تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1716

فرهنگ ایران در ژاپن (قسمت سوم)

در پارچه های دوره ساسانی در داخل رشته مروارید، جاندار بالداری دوخته شده است که تداعی کننده روح نیایی است که در دوره هخامنشی بالاتنه اش از حلقه بالدار بیرون بود و پایین تنه اش پا نداشت. قرص بالدار دوره هخامنشی به ژاپن منتقل شد و به «شیمه کازاری» که در سال نو جلوی در خانه می آویزند، تبدیل شد.

شکل معمول شیمه کازاری (تزئین سال نو) این است که یک نارنج را در وسط طناب مقدس جای می دهند و یک جفت شی­ده از کاغذ سفید از آن آویزان می کنند. تزئین عید سال نو شکل ساده شده مفهوم برگشتن ارواح نیاکان هر خانه در عید سال نو، به صورت دسته جمعی از آن دنیاست که به عید تقدس می بخشد. در قرص بالدار بیستون شخصی که روح نیاکان است، حلقه ای کوچک به شاه جدید می دهد که نماد سلطنت است. شاه به وسیله ارواح نیاکان محافظت می شود و نظم و آرامش را حفظ می کند. حلقه چیگایا به وسیله یکی از قهرمانان ژاپن به دختر سومین شورای داده می شود. بنابراین عمل گذاشتن حلقه چیگایا به کمر، قبل از دوره ناراهم وجود داشته است.

در روز تطهیر ناگوشی در آخرین روز ماه ششم، گیاهانی را روی هم می گذارند تا دسته ای به طول چند متر درست کنند، بعد آنها را با طناب به هم می بندند تا به حالت دایره درآید. آنگاه این حلقه را به دو ستون که در دو طرف قرار دارد، می بندند و از طناب چند شی­ده می آویزند. این حلقه نماد ارواح نیاکان است. طنابی هم که بالای ستونها می بندند، نماد مار است. نماد بالدار بودن را می توان در چوب افقی یا مصالح دیگر که بر روی ستونها قرار می گیرند، دید. در چین و ژاپن، در ورودی قبرستانها، معابد و قصرها این حلقه را برپا داشته که در ژاپن به نسبت چین، به حلقه بالدار ایرانی نزدیکتر است.

در «مجله فولکلور چین» آمده: در جلو عمارات منچوری چین، آویزه ای گیاهی برای رفع بلا می آویزند. در خراسان ایران نیز چنین سنتی وجود دارد. شاید این سنت از طریق راههای استپی به منچوری رسیده باشد.

بادبادک، ارواح نیاکان

«تاکو» را در زبان فارسی «بادبادک» می گویند. هنگامی که کابل -پایتخت افغانستان- آزاد شد، مردم خوشحال شدند و بادبادک هوا کردند. در یزد و کرمان هم که باد شدید می وزد، کودکان در حال بادبادک هواکردن دیده می شوند. بادبادک را برای تفریح هوا نمی کردند. شکلهای انسانی آن، ارواح نیاکانی بودند که یک روزی از آن دنیا می آمدند. نشان خانوادگی، نشان تعلق آنهاست. تنها شکل دایره ای این بادبادکها که باقی مانده، حلقه بالدار است. پرنده و حشره نماد ارواح نیاکان هستند.

در کتاب «تاریخ فرهنگ بازیهای کودکانه» آمده است که چندین بادبادک دیده شده که حرف اژدها را روی آن نوشته اند و نیز بادبادکهایی به شکل اژدها ساخته شده است. بادبادک هزارپا، دشمن اصلی مار هم وجود داشت. شیراکاوا شیزوکا در کتاب «پیوستگی حروف» در قسمت مربوط به حرف اژدها می نویسد: «ریشه این حرف، مار حلقه شده ای است که تاج بر سر دارد. آیین جادویی وجود داشت که اژدها را به عنوان روح نیاکان به کار می برد. در متون مربوط به جادو و جادوگری، حرف ابر به صورت ابری آمده است که اژدهایی با دمی مارپیچ سرش را درون آن برده؛ شاید به خاطر اندیشه عروج اژدها به آسمان.»

در «تحصیل در خارج کشور» (انتشارات بن سه، 2001) آمده است که اژدهای ایرانی بالدار و نیای ایرانیان بود. در کره باستان شاه از اولاد اژدها محسوب می شد و بر لباس رسمی شاه کره، درون یک دایره، اژدهایی بالدار با پنج ناخن قلاب دوزی شده وجود داشت.

نام جشن «ارواح نیاکان» از ایران به دین بودایی وارد شد. مراسم اورابون آیینی متعلق به شاخه شمالی دین بودایی است که از زمان ورود دین بودا به چین برگزار می شود و در قرن سوم - چهارم سوترای اورابون با ترجمه ژوفاهو در بین مردم پخش گردید. وی از «ئوُئه چی»ها بود، قومی ایرانی، با گوگ ترک های واقع در فرهنگ ایرانی. دین بودایی برای چینی ها باوری دایره المعارف گونه و کامل با نظامی هوشمند بود. علاوه بر این واژه اوُرابون نوعی نوستالژی (حسرت عمیق گذشته) را تداعی می کند.

برگرداندن لغایت چینی که در ترجمه سوتراها به کار رفته، به لغت سنسکریت آنها چندان دشوار نیست. بعید است که ژوفاهو که در زبان سنسکریت مهارت داشته، در برگرداندن تلفظ ها اشتباه کرده باشد. ریشه لغت اورابون نه در زبان سنسکریت، بلکه در زبان ایران باستان است. در فارسی باستان، کسانی را با محافظت از قانون طبیعت زندگی می کردند، «آرتابان» می گفتند. جمع این کلمه در فارسی میانه، «اردوان» شد. اردوان در ایران شرقی (افغانستان کنونی) اورابان/اورابون شد که به معنی ستایش حافظان قانون طبیعت بود و آن جشن ارواح نیاکانی بود که در آن نه تنها از اجداد در گذشته، که از زنده ها نیز ستایش می شد.

در ژاپن به هنگام مراسم اورابون، نه در زمینی در وسط دشت، بلکه در کرانه رودخانه برجکی چوبی برپا می کنند و با بانگی که از ارتفاع دو متری آن برمی خیزد، افراد به دور برجک می رقصند و می گردند. این جشن استقبال از ارواح نیاکانی است که برای دیدار، از آن دنیا می آیند. جشن در کرانه رودخانه برگزار می شود که جهان سرحد است؛ مکانی که حکم مرگ اجرا می شد و مردگان را آنجا رها می کردند. در کرانه رودها اتاق کوچکی نیز برای اجرای نمایش می ساختند.

برجکی که به دور آن می رقصند و می گردند، با مکعبی که در ایران در بستر رودخانه یا در قبرستان می ساختند، ارتباط دارد. می توان گفت که مراسم اورابون با گذشتن از راههای استپی به چنگ آن انتقال و گسترش یافت.

نماد حلقه بالدار در سال نو و در حلقه چیگایا در آخرین روز ماه ششم دیده می شود. می توان تأثیر فرهنگ ایرانی را در تکرار دوباره کاری در طی یک سال، در این امر مشاهده کرد. گذشتن از حلقه چیگایا در آخرین روز ماه ششم و در اولین روز از تماس با ارواح نیاکانی است که در پاییز برای دیدار به این دنیا می آیند. ارواح نیاکان بعد از یک هفته از شکل توتم به شکل انسانی بر می گردند، با افراد معاشرت می کنند، به اولاد خود نطفه می دهند و در روز پانزدهم به آن دنیا برمی گردند. در این روز جشن ارواح نیاکان به پایان می رسد و آنها به آن دنیا برمی گردند. براساس یک دیدگاه، دو هفته ای که ارواح نیاکان در این دنیا هستند، ورود به سال نو و روز پانزدهم روز واقعی سال نو است. در ژاپن با توجه به اوبون -سال نو، می توانیم بگوییم که روز عید کوچک، روز عید واقعی سال نو است.

ادامه دارد ( قسمت سوم مقاله فرهنگ ایران در ژاپن)
برای مطالعه قسمت دوم کلیک کنید.

 

منبع: روزنامه اطلاعات شماره 25943   22 مرداد 93
بررسی و نوشته: نویسنده: ئه ایچی ایموتو             ترجمه قدرت الله ذاکری
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

موضوعات مرتبط : میراث مشترک    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید