی که هر دو صنعت به آب در فرایند تولید دارند و علاوه بر آن نیازی که هر دو صنعت به آب شستشو دهنده و خروج پس آب های آلوده و سمی ناشی از این دو صنعت موجود است ، غیر قابل تصور می باشد .

این پس آب های آلوده فرایند تولید برای محیط زیست به علت وجود فلزات سنگین مانند سرب ، جیوه و کادمی یوم و مس بسیار خطرناک بوده و برای حیات آبزیان سمی و مرگ آور است. ضمناً روغن سرازیر شده در آب فرایند فتوسنتز را تقلیل می دهد و کیفیت عایق پرها و پوست پرندگان و حیوانات را از بین می برد . مقدار کمي از این گونه حلال های صنعتی ( هیدروکربن های کلر دار ) می توانند آن چنان آلودگی در آب به وجود آوردند که به مراتب بالاتر از هر استاندراد تعیین شده می باشد . مثلاً صنعت چرم سازی از حلال تتراکلورواتی لین tetrachloroetylene استفاده می نماید .

به منظور اجتناب از اطاله کلام ، از تجارب کارخانه های کاغذ سازی کانادا و اثرات مخرب و هولناکشان بر محیط زیست ، بر رودخانه ها و تأثیرات کشنده آن بر حیات وحش می گذریم . ولی توضیح این مطلب ضروری است که چرخه تولید مجدد کاغذ از کاغذهای دور ریخته شده نیز بهتر نمی باشد .

  • در چرم سازی نیز کار روی پوست فرایند تولید پیچیده ای را تشکیل می دهد .
  • استفاده از نمک های آمونیاک ، نمک های ارگانیک ، آنزیم ها و عوامل ضد چربی معمول می باشد .
  • در تولید چرم سولفات کرم و بی کربونات سدیم به کار می رود و در آخرین مراحل کار ، انواع واکس ها ، چسب های رزین دار و رنگ اضافه می گردد که همگی از جمله سموم خطرناک در محیط زیست می باشد که بایستی مدیران و حکومت هر چه سریع تر راهکارهای محو و یا تقلیل این سمومات نابود کننده را با همکاری پژوهشگران و اندیشمندان بیابند .

3 - تهاجم و اثرات منفی صنایع بر آب ها :

صنایع مختلف در جهان ، هر کدام بنا بر وسعت و کاربردش ، منبع آلودگی آب می باشد . این آلودگی طبق آمار بیش از 50% حجم کل آلوده کننده ها و مواد سمی ناشی از وجود صنایع می باشد . حدود 370 هزار مجتمع تولیدی در ایالات متحده مقادیر عظیمی از آب تازه را برای شستن و زدودن مواد پس مانده فرآیندهای تولید به کار می برد . این آب حاوی مواد آلوده سمی را effluent می نامند که در رودخانه ها ، دریاچه ها و اقیانوس ها رها می شود . مؤسسه حفاظت از محیط زیست در سال 1996 به کنگره گزارشی را اعلان کرد بدین مضمون که تقریباً 40% از دریاچه ها ، رودخانه ها و مصب ها که تحت مطالعه قرار گرفتند :

  1. برای مصارف عادی آب مانند آشامیدن ، شنا کردن و یا ماهی گیری بیش از حد آلوده می باشند .
  2. هزاران واحد تولیدی مواد جامد و حل نشده خود را که اکثراً شدیداً سمی می باشند ، در رودخانه ، دریاچه ها و اقیانوس ها، رها می کنند .
  3. صنایع ساختمان نیز محلول هایی از گچ و سیمان ، مواد خورنده و حلال های سمی را در شریان های آبی رها می کنند ( رودخانه های تهران و حومه تهران شاهدی است بر این مدعا )
  4. آب داغ رها شده توسط نیروگاه ها و کارخانه ها نیز مورد دیگری است که سبب افزایش درجه حرارت آب ها شده که این امر باعث تغییر سطح اکسیژن جذب شده توسط آب می شود و تعادل اکوزیستی آب را به هم زده ، باعث مرگ یک سری گیاه و جانواران شده و ضمناً سبب رشد بی رویه دسته دیگری از گیاهان و جانوران می گردد .
  5. ترکیبات مواد روغنی چون گریس ، بسته بندی های پلاستیکی و چسب ها آخرین موادی هستند که در این گزارش ذکر شده اند.

بحث نهایی ما مبتنی بر آن است که اشاره ای به بیانیه جوامع بین المللی دینی که خطاب به اجلاس زمین شده است بشود. این اجلاس دینی در سال 1992 در شهر ریودوژانیرو ( برزیل ) - اجلاس جهانـی سـران برای توسعه اجتماعی در 1995 در کپنهاک و کنفرانس جهانی زنان در پکن برگزار شده است و مطالب زیر در آن ها مطرح شده است :

« تحولات عمیق و گسترده، وحدت و معاضدت بی سابقه مورد نیاز جهت انطبقاق دادن مجدد علم نسبت به آینده ای از لحاظ زیست محیطی پایدار و عادلانه تنها با تأثیر گذاشتن بر روح انسانی ، با توسل به آن ارزش هایی که به تنهایی می توانند به افراد و امم توان و نیرو بخشد که منطبق با علائق و مصالح دراز مدت کره زمین و انسان های ساکن عمل کنند ، قابل حصول است . »

در دو بیانیه رفاه انسان ها از نظر جنبه های روحانی و مادی و ارزش قائل شدن برای روحانیت در توسعه پایدار و نو صنعتی با فرضیات متفاوت ، در اینجا تحلیلی صریح از پندار ها و اقدامات در زمینه توسعه پایدار پیشنهاد می کنند که هدف آن تواندهی عموم انسان ها در سطوح بین المللی و ملی به منظور اتحاد مسئولیت برای شکل دادن به آینده بدون آلودگی هاست . دستیابی به چنین ارزش های روحانی در برگیرنده پنج اصل اساسی و معنوی برای حصول مدنیتی عادلانه ، متحد و پایدار می باشد که عبارتند از :

  1. وحدت در تنوع و کثرت ( عدالت اجتماعی در وحدت آدم ها است . سعدی می فرماید : « بنی آدم اعضاء یکدیگرند » .)
  2. انصاف و عدالت ( عدالت اجتماعی انصاف در قضاوت را ایجاب می کند، مراعات بی طرفی در رفتار ، مراعات هر گونه مصرفی زائید انصاف است .)
  3. برابري زن و مرد
  4. امانت و رهبری اخلاقی ( امانت داری پایه اخلاق و عدالت اجتماعی است )
  5. کشف حقایق بالاستقلال

بیانیه در ادامه کلام، توجه را به زمینه های فعالیت که معتقد است باید در به کاربردن این اصول در اولویت قرار گیرند ، معطوف می دارد

  1. توسعه اقتصادی در جهت رفاه
  2. تعلیم و تربیت عمومی و شهروندی
  3. حراست از محیط زیست و طبیعت
  4. رفع نیازهای اساسی غذا و تغذیه ، بهداشت و سر پناه ، حکومت گرائي و مشارکت در مدیریت ها

عضو هئیت امناء انجمن مفاخر معماری ایران
مدرس دانشگاه - اردشیر سیروس

موضوعات مرتبط : معماری صنعتی   توسعه پایدار   محیط زیست    
عضو مرتبط : اردشیر سیروس  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید