تاریخ آخرین ویرایش : شنبه،18-10-1395
تعداد بازدید :54

طراحی ذخیره‌گاه‌های طبیعی

طراحی ذخیره گاه طبیعی شامل طرح ریزی و ایجاد یک منطقه طبیعی به عنوان ذخیره گاه برای موجودات زنده است. طراحان ذخیره گاه های طبیعی اهداف متنوعی را دنبال می کنند و برای رسیدن به این اهداف و تطبیق دادن عوامل مختلفی که در موفق عمل کردن آن تأثیرگذار هستند باید یک طراحی خاص را ایجاد و پیاده کنند. هدف اصلی همه ذخیره گاه های طبیعی حفاظت از تنوع زیستی درون آن در برابر فعالیت های آسیب رسان است. برای نیل به این هدف طراحان این فضاهای طبیعی باید به طور گسترده از تمامی گونه ها در تمامی رده ها نمونه برداری کنند و شرایطی فراهم کنند که بقای دراز مدت موجودات تضمین شود.
همان طور که در راهنماهای استقرار
ذخیره گاه های طبیعی کشورهای انگلستان و اسکاتلند بیان شده است یک ذخیره گاه طبیعی کمک می کند تا پایداری طبیعت بومی به سطح بهتری ارتقاء پیدا کند و نیازهای مرتبط با حفظ تنوع زیستی تأمین شوند. همچنین فراهم آوردن فرصت های کنترل شده برای مطالعه موجودات و محیط اطراف آنها یکی دیگر از این اهداف است. منظور از مطالعه، انجام
پژوهش های علمی به معنای واقعی با استفاده از ذخیره گاه به منظور آموزش، اشتغال و تفریح برای عموم است. مزایای ثانویه دیگری از جمله ارتقای سطح اقتصادی از طریق توریسم و فرصت هایی برای آموزش افراد متخصص نیز در این راهنماها قید شده اند.
ذخیره گاه هایی موفق هستند که عوامل اکولوژیکی و اجتماعی مهم را در طراحی خود می گنجانند. از جمله این عوامل می توان به گستره پراکندگی طبیعی جانوران شکارگر اشاره کرد. وقتی که ذخیره گاهی خیلی کوچک باشد جانوران گوشتخوار در تماس بیشتری با انسان ها قرار
می گیرند که این منجر به بالا رفتن میزان مرگ‌و‌میر این جانوران می شود. مطلب دیگر این است که برخی از گونه ها نسبت به منطقه ای خاص حساسیت دارند و فقط در آن منطقه از خود واکنش نشان
می دهند. در مطالعه ای که روی آواز پرندگان در ژاپن انجام شده است مشخص شد که گونه های خاصی از پرندگان فقط در زیستگاه هایی ساکن می‌‌‌‌شوند که بسیار بزرگتر از فضایی باشند که واقعاً اشغال
می کنند. دانستن گستره جغرافیایی گونه ها و ترجیح آن ها در انتخاب زیستگاه در تعیین مساحت
ذخیره گاه ضروری است.
عوامل اجتماعی مانند روش زندگی و رفتار انسان ها نیز باید در نظر گرفته شوند. اگر ذخیره گاه در منطقه ای که مردم آن برای تأمین معاش خود به آن منطقه نیاز دارند ایجاد شود اغلب با شکست مواجه می شود. برای مثال در بولیوی در سال ۱۹۹۱ پارک ملی آمبورو را از ۱۸۰۰ کیلومتر مربع به ۶۳۷۰ کیلومتر مربع گسترش دادند. اگر چه این توسعه باعث خوشحالی طرفدارهای حفظ منابع طبیعی شد، اما بومی های ساکن منطقه در پی آن ناچار به جا به جایی و در نتیجه از این تغییر ناراضی و عصبانی شدند. آن ها به شکار جانوران و قطع درخت های این پارک ملی ادامه دادند تا این که مسئولان مجبور شدند مساحت پارک را کاهش دهند. به دلیل این که در طراحی این ذخیره گاه ساکنان بومی منطقه مورد توجه قرار نگرفته بودند تلاش های حفاظتی بی نتیجه ماندند. بسیاری از طرفدارهای حفظ منابع طبیعی از مردم بومی دفاع می کنند و عقیده دارند که نباید زندگی و معاش آن ها را نادیده گرفت. این اقدام «پروژه توسعه و حفاظت یکپارچه» نام دارد.
به طور معمول توصیه می شود که برای طراحی یک ذخیره گاه طبیعی ایده آل، شکل زمین باید به صورت یک دایره کامل باشد تا بتوان فاصله ها، نقاط دور از هم و مرزهای حاشیه ای را کاهش داد. ولی چنین کاری در عمل بسیار مشکل است، چون از زمین موجود برای کشاورزی، اسکان انسان ها و استخراج منابع طبیعی هم استفاده می شود. معمولاً پیشنهاد می کنند که از مناطق میان گیر برای حفظ جانوران و گیاهان از تهدیدهای انسانی استفاده شود که این سبب توالی گونه ها و احیای جنگل ها
می‌شود. در مطالعه ای که در سال ۱۹۸۵ انجام شد تأثیر شکل و اندازه بر جزیره ها بررسی شد و این نتیجه به دست آمد که مساحت منطقه بیش از شکل آن در کیفیت زیستگاه نقش دارد.
بحثی که در میان زیست شناس های حفاظت از محیط زیست همواره مطرح است این است که آیا باید یک منطقه بزرگ و وسیع ایجاد کرد یا بهتر است که به جای آن چندین ذخیره گاه کوچک طراحی شوند. رابطه بین گونه ها و منطقه زیستی آن ها حاکی از این است که تعداد گونه ها در یک زیستگاه با اندازه آن ارتباط مستقیم دارد. بنابراین از لحاظ تئوری اگر مساحت کلی چند ذخیره گاه کوچک بیشتر از مساحت یک ذخیره گاه بزرگ باشد ذخیره گاه های کوچک تعداد گونه های بیشتری را در خود جا خواهند داد. این نظریه به همراه تئوری بیوجغرافیایی جزیره، «جارد دایموند» را بر آن داشت تا اعلام کند که ایجاد یک ذخیره گاه بزرگ بهترین روش حفاظتی به شمار می رود و هنوز هم این نظریه توصیه می شود. به عقیده «اُواسکاینن» یک ذخیره گاه واحد با مساحت زیاد بهترین موقعیت را برای به حداکثر رساندن بقای دراز مدت
گونه ها و به تعویق انداختن انقراض در یک جمعیت محدود است.
ولی تئوری دیگری هم وجود دارد که با تئوری دایموند مخالفت می کند. طبق این تئوری چند
ذخیره گاه کوچک گونه های مشابه خواهند داشت، چون بعضی گونه ها با زندگی در زیستگاه های کوچک سازگاری بهتری دارند و بسیاری از گونه های دیگر فقط در زیستگاه های بزرگ زندگی می کنند. پژوهشی که در ایلینوی انجام شد نشان داد که دو ذخیره گاه جنگلی کوچک بیشتر از یک ذخیره گاه جنگلی بزرگ تعداد زیادی از گونه های پرندگان را در خود جای داند، در حالی که در یک ذخیره گاه جنگلی واحد تعداد پرندگان مهاجر بیشتر بود. اُواسکاینن و فوکاماچی بر این عقیده بودند که تکه زمین های ذخیره گاهی کوچک باعث می شوند تعداد و تنوع گونه ها غنی‌تر شود. با این حال این فقط در مورد گونه های رایج صحت دارد، چون گونه های نادرتر و گونه‌هایی که کمترین فراوانی را دارند فقط در ذخیره گاه‌های بزرگ و یکپارچه دیده می شوند.
نکته مهم دیگر در طراحی ذخیره گاه های طبیعی در نظر گرفتن شبکه ای از ذخیره گاه ها است. گاهی حفاظت از گونه ها در یک منطقه مهار شده برای حفاظت از تنوع زیستی کل یک ناحیه کافی نیست. زندگی درون یک ذخیره گاه طبیعی به مثابه یک واحد مجزا که از محیط پیرامون جدا شده است میسر نیست. بسیاری از جانوران مهاجرت می کنند و تضمینی برای این که درون مرزهای یک
ذخیره‌گاه معین بمانند وجود ندارد. پس به منظور حفاظت از تنوع زیستی در یک گستره جغرافیایی وسیع شبکه ای از سیستم های ذخیره گاهی دایر می‌شود. سیستم های ذخیره گاهی سلسله ای از ذخیره گاه هایی هستند که قرارگیری
آن ها به صورت استراتژیک طراحی شده است تا
بدین ترتیب زیستگاه ها به هم متصل شوند. چنین شبکه ای به جانوران این امکان را می دهد که با عبور از دالان های حیات وحشی بین مناطق حفاظت شده رفت و آمد کنند. یک دالان حیات وحشی در واقع گذرگاهی حفاظت شده برای مهاجرت فون جانوری است. مطالعات ثابت کرده اند که
شبکه های ذخیره گاهی برای حفاظت فون بسیار ارزشمند هستند و می توانند تا ۵۰ درصد مهاجرت بین ذخیره گاه ها را افزایش دهند.
برای این که استقرار یک ذخیره گاه طبیعی تأثیرگذار و به دور از هزینه های زیاد باشد باید در نقاطی که از لحاظ جغرافیایی دارای منابع غنی برای
گونه ها باشند ایجاد شوند. از جمله این مناطق زمین های جنگلی قدیمی، زمین های مرطوب، زمین های باتلاقی، نقاط داغ تنوع زیستی (biodiversity hotspot)و جزیره های اندمیک (مانند ماداگاسکار) هستند.
منظور از نقاط داغ تنوع زیستی یا کانون‌های حساس تنوع زیستی، غنی ترین و تهدید شده‌ترین ذخیره گاه های موجودات گیاهی و جانوری روی سیاره زمین هستند. برای این که یک ناحیه در زمره نقاط داغ تنوع زیستی طبقه بندی شود باید با دو معیار اصلی تطابق داشته باشد: باید دارای دست‌کم ۱۵۰۰ گونه گیاه آوندی اندمیک باشد و دیگر این که باید دست کم ۷۰ درصد از زمین های زیستگاهی آن از بین رفته باشند. این نقاط داغ بر اثر
فعالیت های انسانی به سرعت در حال نابود شدن هستند، ولی اگر تدابیر حفاظتی اجرا شوند هنوز شانسی برای بقا دارند. نقاط داغ تنوع زیستی را می‌توان مهم ترین نقاط برای ایجاد ذخیره گاه های طبیعی به شمار آورد.
در طراحی ذخیره گاه های طبیعی حفاظت از زیستگاه های آینده بیشترین اولویت را دارند. در تعیین گستره گونه های آینده پرسش هایی زیادی باید پاسخ داده شوند: در آینده چه تغییراتی در آب و هوا ایجاد خواهند شد؟ گونه ها به کجا حرکت خواهند کرد؟ تغییر آب و هوا برای چه گونه هایی سودمند است؟ چه موانعی در مقابل تغییر گستره پراکندگی گونه ها وجود دارند؟ به هنگام طراحی ذخیره گاه ها باید به زیستگاه گونه ها در آینده فکر کرد. شاید لازم باشد دامنه پراکندگی فعلی را به دامنه پراکندگی گونه های آینده پیوند داد.
مسأله اساسی در تعیین گستره های پراکندگی گونه ها طرح این پرسش است که زمین چگونه در حال تغییر است و در آینده چه تغییراتی خواهد کرد. بر اساس آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده آمریکا دمای متوسط سطح زمین از سال ۱۹۰۰ تا کنون ۲ر۱ -۴ر۱ درجه فارنهایت بالاتر رفته است. یک درجه فارنهایت از این افزایش دما از اواسطه دهه ۱۹۷۰ به بعد رخ داده و در حال حاضر دمای سطح زمین حدود ۳۲ر۰ درجه فارنهایت در هر دهه در حال گرم تر شدن است. طبق
پیش بینی ها گرمایش زمین در سال ۲۱۰۰ بین ۴ر۱ تا ۸ر۵ درجه سانتی گراد خواهد بود. همچنین پیش‌بینی می شود که تغییرات گسترده ای در جو زمین، میزان بالاآمدگی آب دریاها و میزان بارش ها به وجود خواهند آمد.
این تغییر آب و هوایی سریع در گستره پراکندگی گونه های جانوری اثر گذاشته و این اثرگذاری ادامه خواهد داشت. طبق مطالعه ای که در سال ۲۰۰۳ انجام شد تا کنون ۴۳۴ گونه دامنه پراکندگی خود را تغییر داده اند. ۸۰ درصد تغییر گستره رو به شمال زمین و به سمت قطب با جا به جایی متوسط ۱ر۶ کیلومتر در هر ده بوده است. مطالعه تازه تری که در سال ۲۰۱۱ انجام شد نشان داد که میزان این جا به جایی دست کم دو برابر بیشتر از برآورد مطالعات پیش از این بوده است. با حرکت گونه ها به سوی قطبین گونه های گیاهی و جانوری زیستگاه های پیشین خود را ترک می کنند تا به نقاطی که آب و هوای سردتری دارند کوچ کنند. مثالی از این گونه های مهاجر شقایق نعمان دریایی است که در حال حاضر در خلیج مونتری رشد
می کند، ولی در گذشته در نواحی جنوبی تر پراکندگی داشت. گونه هایی از گلسنگ ها و
پروانه ها در اروپا هم بر اساس مدل های جا به جایی گونه ها که از قبل پیش بینی شده بود تغییر گستره پراکندگی داشته اند. این گونه ها به سمت قطب شمال و رو به شمال جا به جا شده اند. اگر گونه ها به شدت در خطر نابودی قرار داشته باشند یا به شدت مورد تهدید باشند گرمایش زمین در وضعیت زیستی آن دخالت بیشتری خواهد داشت. مرزهای شمالی زمین و ارتفاعات بالاتر تبدیل به میدان های نبرد آینده برای حفاظت گونه های مورد تهدید خواهند شد، چرا که به نقاط شمالی مهاجرت می کنند. مرزهای پراکندگی امروز شاید مرزهای زیستگاه های فردا را شامل نشوند. می توان
ذخیره‌گاه‌ها را طراحی کرد تا مهاجرت گونه ها به شمال را به عنوان گزینه ای برای آینده نگه داشت. بازکردن گذرگاه هایی که ذخیره گاه ها را به یکدیگر و در نهایت به قطب شمال و جنوب زمین امتداد دهد می تواند یک راه حل دیگر برای حفاظت از فون و فلور باشد.
*مرتضی جوهری
*عکس ها از: iucn.org

موضوعات مرتبط : محیط زیست    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید