تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2166

فرهنگ تقابل - فرهنگ تعامل

الف -فرهنگ  تعامل

این کلمه از مدارا نمودن وکم وبیش همدیگررا قبول کردن و در حوزه هائی دارای یک  کنش بودن است .

تعامل بمعنای قبول کردن رفتارها و آداب وسنن طرف مقابل نیست بلکه احترام به یکدیگر در چهار چوبی معین و رفتاری میانه رو خواهد بود . قوم کرد با قوم ترک در منطقه ای به در مواردی به تعامل میرسند ولیکن این پذیرش دلیل  تعامل در موارد دیگر نیست . وقتی سخن از فرهنگ میشود باید حیطه فرهنگی مشخص شود . فرهنگ دارای تعاریف وشاخه های بسیار است در کدامین  شاخه  صحبت شود  آیا تعامل فرهنگی در شاخه مذهبی مطرح است  و یا تعامل در شرائط حراست و یا  .موارد دیگر نیست .

از بدو تشکیل جوامع بشری در دنیا مسئله فرهنگ و تمدن وزندگی هر قومی در آناقلیم ویا کشور  مطرح بوده است وهمیشه نزدیکی دو جامعه در یک اقلیم باتاثیرات بادرک حس همجواری وفرهنگ های مختلف  روبرو بوده است .   

از گویش ( زبان ) وگفتار هر قوم میتوان به فرهنگ و اصالت آن قوم در ارتباط بانیاکان پی برد .گویش هر قوم نمایان گر ماهیت قومی است که در طول تاریخ پابرجا مانده است. زمانی که قومی با گویش ترکی و یا کردی و یا فارسی و یا عربی ویا... صحبت میکنند باید در نظر داشت که این محاوره و گویش دارای ریشه تاریخی فرهنگی است. وآداب و سنن ورفتارهای اجتماعی نیز از این موردو سرفصل های آن قوم  نشات میگیرد .

نداشتن مطالعات و احاطه به  فرهنگ و سنن و گویش محاوره ای قومی میتواند خطر آفرین باشدزیرا معانی کلامی و رفتاری با فرهنگ کلمات گویشی در بیشتر موارد متضاد میباشند .

یکی ازتفاوتهابسیار مهم در کنش و واکنش های اقوام در مورد ادیان و سنت های مذهبی و جاری است . 

به تجربه ثابت شده که سنت شکنی ازنظرآن قوم تمردمحسوب میشودکه باعث راندگی واکنش خواهدشد .

 سنت در طول تاریخ با زندگی بشری عجین بوده است واین روند هنوز ادامه دارد .

فرهنگ هر قوم متفاوت با فرهنگ قوم کشوردیگر است زیرا کشور ها از اقوام تشکیل شده اند واقوام زندگی در کنار هم را یا به جبر ویا با تمایل ویا عادت پذیرفته اند

مقدسات وسنتهاوفرهنگهادرهر قومی متفاوت است و تعاملات وتقابل ه اناشی از آن آداب وسنن میباشد .

مهاجرت در اثر جنگ و یا بدلیل کوچ های اجباری و یا حوادث غیر مترقبه باعث پیدایش فرهنگ وگویش اداب وسنن در منطقه دیگر شده است .

جامعه شناسان معتقدند که انسان قابل تغیر فرم میباشد ولیکن در برخی مسائل و موارد تغییرات فرم اول را به گونه فرم دیگری تبدیل میکندودربرخی اوقات آن تغییرراغیرممکن وخط قرمز ( مرز خروج ) میداند .که یکی از مهمترین خطوط قرمز تغیر مذهب و ترک مراسم آن  میباشد .

ادیان مختلف در طول تاریخ سه هزار ساله بوجود آمده که تمامی آنها دارای امت خود بوده وهنوزدارای انسجام ومتعهد به اصول و عقاید خود میباشند .

اگر درمنطقه ای رشد مذهبی بیشتری مشاهده میشود میتوان آن را در ترویج  مذهب و یا تولید مثل و یا مهاجر پذیری و سایر موارد اجتماعی باید جستجو نمود .

 هیچ فردی دین خود را ترک نمیکند فقط ممکن است  بنا بدلائل شخصی تغییر دین داده و دین دیگری را انتخاب کند که در این مورد نمونه ها اندک است

ادیان به دو گروه ادیان قدسی ( ادیان الهی ) و غیر الهی تقسیم میشوند که هردو در نهایت به ماورا خود اعتقاد دارند.

 ادیان قدسی با یکد گر بیشترین تعامل را دارند زیرا دارای مشترکات معنوی وفرهنگی بسیارند .

 وجودفرهنگ تعامل در ادیان باعث پیدایش  امنیت فکری و روحی امت های آن ادیان گردیده است .

فرهنگ تعامل در سیاست باعث ثبات و رفع تنش ها بین دو گروه و یا دو کشور بوده که ره آورد آن صلح و امنیت لست    تعامل فرهنگی خود جایگاه خاصی دارد زیرا دارای پوشش بس وسیع است و دارای زیر مجموعه های گوناگون میباشد که میتوان :

تعاملات فرهنگی درشهرنشینی/تعاملات فرهنگی درزندگی شهری/تعاملات فرهنگی در آموزش و پرورش  / وتعاملات فرهنگیوتعاملات سیاسی و دیپلماسی و حقوق بین الملل و حقوق در جامعه رابرشمرد .

هرچه  فرهنگ تعامل در جامعه بشری بیشتر گردد از تضادها کاسته خواهد شد .

در اینجا میتوان از دو مورد سنت گرا و مدرنیزم سخن گفت که این دو با یکدیگر در برخی موارد دارای تعامل میباشند و تاکنون نتوانسته و نخواهند توانست فرهنگ تعامل را بحدی گسترش دهند که نزدیکی بسیار حاصل شود .

 مدرنیزم و سنت گرایان در طی سالیان نتوانسته به جایگاه مشترک برسند ولیکن توانسته اند خارج از عقاید و ایده ها بعنوان بشر و بشریت  اندکی فرهنگ تعامل را بین خود پیاده کنند .

ب-  فرهنگ تعارض

آدات و سنن دینی و آدات وسنن  قومی دو مقوله مجزااست که در طول تاریخ  رخدادهائی از این برهه برخی اوقات باعث جنگهای طولانی و یا دوستی های چندین ساله بین اقوام و یا کشورها گردیده است .

اگر در مورد زندگی اقوام  در منطقه ای اندک مطالعه ای شود مشاهده میگردد که علاوه برفرهنگ مذهبی و عبادی مواردی از نظر سکونتی و جغرافیائی و سنن و آداب قومی مطرح میشود .

ساکنین مناطق کویری در طول زندگی با آب و هوای کویری روبرو بوده وبا آن مبارزه نموده و زندگی را در آن مناطق آموخته ودیگری در مناطق پرباران و جنگلی  . هردو دارای کمالات فکری و تصورات انسانی و فرهنگ خاص خود میباشند . نمیتوان انتظارداشت که این دو فرهنگ باهم تشکیل و فرهنگ سومی را تشکیل دهند  این دو فرهنگ با هم در بعضی موارد به تفاهم و تعامل و برخی اوقات به فرهنگ  تقابل میرسند.

تقابل یا رویائی در جواب و پاسخ به عملی دیگری رخ میدهد برخی اوقات این تقابل بصورت نهفته بوده وپنهانی دارای عمل و برخی اوقات تقابل تقابل بصورت مرئی و اشکار است .

 اگر گروه و یا قومی زیرکانه به قوم ویا کشوردیگر در حوزه سیاسی و یا فرهنگی و مذهبی تهاجم آشکار و یا پنهانی انجام دهد باید انتظار تقابل داشته باشد .

 فرهنگ تقابل در تمام زمینه های زندگی رخ میدهد . در دعاوی حقوقی و یا کیفری و یا در تجاوزات کمون ویا علنی سیاسی و هزاران مورد دیگر که به طرف مقابل اجازه استفاده از فرهنگ تقابل را میدهد .

 ضرب المثل فارسی :

( زدی ضربتی ضربتی نوش کن)  که بیانگر فرهنگ تقابل است که بارها توسط شعرا ذکرشده است  .

در مورد سیاست این مورد بسیار اتفاق  افتاده و کشوری  بدلیل داشتن فرهنگ توسعه طلبی و خود بزرگ بینی  تجاوز به کشوری را آغاز میکند وآن کشور مجبور باستفاده از فرهنگ تقابل میگردد.

در ادبیات تقابل بین شاعران نیز بچشم میخورد . شاعری شعری میگوید و شاعر دیگری شعر گونه آن را پاسخ میدهد

پس میتوان گفت که فرهنگ تقابل در تمام زمینه وجوددارد .

تعارض  در فرهنگ ها و سنن نبود تعارض اندک دارای دلایل دیگری است که از این بحث خارج است. .

پایان  این سخن و نتیجه کلام :

 هرچه در مورد فرهنگ تعامل و تقابل گفته شود اندک است و این موارد( فرهنگ تعامل و فرهنگ تقابل) در طول تاریخ بین دو شخص و یادو گروه ویا دو قوم ویا دو یا چند کشور در زمینه های مختلف موجود بوده و ادامه خواهد داشت زیرا تازمانیکه تضاد فرهنگی وریشه ای بین مدرنیزم و سنت گرا وجود دارد جاری خواهد بود

هر جامعه ای از فرهنگ های مختلف تشکیل شده است ساکنین آن جامعه بدلیل خلقت الهی دارای خلق وخوی متفاوت ونتیجه گیری مختلف میباشند که با وجود داشتن فرهنگ کلی و خوی تسلط پذیری و سلطه گری باعث میشود فرهنگ تعامل به فرهنگ تهاجمی تبدیل و طرف مقابل را به فرهنگ تقابل و یا فرهنگ دفاعی هدایت نماید .

امید است روزی برسد که فرهنگ سلطه طلبی دردنیا  ازبین برود و فرهنگ تعامل جایگزین آن شود و انسانها را مجبور به استفاده از فرهنگ تقابل ننمایندکه میتوان آن روز را روزی با فرهنگ انسانی باید نامید.

به امید آن روز 
بیژن علی آبادی

موضوعات مرتبط : فرهنگ و توسعه    
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید