تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1623

طهران چگونه تهران شد (قسمت اول)

می گویند شاه طهماسب صفوی دومین پادشاه از سلسله صفوی، اولین کسی بود که دهستان را که در سر راه زیارت او به ری و قم بود، مورد توجه قرار داد و از با­غ­های انار آن خوشش آمده،  دستور داد دور آبادی حصاری بکشند. ولی شاه عباس صفوی چون در تهران زیاد میوه خورد و ناخوش شد، سوگند یاد کرد که دیگر به تهران قدم نگذارد و چنین کرد. ولی هم او بود که برای اولین بار برای تهران و فیروزکوه، حاکم یا بیگلر باشی تعیین کرد و تهران بدین ترتیب برای اولین بار حاکم نشین شد.

تهران پس از آ« چندان مورد توجه نبود مگر در زمان آخرین پادشاهان صفوی که مقر موقتی دربار شدو شاه سلیمان(1109-996قمری) در آنجا قصری بنا نهاد و شاه سلطان حسین (1140-1109 قمری) سفیر عثمانی را در این محل پذیرفت.

تهران تا سالی که آغامحمد خان قاجار ( فرزند محمد حسن خان قاجار) که پس از مرگ کریم خان داعیه سلطنت کرد، به همان صورت ماند.

فرزند رئیس ایل قاجار در این جنگ با سپاهیان بر اثر ضربه­ای مجروح و  خواجه و اسیر کریم خان زند شد، در ارگ کریم خانی در کنار باروی طهماسبی تهران تحت الحفظ بود اما اجازه یافت هر از چندی در امام­زاده زید در محضر ملای صاحب کرسی به فراگیری علوم مذهبی بپردازد. ( کریم خان هیچ گاه فکر نکرد که ممکن است این خواجه آنچنان مستبد، مدیر و سیاس باشد که همه مردان را به زانو درآورد.)

هم اوست وقتی که به سلطنت می­رسد تهران را که خوب می­شناخت و در زمان اسیری گوشه گوشه­های آن را به قدم پیموده بود، منسب پایتختی کشور پهناور ایرانبیابد. بدین ترتیب تاریخ کلان شهر تهران را رقم زد.

تهران روستای کوچکی که در دامنه کوههای البرز و در سر راه ری، قم، اصفهان قرار داشت، این امکان را برای شاه تازه به سلطنت رسیده قاجار فراهم می­کرد که بتواند به شرق، استرآباد و گرگان، جایگاه اصلی ترکمانان قاجار متکی باشد و شمال و غرب کشور را که مورد تهاجم روس­ها و عثمانی­ها بود، زیرنظر داشته باشد و هرگاه که خطری از جانب خطه فارس و کرمان و اصفهان که زادگاه سلسله زندیه و محل سکونت صفویه بودند، احساس می­کرد به سرعت برای رفع خطر لشکر به نواحی نا امن گسیل دارد و پیر و جوان را از دم تیغ بگذراند تا حکومت یک و نیم قرنی قاجار را بر مملکت ایران مستولی کند و فقر و بی­حالی و عقب افتادگی ناشی از این حکومت را در زمانی که دنیا تحت تأثیر تحولات انقلاب صنعتی بود، در کشور پر دوام نماید.

 پیش از آن، به گفته علامه محمد قزوینی، فقط در این کتاب­ها از تهران به عنوان آبادی سر راه شهرهای بزرگ از طرف جغرافی­دانان نامی برده شده بود. در سال 340 هجری قمری، اصطخری - در سال 396 این جوقل- در سال 375، مقدمی و در سال 555، الانساب سمعانی، در سال 599، راحة الصدور راوندی، در سال 613، تاریخ طبرستان این اسفندیار و در اواسط قرن هفتم در نزهة القلوب مستوفی.

سید محمدعلی جمالزاده در شرحی درمورد تهران می­نویسد: «در سنه 1135 طهران معرض حمله و غارت قشون افغان گردیده‏ و تقریبا به کلّی ویران گردید ولی با وجود این باز جوناس هنری ‏انگلیسی که از سال 1156 تا 1165 در ایران بوده از این شهر باسم‏ طهیران‏ اسم برده و آن را در کتاب خود(جلد 1،ص.357-359) در فهرست منزلگاه های فون میروب‏ تا مشهد ذکر می کند(در سنه­ی 1157).

 نادر شاه پس از مراجعت از هندوستان(1152)در همین طهران‏ مجلسی از تمام علمای مذاهب تشکیل داد و مشهور است که میخواسته یک‏ مذهب ملی تازه‏ای بنا بگذارد و هم در همانجا بود که پسر خود رضا قلی‏ میرزا را کور کرد و این بیچاره بعدها باز در همین طهران کشته شد. کریم خان زند(1163-1193)مبلغی بر آبادی طهران افزود و ارک را تغییر داد امّا اغلب آنجا را نشیمنگاه خود نکرد.

علی مراد خان زند خواهر زاده­ی کریم خان هم که از سنهء 1196 تا 1199 سلطنت نمود وقتی که قشون‏ برضدّ آقا محمّد خان قاجار به مازندران کشید در این شهر توقّف نمود ولی‏ آغاز اهمیّت و عظمت شهر را باید از آقا محمّد خان قاجار دانست که از سنهء 1202 آنجا را پایتخت خود قرار داد و روز به روز بر آبادی آن افزود .

با این همه اولیویه‏ فرانسوی که در سنهء 1211 در طهران بوده گوید که‏ وجود جد و جهد آقا محمّد خان که مردم را آنجا سکنی بدهد و تجّار را در صورتی است که قشون ساخلوی آنجا را که هم خودش عبارت از سه هزار نفر بوده به حساب آوریم ولی باز ده سال پس از آن یعنی در سنهء 1223 ژنرال‏ گاردان‏ که از جانب ناپلئون بایران آمد گفته که طهران در فصل‏ زمستان پنجاه هزار نفر جمعیّت داشته و در تابستان اغلب متفرّق شده و به‏ ییلاقات میرفته‏اند و حتّی دربار هم در طهران نمیمانده است.موریه‏ مؤلّف‏ کتاب «حاجی بابای اصفهانی» معروف و اوزلی‏ هم چند سال پس‏ از تاریخ فوق در ایران بوده‏اند جمعیّت طهران را قریب بهمین تخمین‏ نوشته‏اند چنانکه اوّلی نوشته که طهران دوازده هزار خانه داشته و دوّمی‏ نوشته که آن شهر چهار تا شصت هزار نفوس داشته است.»

به عبارت دیگر این کریم خان زند بود که در سال 1138 خورشیدی به اهمیت استراتژیک موقعیت تهران واقف شد و آن را محلی یافت که هم به شرق و خراسان، گرگان و استرآباد و هم به غرب، تبریز و نواحی تحت نفوذ روسیه و عثمانی دسترسی داشت و هم آن که به راحتی از پشتیبانی جنوب، اصفهان و شیراز برخوردار بود.

بدین لحاظ او دستور تأمیر و بازسازی حصار ساخته شده در زمان شاه طهماسب اول را که در اثر حمله افغان­ها به ویرانی کشیده شده بود صادر کرد و ارگ را تعمیر و دوباره برای محل حکومتی تعیین کرد. ولی از شیراز به جای تهران به عنوان نشیمن­گاه که همان پایتخت است استفاده کرد.

اما همان طور که گفته شد  تهران به زمان 1167 خورشیدی توس مؤسس سلسله قاجار، آغامحمد خان به همان دلایلی که مورد توجه کریم خان بود رسماً به پایتختی انتخاب شد. این انتخاب موجب آغاز پیشرفت و توسعه بعدی تهران شد. هرچند که آغا محمد خان به علت مشغله­ای که در جنگ­آوری داشت جز تعمیر مجدد دیوار و ساخت نیمه تمام قصر قجر کاری دیگر برای تهران انجام نداد.

 بدین ترتیب روستای تهران را تحولات اجتماعی چنان­که متداول تشکیل شهرها بوده است به تدریج به شهرک، شهرستان، شهر و بزرگ­شهر تبدیل نکرد و انگیزه بزرگ شدنش تغییر ساختار اقتصادی و اجتماعی نظیر دگردیسی جامعه فئودالی به سرمایه­­داری خرد و کلان نبود حتی تغییر ساختار حکومتی هم موجب این کار نشد. بلکه تغییر عوامل حکومتی و بدون ایجاد تغییرات در شکل حکومت بنا به مصلحت رئیس یک ایل حکومت­گر که عنوان خاقان و یا شاه شاهان را بر خود نهاده بود موجب رشد و توسعه و بزرگ شدن و در نهایت پایتختی تهران شد.

اگر به سیاستی رزم، وری مانند نادرشاه باعث سقوط سلسله تشکیل نیاافته او نمی­شد و با مصلحت­جویی­های بی­حد حکومت­گری مانند کریم خان موجب بر باد رفتن خاندان او نمی­شد احتمالاً اگر پایتخت در اصفهان باقی نمی­ماند به شرق و به خراسان و مشهد یا به جنوب به اصفهان یا به شیراز انتقال می­یافت که در همه­ی آن شهرها چه اصفهان یا مشهد یا شیراز به علت سابقه تاریخی و رشد اقتصادی، اجتماعی و منابع طبیعی زمینه­های پیشرفت به یک ابرشهر فراهم بود ولی تقدیر بر سر راه آبادی به نام تهران بود که نه هوای مطبوع سنگی مشهد را داشت و نه زنده­رود اصفهان در آن جاری بود و نه رکن آباد شیراز که حافظ برایش غزل می­سرود:

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت           کنار آب رکن­آباد و گلگشت مصلی را
                                                        یا
نمی­دهند اجازت مرا به سیر و سفر                        نسیم خاک مصلا و آب رکن­آباد

به هر حال در زمان سلطنت آغا محمد خان قاجار طبق محاسبات انجام شده توسط C.A.oliver تا آن زمان تنها نیمی از شهر ساخته شده بود و جمعیت آن در حدود 15000 نفر بود که آن هم ا در نظر گرفتن سه هزار نفر قشون ساکن در شهر بود مساحت شهر در حدود 5/7 کیلومتر مربع بود که به 5 ناحیه تقسیم می­شد.

محله­های مسکونی که در شرق قرار داشت و شامل عودلاجان و چاله میدان می­شد، در قسمت جنوب شهر ناحیه تجاری و بازار شناخته می­شد، قرار داشت، سکونت­گاه سلطنتی داخل ارگ واقع شده بود و تمامی ناحیه غربی شهر که به نام سنگلچ نامیده می­شد پر از باغات مشجر و زمین­های بایر بود.

در اوایل قرن نوزدهم (1800 میلادی- 180 خورشیدی) تعداد معدودی از ساختمان­های عمومی ساخته شده بود و به ترتیبی که اوزلی یاد می­کند شهر، دارای 6 دروازه بود و تعداد 30 باب مسجد و مدرسه و 300 باب حمام داشت و هم­چنین یک میدان در جنوب ارگ واقع شده بود چند معبر(خیابان) نیز ارگ را به دروازه­های شهر متصل می­کرد. سایر معابر از خیابان­های غیر مفروش و کوچه­های خاکی تشکیل می­شد برای راحتی و دسترسی بیشتر مانند سایر شهرها نظیر اصفهان و کرمانشاه بازار نزدیک ارگ ساخته شده بود و میدانی که هم­اکنون به نام سبزه میدان است در بین دو بنای ارگ و بازار بعدها ساخته شد.

تغییرات بیشتر در زمان فتحعلی شاه که از سال 1177 تا 1213 خورشیدی سلطنت کرد داده شد. در زمان سلطنت او مسجد شاه ساخته شد و قصر قجر نیز به اتمام رسید و قصرهای دیگری نیز در داخل و خارج حصار ساخته شد. احداث بناهای اینچنین توسط شاهزادگان و پسران ایل قاجار در نقاط مختلف شهر آغاز شد. بدین ترتیب شهر شکل جدید خود را پیدا کرد و با توجه به روابطی که با شهرهای خارجی از طریق تأسیسی سفارت­خانه­ها پیدا کرد، اهمیت خود را به نسبت به سایر شهرهای ایران نشان داد.

از مشکلات بسیار مهم تهران که کم کم جمعیت آن به 60000 نفر بالغ می­شد تأمین آب شهر بود که در زمان محمد شاه دستور داده شد تا نهری از رودخانه کرج به تهران کشیده شود. میرزا تقی خان امیر کبیر صدر اعظم نوگرای ناصرالدین شاه این نهر را که در آن آبی روان نبود مرمت کرد و برای تهران ترتیب حقابه داد تا شهروندان تهرانی بتوانند، حوض­ها و گودی­ها در خانه خود ساخته و از آب جاری پر کرده و همگی سیراب شوند» تقسیم­نامه آب کرج به هشتادو چهار سهم تقسیم شد و نه سهم آن به عنوان حقابه تهران تعیین گردید و از کتاب فریدون آدمیت عیناً درج می­شود و سعی خواهد شد به سایر کارهای امیر کبیر از قبیل ساخت بیمارستان و مدرسه دارالفنون بعداً اشاره شود.

 پیشرفت اساسی تهران در زمان ناصرالدین شاه شروع شد. او به سال 1250 خورشیدی دستور داد تا دیوار شاه طهماسبی را تخریب و خندق­های اطراف آن را پر نمایند و دیوار جدید کثیر الاضلاع شکل به طول سه برابر دیوار قبلی که مساحتی در حدود 20 کیلومتر مربع را محصور می­کرد هم­چون برج و باروی پاریس ساخته شود.

توسعه شهر شامل کلیه ساخت و سازهای داخل و خارج دیوار قدیمی از جمله کاخ نگارستان بود. دیوار جدید به جای 6 دروازه قبلی دارای دوازده دروازه به میمنت دوازده امام بود. توسعه شهر بیشتر به تمرکز نواحی صنعتی در اطراف دروازه عبدالعظیم که تهران را به شهرهای جنوبی متصل می­کرد، مبتنی بود.

در عین حال دروازه شمیران و دروازه گمرک و دروازه خراسان به ترتیب به راههای شمال و شهرهای غربی و شرقی کشور را به شهر متصل می­کردند، به علت وجود خاک رس مناسب در نواحی جنوبی شهر، بیشتر کوره­های آجرپزی در این نواحی احداث شدند.

شهر به سرعتبه سوی شمال توسعه پیدا کرد. نماینگی­های کشورهای مختلف که در نواحی قدیمکی شهر، محل استقرار خود را اجاره کرده بودند به سرعت در محل جدید، محله دولت، نمتقل و درآن ناحیه سفارتخنه خود را تأسیس کردند. اکثر آنها در دو سوی بلواری که به نام بلوار سفرا ( که بعداً بلوار فردوسی نامیده شد) مستقر شدند. بدین ترتیب ناحیه اعیان­نشین شکل گرفت و به علت فاصله آن تا بازار، نیاز به مغازه­های جدید داشت. در نتیجه دکان­هایی به شکل بوتیک­های کشورهای اروپایی در این ناحیه که اکنون ناحیه ثروتمندان شهر بود، ساخته شد.

 در قسمت جنوب توسعه دیوار، تمامی کوره­های آجرپزی کارخانه­های یخ­سازی که در زیرزمین افتتاح شده بود و قبرستان­ها قرار گرفتند. توسعه شهر سمت و سوی خود را به طرف شمال متمایل کرد.

 در قسمت شمالی شهر و هم­چنین خارج از دیوار شهر قصرها و خانه­ها و باغ­های فراوانی احداث شدند. این توسعه نیاز نواحی حکومت­نشین ارگ و اطراف آن را به دسترسی به نواحی شمالی شهر و شمیرانات که محل سکونت تابستانی شاهزادگان و ثروتمندان بود بیشتر کرد و به این منظور جاده ارتباطی به شمیرانات در سال 1250 خورشیدی ساخته شد.

در همین ایام و تا سال 1260 سایر تأسیسات و ابنیه مهم نظیر ایستگاه قطار و مسجد سپهسالار و میدان­های توپخانه و محمدیه و میدان امین السلطان ساخته شد. در نتیجه توسعه، شهر صاحب چند تراموای اسبی برای بردن سفرا و ارتباط محله­های شمالی نظیر محله دولت به ارگ شد.

بدین ترتیب شهر تهران صاحب امکاناتی بیشتر از سایر شهرهای ایران از جنبه­هایی که قابل مقایسه با شهرهای اروپایی بود، شد. به ویژه در ابتدای حکومت ناصرالدین شاه اصلاحاتی که میرزا تقی خان امیر کبیر به وجود آورد موجب شد که شهر از نظر حفظ الصحه دارای مریض­خانه و از نظر آموزش عالی نیز دارای دانشگاه به نام دارالفنون که در آن آخرین علوم و فنون زمان تأسیس می­شد، شود.

ادامه دارد ( قسمت دوم مقاله طهران چگونه تهران شد)

 

بررسی و نوشته: بیژن کاموری مقدم
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

استان مرتبط : تهران  
عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید