Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1074

فضاهای شهری و فرهنگ شهروندی در ایران

در گذشته نحوه ی شکل گیری گروه های اجتماعی بر اساس روابط قبیله ای، قومی، آیینی و مانند آن بود. برخی از جامعه های کوچک براساس نوعی سلسله مراتب اجتماعی ساماندهی و اداره می شدکه نوعی امتیازات اجتماعی از قبیل اقتدار ناشی از روابط خویشاوندی، آیینی، ثروت و مانند آن موجب ارتقاء برخی از افراد و گروه ها در روابط اجتماعی می شد. در بعضی از این گونه جوامع نوعی مشارکت اجتماعی وجود داشت، اما در بعضی جوامع، مشارکت افراد تنها در اداره برخی از امور محدود و جزیی اجتماعی صورت می گرفت. نحوه ی سازماندهی فضاهای عمومی نیز در هر یک از این جوامع با نحوه ی اداره ی آن متناسب بود.

شرایط جغرافیایی، سرزمینی و پیشینه ی تاریخی و فرهنگی ایران به گونه ای بودکه در بیشتر دوره های تاریخی و در بیشتر نواحی، دو نوع شهر از لحاظ خاستگاه پیدایش، وجود داشت: نخست شهرهای روستایی، دوم، شهرهای حکومتی.

منظور از شهرهای روستایی آن گروه از شهرها هستند که در پی توسعه و گسترش یک روستای بزرگ و آباد پدید آمده اند و از لحاظ گروه های اجتماعی ساکن در آن و ساختار اجتماعی، نوعی ساختار دوگانه متکی بر شهرها نیز حاکی از ساختار روستایی سکونتگاه و توسعه ی خودرو و بدون برنامه فضاهاست.

برخی از این گونه شهرها که به دلایل جغرافیایی یا قومی در دوره ای از تاریخ به عنوان مرکز یک ایالت یا حتی پایتخت کشور برگزیده می شدند. دگرگونی های لازم در آن ها ایجاد می شد تا به عنوان یک مرکز حکومتی قابل بهره برداری باشند. از جمله ارگ، میدان حکومتی و فضاهای لازم در آن ها طراحی و ساخته می شد.

براساس اطلاعات موجود، تنها شمار معدودی از شهرهای پیش از اسلام و نیز دوره اسلامی با طرحی از پیش اندیشیده و طراحی شده ساخته شد. داراب گرد و شهر گور از دوران باستان و بغداد از دوره اسلامی را می توان نام برد. بسیاری از این نوع شهرها در ایران یک ساختار سه بخشی متشکل از کهندژ، شارستان و ریض داشتند. بخش اول مخصوص حاکم، قضاهای حکومتی و اطرافیان نزدیک وی بود. بخش دوم ویژه ی استقرار عده ای از شهرنشینان متشکل از گروه های شهری مانند اشراف، دبیران، دیوان سالاران، برخی از کارکنان حکومتی و بعضی از پیشه وران و صنعت گران بود و بخش سوم غالبا محل استقرار کشاورزان، باغداران و برخی دیگر از گروه های تولیدکننده جامعه و نیز محل مزارع و باغ ها و نیز برخی کارگاه های برون شهری بود. به عبارت دیگر، نوعی ساختار اجتماعی و کالبدی روستایی در پیرامون شهر وجود داشت. پیوند و ارتباط بین شهر و روستا و در مواردی بین این دو با جامعه ی ایلی و عشایری همواره در تاریخ ایران به گونه ای وجود داشت و مانع از شکل گیری نوعی فرهنگ و ساختار شهرنشینی و شهری مستقل و بالنده شده است.

توجه به این نکته لازم است که اشاره به وجود دو نوع شهر به معنی فقدان انواع دیگر شهرها از جمله شهرهای آیینی یا مذهبی، شهرهای بازرگانی، شهرهای اداری، نظامی یا در موارد بسیار خاصی شهرهای تفریحی و انواع دیگر شهر نیست، بلکه منظور این است که عموم شهرهای ایرانی از لحاظ ساختار اجتماعی و کالبدی هچ گاه مستقل از حیات روستایی و نیز نظام حکومتی متمرکز و غالبا مستبد نبوده است حتی شهرهای آیینی و بازرگانی نیز زیر سیطره حکومت مرکزی قرار داشته اند و مستقل نبوده اند. البته باید توجه داشت و اطلاعات موجود از شهرهای ایرانی پیش از دوره ی ماد هنوز به اندازه ای نیست که بتوان مسائل مربوط به فضاهای شهری و شهروندان را در آن مورد بررسی قرار داد.

فقدان مشارکت شهروندان در اداره امور اساسی کشوری و شهری نمی توانست موجب پیدایش فضاهایی که حضور فعال شهروندان را می طلبید، شود. میدان مهم ترین فضاهای شهری در گذشته به شمار می آمد که تجمع های بزرگ شهروندان در آن صورت می گرفت و انواع فعالیت های جاری در میدان های شهری و عمومی، عموما زیر نظر مقام های حکومتی و با نظارت آنان صورت می گرفت و دژ، کاخ یا دار الحکومه در کنار مهم ترین میدان های شهری در پایتخت ها و مراکز ایالتی به عنوان نماد قدرت و حضور حاکم طراحی و ساخته می شد.

محدود بودن امکانات اداری، فنی و مالی حکومت برای اداره ی کامل و همه جانبه ی شهر غالبا منجر به نوعی مشارکت محدود مردم در اداره ی شهر می شد. در بیشتر دوره ها نوعی نظام محدود مشارکتی در محله های شهری وجود داشت و یکی از ریش سفیدها و رجال محله که از اعتبار و مقبولیت عمومی برخوردار بود به عنوان کدخدای محله به برخی از امور محله رسیدگی می کرد و نقش واسطه را بین نظام حکومتی و مردم ایفا می کرد و به این ترتیب امکان نوعی مشارکت محدود برای مردم در نحوه اداره ی محله پدید می آمد که این امکان در دوران اسلامی با توجه به نظام وقف و اعتقادات اسلامی موجب می شد که رجال و بزرگان هر محله هزینه های پرداخت بخشی از فضاهای عمومی، مذهبی، تأسیساتیو خدماتی محله مانند مسجد، حسینیه، مدرسه، آب انبار، سقاخانه و مانند آن را برعهده بگیرند. به ایت ترتیب نوعی مشارکت محدود در اداره امور محله برای ساکنان هر محله پدید می آمد، مشارکتی که به سبب آن به گونه ای هر چند اندک تعدیل فاصله ی طبقاتی صورت می گرفت، زیرا رجال و بزرگان هر محله چه از طریق ساختن بناهای خدماتی و چه به صورت های دیگر به گروه های کم درآمد محله ی خود کمک می کردند.

این موضوع سبب دلبستگی افراد به محله ی خود می شد زیرا در اداره ی امور آن به صورتی هر چند اندک مشارکت داشتند و افراد افزون بر آن روابط اجتماعی بین ساکنان محله به سبب کنش های مشترک شهری گسترش و تحکیم می یافت و تا حدودی در وهله ی نخست شعار «محله ی ما، خانه ما» و در وهله ی دوم و به صورت ضعیف تر «شهر ما، خانه ما» در برخی از ابعاد اجتماعی و کالبدی تحقق می یافت، هر چند عدم مشارکت مردم در امور سیاسی و اجتماعی و حضور حکومت های غالبا مستبد مانع از شکل گیری روابط شهروندی به صورت مطلوب می شد و همواره مردم فاصله ای عمیق بین خود و حکومت احساس می کردند.

در ابتدای قرن حاضر و با روی کار آمدن حکومت پهلوی و اتکاء آن به در آمدهای نفتی و ایجاد ساختار جدید اداری _ خدماتی برای اداره شهر به تدریج آن گونه از مشارکتی هم که در گذشته در شهرها وجود داشت، از میان رفت، زیرا حکومت عهده دار تأمین فضاهای آموزشی و خدماتی و تأمین آب، برق و سایر تأسیسات و خدمات شهری و از جمله اداره ی امور محله ای و شهری شد.

در حکومت غیر مشارکتی و استبدادی مزبور نیز جایی برای مشارکت واقعی و فعال شهروندان وجود نداشت و به تقلید از برخی ساختارها و الگوهای غربی نوعی مشارکت های محدود و ساده برای مردم در نظر گرفته شده بود که آن نیز به صورت واقعی، چندان مؤثر در سرنوشت مردم نبود و به همین سبب در جلب مشارکت واقعی مردم سهم چندانی نداشت.

نکته مهم دیگر در مورد شهرهای ایرانی، مسأله ی مهاجرت از روستا و شهرهای روستایی به شهرهای بزرگ است که هنوز ادامه دارد و این نکته سبب می شود که همه ی ساکنان یک شهر از یک فرهنگ واحد و هماهنگ برخوردار نباشتد و عده ای فقط ساکن شهر باشند بدون اینکه نسبت به وضع، نحوه ی اداره و سرنوشت آن چندان حساس باشند، این روحیه روی ساکنان دائمی شهر نیز بی تأثیر نیست و به ویژه آنکه قوانین، مقررات و آیین نامه های کافی برای پایبند کردن همه ساکنان شهر به حفظ حقوق شهروندی وجود ندارد و بی جهت نیست که برخی از صاحبان بعضی از حرفه ها بدون احساس ناراحتی سال هاست که برچسب های مربوط به آگهی تجاری کار خود را بدون نیاز مجوز قانونی یا اجازه از مالکان خانه، بر روی در ورودی یا دیوار خانه می چسبانند و هیچ قانون قابل اجرایی برای منع آن ها وجود ندارد و حتی شهروندان احتمالا چون احساس می کنند پیگیری رفع این مزاحمت و آلودگی چندان ساده نخواهد بود، به ناچار و با نارضایتی شاهد برچسب خوردن های متعدد بر دیوار و در ورودی منزل خود هستند.

به همین ترتیب هزاران شهروندی که با وسایل نقلیه کهنه و فرسوده ی خود موجب آلودگی هوای شهر می شوند اگر شهر را متعلق به خود بدانند و در ضمن مطمئن باشند که اگر آنان شهر را آلوده نکنند، مقررات و قوانین شهری و مجریان آن جلوی هر شخصی را که موجب آلودگی شهر می شود به شدت می گیرد، دیگر بهانه ای نخواهند داشت که اظهار کنند اقدام آنان در سرنوشت شهر بی اثر خواهد بود.

فضاهای شهری در شهرهای کشورمان در گذشته حاکی از نوعی حضور منفعل مردم در حیات اجتماعی و شهری آنان نشده ایم. شاید بتوان اظهار داشت که تنها فضاهای شهری مناسب در شهرهای امروز را پارک ها و برخی دیگر از انواع فضاهای سبز تشکیل می دهند که مردم برای گذران اوقات فراغت به آنجا می روند، اما فضاهایی که حضور فعال و مشارکت جویانه ی مردم را در امور شهری و حیات اجتماعی تأمین کند، تقریبا وجود ندارد و فضاهایی متعدد خیابان ها، پیاده روها، میدان ها و مانند آنها بیشتر کارکرد ارتباطی دارند و وجود آلودگی هوا و آلودگی صوتی و فقدان تجهیزات شهری مناسب سبب شده که با وجود آن که شهروندان بخشی از اوقات خود را در این فضاها سپری می کنند اما احساس خوشایندی از حضور در آن فضاها غالبا پدید نمی آید.

باید توجه داشت که پیچیدگی زندگی شهری در دوره معاصر به گونه ای است که بدون مشارکت واقعی شهروندان نمی توان شهرها را به خوبی اداره کرد.

لزوم استفاده صحیح و مصرف دست بسیاری از مواد، مصالح و کالاها از جمله آب، برق، گاز، بنزین و مانند آنها هم چنین موضوع حفظ محیط زیست شهری از آلودگی هوا، خاک و نیز گردآوری درست زباله از نکاتی است که بدون همکاری دقیق شهروندان میسر نیست، شاید زیان های ناشی از این عدم همکاری کامل و دقیق شهروندان در موارد مذکور روزانه بالغ بر میلیاردها تومان بر اقتصاد کشور زیان وارد سازد و چون نمی توان برای هر شهروند یک مأمور تعیین کرد، پس به ناچار باید از همکاری آنان بهره جست و چنین چیزی میسر نمی شود مگر آنکه برنامه ریزی های لازم برای سهیم کردن آنان در نحوه ی تعیین سرنوشت شهر و حیات شهری صورت پذیرد تا مردم بتوانند شهر و فضاهای شهری را متعلق به خود بدانند یا به عبارت دیگر شهر را همچون خانه ی خود بدانند و از سکونت در آن احساس آرامش، نشاط و رضایت کنند.

خوشبختانه تشکیل شوراهای شهر در این دوره گام بزرگی در جهت مشارکت شهروندان در اداره شهر به کار می آید اما تنها این اندازه از مشارکت شهروندان مطمئنا کافی نیست و لازم است که هر محله یا ناحیه ی شهری نوعی شورای مردمی تشکیل شود که به صورت منظم و فعال بر نحوه ی طراحی، ساخت و اتفاده از فضاهای شهری محله یا ناحیه ی خود کاملا نظارت و مشارکت داشته باشند و حتی به روند نحوه ی اداره ی محله، بودجه ها، درآمدها و هزینه های آن آگاهی داشته باشند تا نقش خود را در نگهداری و حفظ محیط شهری خود بدانند.

برای مثال اگر هر شهروند متوجه شود که صرفه جویی در مصرف برق و آب مشترک شهری و حفظ نگهداری تجهیزات و لوازم از هم چنین دقت در تمیزی فضاهای شهری موجب می شود در هر سال مثلا ده هزار تومان مالیات و عوارض کمتری از او گرفته شود، مسلما دقت بیشتری خواهد کرد تا این صرفه جویی در هزیته ها به بهترین شکل صورت گیرد، در حالی که امروز برای شهروندان به صورت ملموس آشکار نیست که صرفه جویی آنان در استفاده از مواد و تجهیزات شهری و اصلاح برخی از الگوهای رفتاری آنان چه مقدار می تواند در هزینه های ماهانه و سالانه آنان تأثیر داشته باشد و نیز اکنون معلوم نیست که اگر عده ای برای بهبود کیفیت فضاهای شهری و حیات شهری در الگوهای رفتاری خود تغییرات لازم را ایجاد کنند، دیگران نیز چنین خواهند کرد یا نه؟ در یک مورد ظاهرا بسیاری ساده یعنی مسأله موش ها در شهر تهران گویا تاکنون میلیاردها تومان هزینه شده و هنوز هزینه های بیشتری باید تا شاید این مسأله حل شود.

هزینه هایی از این قبیل در شهرهای بزرگ بسیار است که با مشارکت واقعی شهروندان این هزینه ها را به شدت می توان کاهش داد.

نظارت مردم از طریق نمایندگی آنان درباره ی مسائل شهری و شفاف شدن نحوه ی عملکرد سازمان ها و نهادها همیشه دستاوردهای سودمندی داشته است و سبب می شود که برخی از افراد، سازمان و یا نهادهای اجرایی عمومی که هنوز متناسب با روحیه ی زمان قانون پذیر نشده اند، به تدریج به مسئولیت های خود در برابر مردم گردن نهند. هم اکنون در شهرها شاید هستیم برخی از سازمان های اجرایی یا عمومی و حتی در مواردی شهرداری های برخی از مناطق یا نواحی در هنگام ساختمان سازی به سادگی پیاده روهای کنار کارگاه ساختمانی خود را به مدت طولانی کاملا اشغال می کنند و از اینکه حقوق عابران پیاده را زیر پا بگذارند و جان آن را در هنگام حرکت پیاده از خیابان به مخاطره می اندازد، احساس نگرانی نمی کنند و کسی یا نهادی آن ها را در مورد پرسش قرار نمی دهد.

به صورت خلاصه باید اشاره شود که از یک سو باید تعریف دقیق شهروند برای جامعه امروز ایران مشخص شود و حقوق و مسئولیت های هر شهروند تعیین شود و از سوی دیگر نهادها و ساختاری لازم برای تحقق و مشارکت شهروندان در نظارت بر اداره ی امور شهری ایجاد شود و همراه با آن قوانین، مقررات و آیین نامه های لازم را برای چگونگی استفاده از فضاهای شهری نیز تدوین شود و صورت و شکل تحقق آن نیز کمابیش مشخص شود تا از یک سو برای اصلاح ساختار شهرهای موجود و گسترش آتی آن ها و از سوی دیگر برای طراحی شهرهای جدید مورد استفاده قرار گیرد.

بررسی و نوشته: حسین سلطان زاده
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

عضو مرتبط : حسین سلطان زاده  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید