تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1739

طهران بود تهران شد به همین سادگی

  • 9/آذر/1306
    "عجالتا ما تقریبا 210 فرسخ از هم دوریم!...مردهای خیلی شیک در طهران است!"
  • 28/اردیبهشت/1308
    " لباس پوشیدیم، داخل خیابان شده و مستقیما رفتم 'گراند سینما' عروسی اجباری، نمایش دلچسبی بود. با خود فکر کردم چرا نباید ما با هم باشیم و مانند سایر خانم ها و زن و شوهر ها پهلوُی هم در سینماها و نمایشگاه ها و گردش و تفریح ها بنشینیم و از صحبت یکدیگر و تماشای آن مجلس محظوظ شویم!"
  • 30/اردیبهشت/1308
    " دست از این عملیات کودکانۀ خود که نزد هربچۀ 6 سالۀ طهرانی عملیات وحشیانه است بر نمی دارند. به جان خودت و خودم قسم که من اگر موقع دیگر بود و طهران آمده بودم دیگر ممکن نبود به این کرمان خراب شده بیایم."
  • 20/آذر/1309
    " رفتیم برای تماشا و خرید، پارک عین الدولّه صدر اعظم سابق و تا عصر تمامش مشغول گردش بودیم. صبح تا ظهر گردش، نهار در مهمانخانه ای اروپایی."
  • 8/اردیبهشت/1311
    " وضعیت طهران با سال گذشته فوق العاده فرق کرده، حقیقتا اقبال ماست."
  • 26/شهریور/1332
    " یک ورقه ارزش تحصیلی در طهران از وزارت فرهنگ به مبلغ 45 ریال می گیرید و همان، کار تمام مدارک تحصیلی 5 دوره متوسطه شما را در کرمان می کند."

مطالب بالا اظهار نظرهایی است راجع به طهران از زبان یک سرباز فراری کرمانی در نامه هایی که خطاب به همسر نوجوانش نوشته است. ظاهرا در آن زمان به اتهام فرار از خدمت فقط در دادگاه های طهران رسیدگی می شده است و او می بایسته مرتب برای انجام کارهای دادگاه به طهران سفر کند ( فاصله سال های 1306-1309).

با کمی تأمل در نامه ها، در ابتدا آرزوی او را برای زندگی در طهران می بینیم و در نهایت می خوانیم که تعدادی از فرزندانش را برای تحصیلات عالیه که در کرمان آن زمان برای جوانان مقدور نبود، به طهران فرستاده و بعد هم به دنبال تهاجمی که به منزلش شد از کرمان برای همیشه به طهران مهاجرت کرد و بعد هم به تشویق او همۀ نزدیکان و اقوامش که نسبتا بزرگ هم بود به طهران کوچیدند؛" به همین سادگی"!

این شرح ظاهرا بی اهمیت از آن جهت است که بپرسیم اگر این سرباز جوان دادگاهش و همۀ کارهای سرنوشت سازش، حتی گرفتن ارزش تحصیلی برای فرزندانش در کرمان قابل حل و فصل بود و اگر قابل ضرب شدن در تمام آحاد مهاجر شهرستانی نبود و اگر... و اگر... به راستی اکنون تهران چه ساختاری داشت؟

تاریخ تهران را همه می توانند با مراجعه به مراجع بدانند، یعنی همه می توانند بدانند که تهران ده بسیار کوچکی از شهر رِی بزرگ بوده است. شهری که در تاریخ آمده از تمام شهر های دوران ماد ها بزرگ تر بوده و تا قبل از اسلام مرکز مُغان و مرکز دینی زرتشتیان بوده و باز هم در تاریخ آمده که هرچند قبل از اسلام ، شهری با شهرتی بسیار خوب بوده بعد از اسلام مذموم و ملعون بوده و باز هم همه می دانند که عُمَر سعد به طمع حکومت رِی به جنگ حسین بن علی (ع) رفت و اکنون می بینیم که تهران جای رِی را گرفته و وارث همۀ افتخارات آن شده است! این افتخارات موجب آن شد که مسافر با دیدن زرق و برق مزایای زندگی تهرانی ، به محرومیت خود پی برده و به سوی تهران روان شود و بعد از آن در مباحث اجتماعی عنوان مهاجر را بگیرد.

شاید لازم به توضیح نباشد که افزایش درامد نفت، سطح زندگی همۀ مردم ایران را بالا نبرد و سهم طبقات پایین جامعۀ ایرانی از درامد ملی رو به کاهش نهاد، در نتیجه جاذبۀ پایتخت برای دریافت سهم بیشتر مشخص تر می شود که حاصل آن هم پیچیدگی های قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی است.

برای حل مسائلی که پیش می آمد متخصصین بسیار و با زحمات زیاد تلاش کرده و هنوز می کنند که همه از آن مطلع اند و در این بحث هم نمی گنجد ؛ آنچه مهم است بین طهران تا تهران غولی خوابیده که غذا رساندن به آن، آرایش آن ، ویرایش آن، نظافت آن، به نمایش درآوردن آن و ...آن و ...، هزاران آفرین برای دست اندر کاران دارد، خدا قوت . ولی این غول گرسنه بوی آدمیزاد را خوب می فهمد و حرکات زیر پوستی آن اشاراتی به این دارد که اشتباهاتی ریشه ای کرده ایم؛ با فروش تراکم قانونِ "نبایدِ معقول" را به قانونِ "در قبال پول می شود" تبدیل کرده ایم، با صنعت خودروسازی که شروعش هم با خرید یک کارخانۀ ورشکستۀ انگلیسی در سال های قبل از انقلاب بود که منجر به نیازهای راه سازی ویژه ای می شد که عواقب آن در کشور آلمان هم تجربه شده بود و آن را به کشور اتوبان ها معروف کرده بود (با توجّه به اینکه آلمان کشوریست که همیشه به موقع و سر ضرب حمل و نقل عمومی را به خوبی گسترش داده ) همۀ پل ها را پشت سر خراب کرده و تاوانی پس می دهیم که متأسفانه نسل های آینده را نیز درگیر می کند.

در جایی خواندم تمدن ها آینده ندارند حال هم ندارند، تمامی آنچه دارند گذشته است ؛ تمدن چیزی است که بشریت به مدد جریان آن، بر کرانه هایش ته نشین می شود ؛ چیزی است که انسان ها به مدد مُردن، پشت سرشان بنا می کنند.

پیروان تمدن کسانی هستند که با اندیشه های نادر در همین تمدن در جا می زنند و رد پایی به جا می گذارند مثل شبنم ناچیزی که روی برگ های سپیده دم می لرزد.
به مدنیت تهران همراه با گذر زمان بیشتر بیندیشیم!

خوب چهر کشاورزی - تیر ماه 1391

استان مرتبط : تهران  
عضو مرتبط : خوبچهر کشاورزی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید