Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :4349

از قصر ابونصر،تا تخت جمشید (مقالات گذشته : 1357)

بر روی پیشامدگی سلسله کوه احمدی واقع در شمال شرقی جلگه شیراز تا چند سال پیش آثاری کهن قرارداشت که شیرازیان آنرا قصرابونصر مینامیدند.فاصله این پوزه کوه تا شهر شیراز در حدود یک فرسنگ یا شش کیلومتر است. رودخانه خشک و بهاره شیراز در فاصله چند متری این دماغه کوه عبور میکند و شرق آن دشت خرم و باروری است که اهالی محل آنرا دشت خضر می خوانند و در فاصله یک کیلومتری در سینه امتداد همان کوه نقوش برجسته ساسانی قرار دارد که بسبب آب فراوانی که از زیر کوه تراوش میکند و برکه و نهرهایی تشکیل میدهد به برم دلک شهرت یافته چه برم در لهجه جنوب بمعنی تالاب و استخر و چشمه آب را گویند و از کلمه ورم پهلوی گرفته شده است .

از قصر ابونصر،تا تخت جمشید

1- تصویری از آثار سنگی قصر ابونصر در کتاب فارسنامه ناصری

 اصطلاح قصر ابونصر نامی مستحدث است و طبق مدارک موجود قدمت آن از یک تا دو قرن تجاوز نمیکند. در بعضی از کتب قدیم و سیاحانی که در عصر صفوی از این محل یاد کرده اند آنرا مسجد سلیمان ذکر کرده اند.

از قصر ابونصر،تا تخت جمشید

2-تصویری از نقش برجسته های سنگهای قصر ابونصر از کتاب فارسنامه ناصری

 در فارسی نامه ناصری که در سالهای آخر قرن سیزدهم هجری قمری تالیف یافته درباره این مکان تاریخی چنین آمده:  « قصر ابونصر ... فرسخی بیشتر شرقی شیراز است . بر کوه شمال قصر ابونصر چهار درگاه هر یک از سه سنگ که در بازوی هر یک از سه ذرع شاه گذشته و پهنای هر یک ذرع و نیمی بیشتر است ودر هر دو بازوی آنها از جانب داخل دو صورت آدمی از سنگ تراشیده و این چهار درگاه بر چهار جانب عمارتی بوده که درازای هر ضلعی از آن نزدیک به دوازده ذرع است و اکنون از آن عمارت جز آن چهار درگاه چیزی باقی نیست و برسنگهائی که دیوار آن عمارت بوده و افتاده است صورت آدمی و جانوران بسیار تراشیده اند و رنگ تمام این سنگها سیاه است و تمثال آنها بزرگ ... و در داخل دره این کوه جائی است که آن را مسجد سلیمان علی نبینا و علیه السلام گویند».

از قصر ابونصر،تا تخت جمشید

3-نقاشی فرصت الدوله شیرازی از آثار قصر ابونصر، کتاب آثار عجم

 فرصت الدوله شیرازی صاحب آثار عجم که تالیف گران بهای خود را در اوائل قرن چهاردهم هجری قمری بپایان رسانده راجع به بازدید محققانه خویش از این محل می نویسد: « روز هیجدهم شهر صفرالمظفرسنه یکهزار و سیصدو هفت هجری مطابق یکهزار و هشتصدو هشتاد و نه مسیحی از شهر شیراز حرکت نمودم از دروازه مشهور به قصابخانه که در سمت جنوب شرقی شیراز واقع است بیرون آمده قریب یک فرسنگ برفتم به قصر ابونصر . قصر ابونصر یکی از امکنه ایست که مامور بودم بجهت برداشتن نقشه آن و این آثار و بناء در سمت مشرق شیراز است. بر بالای کوهی که چندان ارتفاع ندارد و سوار بسهولت میتواند بالارود. در آنجا محوطه ایست بمقدار بیست ذرع طول و بیست ذرع عرض در آن محوطه پارچه سنگهای عظیم بر زمین افتاده همه شکسته و در هم ریخته و معلوم است که در شکستن آنها تعمد کرده اند و از غرایب آنکه تمام آن سنگها سیاه است بخلاف آن کوه. معلوم میشود که سنگهای این عمارت را از جای دیگر حمل و نقل نموده در این مکان آورده و بکار برده اند از وضع و محاذات چنین مستنبط میشود که آنجا عمارتی بوده بسیار عالی تمام از سنگ براق و آن عمارت چهار در داشته بچهار سمت از آن دربها هنوز دو استوانه برپاست ارتفاع هر استوانه تقریباً پنج ذرع و عرض آن درگاه سه ذرع است و یکپارچه سنگ نیز بر سر آن دو استوانه است و بر روی دو سنگ استوانه از دو طرف صورت دو شخص را نقش نموده اند

 از قصر ابونصر،تا تخت جمشید

4-نقاشی دیگر از فرصت الدوله شیرازی مربوط به نقش برجسته های آثار سنگی قصر ابونصر،کتاب آثار عجم

یعنی حجاری کرده اند که آن صورتها ایستاده لباس بلند پر از چین در بردارند و تاجی بر سر آنهاست و در دستشان ظرفی است و در سه درب دیگر که استوانه آنها بر زمین افتاده و شکسته نیز همان صورت بوضع مذکور تعبیه حجاری شده با همان لباس و تاج و ظرف در دست و در سایر سنگهای دیگر که در آن عرصه بر زمین افتاده نیز تصویرها منقوش است از آنجمله سنگ بسیار بزرگی است که بر روی آن صورت هفت نفر را نقش کرده اند همه با لباسهای بلند پرچین مثل صورتی که بر استوانها نقش اند که مذکور شد و در دست هر یک از آن صورتهای مذکوره ظرفیست مگر اینکه در دست یک آدم دست اسبی است باینطور که دست اسبی را گرفته از زمین بلند نموده و بر دوش نهاده ولی آن نقوش از اثر باران و آفتاب بر مرور دهور منحمی شده اند خاصه چهره آنها که ناچیز و نابود گردیده و قریب باین مکان بربالای بلندی سده بسته اند ودر عقب آن سده ممر آبیرا یافتم که بکلی منهدم و مخروبست.

از قصر ابونصر،تا تخت جمشید

5- تصویر دیگری از یک نقش برجسته قصر ابونصر ، نقاشی فرصت الدوله شیرازی،کتاب آثار عجم

 اما وجه تسمیه این مکان به قصر ابونصر معلوم بر این بنده نیست که بچه مناسبت آنجا را باین اسم میخوانند همانا که این نام را در این سنوات نهاده اند بمناسبتی چند ماه قبل از این که فقیر در این مکان بیایم در یکی از کتابهای انگریزی دیدم شخص ایتالیائی نوشته بود که هنگام سیاحت در مکانی رسیدم که یکفرسنگ تا شهر شیراز مسافت داشت آنجا را دست خضرمی نامیدند و قریب بآن بر بالای کوه آثار عمارتی بود تمام از سنگ سیاه و اهالی آنجا آن مکان را مسجد سلیمان می گفتند .

از قصر ابونصر،تا تخت جمشید

6- نقشه منطقه قصر ابونصر تهیه شده توسط هیئت باستانشناسی موزه متروپولیتن

 انتهی تاریخ سیاحت آن شخص دویست سال قبل از این بوده و مرادش از مسجد سلیمان همین قصرابونصر مذکور است پس معلوم میشود که در دویست سال قبل این مکان در افواه عوام مسجد سلیمان بوده الحال قصر ابونصر و براین تسمیه هیچکدام اعتمادی نیست زیرا در این شبهه نخواهد بود که این مکان از آثار سلاطین عجمست مثل کیانی و غیر، احتمال آنکه سلیمان نامی همچنین ابونصر اسمی در اینجا آمده مرمتی نموده یا مسکن کرده بهر حال این دو اسم از مستحدثات است » . در طی دو فصل در سالهای 1311 و1313 شمسی برابر با سالهای 2491 و2493 شاهنشاهی مطابق با 1932 و 1935 میلادی از طرف موزه متروپولیتن آمریکا در این مکان باستانی کاوشهای علمی دامنه داری انجام گرفت و بدین طریق پرده از روی برخی رازهای گذشته برگرفته شد و تا حدی تاریخ این منطقه را روشن ساخت.

از قصر ابونصر،تا تخت جمشید 

7- عکس هوائی شهرک قصر ابونصر بعد از انجام کاوشهای باستانشناسی

از قصر ابونصر،تا تخت جمشید

8- تصویری از ویرانه های قصر ابونصر،کتاب قصر ابونصر نوشته ریچاردفرای

 در طی این حفریات بقایای شهرکی مربوط به زمان اشکانیان که دنباله آن تا عهد ساسانیان ادامه داشته از زیر توده های خاک بیرون آمده از جمله آثار بدست آمده سفالها، سکه ها و مهرهای بسیاری بود . بر روی یکی از سکه ها نام شیراز در وسط و ارتشیرخوره در اطراف آن خوانده شد با پیدایش و قرائت این سکه روشن شد که در این محل شهری یا شهرکی که از شهر جدید شیراز فاصله چندانی نداشته بنام شیراز قرار داشته که جزء استان اردشیرخوره و یا کوره اردشیر محسوب میگشته چنانکه میدانیم در دوره ساسانی مرکز این کوره شهر باستانی گور بوده است که بعدها در دوره اسلامی و بروایت مشهور در عهد عضدالدوله فنا خسرو به فیروزآباد شهرت یافت . پس از این دو فصل حفاری تحقیقات بیشتری در این محل صورت نگرفت تا اینکه در سالهای آشفته بعد از سوم شهریور ماه 1325 این مکان باستانی توسط عده ای از دهقانان مجاور اشغال گردید و چند خانه روستائی ساخته شد و قسمتی از سنگهای قصر ابونصر را در شالوده و دیوارخانه های روستائی مذکور بکار بردند .

از قصر ابونصر،تا تخت جمشید

9- تصویر یک درگاه سنگی مورد استفاده در یک خانه روستائی در قصرابونصر

 این وضع همچنان ادامه داشت تا اینکه حدود چهارده سال پیش که مرمت آثار هخامنشی در تخت جمشید و پاسارگاد به موسسه ایتالیائی ایزمئو واگذار گردید در مورد آثار سنگی موجود در قصر بررسی و اندازه گیری دقیقی بعمل آمد معلوم شد در زمانی نامعلوم سنگهای مذکور از تخت جمشید بدانجا انتقال یافته و در بنای عمارتی بکار رفته لذا اقدامات لازم برای بازگردانیدن سنگها بجای اصلی خود انجام گرفت اینک شرح تفصیلی این اقدام از کتاب خانم " آن بریت تیلیا" که گزارش مفصلی است درباره مرمت تخت جمشید و دیگر آثار هخامنشی در آن حوزه ذیلا آورده میشود: «در نخستین گزارش مقدماتی راجع به کارهای تعمیراتی تخت جمشید شرح مختصری درباره بررسی که در محل قصر ابونصر در 6 کیلومتری جنوب شیراز آمد آورده شد . در این محل تعدادی عناصر معماری مربوط به ساختمانهای هخامنشی در بنائی از آثار دوره ساسانی دوباره بکار رفته بود. و "هوزروسی.ک.ویلکین سن" که در سالهای اول 1935 میلادی با شرکت آپتن در محل باستانی قصر ابونصر بحفاری پرداختند همچنانکه فلاندن و کوست و شتولتره قبلا خاطرنشان ساخته بودند به شباهت بین سنگهای حجاری شده قصر ابونصر و معماری تخت جمشید اشاره کرد، و نتیجه گرفته بودند که این سنگها را باید در دوران پس از هخامنشی از یک محل هخامنشی به قصر ابونصر آورده باشند . نخستین بررسیهائی که در ماه دسامبر 1964 توسط مهندس کاربونه و تیلیا از بقایای معماری قصر ابونصر بعمل آمده و نیز مطالعات مشروح بعدی تیلیا هر گونه تردیدی نسبت به محل اصلی این بقایای سنگی را برطرف کرد و معلوم شد که قسمت اعظم آنها متعلق به اطاقهای شمالی کاخ داریوش است .

 گزارشی مشتمل بر توصیف دقیق توام با ترسیمات و عکسهائی از همه سنگهای موجود در محل که بسیاری از آنها در دیوارهای روستائی جدیدی بکار رفته بود به اداره کل باستانشناسی تسلیم گردید. در اوائل سال 1969 مقامات مربوط اجازه لازم را برای انتقال این آثار سنگی تخت جمشید صادر نمودند. در ماه آوریل همان سال درگاهی که هنوز برپا بود وهمچنین سایر قطعاتی که در حیاط روستائی قرار داشت و در آن حوالی پراکنده بود به تخت جمشید حمل گردید. این قطعات عبارت بود از یک قطعه بزرگ از یک سنگ کیلوئی ، یک سنگ سردر ، سه پایه جرز، یک سنگ آستانه و دو قطعه سنگ زیر بنا و تعدادی قطعات کوچک حجاری شده. در زمستان بعد بر اثر همکاری صمیمانه باستانشناسی شیراز این امکان حاصل شد تا قطعات سنگی که در دیوارهای خانه روستائی بکار رفته بود برداشته شود قطعه های مزبور عبارت بود از یک پایه جرز کامل، دوپایه جرز که به پنج قطعه منقسم شده بود، یک سنگ سردر، یک سنگ آستانه در که سه پاره شده بود . ده قطعه بزرگ از حجاریهای تزئینی کیلوئی از جنس سنگ سیاه و بالاخره دو ته ستون کوچک . پس از حمل به تخت جمشید تمام سنگها بکاخ داریوش برده شد . بعضی از این عناصر معماری نیازمند مرمت بود چه چندبار برای مقاصد مختلف در دهکده مصرف شده و بشدت بآنها آسیب رسیده بود و پاره ای از آنها بر اثر آتش کاملاً سیاه شده بود . مقارن با تعمیر این سنگها بررسیهائی برای تعیین جای اصلی آنها انجام گرفت.

از قصر ابونصر،تا تخت جمشید 

10-قطعه سنگ نقش دار واقع در حیاط یک خانه روستائی در قصر ابونصر.این قطعه سنگ بعد از شناسائی برای نصب در محل به تخت جمشید حمل گردیده.

 نخستین قطعاتی که در کاخ داریوش بکار رفت عبارت بود از دو سنگ آستانه در . یکی از این آستانه ها که سه قسمت شده بود معلوم گردید که متعلق به درگاهی است که بیک اطاق کوچک در گوشه شمال شرقی کاخ راه مییابد . این سنگ درست در فضای بین دو انتهای سنگهای زیربنای دوطرف ، جاگرفت. چون سنگ آستانه دیگر بزرگتر بود فقط یک محل برای آن امکان داشت زیرا فقط یک سنگ آستانه یعنی آستانه درگاه دیوار شرقی اطاق شمال غربی مفقود بود یکی از درگاه ها که از آن فقط یک جرز باقی مانده بود با یکی از جرزهای پایه ای که در حیاط روستائی قصر ابونصر بطور قائم برپا ایستاده بود و درگاهی را تشکیل میداد تکمیل یافت . یکی دیگر از این جرزها بکمک جرزی که از دیوارهای خانه روستائی بیرون آورده شده بود درگاه دیگری را بوجود آورد . تراشی که در سطح تحتانی هریک از این جرزهای پایه ای بعمل آمده بود درست با تراش روی سنگهای آستانه مطابقت داشت و همین امر بود که جای اصلی این جرزها را مشخص ساخت . . . » شرح فوق البته مفصلتر است چون همه آن در حوصله این مختصر نمی گنجید بهمین قدر اکتفا شد فقط لازم است یادآور شد که همه سنگهای انتقالی از قصر ابونصر پس از گذشت بیش از هزار سال دوباره به پیکر اصلی بنا متصل گردید .

Abonasr -pasargad -11

11- نصب سنگ نقش دار بدست آمده در قصر ابونصر در محل اصلی آن در کاخ داریوش واقع بر روی صفه تخت جمشید.

 

"از قصر ابونصرتا تخت جمشید" مقاله ای است که نخستین بار در شماره1 (بهار1357) مجله "بناهای تاریخی ایران" از انتشارات "اداره کل حفاظت آثار باستانی و بناهای تاریخی" وزارت فرهنگ و هنر به قلم زنده یاد استاد کرامت اله افسر به چاپ رسیده است وسرکار خانم مهندس شهره السادات عربشاهی آن را برای بارگذاری در سایت انجمن آماده کرده اند.



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید