تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3033

فتو آرت ( PHOTO ART)

فتوآرت (photo art ) یک نام من درآوردی و جعلی است. اصلا نمی دانم آیا کسی یا کسانی غیر از من و قبل از من از این اسم استفاده کرده اند یا نه و آیا این نام را برای همان کار یا کار هایی که من به آن ها فتو آرت اطلاق می کنم استفاده می کنند یا خیر. ماجرا ساده شروع شد. با پویا طالبی که عکاس حرفه ای بود رفتیم تخت جمشید. می دانستیم می خواهیم کاری کنیم کارستان و مشترک. آنچه در تخت جمشید گذشت بماند و این که ما چطور هزاران عکس گرفتیم - بدون این که دقیقا بدانیم بعدا با اینها چه می خواهیم بکنیم - سوژه صحبت ما نیست. فقط این را بگویم که بعد از ساعت ها بازبینی و مشورت و انتخاب عکس هایی بهتر -  باز بدون تصور این که بر سر این عکس ها چه بلایی می خواهم بیاورم - عکس ها رفتند زیر چاپ و بعدا هر کدام آهسته با تکنیک های مختلفی - از کلاژ گرفته تا نقاشی آکرلیک و خوشنویسی و ... - شکل گرفتند و تبدیل به آثار مختلفی شدند.

photoart-thumb

یادم می آید روزی دوستی متفنن در زمینه نقاشی به دیدارم آمد و به مناسبتی به دیدار این "نقاشی - عکس" ها دعوتش کردم . او که از دیدن کارها بسیار ذوق زده می نمود با اشتیاق از من پرسید نام این سبک از نقاشی چیست. لحظه ای ماندم . در تمام این مدت به همه چیز، حتی نحوه امضا کردن آثار فکر کرده بودم بجز اسم. اما در همان لحظه کوتاه نمی دانم چرا فکر کردم خیلی بد است که من چنین کار هایی را انجام  بدهم و اسمشان را ندانم. انگار بچه ای به دنیا آورده ام و بزرگش کرده ام و قرار است دامادش هم بکنم اما هنوز توی خانه " هوی" صدایش می کنم. حالا عیب این ماجرا چیست هم خودم نمی دانم ولی در لحظه تصمیم گرفتم و گفتم "فتوآرت" . مگر فوویسم و کوبیسم و غیره از کجا آمده اند؟ آدم هایی به سخره این نام را بر آنها اطلاق کرده اند و اتفاقا پسندیده شد و حتی مفتخر هم شدند چرا  فتو آرت پسندیده نشود.

اما حقیقت این است که نقاشی بارنگ و قلمو روی عکس کار جدیدی نباید باشد. فی الواقع همه ما به نوعی در این کار هم مدیون پیکاسو هستیم. باز هم اوست که برای اولین بار دری را بر هنر های تجسمی باز کرد که ما هنوز از آن " در" رفت و آمد می کنیم. هر چند کاری که در فتوآرت انجام می شود به نوعی مسیر وارونه پیکاسو است. این پیکاسو بود که برای اولین بار به نیت حفظ ارزش های بافت در اثر هنری، اقدام به چسباندن روزنامه و کاغذ دیواری و بعد تر ها حصیر و چوب و .. روی بوم کرد. و همین اقدام، آزادی گسترده ای برای هنرمند، نه تنها در خلق اثر دو بعدی بلکه در حرکت نقاشی از دو بعد به سه بعد ایجاد کرد. حالا ما به جای این که نقاشی بکنیم و بافت و کلاژ بر روی آن بچسبانیم عکس می گیریم و در مسیری بازگشت وار بر روی آن نقاشی می کنیم و دروغ حقیقت نمای عکس را با فضای سیال نقاشی در هم می آمیزیم.

عکس را می توان دروغی بزرگ نامید. به مدد فناوری آنچه سه بعد دارد را در دو بعد صاف و مرتب می کند و تحویل انسان می دهد. انسان هم این تصویر حیرت انگیز منجمد شده که حدیث نعل به نعلی از منظر مرئی است، را بدست می گیرد و حقیقت می پنداردش و عمق را در آن جستجو می کند. این همان عمقی است که بیش از یک قرن پیش نقاش ها خود را از التزام به آن آزاد کرده اند. اما آیا عکس می تواند سرانجام چنین کند و تعهد و التزام خود را به شباهت طبیعت از سر باز کند؟ یا اصلا ضرورت ذاتی عکس این است که معکوسی از طبیعت باشد. هنوز هم با همه تحولات فن آورانه باز عکاسان به مگاپیکسل هایشان مفتخرند. فتو آرت این تعهد عکاسی را به چالش می گیرد و اتفاقا تلاشی است برای دور کردن عکس از معکوس و به نوعی قایم باشک بازی با آن.

از سوی دیگر عکس ها - عموما و نه همیشه - به نوعی انجماد می رسند. انگار زمان کیکی است که عکس برشی خوشمزه و هوس انگیز را از آن جدا می کند. باز هم این برش از زمان هرچند از نیاز های انسانی است اما این توقف در برخی موارد به نوعی سکون می رسد. گرچه در برخی موارد همین سکون هم سرشار از فضا و عشق است، اما عموما این حد از استناد به واقع نمایی است که بجای آن که ما را در سیلان هنر قرار دهد،  تصویر را در حد یک سند - مثلا تاریخی یا نوستالژیک - پایین می آورد. فتوآرت آزادی خدایگونه نقاشی را در حوزه عکاسی وارد می کند و به آن هویتی جدید و سیال می بخشد.

طبیعی است که بسیاری ممکن است نظر دهند با مدد فناوری دیجیتال می توان بهتر از این ها هم در عکس دخل و تصرف کرد و فضای رویا گونه با همان آزادی های بی حد و حصر در آن ایجاد کرد. این جاست که در فتوآرت عنصری وارد می شود که در اکثر شاخه های هنر و هنر های تکنولوژیک دیده نمی شود و نام اصالت اثر ( originality ) است. ما در ادبیات، موسیقی، سینما و بسیاری هنر های دیگر علی الخصوص آن ها که با فناوری به میان ما آمده اند نسخه اصل ( original ) نداریم. از یک فریم عکس می تواند میلیون ها چاپ کرد و نه تنها هیچکدام با دیگری فرقی ندارند بلکه ای بسا نسخه آخر از اولین بهتر هم باشد اما در هنر های تجسمی اثر هنری منحصر به فرد است و این انحصار حالتی ویژه و یگانه به اثر می بخشد. هنوز هر قدر کپی ماهرانه، دقیق و تکنولوژیکی از لبخند ژوکوند بتوانیم به دست بدهیم باز ارزش و منزلت نسخه اصل را ندارد. فتو ارت هنری است که هر چند ریشه هایی در فن آوری دارد و بسیار معاصر است اما واجد ویژگی های آزادی و اصالت و بساطت هنر های تجسمی هم هست.

شهریار سیروس

عضو مرتبط : شهریار سیروس  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید