تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :875

فهم شهر را بشناسیم - شهر کالبد است یا سازمان اجتماعی

مقدمه :

این مقاله برداشت آزاد از کتاب نظریه شهری( ارزیابی انتقادی ) تالیف جان  رنه شورتو نظرات نگارنده  می باشد .

مفهوم شهر

 به منظورشناخت و مفهوم شهر لازم است مختصری به نظریه شهری و سپس در مورد موضوع کلام پرداخته شود .
شهرها ازنظر شهر وشهریت دارای پارامترهائی بوده که ضمن بیان آنها نکاتی از بزرگان شهرساز نیز بیان خواهدشد .

تا سال 1800 میلادی شهرها هم چون جزیره کوچک در پهنه وسیع اقیانوس بودند و از هر صد نفر  فقط سه نفر در شهرها زندگی می کردند وپس از انقلاب صنعتی ودر سال 2000  به تقریب نیمی از جمعیت در شهرها زندگی می کردند  این روند روبه رشد است باید گفت که جمعیت شهری به مرحله انفجار رسیده است و انقلاب شهری را در پی داشته است .

انقلاب شهری فقط توزیع  مجدد جمعیت جهان نبوده  بلکه در برگیرنده تغییرات اساسی در سازمان فضائی جامعه و سازمان اجتماعی فضا هم است . رشد شهرها همراه با تغییرات پرفراز ونشیب در ساختار اقتصادی توامان شد واتکای به محصولات کشاورزی به سمت اقتصادهای با محوریت بخش خدماتی و تولیدی حرکت کرده است .

اساسا" افزایش و رشد شهرها توام با تغییرات اجتماعی از سطح محلی تاجهانی و از روابط اجتماعی نزدیک درهم تنیده تا تعاملات عادی بسیار پراکنده و شکل گیری طبقات اجتماعی جدید وتعارض آمیز بوده است . شهرها بر توسعه وتغییرات مظاهر اجتماعی متمرکز شده و شکل گیری و رشد شهرها سرآغاز تغییرات اجتماعی- اقتصادی بوده است .

این مقاله حاوی پرسش  های زیر خواهد بود :

  • چگونه شهررا بفهمیم ؟
  • چه الگوهائی در گذشته در فهم شهر بکاررفته اند  ؟
  • امروزه چه الگوهایی در فهم شهر متداول است  ؟

ارتباطی جالب وقابل تامل بین شهر ونظریه اجتماعی وجود دارد به این معنا که شهر مکان اساسی تغییرات اجتماعی وهمچنین مکان کلیدی نظریه پردازی اجتماعی است. شهر اصطلاحی فراگیر  و جهان شمول بوده که مرتبط با شهرها و زندگی شهری است

قدرت                                                                                                                                                                                                                                 قدرت چارچوب بسیار مهمی برای فهم شهر است . طرزکار قدرت و نزاع وکشمکش برای دستیابی به قدرت  ویژگی های مهم سازماندهی شده شهرند . شهر تجسم بخش تنش های روابط قدرتی واظهار نزاع وچالش برسرقدرت است .

قدرت ( از اعمال قدرت ظالمانه تا درونی ساختن  زیرکانه قدرت ) عامل تعیین کننده تجربه شهری است .
قدرت واختلاف اجتماعی درفهم شهر بسیار مهم بوده است

برنامه ریزی وطراحی شهری نه تنها از نظر سیاسی بی طرفند ، بلکه از نظر اجتماعی نیز اثرات آنها ملموس است .  طراحی شهری به شدت با موضوعات قدرت واختلاف پیوند خورده است .

معنای اصلاح حکومت بسیار وسیع تر از امور سیاسی وسازماندهی گروه های مختلف است. حکومت یک اصطلاح کوچک مقیاس نیست وتنها سازماندهی اجتماعاتی از قبیل حکومت های شهری ودولت - ملت ها را تحت پوشش قرار نمی دهد. شکل حکومت از سکولار تا مذهبی متفاوت است .

شهر استبدادی

شهرها مکانهای انباشت اجتماعی ودر برگیرنده الزام وتعهد، نظم وانضباط ، آشوب وبی نظمی وآزادی هستند . با این وجود بسیار مهم است تاشهر را به عنوان مکان آزادی ورهایی جمعی وفردی مدنظر قرار دهیم . این سنت توسط کارل مارکس و فردریش انگلس وهمچنین رابرت نوزیک و .. وارد حوزه مطالعات شهری شده است .

 باید گفت شهر طرفدار مجموعه ای از فرا روایت ها است . از رامسس دوم تا فرانک گری ، بارون هوسمان ولوکوربوزیه ، شهر در ذات خویش مستبد وگاهی اوقات تمامیت خواه وتوتالیتر وحتی فاشیستی بوده است .

تمام عقاید ونظریات نسبی هستند . با این وجود ، عقیده شهر به عنوان مکان نظم وانضباط با بی آلایشی زندگی ازاد وپاک روستایی مغایرت ندارد . با این حال به دنبال ایجاد موازنه وتعادل بین زندگی ملالت آور ورقت بار شهری ، با زندگی آیده ال روستا نیز نیستیم . روستا نیز همانند شهر به مکان تاسف و پشیمانی تبدیل شده است . عقاید سنتی در برگیرنده این مطلب اند که انقلاب شهری اساس انقلاب کشاورزی قرار داشته به این معنا که مازاد کشاورزی به وجود آورنده شهرها بوده است .

پروژه استبدادهمیشه موفقیت آمیز نبوده ، شهر مکان مخالفت ونزاع وکشمکش است . درحالی که این مورد به عنوان موضوعات بسیار مهنی در سالهای اخیر مطرح شده اند ، در گذشته امور بسیار زیادی در شهرها وجود داشته که مورد مخالفت ونزاع وکشمکش قرار گرفته اند . برای تمام این میانگیری ها یک ساختار وجود دارد .  {نویسنده کتاب } نمی گویم که پروژه استبداد همیشه بد وفاجعه آمیز بوده است ، اما با نظریات کلاسیک ( همچون لاک وهابز ) موافق هست ، با این مضمون که به منظور نجات از تجاوز وتعدی بیشتر نیازمند بسیاری از اشکال قرارداد اجتماعی هستیم .شهر تجسم و مظهر قرارداد اجتماعی است .شهرها دارای سلطه وقدرت واقتداری هستند که درون خودشان جای گرفته است .

آرایش وشکل بندی خیابانها ، چراغ های ترافیک ، پلیس ومکان یابی تمام کاربری های شهری نشان دهنده یک نظم تحمیل شده بر زندگی ، رفتار و مسیری که از راه زمان و در عرض مکان ردیابی می کنیم ، است . هر پرسشی در مورد مطالب مذکور- که نخستین بار توسط لنین مطرح شده - جوابش قدرت است .شهر انعکاس گروتجسم بخش قدرت است . جامعه شهری از راه نظم در زمان وفضا ، دیسیپلین ، مکانی و زمانی را درخود جای می دهد .

محیط شهری عبارتست از سیستمی از محدودیت ها وتخلفات ، مراکز وپیرامون ، نظارت وعدم نظارت و عملکرد وسکون ، برنامه ریزی شهری و معماری حاکم برشهرها ، فاشیستی است واین مسئله در مورد زندگی شهر ، هم مایه دردسر وهم آزاد کننده است .

عقیده شهر استبدادی ، برعکس عقیده شهر نشینی آزاد شده پرومته است که بر پیوندها و محدودیت های سنت ونظم تثبیت شده ، پیروز شده وبه بهترین شکل ممکن در کتاب  تاریخ شهری پیترهال بیان شده و نشان دهنده وضعیت شهر در طول دویست سال گذشته است وهمچنین دیدگاههایی در مورد پروژه سوسالیست ، حساسیت های مدرنیست و کنایات پست مدرن درآن گنجانده شده است و در سالهای اخیر جهت گیری این عقیده به سمت پویایی بازار و روایت نئولیبرالیسم تغییر پیدا کرده ، که خواستار کنترل کمتر برنامه ریزی وحذف پویایی بازار و روایت نئولیبرالیسم تغییر پیدا کرده ، که خواستار کنترل کمتر برنامه ریزی و حذف نظارت دولت است . این موضوع بطور تلویحی آزادی بدون دخالت و نظارت بازار را فراهم کرده است .

)شورت(  به شدت تاکید کرده که این گفتمان باید به چالش کشیده شود زیرا شهر در ذات خویش مقوله ای مستبد و استبدادی است ، تقاضا برای کنترل  کمتر برنامه ریزی و حذف نظارت دولت  باید  مورد  فهم  قرار گیرد ، هم چنین مقولاتی مانند تنازع بر سر  این که  چه  کسی برنامه ریزی شهر را انجام می دهد واینکه نتایج باز توزیعی حذف دولت کدامند ، باید به دقت بررسی وتجزیه وتحلیل شود . حذف نظارت دولت همواره به معنای قانون گذاری مجدد است . قدرت ، تشریفات  روبه  وفرآیندی  است تحت سیطره  تعداد معدودی  از افراد که با کنترل بر  دیگران   اعمال می شود .قدرت به صورت ناعادلانه وغیر منصفانه توزیع وتحمیل شده است

ماهیت استبدادی شهرها از اقدامات مستقیم قدرت متمرکز و استبدادی (  شامل زندان ، جریمه ، تنبیه بدنی وجسمی ) تا ادغام فردی ارزشها و استانداردها نسبت به دیدگاهی از جهان که بدیهی ومسلم فرض شده ، متفاوت است . تاریخ شهر استبدادی  آشکار کننده اتکای به هردو ی آنها بوده است ، با این وجود در جوامع سرمایه داری از روش دوم به صورت گسترده تری استفاده می شود .

شهر استبدادی از لایه های مختلفی تشکیل شده است . اقتدار قوی ترین لایه آن است وآن هنگامی است که دیدگاههای قدرت ، بر زندگی روزمره اثر می گذارند . نازک ترین لایه شهر استبدادی به هنگامی است که قدرت بخشی از اراده عمومی باشد .

پس از جنگ جهانی ، هنگامی که نخستین فوران های جنبش انقلابی به سراسر اروپیای غربی گسترش یافت ، تعداد زیادی از متفکران رادیکال فهم این مطلب بودند که چگونه فی نفسه نظم اجتماعی راحفظ کنند .

هدف سیستم سرمایه داری ، رهایی از عقیده ها ودیدگاههای ویرانگر انقلابی مارکسیست بوده است . این زمینه برای شکل گیری عقیده سلطه آنتینوگرامشی ونظریه مکتب انتقادی فرانکفورت مفید بوده است . به ویژه ، هربرت مارکوزه در کتاب " انسان تک بعدی (1968) " به دنبال تشریح فرآیندی است مبنی براینکه چگونه سرمایه داری در روح وز وان افراد تثبیت شده است .

مجموعه ای ازنظریات فرانسوی،عقایدمشابهی را مطرح کرده اند.آلترسو درمورد تجهیزات ایدیولوژیکی حکومتها(که شامل مدارس ودانشگاهها است) به اهرم های حفظ کننده وفاداری به نظم سرمایه داری اشاره کرده است وپیربوردیو استدلال کرد که رضایت اجتماعی تولید شده ، ودموکراسی زاییده یک توهم است وتنازع برای قدرت در مقاسیه با اماکن تجاری بیشتر در رسانه های گروهی صورت می گیرد که طبقه بورژوازی به کمک آنها فرهنگ خود را غالب کرده است .

امروزه گرایش نظریه های بسیار مهم ، به سمت  جایگزینی  عقاید تنازعی است . در حالی که نزاع وکشمکش محلی در شرایط  زندگی ومحیط کار همیشه اتفاق می افتد ، به نظر می رسد که ما نزاع و کشمکش در شکل دهی به نظم اجتماعی را رها کرده ایم .  

موفقیت  بزرگ سرمایه داری ، مشروعیت بخشی اجتناب ناپذیر به خود ، در دیدگاه مردم بوده است .

اکنون همه ما دارای دیدگاه سرمایه داری هستیم . کاپیتالییسم از راه ایجاد بازارهای فراکیر ، قدرت وسوسه انگیز کالا و اجناس و محصور کردن تمایل و رضایت افراد در چارچوب خرید ، مصرف را بی نهایت مقبول نشان داده است .

شهر اختلاف طبقاتی   

تا حدودی انباشت بزرگ و فشرده مردم شهرها را به وجود  آورده است . می توان بین یک شهر کوچک و سکونت گاه های شهری بزرگ تفاوت قائل شد .شاخص های مختلف وزیادی برای  یک مکان لازم است تا به شهر واقعی تبدیل شود اختلاف  بخش بسیار مهم تجربه زندگی شهری است .سرمنشاء یا عوامل اختلاف بسیار زیاد و شامل سن ،جنسیت ، نژاد وقومیت است . باید مراقب نسبت دادن خاستگاه های بیولوژیکی به اختلاف اجتماعی باشیم .  عامل عمده اختلاف ، قدرت است .

آشکارترین اختلاف بین آنهایی است که کنترل می کنند وکنترل می شوند وآنهایی که تصمیمات را اتخاذ می کنند وآنهایی که تصمیمات برآنها اعمال می شود . عوامل اختلاف بسیار زیاد است ، اما ریشه همه آنها مربوط به عملکرد مناسبات و روابط قدرت است . 

یکی از مهمترین انتقادها در مورد پژوهش های شهری  معاصر ، عدم توجه  آنها  به طبقات  بسیار  ثروتمند  و بسیار قدرتمند است.    مقدار بسیار زیادی از پژوهش ها در مورد وضعیت زندگی فقیران و پژوهش های  بسیار زیادی در مورد عوامل  اختلاف  طبقه متوسط وجود دارد ،.  اختلاف های اجتماعی مورد تحمیل ، پذیرش ، اعتراض وستایش واقع شده اند . آنها منشاهایی برا ی اجبارومحدودیت وسکویی برای خلاقیت ونوآوری هستند . همچن درمعرض تغییر نیز قرار دارند .

حتی سخت ترین طبقات جنسیت یا جهت گیری های جنسی می تواند تغییر یابد . ما در اواسط   دوره ای از تغییر و دگرگونی  مستمر  قرار گرفته ایم ، به این معنا که طبقات سنتی ، هم باز تعریف وهم حفظ شده اند ، همچنین  تمام موضوعات ویژه از قبیل جنسیت ، نژاد ، قومیت و جهت گیری جنسی هم تضعیف وهم تقویت شده اند وهمه این موارد وابسته به زمان وفضا هستند . ما دوره ای از بازسازی اختلاف های احتماعی قرار داریم وشهر قلب این مشاجرههاست .

شهر کیهانی

شهر را به عنوان یک مصنوع مذهبی بررسی می کنیم مذهب به مدت زمانی طولانی مانع مستحکمی در برابر پروژه عصر روشنگری بوده است.شهر آن چنان پیوند طولانی با مدرنیسم و معاصر در اندیشه غربی ها دارد، که از آن به عنوان مکانی ، سکولار  وغیر مذهبی یاد می شود. اما شهرها همیشه منعکس کننده ودر برگیرنده کیهان شناختی بوده اند . نخستین شهرها ، تصویر جهان را در خود منعکس کرده اند و شکل جهان را نمایش داده اند . اندازه ، شکل ، جهت گیری ، موقعیت ، مکان یابی ونامگذاری شهرها با بینش عمیق تر مربوط به ارتباط بین کفر وتقدس ، پیوند خورده است شهرهای باستانی چین هم چون چانگان وپکن برروی خطوط مستطیلی شکل که به چهار جهت اصلی جهان متمایل شده ، ساخته شده اند واین شهرها تجسم گر شکل جهان بوده اند . همچنین شهر از تنوچتیتلان به شکل چهار قسمت مساوی جهان پی ریزی شده بود . چهار جهت ماوراء طبیعی در جهان شناسی ازتک ، نمایشگر کمال یافتگی جهان بوده اند . آرایش شهر وطراحی ساختمانها ، برمبنای هماهنگی باجهان وسیع بوده است .

.شهرهای اولیه ، مکان های زندگی ، تجارت وبازار ومهمتر از همه ، مکان تشریفات آیین های مذهبی وکیهانی بوده اند .

کیهان شناختی شهری سلسله مراتب اجتماعی را توجیه کرده است ، اساس بیشتر سلسله مراتب شهرها از خدایان به طبقات حاکم وسپس توده ها بود . سلسله مراتب اجتماعی از راه ساختار شکل شهر وتشریفات شهری وجه قانونی ومشروعیت پیداکرده است .

درغرب مفهوم شهر بعنوان روایت های کیهانی به وسیله ظهور شهر سوداگر ، شهر انسان گرا و اوماننست وشهر سرمایه داری تضعیف شده است.تاریخ طولانی شهر نشینی نشان دهنده جداسازی پیوسته دین وسیاست ونیز دلزدگی ونا امیدی فزاینده از شهراست . با این وجود ، هنوز مراسم ومناسک مذهبی از بین نرفته وشهر اهمیت مذهبی اش را از دست نداده است .

مفهوم شهر به عنوان یک سند مذهبی تضعیف شده ودیگر یک مصنوع مذهبی نیست(بلکه زمینه ای برای فهم جهان است ) وحتی کمتر مکانی برای مشارکت در تشریفات مهم مذهبی است ، که موجب پیوند مردم ومکان وتقدس وکفر با هم می شود .کلمه غیر مذهبی به معنای خارج شدن از اصول معبد وآتشکده است.

در طول تاریخ ، بیشترشهرها خارج از معبد وپرستشگاه شکل گرفته اند . شهر بازاری براساس طرفداری فردی نسبت به قدرت بازار است واهمیت کمی برای کیهان قائل است . مصرف وثروت نشان دهنده لایه ای سطحی از معنا وهدف است وارزش مذهبی کمی را برای احتمالات رنج وزندگی انسانی مورد توجه قرار می دهد .

بازار به جای فهم اهداف انسانی واهداف اشتراکی ، پایگاه ومنزلت اجتماعی به مابخشیده وشهر در غم انگیزترین شکل ممکن ، به مکان سردرگمی شخصی به وسطه تبلیغ جهان بی هدف وفاقد معنا تبدیل شده است .

چنین بحرانی، اصالت وجودی یک پدیده جهانی نیست . بیشتر اندیشمندان دربسیاری ازشهرهای غیرغربی ( وحتی در شهرهای غربی ) کمتر مذهب را به عنوان بینش تحریف شده یا افیون ملت می پندارند ، بلکه بیشتر به آن برحسب هویت جمعی و مخالفت با جهانی شدن توجه می کنند . شهر فرا استعماری بیشتر به هر مذهبی تبدیل شده است . اجتماعات دینی جدید به بسیاری از شهرها به عنوان اماکن مراسم مذهبی تحرک بخشیده اند .شهر پست مدرن مکانی برای تنوع کیهان شناختی مذهبی است

شهر اشتراکی وتعاونی

شهرها مکان های کاربری اشتراکی ، استفاده جمعی ودیدگاههای جامعه مدنی هستند . شهرها دارای فضاهایی تقسیم شده ، فضاهایی موازی، پروژه های مشترک ، اثرات محله ای و پیامدهای مثبت ومنفی اند. سازماندهی این پروژه های اشتراکی در طول زمان ودر فضا ومکان متفاوت است . بطور خلاصه دو نمونه از آنها را بررسی  می شود . خدمات وکالای جمعی واشتراکی وعقیده جامعه مدنی .

شهر ، مکان و مجالی برای تهیه ومصرف خدمات وکالاهای اشتراکی است ، این کالاها وخدمات از راه تهیه خصوصی وعمومی ، مصرف عمومی وخصوصی سازماندهی می شوند . این چهار مورد به ساختار اساسی ، شهر شکل بخشیده اند . نمونه حمل ونقل را در نظر بگیرید ، که هم به وسیله دولت وهم بازار فراهم می شود ( با وجودی که در بیشتر موارد پروژه های کلان و طولانی مدت وسرمایه بر، از قبیل ساخت بزرگراه واتوبان ها یا سیستم حمل ونقل انبوه ، توسط  دولت مدیریت واداره می شود )  بازار از ساخت چنین پروژه های بزرگ وبلندمدت ریسک آمیز امتناع می ورزد . مصرف می تواند از بسیار خصوصی ( هم چون خودروها ) تا بسیار عمومی(هم چون مترویا اتوبوس ها ) متفاوت باشد . در سراسر جهان ، تغییر از مصرف عمومی به سمت مصرف خصوصی حرکت می کند و این موضوع با گرایش های  فردگرایی واضمحلال تعهدات مدنی توام است . تقسیمات این ها بسیار بیشتر از شیوه های جایگزین مربوط به تهیه ویا مصرف کالاها و خدمات پیچیده تر است : آنها کانون های مجادلات اساسی در مورد قراردادهای اجتماعی هستند .

 در سالهای اخیر انتقادهای بسیار زیادی به منظور تضعیف تهیه عمومی کالاها وخدمات اشتراکی صورت گرفته است . امروزه مباحث تهیه ومصرف اشتراکی ، از رونق افتاده اند . شهرهای سوسیالیستی منجر به تضعیف و زوال  قدرت  بازار به منظور تاثیر بر پیامدهای فضایی و اجتماعی شده اند . شکست کمونیسم ، اضمحلال بلوک غرب و شکست آشکار دستورکار سوسیالیسم مبنی بر انبار کالاهای عمومی ، منجر به از بین رفتن عقیده اشتراکی وتاثیر آن بر پیامدهای فضایی واجتماعی شده است .بدون تردید زوال واز بین رفتن عقیده اشتراکی ، مانع از پذیرش مسئولیت هزینه ها وسرمایه گذاری و تاثیرات بزرگ دولت ها بر زندگی مردم نشده است .

پایان سخن

همانگونه که در قوق اشاره شد شهری قابل زندگی است که دارای پارامترهای ذکرشده باشد یا بعبارت دیگر شهریک سازمان اجتماغی است که در یک محدوده ای شکل گرفته و یا بنا شده است . کالبد شهرها از تشکیلات سازمانی و اجتماعی فرم میگیرند وتوسعه می آبند  .

زمانی که سخن از شهری با یک هویت وشخصیت می شود  در واقع سخن از سازمان اجتماعی آن شهر می شود . شهرهای خاموش شهرهائی هستند که فاقد تشکیلات وسازمان اجتماعی هستند . با توسعه فیزیکی شهرها  نمیتوان ان شهر را شهری بزرگ نامید همانگونه که در تشکیلات اجتماعی شهرها کلان شهر ها یکی از ان میباشند که این شهرها دارای تشکیلات وسازمان اجتماعی وضوابط مربوطه هستند.
در خاتمه می توان به طورقاطع بیان نمود که نوع شهر و شخصیت و تشکیلات و سازمان اجتماعی هر شهری معرف آن شهر می باشد .

بیژن  علی آبادی

مجموعه مقالات مرتبط : شهر کالبد است یا سازمان اجتماعی؟    
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید