تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2411

پژوهشی کوتاه در مورد فضا در معماری

این نوشتاربرداشت آزاد ازمطالعات پژوهشگران و محققان و معماران بزرگ در موردفضا درمعماری میباشد.
در ابتدا تعریفی از واژه فضا در معماری بیان میشود و سپس نظریه ها و تئوری های ارائه شده معماران بزرگ ذکر میشود.

شناخت فضا در معماری :

فضا عامل اساسی در معماری و تملک فضاست . تملک فضا یعنی دیدن بناو یافتن کلید فهم و شناخت آن است ( برونو زیوی ) آگاهی از فضا تنها منوط به فعالیت مغز نیست بلکه کلیه حواس و عواطف انسان در آن دخالت دارند وبرای دین به فضابه تمام وکمال بایدخودشان به تمامی در آن درگیر شوند .ارگانیسم انسان از نظر توانائی ادراک فضا تکامل می یابد  ازوضعیت جنینی بی فضاتا اکتشاف محدود نوزاد و سرانجام پرش او به درون فضا که به زبان معماری این فرایند شامل حرکت از زمین و مصالح معمولی و رفتن به سوی عناصرنامحسوس در کل جهان است.

نیازهای زیباشناسی انسان با احساس ارتباط با نظام بزرگتر از خود او ارضاء میشود وهرچه این نظام جهان شمول تر باشد این رضایت خاطر عمیق تر خواهد بود به همین دلیل است که بیان آگاهانه به فضا در عالیترین بیان معماری اهمیت حیاتی دارد .( بیکن)فضاهای زیستی انسان بسته به فعالیتی که درآنها آنجام میگیرد دارد و به دو دسته تقسیم میشوند بعضی از ساختمانها برای کارکرد درست ماشین و تجهیزات طراحی شده تا افرادی که بااین تجهیزات کارکنند در ساختمانهای دیگر به نیازهای مردم بیشتر اهمیت داده میشود ایزومی عقیده دارد که ساختمانها به دوگونه میباشتد  :   

گونه اول ساختمانهای آنتروپوزومیک(غیرانسانی)گونه دوم را(آنتروپوفلیک) انسانی نامیده است .در گونه اول ساختمانهای غیرانسانی(آنتروپوزومیک) افرادناچارند با شرائط محیط تطبیق پیداکنندودرگونه دوم ساختمانهای انسانی( ساختمانهای آنتروپوفلیک )لوازم و تجهیزات باید با شرائط انسان منطبق باشد بنابراین هنر خلق فضاهای زیستی انسان در حوزه ی ساختمانهای(آنتروپوفلیک ) معنی عمیق تری پیدامیکند زیرا ساختمانهای فنی مانند نیروگاه ها /مخازن آب و سدها جهت تامین نیازهای انسان اولیه ساخته میشوند در حالیکه ساختمانهائی مانند مسکن و بیمارستان و ساختمانهای اداری و آموزشی و امثالهم علاوه برتامین نیازهای اولیه در راستای تامین نیازهای بالاتری طبق دسته بندی ذکر شده خلق میشوند. یکی از اهداف اصلی معماری تعالی بخشیدن به واقعه زیستن است بنابراین معماری باید فضاهائی متمایزبرای فعالیت های مختلف فرآهم آورد و آنها را به نحوی به هم پیوند دهد که محتوی عاطفی آن کنش خاص در حیات آدمی که در فضاها رخ میدهدتقویت شود . اگر بپذیرم که یکی از اهداف زندگی دست یافتن به جریانی پیوسته از تجارب همگون است آن وقت رابطه فضاها با یکدیگر در ظرف زمان تجربه میشود.

معماری ایران دردوره ی پیش ازاسلام دارای دوساختار فضائی بسیار با اهمیت بوده است ساختار تالارها ستونداربا حیاط مقابل آن و ساختار چهار ایوانی که هردوساختار مهمترین مسئله فضای خالی است. .ساختارفضائی مسجد در ابتدای دوره اسلامی ( شبستان )تحت تاثیر ساختارفضائی تالارهای ستونداربوده است .ساختار فضا در مسجد جامع فهرج و تاریخانه دامغان براین اساس است .( ایران /اسلام / صفویه اصفهان /باغ /  شهر.  

فضاهای شهری در ایران جنبه ی بنیادین معماری و شهرسازی ایران است /پیوستگی فضائی آن است . در این نوع شهرسازی گذر از فضایی بسته به فضای بسته دیگر پی در پی تکرارشده است بی آنکه هرگز این پیوستگی قطع شود .(استیرلن) 

شهرها در سه سطح مشخص و مجزا گسترش می یابند سطح نخست در ارتفاع بامهای مسطح شهرقراردارد و بخش اعظم زمین راازنظرمی پوشاندودرزیرآن سطح  معابروخیابانهاومیدانهاقرارگرفته که اینجا و آنجا گودیهایی در بافت شهری پدید آورده است و سرانجام نوبت به سطح برجستگی ها و بلندیها میرسدکه سقف عمو.می وکلی شهررامیشکافد . ( استیرلن ) در سال 1926 لوکوبوزیه و پیرژانیره مطلبی منتشرکردند که در نتیجه ی آن مطالعات چند ساله اشان تحت عنوان ( پنج نکته برای معماری جدید ) مطرح شده است :

  1. پیلوت
  2. استرکچر آزاد ( دیوار مستقل )
  3. پلان آزاد
  4. نمای آزاد
  5. حیاط در بام                                                      

پنج اصلی که لوکوربوزیه در همه آثار معماری خود از این اصول پیروی میکرد:  

  1. توجه به معماری خانه
  2. به خانه آزادی بیشتر دهید
  3. فضای داخل را به خارج متصل کنید     
  4. فضای داخل را بتوان بصورت دلخواه تغییرداد( انعطاف پذیری ).

فضا را به عنوان مهمترین عامل در معماری مطرح و بیان نموده که فضا عامل اساسی در معماری است . تملک فضا یعنی توان دیدن بنا و یافتن کلید فهم وشناخت آن است تازمانی که نیاموخته ایم که جایگاه نظری آن را بفهمیم و « را به مثابه عنصری در نقد معماری به کار بریم تاریخ  معماری و بنابراین لذت بردن ازمعماری تنها به گونه ای مبهم وجود خواهد داشت بطوریکه با همان زبان نقدنقاشی و مجسمه سازی که بناها را موردنقد قرارمیگیرند به مشاجره خواهیم پرداخت  . (زیوی ) تعریف دقیق تری که امروز میتوان از معماری داشت این است که فضای داخل آن چگونه منظور شده است زیوی در مورد فضا نوشته است : 

فضا آغاز و پایان معماری است بنابراین تعریف فضائی در تعبیر بنا بعنوان وسیله ای برای نقد و قضاوت هر اثر معماری کافی است . در جای دیگر ذکر میکند که هربنا دو فضاراهمزمان به وجود میآورد یکی فضای داخلی که بوسیله اثرمعماری معین شده است و دیگری فضای خارجی یا شهری که به وسیله اثر معماری و آثار نزدیک به آن ایجاد شده است و در جای دیگر میگوید:فضای داخلی جوهر و اساس معماری است بدین معنی نیست که ارزش یک اثر معماری در ارزش فضایی آن پایان میلبد بلکه هر بنایی یا مجموعه ای از ارزشها مشخص میشود ارزش های اقتصادی / اجتماعی/  فنی / عملکردی / هنری /فضایی و تزیینی . هرکس مختار است که تاریخ اقتصادی / تاریخ اجتماعی / تاریخ فنی وحجمی معماری را بنویسد همانگونه که تاریخ کیهان شناسی( تومیستیک )  یا سیاسی کمدی الهی را می نویسد اما حقیقت بنا  نتیجه همه ی این عوامل است .وتاریخچه ها نباید هیچ یک از این عوامل را بدست فراموشی بسپارد .حتی با کنارگذاشتن عوامل اقتصادی و اجتماعی و فنی و باتوجه به عوامل هنری /روشن است که فضا به تنهایی  با اینکه خود اساس و مایه معماری است  تعریف شدنی و توجبیه پذیر نخواهد بود .                  

پایان سخن :

هرچه بیشتر در باره این موضوع میکاوم و پژوهش میکنم بیشتر میفهمم که قطره آی بیش بدست نیاورده ام. امید است این کنکاش و پژوهش را  بتوانم به سرمنزل مقصود با سایر پژوهشگران  ادامه  دهم و روزی رسد که بتوان گفت که یک پژوهش قابل قبول در این زمینه ارائه شده است .         

به امید آن روز - بیژن علی آبادی

 

 

 

 

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید