تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1048

طهران، چگونه تهران شد (قسمت دوم)

بد نیست در اینجا مختصری درمورد کارهای انجام شده توسط امیر کبیر صدر اعظم اصلاح طلب زمان قاجار که عاقبت جان خود را در راه اصلاحات فدا کرد، اشاره کنیم:

میرزاتقی خان امیر کبیر در زمان صدارتش در تهران نیز بنای تمیچه و بایاری را گذاشت که اولی «سرای اتابک» نامیده شد و دومی به «بازار امیر» شهرت یافت. مجموعاً بهترین بازار های تهران بود و مهم ترین کانون ترقی تجارت، بازار امیر شامل سه راسته بازار بود که به سرای اتابکی راه داشت.

بنای بازارها در رمضان 1266 حجره بود و در 22 ربیع الثانی1267 افتتاح گردید. تأسیسات مزبور خیلی مورد پسند بازرگانان قرار گرفت به اندازه ای که « تجار در گرفتن حجرات آن با هم مناظره و حرف دارند» اداره ی امور آن را آقامهدی ملک التجار به عهده داشت. بازار امیر و خاصه سرای اتابکی خیلی جلب توجه اروپاییان را کرد.

«ایستویک» جهانگرد انگلیسی که ده سال پس از امیر آن را دیده، به «عالی ترین» بازارها تهران وصف کرده، می نویسد: سی هزار لیره ی انگلیسی (شصت هزار تومان) خرج تأسس آن شده است. وزیر مختار پروس «بروگش» نیز شرح آن را داده، عکس سرای ایمر که نام مؤسس آن را دارد، در زیبایی و جاداری با بهترین ساختمان های آسیا برابری و هم چشمی می کند».

از آنها گذشته، در نیاوران دو عمارت تازه بنا گردید که قرار بود یکی خانه ییلاقی امیر باشد ولی به عمر او نرسید. عمارت دیگر برای اقامت شاه تخصیص داده شد. باید دانست که ناصرالدین شاه به قصر تازه ساز «محمدیه» که شصت هزار تومان خرج بنای آن گردیده، نرفت. زیرا محمد شاه در آن مرده بود و بدشگون می دانست. از آثار دیگر زمان امیر، میدان توپخانه، عمارت توپخانه و سبزه میدان است. به علاوه چون جمعیت تهران رو به افزایش می رفت، دویست خانه بیرون شهر بنا کردند چند حمام سنگ مرمر نیز در تهران ساختند.این حمام ها شاید از روی نقشه ای ساخته شد که «معمار باشی» دولت روسیه برای میرزا تقی خان فرستاده بود.

مسجد عبدالحسین تهران از روحانیان پرهیزکار بود. امیر او را وصی خود معرفی کرده بود و او آن را ساخت. مسجد مزبور بعدها به «مسجد ترک ها» شهرت یافت. قصر گلستان تهران را که از آثار زندیه می باشد، مرمت کردند و بناهای تازه ای به کوشش بهرام میرزا بر آن افزودند.

سنگ بنای دارالفنون در اوایل 1266 در زمین واقع در شمال شرقی ارگ سلطنتی که پیش از آن سربازخانه بود، نهاده شد. نقشه آن را میرزا رضای مهندس که از شاگردانی بود که در زمان عباس میرزا برای تحصیل به انگلیس رفته بود، کشید. و محمد تقی خان معمارباشی دولت آن را ساخت. شاهزاده بهرام میرزا به کار بنایی ان رسیدگی می کرد.

ساختمان قسمت شرقی دارالفنون تا اواخر 1267 به انجام رسید و مورد استفاده قرار گرفت. بقیه آن تا اوایل 1269 پایان یافت. چهار طرف مدرسه را 50 اتاق، هرکدام به طول و عرض چهار ذرع ساخته، جلو آنها را دیوارهای وسیع بنا نمودند.

در گوشه شمال شرقی تالار تئاتر احداث شد. در پشت دارالفنون کارخانه ی شمع کافوری و آزمایشگاه فیزیک و شیمی و دوا سازی بر پا نمودند چاپ خانه ای هم ضمیمه ی آن گردید، به علاوه کتاب خانه و سفره خانه ای ساختند. در ورودی دارالفنون به طرف خیابان ارگ «باب همایون» باز می شد و قسمت های دیگری به آن افزوده گشت.

امیر خودش به بنای دارالفنون سرکشی می کرد. یک جا می نویسد: در هیچ یک از امور بنایی از قبیل عمارت نیاوران و مدرسه نظامیه و سربازخانه ها کار نشده سبب معلوم، از جهت بی پولی است. جای دیگر می گوید: دیروز رفته مدرسه را دیدم، زیاد ناتمامی دارد. تأکیدی که لازم بود کردم. امیر مقدمه ی افتتاح دارالفنون را فراهم ساخت. در همان چند روزه ی پایان روز کارش به شاه می نویسد« از حضور همایون به اتاق نظام حاجی میرزا جبار را خواست، قرار بیرق مدرسه را گذارد که انشاءالله روز یک شنبه آینده در سر در مدرسه بلند شود. به معبر الممالک هم گفت که فردا ساعت را تعمیر نمایند» از فکر تعیین مدیر مدرسه نیز غافل نبود.

به شاه می گوید« در امر مدرسه دقت زیاد لازم است. آدم خیلی معقولمتشخص می خواهد که سررشته از هر چیز فرنگی و ایرانی داشته باشد» از همین عبارت بر می آید که به فرهنگ و دانش ایرانی و غربی هر دو اهمیت می داده است.

به هر حال تهران چه از طریق اصلاحاتی که در ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه توسط میرزا تقی خان امیر کبیر انجام شد و چه از نظر تحولاتی که به علت روابط دیپلماتیک با کشورهای بزرگ دنیا برقرار کرد از شهرهای دیگر کشور متمایز شد. به ویژه پس از سفری که ناصرالدین شاه به فرنگ انجام داد این فرصت برای تهران به وجود آمد که در ردیف شهرهای فرنگ! آسیا و یا خاورمیانه مانند استانبول ترکیه قرار گیرد و به صورت پایتختی شبه اروپایی درآید.

به گونه ای که کرزن curzon اشاره می کند، « تهران شهری با شهری با تیرهای چراغ های گازی، بلوار و خیابان های با پیاده روها و درخت های زیبا بود که شهرهای اروپایی را به یاد می آورد.» توسعه تهران تا زمان مظفرالدین شاه (1285- 1275) همچنان ادامه یافت.

سیستم فئودالیته قرن هجدهم که با وجود و حضور قبایل و حکام محلی تمامی کارها را در مرکز متمرکز می کرد. والیان ایالت های متعدد برای تأمین مخارج مرکز مجبور به دریافت مالیات از مردم و ارسال درآمدهای حاصله، به تهران بودند. این سیستم حکومتی نیز از موجبات پیشرفت سریع تهران در دوران قاجاریه شد. تا جایی که تهران در زمان انقلاب مشروطه از جمعیتی در حدود 250000 نفر برخوردار بود.

پس از آن هم تحولات مشروطه خواهی بار دیگر تمام نظرها را به سوی تهران کشانید و تاسیس مجلس نیز علتی دیگر شد تا شهرهای ایران با تهران بیشتر از پیش ارتباط پیدا کرده و برای رفع و رجوع مسائل و مشکلات خود نمایندگاه و شهروندان خود را به تهران اعزام دارند.

تمامی این نکات باعث پیشرفت و توسعه روزافزون تهران شدند. زمانی که شاه طهماسب صفوی در شهرستان تهران اتراق کرد، مردم تهران در خانه های یک طبقه گلینی که دارای زیرزمین ها و سرداب هایی بود، زندگی می کردند. چون تهران در سر راه شرق و غرب کشور و هم چنین مرتبط با جنوب و مجاور ری بود. همواره مورد تهاجم اقوام مختلف و راهزنان قرار می گرفت.

معروف است مردم تهران در این گونه مورد به زیر زمین ها ه داخل سرداب های آن آذوقه کافی ذخیره شده بود پناه می بردند تا حمله و تهاجم به سر آید و آن گاه به زندگی عادی خود بازگردند حصاری شاه طهماسب صفوی بر دور تهران کشید، مجب تدمین امنیت این دهستان شد. همان طور که گفته شد حصار مساحت 5/7 کیلومتر مربع از تهران را محصور می کرد و در دور آن ارگ که اقامتگاه سلطنتی بود قرار داشت که آن نیز با حصاری دیگر محصور بود.

برای ساختن حصار که دیواریقطور به ارتفاع 5 تا 6 متر بود و از مصالح خشت و گل ساخته می شد نیاز به تأمین خاک از اطراف آن بود. خندقی که به فاصله 10 تا 15 متری حصار حفر می شد علاوه بر آنکه خود وسیله دفاعی برای امنیت شهر بود، با خاکهای حاصله از آن می توانستند مصالح موردنیاز حصا را تأمین کنند. برای امنیت بیشتر و اینکه مهاجمان پس از عبور از خندق نتوانند به آسانی به دیوار دسترسی داشته باشند. در حد فاصل خندق و حصار و یا برج و بارو تلی از خاک به ارتفاع چند متر در کنار خندق انباشته می شد تا موجب امنیت بیشتر باشد.

به این دلیل چون خاک های حاصل از حفر خندق اطراف تهران با توجه به اینه مقداری از خاک ها صرف تل کنار خندق می شد کفاف ساختن دیوار نکرد، مجبور شدند مقادیری خاک و در واقع مصالح ساختن حصار را از دو محله که بعداً به محله های چاله میدان و چاله حصار معروف شدند، تأمین کنند. چاله میدان که بدین ترتیب به وجود آمد، از آن بافت های قدیمی و مسئله آفرین شهر است. بد از ارگ که هسته اصلی شهر بود و در نزدیکی آن برای تأمین مایحتاج زندگی بازار ساخته شد مسجد اصلی شهر که بعدها به مسجد شاه معروف شد، حمام ها، منابع آب، قنوات و میدان های بارانداز و کاروانسراها، مدارس از عناصر مهم شهری است که تشکیل یافتند. میدان ها بیشتر محل استقرار کاروان ها، احشام و تخلیه و داد و ستد آذوقه وکالاهای موردنیاز شهر بودند .

میدان ها که به مفهوم و کاربرد کنونی که گره های مواصلانی حمل و نقل شهری محسوب می شدند، پس از ساخت میدان توپخانه که به دستور و در زمان امیر کبیر انجام یافت در اواخر دوران قاجار، با استفاده از شیوه های فرنگی ساخته شد. جمعیت شهر تهران که در زمان آقا محمد خان قاجار در حدود 15000 نفر بود در زمان فتحعلی شاه به 60000 نفر و در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه تا 80000 نفر افزایش یافت.

این جمعیت در ابتدای انقلاب مشروطه که مقارن با انقراض قاجاریه است، تا 250000 نفر افزایش یافت. طبیعی است که تعدادی از جمعیت خارج از دیوار شهر سکنی یافته بودند. لذا ایجاب می کرد که محدوده شهر تهران گسترش دوباره یابد.

بدین لحاظ به دستور ناصرالدین شاه دیوار قدیمی برج و باروی فرنگی مآب که مساحتی در حدود 20 کیلومتر مربع را در بر می گرفت ساخته شد. حصار شهر این بار دوازده دروازه داشت که دروازه دولت و شمیران آن را به شمیرانات متصل می کرد.

شهر علاوه بر ارگ، بازار، مسجد و حمام و میدان اکنون صاحب ابنیه با کاربری آموزشی (دانشگاه- دارالفنون) بهداشتی (مریض خانه)، نظامی (میدان مشق) شده بود. زندگی در تهران به علت آب و هوای خشک آن در تابستان ها دشوار بود. لذا اکثر اهالی متمکن آن و هم چنین سفرای خارجه، اقامت گاه تابستانی در شمیران داشتند. و هم چنین سفرای خارجه، اقامت گاه تابستانی در شمیران داشتند.و همین افراد در داخل شهر نیز برای تلطیف آب و هوا طبق سنت دیرین ایرانیان باغ های بسیاری در کنار هسته مرکزی شهر، ارگ، بازار احداث کردند. از جمله آنها باغ نگارستان است که بعدها محل استقرار بناهای حکومتی مهمی مانند مجلس شورا، وزارت معارف، دانش سرای عالی، سازمان برنامه، وزارت فرهنگ و هنر شدند باغ دیگر باغ لاله زار بود که در محله لاله زار قرار داشت و بعدها محل گردشگاه، کافه و رستوران، تئاتر و غیره شد. تعدادی از باغ های دیگری که اهمیت آنها چندان بود که در نقش های ترسیمی زمان خود به نام صاحبان آنها ثبت شده بود عبارت بودند از باغ سردار و باغ نظامیه، اغ شیخ الملک، باغ نجم الدوله و ... همان طور که گفته شد قسمت شمال شهر، بلوار سفرا، که محل استقرار گروههای دیپلماتیک مستقر در پایتخت ایران بودند با ترکیب از عناصر شهرسازی فرنگی مانند کافه، مغازه یا بوتیک شکل گرفته بود این بلوار بعدها به خیابان فردوسی تغییر نام داد و میدان فردوسی به فرم اکنون خود در زمان رضا شاه ساخته شد که به موقع راجع به آن سخن گفته خواهد شد.

در زمان سلطنت ناصرالدین شاه کاخ نیاوران و صاحبقرانیه برای اقامت شاه به هنگامی که امیرکبیر صدر اعظم بود شروع و ساخت آن به اتمام رسیده بود. لذا برای اتصال به کاخ های مذکور و هم چنین سایر خانه ها، باع های ییلاقی که در سلطنت آباد و زرگنده و قیطریه و سایر نقاط خوش آب و هوا ساخته شده بود جاده شمیران از محل دروازه شمیران و دولت ساخته شد.

سید عبدالله انوار به نقل از مرآت البلدان و هم چنین به نقل از اعتماد السلطنه در شرح باغ نگارستان می نویسد که ناصرالدین شاه پس از استراحت در ییلاق تابستانی داودیه برای آن که یک باره به ارگ وارد نشود و به اصطلاح دو هوایه نشود در سر راه خود در باغ نگارستان که در قسمت شمال شرق حصار تهران واقع بود توقف چند روزه می کرد و پس از آن وارد ارگ می شد.

باغ های مذکور بعدها به قطعات کوچک تری تقسیم شد و بافت قدیمی کنونی شهر تهران را تشکیل داد. معماری ساختمان ها تحت تأثیر سبک معماران تحصیل کرده در اروپا نظیر میرزا مهدی خان شقاقی و میرزا یوسف مستوفی الممالک و به چنین معماران اروپایی مانند مهندس بهلر فرانسوی که در تهران اقامت یافته بودند از هویت معماری ایرانی که درون گرایی از مشخصات آن بود تهی شده و به برون گرایی و جلوه ای معمارانه فرنگی گرایش یافت. تمامی ساختمان ها از عناصر معماری باروک و بیشتر آنها تحت تأثیر معماری التقاطی دوران قرن نوزدهم بودند.

عناصری از معماری اروپایی مانند موتیف های پالادیو و یا مدالیون هایی که برای اولین بار تصاویر اشخاص در آن نقش می شد ترکیب و فرم ساختمان های ساخته شده در دوران ناصرالدین شاه تا اواخر انقلاب مشروطیت را تشکیل می دادند.

در اواخر دوران قاجار از زمان سلطنت مظفرالدین شاه به بعد شیوه های ساخت بیشتر حال و هوای ایرانی یافت و عناصر معماری که از دوران صفویه الهام گرفته می شدند در ترکیب با فرم و عناصر تزئینات اروپایی قرار می گرفتند.

بدین ترتیب معماری قاجار را باید معماری خالی از هویت ایرانی و یا در بعضی از موارد ترکیب هویت ایرانی و فرنگی دانست. این معماری بر خلاف معماری اصیل ایرانی که به درون و فضاهای درونی اهمیت بسیار می داد به نماسازی روی اورد.

بدین ترتیب نمای ساختمان ها از ستون های یونانی گل و بوته های فرنگی، فرم و شکل بنای ارگ و ساخت با آجر، جلوه ای فرنگی و ایرانی را فراهم می کرد. نمای ساختمان های تهران با آنچه که در اصفهان و شیراز و یزد و سایر شهرهای قدیمی وجود داشت تفاوت فاحش می کرد. میدان ها و خیابان هایی که به صورت قائم یکدیگر را قطع می کردند.

جلوه های شهرهای اروپایی را به شهرسازی تهران وارد کرد هرچند که در کنار آنها باغ های ایرانی، با همان طراوت چهاباغ اصفهان و ارم شیراز قرار داشت ولی در همین باغ ها، بناها، کلاه فرنگی ها، استخر و آب نماها، بیشتر به سبک فرنگی بود تا ایرانی. معماری و شهرسازی دوران قاجار بی هویتی و فرنگی مآبی تهران را بنیان نهاد. تهران بی هویت هرچند در دوران پهلوی اول (رضا شاه) چند گاهی تلاش کرد تا با پناه بردن و یا به کار گرفتن عناصر و شکل و فرم ایرانی پیش از اسلام، خود را از بی هویتی که گریبان گیر معماری ایرانی شده بود نجات دهد، ولی این تلاش به ویژه پس از سقوط رضا شاه و برگشت موجی از معماران تحصیل کرده اروپا به ویژه فرانسه و هم چنین تأسیس مدرسه هنرهای زیبا و رشته های معماری ان با روی کردی شدید به مدرنیزم به سرانجامی نرسید. نتیجه آن باعث فرم و شکل ناهمگون کنونی شهر تهران شد.

مطالب مرتبط : قسمت اول مقاله طهران چگونه تهران شد

بررسی و نوشته: بیژن کاموری مقدم
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

 

 

استان مرتبط : تهران  
عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید