تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :632

فلامکی :معماری خود را نقد نکردیم

خبرگزاری میراث فرهنگی_فرهنگ وهنر_شکل و کالبد ناموزون بناهای امروز بیش از هر مشخصه دیگری، بیماری شهرسازی امروز ما را به رخ می کشد و جای خالی معماری‌های خوب گذشته را یادآوری می کند. اگر چه مدیران شهری معمولا در پاسخ به وضعیت آشفته امروز، بیشتر یکدیگر را متهم می کنند ، اما آنچه مسلم است معماری امروز ما یکی از نتایج مدیریت نا مناسب شهر در 50 سال اخیر است.

دکتر محمدمنصور فلامکی که از سال 48 تدریس در دانشگاه تهران را آغاز کرده است، مهم ترین مشکل معماری امروز ما را نبود فضای نقد  و بررسی آنچه امروز به شهرهای ما گذشته است، عنوان می کند  واینکه تنها در این صورت است که وضعیت آشفته مهندسی معماری امروز ما سامان می گیرد.
فلامکی دکترای معماری خود را از دانشگاه ونیز ،تخصص خود را در شهرسازی فنی از دانشگاه میلان وتخصص دوم در مرمت بناها و شهرهای تاریخی را از دانشگاه رم دریافت کرده است. وی دارای تالیفات فراوانی در زمینه معماری،شهرسازی و مرمت،از جمله: باززنده سازی بناها و شهرهای تاریخی،فارابی وسیر شهروندی در ایران،شکل گیری معماری در تجارب ایران و غرب،سیری در تجارب مرمت شهری از ونیز تا شیراز وریشه‌ها و گرایش‌های نظری معماری است.

با این متخصص معماری در زمینه مشکلات فعالی معماری امروز گفت وگوی کوتاهی انجام داده ایم که در زیر آن را می خوانید:

برخی معتقدند که برای کار معماری بر خلاف سایر بخش های نظام مدیریت شهری نمی توانیم چارچوب و ضوابط مشخصی تعیین کرد، زیرا این چارچوب ها مانع ظهور خلاقیت معمار می شود، با این نظر موافق هستید؟ 
معماری فراورده‌ای بشری است که اگر به عنوان یک انسان آزاد نگریسته نشود، محصول خوبی تولید نخواهد کرد. معمار کسی است که علاوه بر اینکه باید به روزمرگی ها و نیازهای روزانه افراد پاسخ دهد، باید فضایی متعالی بیافریند و آنها را به فکر وادارد. یعنی معمار به روزمرگی ها فکر می کند و به آنها پاسخ می دهد در عین حال نقشی  معنوی نیز برای او قائل هستیم. اما اگر بیائیم و برای او یک سری چارچوب های غیر قابل تغییر بگذاریم، دیگر از او هم نباید انتظار داشته باشیم که وظایفی را برایش تعریف کرده ایم، بتواند به خوبی پاسخ دهد. 
بنابراین معمار یک هنرمند است که می تواند آثاری تولید کند که هرکدام به دیگری شباهت نداشته باشد. هر معمار ضوابط کار خودش را دارد. معمار هم وقتی یک اثر را خلق کرد، همچون دیگران از بیرون به آن اثر نگاه می کند و می تواند با برطرف کردن ایرادات کار فعلی، اثری بعدی را بهتر و زیباتر بیافریند. البته تاکید بر آزادی یک معمار در انجام کار هنری نافی توجه به اصول مهندسی هم نیست.

اتفاقا معماری ما از همان موقعی ضربه خورد که مدیران طراحی شهری ومهندسان ساختمان آمدند و اصول وضوابطی را برای معماری تعیین کردند. اگر نازیبایی شهرهایمان ما را آزار می‌دهد، مشکل در جای دیگری است. اساسی ترین مساله این است که ما معماری مان را به نقد نمی گذاریم.

این مطلب را از آن جهت پرسیدم که آن بخش از مدیریت شهری ، اعم از شهرداری و وزارت مسکن که مدیریت معماری بناها یا منظر شهری را برعهده دارند، در پاسخ به گله و شکایتی که از نازیبایی بناها و فضاهای شهر می شود، معمولا این مساله را که کار معماری چندان نظارت پذیر نیست را عنوان می کنند؟
ببینید اول باید ضابطه را تعریف کرد.همان طور که گفتم معمار هم مثل هر هنرمند دیگری ضوابط کار خود را دارد، ضمن آنکه اصول مهندسی را نیز رعایت می کند. اما اگر منظور از ضوابط اصولی است که شهرداری یا هر نهاد دیگری تعریف می کند و رعایت آن را به معماران الزام می کند، قضیه فرق می کند. اتفاقا معماری ما از همان موقعی ضربه خورد که مدیران طراحی شهری ومهندسان ساختمان آمدند و اصول وضوابطی را برای معماری تعیین کردند.

اگر نازیبایی شهرهایمان ما را آزار می دهد، مشکل در جای دیگری است. اساسی ترین مساله این است که ما معماری مان را به نقد نمی گذاریم. البته نقد با انتقاد فرق دارد. منظورم از نقد، توصیف و تجزیه وتحلیل است. نقد یعنی ریشه ها و زمینه هایی را که معماری ما را تا صد سال قبل ساخته بود یا بیماری هایی را که معماری ما طی کمتر از یک قرن قبل به آن دچار شده است را بشناسیم .

چرا زمانی که شما وارد یک کاروانسرا یا یک خانه قدیمی می شوید، احساس آرامش و نزدیکی می کنید.؟ چرا تناسبات این بناها چشم را آزار نمی دهد و برای شما غریبه نیست؟ تا زمانی که به این سوال ها پاسخ ندهیم، دست ما خالی است.
علاوه بر این، چنین نقدهایی به فضایی برای مطرح شدن نیازمند است. مجلاتی که عنوان مجله تخصصی معماری را برای خود  یدک می کشند و معمولا هم دولتی هستند، هیچ چیزی را به عمق نمی برند.

به طور معمول  مقاله ای که نوشته می شود سطحی است و مقاله هایی هم که ترجمه می شود، به درست ترجمه شدن آن هم اطمینانی نیست. حتی مسابقاتی که صورت مساله را تعیین می کنند هم، فضای نقد سالمی را به وجود نمی آورند.

چرا چنین فضای نقدی به وجود نیامده است؟
ساخت هر اثر معمارانه سه جنبه دارد: معمار، سرمایه گذار و دستگاهی که باید طراحی بنا را تایید کند. نمی خواهم بگویم دستگاهی که نظارت می کند، صلاحیت ندارد، بلکه منظور این است که زمینه گسترده اندیشه را ندارد. سرمایه گذار هم معمولا دلش می خواهد با کمترین مشکل کار خود را تحویل دهد. می رسیم به معمار. به دانشجویانی که قرار است معمار فردا باشد،چیزی یاد نداده ایم. بنابر این این معمار جوان هم می آید و همان کارهای زشت گذشته را از نو می سازد.

علاوه بر این به علت نبود همان فضای نقد مسابقاتی که برگزار می شود هم معنای واقعی مسابقه را ندارد. برگزار کنندگان کسی را به جمع جودشان راه نمی دهند و از میان خودشان  فردی را انتخاب می کنند و به این ترتیب است که در دور باطل می افتیم. معمار جوان ما هم که آدم نازینی است، هم می خواهد برنده شود وهم مثل هر فرد دیگری باید به دنبال مسائل مالی خود باشد. به این ترتیب ایده ها و طرح ها از حد یک دایره به خصوص فراتر نمی رود.

مجلاتی که عنوان مجله تخصصی معماری را برای خودش به یدک می کشد و معمولا هم دولتی هستند، هیچ چیزی را به عمق نمی‌برند.

پس امروز فضای نقدی وجود ندارد که وضعیت معماری ما تغییر کند، بنابراین نمی توان به زیبا شدن شهرها هم امیدوار بود؟

اصولا هیچ بحثی در معماری سامان نمی گیرد، مگر اینکه به دو مقوله توجه شود، یکی زیبایی شناسی و دیگری سبک و زبان معمارانه. مثلا بدون توجه به این دو موضوع نمی توانیم، معنای معماری را در دوره قاجار و پهلوی اول درک کنیم. اما ما هم نیامدیم این دوره ها را بررسی کنیم. مثلا چرا زمانی که از کنار یک ساختمان دوره قاجار می گذریم، هم احساس تعلق به آن بنا می کنیم و هم اینکه آن بنا به ما تعلق دارد، اینکه چه تناسباتی ما را به یکدیگر پیوند می دهد؟ اگر آهن کم کم جایگزین آجر در ساخت بنا شد و به طور کلی تکنولوژی های جدید جای تکنولوژی های قدیمی تر را گرفت وجواب مسائل ایمنی در ساختمان را داد، آیا مقبول آدمیزاد هم افتاد؟
از طرف دیگر آنچه اسمش را سبک و زبان معمارانه می گذاریم، ساخته دست معماران گذشته است، از آسمان که به دست ما نرسیده است. افرادی با دیدگاه انسانی و با احساس مسئولیت این اشکال را خلق کرده اند. چقدر روی آموزش اینها در دانشگاه هایمان کار کردیم.

چقدر به معماران یاد دادیم که با رعایت اصول مهندسی بنایی را طراحی کنند که مصالح جدید غریبه بودنش را به رخ نکشد؟ ما در این بخش ها خلاهای عظیمی داریم. نداشتن زمینه های  علمی وفنی که متکی به فضای نقد سالم باشد، موجب شده که با چنین حجمی از بناهای وحشت آوری که تعدادشان هم کم نیست مواجه شویم.

 

 

 

منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی - اردیبهشت 1386

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

عضو مرتبط : محمد منصور فلامکی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید