تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1162

فرهنگ ایران و اسلام در چین

فرهنگ ایران از دوره اشکانی به سرزمین چین نفوذ کرد و طبعا تاثیری متقابل داشت؛ زیرا دو کشور کهنسال با پشتوانه تاریخی و تمدنی غنی نمی توانستند با یکدیگر پیوستگی نداشته باشند. جاده ابریشم چون شریانی پرکار به مویرگهای فرهنگ دو کشور راه پیدا کرده بود .


وقتی شاهزاده اشکانی، « شی گائو» کتاب مقدس بودایی را از سنسکریت به چینی ترجمه کرد، درباره اش نوشتند: « معنای آن روشن و دقیق، طرز استعمال کلمات درست، انشایش زیبا و نه پر طمطراق ، ساده ولی نه سست و نارسا».فرهنگ ایران و اسلام در چین

 

ورود دین اسلام به چین نخستین بار به وسیله ایرانیان انجام گرفت و استانهای مسلمان نشین« گان سو» ،

« سین کیانک»، در غرب چین از آن نشان دارد. رواج فرهنگ ایران و اسلام از سه راه انجام گرفته است:

  1. از راه دریا که بنادر ایران را به سواحل جنوبی چین می پیوست. بازرگانان و دریانوردان ایرانی با پشتوانه اقتصادی و رفتاری اندیشمندانه جایگاه روشنی به دست آورده بودند.
    دهکده« بوسی» در شهر « یانگ جو» و بزرگداشت بازرگان مروارید ایرانی شاهد آن و سیر و سفردریایی سلیمان سیرافی به چین نمونه آن است.
  2. از طریق کوچ قبیله های آسیای مرکزی و بسیاری از ایرانیان مسلمان،خاصه مردم سغد و سمرقند که با پشتوانه مذهبی و فرهنگی خویش و آثار مربوط بدان در مردم چین تاثیر گذاشتند.
  3. از طریق زمینی جاده ابریشم که چون شریانی به مویرگهای فرهنگی پیوستگی داشت و ریزه کاری های فرهنگی را در این جاده آهسته آهسته به کار می گرفت.

هم اکنون رساله ای به نام « دعوت المسلمین» نزد این جانب است که مسلمانان چین روشهای دینی خود را از آن می آموزند. این رساله به سه زبان: چینی- فارسی - عربی  نگاشته شده است . در بخش نیتهای نماز آمده است:

نیت آبدست: نیت کردم که آبدست می کنم از برای برداشتن حدث را ...
نیت نماز پیشین: نیت کردم که بگزارم چهار رکعت سنت نماز پیشین، روی آوردم به سوی کعبه خالصالله تعالی، الله اکبر.

و نمازها به نام نماز بامداد، نماز پیشین، نماز شام، نماز خفتن به کار می رود. در مراسم ازدواج در ناحیه خودمختار نینگ سیا« ملیت هویی» هنگام عقد، آخوند با صدای بلند از داماد می پرسد: « قبول کردی؟»  و داماد پاسخ می دهد: « قبول کردم.» بعد از عروس نیز می پرسد . پس از سه بار پرسش ، عروس پاسخ می دهد: « قبول کردم» زمانی که در میان قوم هوی بازمانده است، از لهجه فارسی دری است که هنوز در خراسان بزرگ بدان سخن می گویند. این خود دلیلی است بر اینکه اسلام به وسیله ایرانیان مسلمان به مردم چین شناسانده شده است.

در میان پنجاه وشش ملیت چین، ده ملت مسلمان زندگی می کنند: اویغور، خوی، قزاق،قرقیز،اوزبک، تاجیک، دونگ سیان،سالار،بائو. با توجه به آزاد اندیشی چینیان در برابر ادیان دیگرف رسم چنین بوده است که هرکس از مذهب خود پیروی کند و به مذاهب دیگر احترام بگذارد، آزاد است؛ بدین جهت رعایت مسلمانان در همزیستی مسالمت آمیز، سبب احترام آنها گردید. در سال 863م/249ق با اجازه دربار «تانگ»، مسلمانان مسجدی در « چانک ان» بنا کردند. در آن زمان در غرب این شهر ایرانیان زیادی به سر می بردند.

در دوره مغول نیز دانشمندان و صنعتگران ایرانی به چین مسافرت کردند و با کارهای خویش در نشان دادند شخصیت فرهنگی ایرانیان مسلمان به شناساندن اهمیت تمدن ایرانی کمک کردند. در دوره امپراتوری « منچو» زبان فارسی از ارزشی والا برخوردار بود، به طوری که سندهای رسمی در چین به سه زبان مغولی، فارسی و چینی نوشته می شد. در دوره مینگ فرمانی صادر شد که مسلمانان لباسی چینی بپوشند و نام خانوادگی چینی برگزینند، این تدبیر، چینی شدن مسلمانان را تسریع کرد و در پناه آن زبان فارسی زبان فرهنگی گردید.


آنها حضرت محمد(ص) ر «شن،ژن» یا « شین چین» به معنای پاکمرد(خیرالانام) می نامند.« محمد به ما، مصطفی به مو، داوود و طاهر به تا، حسن به هاف حسین به هو و علی به آی برگردانده شد.»

 فرهنگ ایران و اسلام در چین

نام مؤلف کتاب منهاج الطلب کهن ترین دستور زبان فارسی، در چین به نام محمد لقب به چینی ابر خوشبخت شده است، و در حاشیه کتاب آمده است ، شاهد مدعا می باشد.

« خاقانی در چین دستور داد بیرون از پکن« خانبالغ» مسجدی برایش بسازد که برای نیایش خدای آسمان بدانجا برود. در این مسجد بر دیوار مقابل جهت مکه(قبله) آیات کلام الله و اسماء اعظم با حروف عربی و چینی نوشته شده بود . »

مسلمانان در هر کجا که می ماندند، نخست مسجدی برپا می کردندتا در آنجا به دین و دنیای خود بپردازند؛ لذا می توان توجه به مسجدی های چین اهمیت مسلمانان را دریافت. مسجد « نیوجه» در مرکز پکن از مساجد عمده مسلمانان چین است. در این مسجد قرآنهایی به قدمت پانصد ساله نگهداری می شود و کتابخانه آن آثار گرانبهایی به فارسی و عربی دارد. در این مسجد لوحی وجود دارد که در آن وازگانی فارسی به فراوانی در آن حک شده است. در پکن پنجاه و هشت مسجد وجود دارد.

مساجد عمده عبارت است از : مسجد خوان شن« یاد محمد» در شهر کانجو، استان کانتون؛ مسجد شن نو «دوست محمد» در شهر چوان جو، استان فوجیان؛ مسجد « عیدگاه» در شهر سین جیان.

با آماری که در ایام خدمت خویش در چین به دست آورده، حدود 23هزار مسجد و هشت دانشکده ادبیات با کتابخانه های مجهز شناسایی شده بود.

بررسی و نوشته: دکتر ابوطالب میرعابدینی - روزنامه اطلاعات - 7خرداد 1393
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

موضوعات مرتبط : میراث مشترک    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید