تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1034

قلعه روستای خورانق

یکی از مهم ترین بخش های دیدنی شهرستان اردکانِ استان یزد، خورانق است که مرکز بخشی (با وسعت تقریبی 22000 کیاومتر مربع) به همین نام است. این روستا، در مسیر جاده اردکان به طبس و طریق الرضا قرار دارد. روستای خورانق از شمال به کوه هامانه، از جنوب به کوه خوانزاواشتری، از غرب به کوه بندر و چک چک و از مشرق به صحرا و ریگزارهای حد فاصل ساغند و خورانق محدود است. ارتفاعات خورانق در غرب روستا، جزء سه رشته کوه های مهم و مرتفع استان و در شمال شرقی آن محسوب می شود. این ارتفاعات از شمال شهر یزد تا منطقه خورانق امتداد دارد. خورانق بسیار قدیمی تر از یزد بوده و در گذشته، زرتشتیان در آن می زیسته اند. بر اساس گزارش های به جا مانده از مورخان در سال 24 هجری شمسی مصادف با دوازدهمین سال سلطنت یزگرد، از قدیمی ترین آبادی های منطقه نام برده شده که یکی از آن ها خورانق است.

قلعه خورانق برفراز تپه ای به جا مانده از دوران ساسانیان، یکی از بزرگترین قلعه های مسکونی روستایی استان یزد است و همانند نمایشگاهی است که غرفه های آن از خشت و گل ساخته شده است. این قلعه از آن مجموعه هایی است که نشانه­هایی از مقاومت، برای حفظ موجودیت و اصالت را در خود دارد. مساحت این قلعه در حدود 1/1 هکتار است و اطراف آن را حصارهایی احاطه کرده که موجب استحکام آن می شود. این بافت قدیمی تقریباً دارای بیش از 80 خانه است که بیشتر آن ها در دو یا سه طبقه، متناسب با توانایی اقتصادی و موقعیت اجتماعی قلعه نشینان، طراحی  و ساخته شده است؛ اما هم اکنون قلعه کاملاً خالی از سکنه شده است و تنها بعضی از اهالی، گاهی به خانه خود سر می زنند یا به عنوان انبار و طویله از آن استفاده می کنند؛ البته تا حدود اوایل دهه 80، هنوز دو خانوار (یکی نیز به صورت فصلی) در داخل قلعه ساکن بوده اند.

یافتن دلیل پیدایش قلعه روستای خورانق و زمان پیدایش آن، یکی از مجهول ترین مطالبی است که درباره قلعه وجود دارد؛ البته با انجام مجموعه ای از مطالعات باستان شناسی، تا حدود زیادی می توان از قدمت آن آگاه شد. با توجه به آنکه تا کنون کاوشی در این زمینه صورت نگرفته است، ناچار در این مختصر، تنها به مرور روایات تاریخی موجود پرداخته می شود. مردم خورانق، خود معتقدند که تاریخچه ایجاد قلعه به قبل از اسلام برمی گردد و سکنه آن پیش از این، گبر (پیروان دین زرتشت) بوده اند. آنها معتقدند در زمانی که انسان ها در خورانق می زیسته اند، یزد هنوز دریا بوده است!

از میان کتب تاریخی، مستوفی بافقی بیشترین قدمت را برای قلعه ذکر کرده است و آن را بیش از 4000 سال می داند. سپهری اردکانی ساخت خورانق و دو ناحیه دیگر در این منطقه را به سرداران اسکندر مقدونی نسبت می دهد؛ از این رو، بر اساس این منبع، می توان بیشترین قدمت هسته اولیه روستا را در حدود 2300 سال عنوان کرد؛ اما صفاءالسلطنه نائینی و محمدحسین بن خلف برهان، ساخت خورانق را به بهرام گور یا یکی از عمال او نسبت می دهند. بر این اساس، قدمت قلعه را می توان حداکثر چندی بیش از 1500 سال دانست. اصطخری، ابن خردادبه، ابن حوقل و مقدسی، هر یک در کتاب هایشان درباره روستای خورانق، اهالی آن، قلعه تاریخی با برج و بارویش و راه رسیدن به این روستا مطالبی نوشته اند. علاوه بر آنان ژنرال گاردن، صفاءالسطنه نائینی و ایرج افشار نیز در سفرنامه هایشان از خورانق به تفصیل یاد کرده اند.

یکی از عوامل تداوم حیات روستا و حفظ موجودیت آن، راه فارس - کرمان - یزد به مشهد بوده که روستای خورانق یکی از منزلگاه های آن به حساب می آمده است. از مهم ترین وقایع تاریخی که در خورانق رخ داده، می توان به عبور و توقف حضرت ثامن الائمه (ع) در این روستا در قرن سوم هجری اشاره کرد. درباره مسیر عبور امام رضا (ع) از مدینه تا مرو، روایات متفاوتی وجود دارد و مسیرهای متفاوتی را بیان کرده اند؛ ولی براساس تحقیقات به عمل آمده، مسیر واقعی عبور امام (ع) از دل کویر و از طریق روستای خورانق به سمت خراسان بوده است: مبدأ این خط سیر، مدینه و مقصد آن، مرو بود. مسیری که مأمون تاکید داشت حضرت رضا (ع) را از آن عبور دهد، یکی از راه های متداول آن زمان به شمار می رفت. آن راه از مدینه به بصره و از طریق سوق الاهواز به فارس و پس از آن، از کویر و بیابان میان ایالت های فارس و خراسان می گذشت و به مرو ختم می­شد.

عوامل موثر در مکان یابی و شکل گیری قلعه روستای خورانق

در پیدایش یک مجموعه زیستی عواملی چون آب، زمین، راه و امنیت، نقش وجودی پراهمیت تر و تعیین کننده تری داشته و بسته به موقعیت، یک یا چند عامل به صورت پررنگ تر و مهم تر، تاثیرگذار بوده است. یافتن مسیر حقیقی شکل گیری قلعه روستای خورانق، منوط به کشف دلیل پیدایش آن است؛ بدین معنی که شکل گیری هر آبادی برای سکنی گزیدن در مکانی خاص، می تواند دلایل متفاوتی را به طور هم زمان داشته باشد؛ اما آنچه شرط لازم شکل گیری مجموعه ای زیستی در مکانی مشخص است، دارا بودن شرایطی حداقل، برای رفع نیازهای اولیه سکونت است. امکان دسترسی به آب، امکان ایجاد امنیت، دسترسی به زمین های مناسب برای کشاورزی برای اقوام کشاورز و یا دسترسی به مراتع مناسب جهت دامداری برای دامداران، همگی باید موجود باشد تا یک مکان، قابل سکونت گردد؛ هر چند گاهی برخی مسائل ماورایی یا سیاسی، بر تمامی این نیازها پیشی می گیرد.

با وجود اینکه منطقه خورانق، سرزمینی خشک است که در حاشیه کویر مرکزی واقع شده و در زمان های معاصر، همواره با کمبود شدید آب برای فعالیت های اقتصادی (به خصوص زراعت) مواجه بوده، در حوزه آبگیر دشت کویر واقع و از جمله مکان­هایی است که امکان آب رسانی به آن، از طریق حفر قنات ممکن بوده است. یکی از مهم ترین و اصلی ترین عوامل موثر در شکل گیری روستا و نیز استقرار جمعیت در این محل خاص را باید وجود سفره غنی آب های زیرزمینی دانست؛ لذا ساکنان سخت کوش آن با حفر چاه های متعدد و ایجاد قنوات، آب را از داخل زمین به سطح آن آورده اند. همیشه نوسان جمعیت، نحوه فعالیت، نوع معیشت و سایر فعالیت ها، عمدتا تابعی از حجم آبدهی قنوات بوده است؛ بدین گونه که هرگاه آبدهی بیشتر بوده، اراضی وسیع تری به زیر کشت رفته و در نتیجه، امکان استقرار جمعیت بیشتری ایجاد شده است.

جای گیری در کنار راه های ارتباطی و در عین حال، قرارگیری در حوزه آبگیر دشت کویر، تا حدود زیادی محدوده ای را که قلعه می توانسته در آن مکان شکل بگیرد، معلوم می کند. قرارگیری در مجاورت مسیر عبور و مرور، حتی اگر از ابتدا در شکل­گیری قلعه در این مکان، موثر نبوده باشد، عامل رونق آن به خصوص از قرن چهارم تا چندی پیش بوده است. اینکه خورانق به عنوان دومین منزلگاه کاروانیان یزد به مقصد خراسان به شمار می آمده، چه از نظر تامین امنیت مسیر، به علت عبور کاروانیان و چه از نظر ایجاد امکان داد و ستد و تجارت، هر چند به صورت محدود، رونق زندگی و ثبات سرمایه را برای ساکنان قلعه فراهم می کرده است.

اما آنچه جانمایی قلعه را در این محدوده مشخص می کند، یافتن مکانی است که از یک سو قابلیت ساخت و ساز بر روی آن ممکن باشد و از سوی دیگر، موقعیتی مسلط بر نواحی اطراف داشته باشد تا بتوان از آن با سهولت بیشتر، محافظت کرد. شاید به همین دلیل باشد که قلعه خورانق بر روی تپه ای مشرف به دشت های اطراف، به خصوص در سه دامنه شمالی، جنوبی و شرقی شکل گرفته است؛ البته نسبت به دامنه غربی، در سطحی پایین تر قرار دارد و گویا به همین دلیل در بدنه غربی قلعه، خندقی وجود داشته است. قرارگیری بر روی تپه با توجه به ایجاد دید مناسب نسبت به اطراف و همچنین دشواری دسترسی از بیرون قلعه به داخل آن، امکان ایجاد امنیت را آسان می کند. جنس زمین این تپه، محکم و از جنس خاکی خاص است که محلی ها به آن «گل مور» یا «چیلو» می گویند. اگر چه این نوع خاک، در مقابل نیروی فشاری بسیار مقاوم است، می تواند حتی با ابزارهای دستی تراشیده شود. این خاصیت زمین، سبب ایجاد قابلیت هایی از ترکیب معماری و طبیعت بستر آن شده است که سازندگان قلعه بی نهایت از آن سود برده اند.

درباره تاریخ قلعه نشینی ساکنان روستا با نمود کاربردی و کالبدی فعلی قلعه، نمی توان به تاریخ دقیقی رسید؛ اما کاوش حدود چهل سال پیش باستان شناسان، به نشانه هایی از معماری پیش از اسلام در قلعه رسیده است. گفته می شود پیش از مسلمانان، زرتشتیان در این قلعه یا شکلی از آن، زندگی می کرده اند. وجود زیارتگاه چک چک زرتشتیان، قریه شمس آباد و خرابه های گبرها در نزدیکی خورانق، صحه ای بر این مطلب است. حتی با این فرض که زرتشتیان ساکن این منطقه، در جایی خارج از محدوده قلعه کنونی، ساکن بوده و در دوره زمانی خاصی، به سمت محل کنونی قلعه آمده اند، بر اساس شواهد موجود، می توان این احتمال را داد که موقعیت سابق محل قرار گیری روستا، نقطه ای تقریباً در فاصله 3 یا 4 هزار متری قلعه و در جنوب شرقی آن بوده است. از جمله این شواهد می توان به وجود دهانه های قنات های بایر و بقایای شکلی از دخمه زرتشتیان در این موقعیت اشاره کرد. احتمالاً بعد از آن به دلیلی نامشخص ساکنان به سمت قلعه کنونی مهاجرت کرده و تا مدت ها در آن ساکن بوده اند.

قلعه خورانق در طول حیات خود، یا به عبارتی حداقل بخشی از تاریخ آن، که برای ما قابل تشخیص است، دچار تغییرات درون کالبدی جدی نشده؛ بلکه تحول آن به شکل بیرون کالبدی بوده و تغییرات درونی، محدود و بیشتر برای هماهنگ ساختن با زندگی روز بوده است؛ یعنی نظام کالبدی و رفتاری قلعه و ساکنان آن چنان تعریف شده و قانونمند و در عین حال، مقتدر و با شکوه بوده که نفوذ در آن و یا همساز کردن بخشی از آن زندگی و رفتار جدید غیر ممکن بوده؛ لذا اگر چه قلعه لحظه به لحظه از افراد خالی شده است، از اصالت و معنای کالبدی آن کاسته نشده و به راحتی می توان با دیدن کالبد آن، به نوع زندگی و رفتار ساکنان، که بسیار هم خاص است، رسید.

اگرچه بر نظام داخلی قلعه خورانق، تا حد زیادی روابط یک جامعه پایدار حاکم بوده است، عاملی چون نبودن امنیت کافی و نیاز به حفاظت، عامل اصلی زندگی در داخل قلعه است؛ اما عوامل متعددی، زندگی در داخل خانه های قلعه را تحت تاثیر خود قرار داده و باعث به وجود آمدن تغییراتی در آن شده است؛ البته این عوامل، در محیط یا خط بیرونی و کلیت آن، تغییر و تحولات جدی ای وارد نکرده و اتفاقات متاخر با فاصله از بدنه صورت گرفته است. بدین صورت که اهالی به جای برهم زدن کالبد قلعه، تصمیم به ترک آن کرده اند.

اولین عاملی که سبب خروج ساکنان از داخل قلعه گردیده، برقرارشدن امنیت نسبی در دوره پهلوی اول، در اطراف قلعه است. با توجه به این موضوع، ساکنان قلعه در جست و جوی کیفیت هایی که در داخل قلعه قابل دستیابی نبود، شروع به ساختن خانه هایی جدید در اطراف قلعه کردند. این مهاجرت درون روستایی از حدود 1320ش با سرعتی طبیعی و از سر نیازی معمول، که از سوی ساکنان احساس می شد، آغاز گردید.

در این واحدها اهالی به ساختن خانه هایی پرداختند که علاوه بر اینکه بسیاری از کیفیت ها و ویژگی های معماری قلعه را دارد، در آن به دنبال کیفیت های دیگری بودند که در قلعه، امکان شکل گیری آن وجود نداشت. خانه هایی به مراتب بزرگ تر از قبل، با حیاط هایی بزرگ تر نسبت به نمونه های موجود، دارای ایوان و اتاق های متعدد، پاسخی در خور به این کوشش بوده است. این خانه ها یک یا دو طبقه هستند و اتاق ها در گرداگرد و یا در یک سوی حیاط اصلی قرار گرفته اند. ردّپای معماری خانه های یزد را می توان در این خانه ها دید.

مرحله دوم مهاجرت از داخل قلعه به بیرون قلعه پس از انقلاب و تقریباً از حدود سال 1360، به دلیل تخریب اماکن مسکونی داخل قلعه، افزایش جمعیت و کمبود زمین، از طرف بخشداری خورانق و با حمایت نیروهای جهاد سازندگی، صورت گرفت. با بینشی که در آن برهه تاریخی نسبت به آبادکردن روستاها وجود داشت، اهالی ساکن در قلعه با دریافت وام هایی، تشویق به ترک قلعه و ساخت خانه های جدید در سوی دیگر جاده شدند. در این خانه ها به شدت، تلاش برای خانه سازی مشابه خانه های مدرن شهرها دیده می شود. این خانه ها در غرب جاده قدیم یزد - طبس براساس یک شبکه شطرنجی شهری در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و کمتر آثاری از لطایف و ظرایف خانه های قلعه یا حتی یک خانه کویری در آن ها دیده می شود. با توجه به آنکه مرحله دوم مهاجرت از قلعه بسیار سریع و به دلیل محرک های خارجی صورت گرفته، از یک سو منجر به متروک شدن قلعه و از سوی دیگر، همان گونه که گفته شد، سبب ایجاد بافتی بیگانه با محیط و نامرغوب، در آن سوی جاده شده است.

بررسی و نوشته: پیروز حناچی، فهیمه آرمان
فصلنامه مطالعات معماری ایران - شماره 4-زمستان 92
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

استان مرتبط : یزد  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید