تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :4163

فضا در شعر فارسی

معماری سنتی ایران دارای معانی و مفاهیم و فرم و فضای مخصوص و منحصر به خود است به گونه ای که اجزائ شکل دهنده/ در یک اثر معماری سنتی ایرانی دارای مفهوم و معنی خاص خود بوده و از معماری های دیگر سر زمین ها متمایز است و دلیل ضعف ما در سده های اخیر ،ناشی از فراموشی مفاهیم ، معانی و هر آنچه که گذشتگان ما برای ما به ارث نهاده اند و در نهایت گیسخته شدن از فرهنگ ومعماری سنتی و گرایش به فرهنگ و معماری غربی است .

درراه شناخت معماری ایرانی کتابهای زیادی به رشته تحریردرآمده ولی بی شک آثاراستاددکتر منصورفلامکی دراین مواردبدلیل وسرآمدسایرکتابهادرشناخت مفاهیم ومعانی درمعماری میباشد .

ازنظرایشان:ژرف نگری درادبیات ایران پایه ی درک مفاهیم ومعماری در معماری ایران است .
در توضیح بعضی از بخش ها و برخی از تعاریف این مقاله از کتاب های استاد ارجمند استفاده شده است زیرا میتوان این تعاریف را به عنوان یک سند معتبر و محکم به حساب آورد .
در این مقاله قصد آنست که رابطه میان ادبیات فارسی و معماری سنتی ایرانی پرداخته تا از این میان شباهتها و تفاوت ها و تاثیرات این دو بر یکدیگر را بیان نمایدبرای این منظور متن به دو بخش کلی تقسیم شده که بشرح زیر بیان میگردد :
دربخش اول شباهت ها و روابط محسوس میان این دوو با یک نتجه گیری زمینه برای آغاز و مطالعه و تحقیق بخش دوم روابط معنایی این دورا مورد برسی قرار خواهد داد را فراهم میسازدوبه فراخور نتایج بدست آمده در بخش دوم موارد بعدی مورد نیزمورد توجه قرار قرار خواهند گرفت .

فصل اول :

شباهتهای محسوس
  1. فضا چیست ؟
  2. فضا در شعر و معماری چه تعریفی دارد ؟
  3. چه روابطی را میتوان بین شعر و معماری بر قرار نمود ؟

1-فضا چیست ؟

فضا محل زندگی است که این فضا وجودی و مادی است و خیال و رویا دارای فضا بوده که آن فضا مجازی است . یا بعبارت دیگر دو فضا وجود دارد یکی وجودی و دیگری مجازی .

1-1-فضای وجودی در معماری قابل لمس و رویت است . معمار با تفکرات و هنر خود یک اثر بدیع راطراحی و یک فضای وجودی را خلق میکند و بازدید کنندگان تا حدودی میتوانند فضا های درون و بیرون اآن اثر معماری را ببینند و حس کنند .2-1-فضای مجازی همانند فضای خیال و رویا قابل لمس نیست زیرا مجازی است .این فضا توسط شاعر در اشعار و یا سروده ها که مبتنی بر تفکرات و خیال رویاهای انسان تعریف و تجسم شده و به رشته تحریر در میاید این فضا وجود مادی ندارد ولی قابلیت دارد که در وجود خود عناصر مادی را جای دهد .

انسان ها تنها زمانی قادرند که حالتی خاص / مثلا" ناراحتی یا خوشحالی را به فرد دیگری منتقل نمایند که فضایی غمگین و یا شاد ایجاد کرده و توسط دیگران قابل درک و فهم و تصور باشد * فضای خیال و رویا جایی نیست که بتوان اشیاء و یا ساختمان و یا بطور کلی وجود مادی را در آن قرار داد و یا بعبارت دیگر اشیاء و ساختمانها و بطور کلی دنیای وجودی و مادی در آن حضور ندارد و این فضا وسیله ای است که به واسطه ذات خود زمینه حضور اشیاء ویا هر وسیله ها و یا بطور کلی مادیات را در خود فراهم می سازد .

فضا عنصری غیر مادی و عنصری مجازی است ولی دارای ذاتی خاص بوده / که میتواند بطور کلی دنیای مادی و مجازی را در خود جای دهد این ذات فضا است که اشیاء را در خود جای میدهد و به آنها شکل و فرم و حجم خاص می بخشد .
با توجه به تعاریف فوق به تعریفی از فضا در شعر و معماری پرداخته و پس از آن شباهتها و تفاوتهای این دو را بطور اجمال مورد بررسی قرار میدهیم .

شعر و فضای آن

فضا وسیله ای است مجازی که از طریق آن عواطف/ احساسات/ عشق و تفکرات خود را به دیگران منتقل میگردد.
انسان در فکر خود و در ذهن و تخیلات و یا رویاهای خود شکل و یا رویا و یا جسم و یا انسان و یا حیوان را به تصویر میکشد که این فضا را فقط و فقط خود آن شخص میداند و تنها اوست که چه نقشی آفریده و چه رویایی خلق نمده و چه معنایی در آن نهفته است اگر انسانی نتواند فضای ذهن خود را که در قالب تفکر و یا احساسی خاص بوجود آمده به تصویر خیال بکشد هیچ فرد دیگری قادر نخواهد بود و نمیتواند آن را درک کند .

با توجه باین مورد میتوان به جرات گفت که تمامی هنر ها وجود خود را از طریق ایجاد اینگونه فضاها بدست میاورند .
فضایی که هنرمند با نگرش خاص خود آن راخلق کرده است فقط با توصیف و علایم و تمثیل ها آن فضا برای شخص دیگر در رویا قابل حس و تجسم است .

شاعر کیست و شعر چیست ؟

شاعر فردی مثل سایر انسان هاست ولیکن شاعر در زندگی خود به دید ذهنی ونگرشی دیگرمیرسد اوست که میخواهد نگرش و دید ذهنی خود را از مطالب و یا موضوعی از طریق اشعار به سایرین برساند بنابراین فضایی را ایجاد میکند که آن فضا قالب شعر اوست و گویای حال شاعر است .اوست که بر حسب نوع ادبیات /کلامی و یا کلماتی را بطور منظوم /با ریتم و وزن شعر وسبک انتخابی در آن جای میدهد و فضایی خیالی و رویایی برای خواننده باز گو میکند و استادی شاعر زمانی اشکار میشود که بنواند دنیای خیال و رویای به تصویر کشیده شده در شعر خود را به خواننده شعر برساند به خواننده ای که شعر شناس باشد و سری در دنیای شاعری برده باشد .

شعرای بسیار در ادبیات فارسی هستند که توانسته در این مورد به درجه ای برسند که خواننده خود را در آن قضا حس کند و آن را در خیال خود به تصویر بکشد و درک فیض کند .
همانند شاعر عالی مقام فردوسی که گوشه ای از نبرد رستم و سهراب را به رشته نظم در آورده و فضایی از نبرد این دو تن را به تصویر خیال و رویا کشیده است .

فروداشت دست از کمربند اوی
تهمتن چنان خیره مانده بدوی

دو شیر اوژن از جنگ سیر آمدند
به گشته و خسته دیر آمدند

دگر باره سهراب گرز گرا ن
ززین بر کشید و بیفشرد ران

بزد گرز و آورد کتفش به درد
بپیچید ودرداز دلیری بخورد

بخندید سهراب گفت ای سوار

به زخم دلیران نهی پایدار

این همان نکته است که بیان شد . کلمات نیستند که شعر فوق را بوجود آورده اند بلکه فضای شعر است که چنبن واژگان و کلماتی را طلب میکند . شعرا میگویند و از طریق فضای شعر خود نگرش را به دیگران منتقل مینمایند و خوانندگان شعر هستند که باید آن فضا و یا خیال و یا آن رویای شاعر را در ک کنند . با توجه باینکه هر یک از انسانها دارای بینش و تفکرات و اندیشه های مختلف می باشند از این رو نگرش و برداشت ها از فضای اشعار سروده شده متفاوت است .

مضامین و معانی مختلف و زبانهای گوناگون و یا تفکرات ورویا های مختلف و یا تفکرات در شعر است که خواننده را به دنیای خیال و رویا و فضای شاعر میبرد و هر کدام از این موارد شلاخصه ای از آن شاعر بوده و هر فرد مطلع و شعر شناس میتواند به راحتی سبک هر یک از شعرا را از یکدیگر تشخیص دهد و دنیای مجازی آن شاعر را احساس نموده وبیان نماید .

احاطه داشتن در زمینه ادبیات و شعر شناسی به شخص این توان درک را میدهد که اشعار را از یکدیگر و شعرا را از یکدیگر تمیز دهدو در ابتدا شعر شعرا را ازیکدیگر و سپس شعر شناسی و شناخت فضای شاعرانه مطرح است .پیش نیاز شعر شناسی در ابتدا شاعر شناسی و زمان سروده شده شعر میباشد و بدون این موارد فضای شاعرانه و دنیای خیال و رویای آن شعر ممکن و میسر نیست .

هرشاعری فضایی خاص خودرابرای مخاطب پدیدمیاوردوبرداشتهااز این فضا ها متفاوت است .
بشنو از نی چون حکایت میکند
وز جدایی ها شکایت میکند

------------------------------------
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
-------------------------------
الا یا ایها الساقی ادر کاسا"و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاده مشكلها

مخاطب درفکر و خیال و ذهن خود و به شکل خیالی در خاطروی را به دست میاورد و نمی تواند آن را بصورت بصری درک نماید و درک فضای مورد نظر شاعر به راحتی برای تمامی افراد ممکن نیست زیرا همانطوریکه ذکر شد فضای شاعر به شکل و خیال در ذهن مخاطب بروز میکند و مخاطبی که شعری را میخواند باید دارای دانش ادبی و دانستن اطلاعات و مفاهیم شعری باشد و ممکن است خیال و رویای وارد شده در مخاطب سطحی و یا عمقی باشد که در هر صورت ممکن است با فضای مورد نظر شاعر در شعرش تفاوت داشته باشد .

آنکس که به دست جام دارد
سلطانی جام جم مدام دارد

آبی که خضر حیات ازاو یافت
در میکده جو که جام دارد

فضا در معماری : در معماری فضای همانند شعر به وجود آمده و میاید ، فضای معماری نیاز به علاقه خاص هنری و تفكری برتر را به تصویر می كشد .

فضای معماری فضای كالبدی است كه بصورت رویت و یا حتی شرح آن قابل درك برای بیننده و یا مخاطب می باشد . برخی از فضاها در معماری این چنین بوده است ، كه فكر را به سویی خاص و به فضای خیالی دیگری معطوف نمایند .

نظیر آنچه كه در باغ ایرانی مشاهده می شود كه هدف آن فرار از فشارها و روزمرگیها و سوق دادن فرد به سوی زیبایی های طبیعت و درنهایت به تصویركشیدن بهشت بوده هرچند بهشت را كسی ندیده است .

معمار خالق فضا و معماری یعنی خلق و ساماندهی فضاها توسط معمار ، فضاهایی كه ممكن است هر كدام القا كننده حالتی خاص در مخاطب خود باشند .

مهمترین مسئله ای كه در مورد درك از فضاهای معماری می باشد بیشترین درك از فضای معماری به وسیله چشم صورت می گیرد البته سایر حواس هم در درك برخی از فضاها دارای اهمیت میباشند .

معمار یك ایده ای خاص را همانند شاعر در سر می پروراند و ایده را به تصویر می كشد و آن را به فضا تبدیل میكند و این فضای آن معمار است كه تعیین میكند كدام دیوار از چه نوع مصالحی و به چه رنگی دركجای فضای او ظاهر شود .

شاید خیلی از مردم به غلط این برداشت را داشته باشند فضای معماری را دیوارها ، ستونها و سقف هایی كه محصورش كرده اند به وجود آورده است در صورتی كه این برداشت نسبت به فضای معماری كاملا" غلط می باشد و دور از واقعیت است زیرا همانگونه كه درپیش تر ذكر شد این ماهیت فضاست كه معمار تعیین نموده هر عنصری در كجا قرار گیرد .

هر معماری تمایل دارد فضایی را با هدفی خاص خلق كند ، مثلا" در مساجد ، فضاهایی را شكل می دهد كه احساس توحید و تقدس و اطاعت از خداوند و هر آنچه كه انسان را به خالق خود نزدیك تر می كند در ذهن مخاطب و خیال پدیدار گردد . نمونه آن در مسجد شیخ لطف الله در میدان نقش جهان اصفهان كه حتی افراد مسیحی و یا سایر ادیان نیز در آنجا احساس تقدس و سبكی روح و نزدیكی به خدا می كنند و این یكی از دلایل فضای خاص خلق شده در آن مسجد است .

در مورد فضای معماری آنچه به اختصار میتوان بیان نمود به شرح زیر می باشد
فضای معماری فضایی كالبدی است وازطریق بصری درك میشود .
فضای معماری هدفی خاص را دنبال میكند كه القاء هدف آن در تمام افراد جامعه ودر سطوح فكری مختلف تقریبا"یكسان میباشد نظیر مسجد شیخ لطف الله

فضای معماری فضایی است كه در دل خود عناصری مادی را جای داده است .
فضای معماری دارای روح است ودر ذهن هر انسانی رسوخ می كند و تصورات وبرداشتهای خاص را پدید می آورد شعر ومعماری به وسیله ای معرفی میشوند وآن وسیله فضا است . چون هرتفكر اندیشه ای برای معرفی خود نیاز به خلق فضا دارد واین اولین تشابه معماری وشعر است . البته فضای شعر با فضای معماری تفاوت دارد زیرا فضای معماری فضایی مادی است ولی فضای شعر معنوی كه در خیال و رویا شكل میگیرد .

فضای شعرتنها زمانی قابل درك است كه فردی با دانش ادبی شعری را بخواند و از شعر شناسی اطلاعات كافی داشته باشد ولی همین فرد هنگام گذر از معابر بناهای مختلفی را می بیند كه هریك با هم فضاهایی را ایجاد نموده اند در اصل فرد خواسته یا ناخواسته با دیدن آنان ناچار به درك فضاهایی است كه توسط معماران بوجودآمده است ولی درمورد سروده ها و اشعارتنها زمانی فضای یك شاعر را میتوان درك نمود كه اشعار او را خوانده و در دنیای خیال شاعر رفته و شعر را حس نمود .

شعری كه شاعر می گوید ممكن دارای موضوعات ویا مضامین مختلف باشد وتوسط خواننده دارای دوتفسیریا دوپهلو باشد ومعانی مختلفی از آن درك شود .
این همان مسئله ای است كه ذكر شد برداشت از هر شعری به سطح فكر واندیشه ای مربوط میشود كه چه برداشتی مربوط میشود كه چه برداشتی از شعر شاعری حاصل گردد ول در معماری به درك از فضاها در بیشتر موارد بین تمامی ببیندگان در تمام سطوح فكری واندیشه ای تقریبا" یكی میباشد . نظیر احساس نزدیكی به خدا وسبكی كه در مسجد لطف الله ویا سایر اماكن این چنین احداث شده برای هر ببینده ای پیش می آیئد .

دراین مقاله بطور خلاصه وبا استفاده از مدارك معتبر آگاه شدیم كه تمام هنرها واز آن جمله شعر ومعماری وجودشان در خلق فضا هستند ودر زمینه فضای مجازی ومادی ودرك هر فضا نیازمند دانش واطلاعات وابزارهاهایی خاص به خود است و در خاتمه این مقال میتوان گفت كه تشابهات ادبیات مخصوصا" درقسمت شعر ومعماری بسیار ملموس وقابل در ك خواهد بود .
دیگر بخش در این باب تعامل معماری و شعر فارسی است كه این موضوع نیاز به فرصت و بحث مفصل دارد كه در زمانهای آتی به آن پرداخته خواهد شد .

بیژن علی آبادی - 27 آذرماه 1390

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید