Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3794

لاله زار- عرصه تفرج، از باغ تا خیابان

شکل گیری خیابان به سبک اروپایی در دوره ناصرالدین شاه

(مقالات گذشته - تابستان 1387)

گسترش روتبط ایران با غرب در زمان ناصرالدین شاه ، زمینه را برای ورود افکار، الگوها و اشیاء فرنگی باز کرد. گرته برداری از الگوهای فرنگی در شهرسازی خود را در طرح توسعه شهر تهران و تبدیل آن به دارالخلافه ناصری و ایجاد فضاهایی با حال و هوای فرنگی نمایاند. خیابان لاله زار که در بخشی از باغ لاله زار(باغ تفرجگاهی سلطنتی بیرون شهری دوران فتحعلیشاه ) ایجاد گردید، از جمله شاخص ترین این فضاها است. این خیابان با تجهیز شدن به تاسیسات جدید شهری و آراسته شدن با سبک های جدید معماری و فراهم آوردن مکانی نو، دروازه ای به غرب و ویترین نمایش نووارگی شد. نمودهای زندگی مدرن شهری مانند پارک و باغ وحش که مفهوم اوقات فراغت را به گونه ای نو مطرح می کردند، در آن ایجاد شدند. تجهیزات نوین مثل چراغ گاز و واگن اسبی شباهت شکلی آن را با نمونه های اروپایی کاملتر کردند. هرچند مقصودی مشابه شهر اروپایی از ایجادشان دنبال نمی شد. حضور زنان برای تفرج و گردش آغاز عصر جدیدی در حیات شهری بود که تا آن زمان بی سابقه بود. این مقاله شرح ظهور خیابان لاله زار در دوران ناصری و خصوصیات آن را از جنبه های گوناگون کالبدی، فضایی و حیات شهری است.

اولین تلاش ها برای کسب دستاوردهای تمدن غرب در دوران مدرن به زمان ولایتعهدی عباس میرزا و تصمیم وی برای فرستادن دانشجویان به فرنگ جهت کسب دانش نوین می رسد. اما تا زمان ناصرالدین شاه این دستاوردها در حوزه شهری نمود روشنی نمی یابد(1). در واقع در دوره طولانی سلطنت وی ، اولین گام ها در جهت تجدید سازمان شهر تهران به « آیین» شهرهای اروپایی با برداشته شدن حصار شاه طهماسبی و گنجاندن حاشیه های پرجمعیت شهر در درون حصار جدید برداشته می شود تا در رقابت با استامبول مرکز خلافت عثمانی، دارالخلافه ناصری - مرکز سلطنت شیعی- شکل بگیرد. با سفر ناصرالدین شاه به فرنگ و مشاهده دستاوردهای مدرنیته که اغواکننده ترین تجلی خود را در فضای شهری باز می نمایاند، ایجاد فضاها و نهادهایی به اطوار فرنگی در دستور کار قرار می گیرد. بخشی از مهم ترین این گونه فضاه و نهادها در اراضی خاصه و خالصه ساخته می شود. باغ لاله زار نیز که یکی از فضاهای تفریحی بیرون شهری دربار قاجار از زمان فتحعلیشاه بود، در این تغییر و تحول، به سبب نزدیکی به تهران و قرار گرفتن در درون محدوده دارالخلافه ناصری به یکی از عرصه های مهم برای ایجاد نهادها و فضاهای مدرن شهری به « شیوه » غربی تبدیل می شود.

در این مقاله با بررسی سیر تحول باغ لاله زار از زمان ساخته شدن آن و مشخص کردن خصوصیات کالبدی، کارکردی و فضایی آن ،چگونگی ایجاد خیابان لاله زار و سایر نهادهای مدرن در محوطه باغ و پیرامون آن نشان داده می شود. این بررسی آشکار می کند که خیابان لاله زار فضایی با روحیه فرنگی مابانه و بازنمود تاثیراتی است که در برخورد با خیابان های محصول دوران مدرن و از آن جمله شانزه لیزه گرفته شده است.

لاله زار: باغی بیرون از حصار

باغ لاله زار از فضاهای ساخته شده در زمان فتحعلی شاه قاجار و نزدیکترین باغ سلطنتی به شهر تهران، بیرون از حصار شاه طهماسبی بود. این که باغ در چه زمانی ساخته شده روشن نیست، اما در سال 1154ه.ش. (1222 ه.ق.) زمانی که نگارستان را می ساختند(2)، ژنرال گاردان به تهران می آید و در باغ لاله زار اسکان می یابد (کریمان، 1355، 205). به دیگر سخن، این باغ برون شهری قبل از 1190 ه.ش. وجود داشته است .

دسترسی به باغ لاله زار از طریق دروازه دولت در شمال ارگ بود. این باغ چنان که از بررسی نقشه سال 1826 میلادی (1205 شمسی) برمی آید، در مقایسه با باغ نگارستان باغی کوچک است که با تعدادی جالیز با چپر محصور شده است(مهریار ، 1378، 150-151).

Lalezar -1 

این باغ، مکان تفرج و تفریح شاه قاجار بود. فتحعلی شاه و محمد میرزا فرزند عباس میرزا سواره از ارگ برای گردش به باغ لاله زار می رفتند (نجمی، 1370، 30)، چون همیشه و در ایام سیزده بدر به عنوان عرصه ای برون شهری مکانی برای شادمانی ها و جشن های خصوصی دربار بود (تکمیل همایون، 1378). اعتماد السلطنه در خاطرات خود می نویسد: [به] لاله زار رفتم که آنجا را حاضر کنم، بلکه شاه آنجا تشریف بیاورند (اعتماد السلطنه، 1356،55). به جزشاه « اعیان و رجال و بزرگان قوم» نیز در «روزهای تعطیل و گاهی عصرها سواره با کالسکه به آنجا می رفتند و گشت و گذاری می کردند (نجمی، 1356،156). باغ لاله زار در عین حال محل اقامت موقت درباریان نیز بود. مثلا قائم مقام فراهانی قبل از این که به باغ نگارستان فرا خوانده شود و به قتل برسد در باغ لاله زار اقامت می داشت(هدایت، 1339،164).از نمایندگان ممالک خارجی نیز در باغ لاله زار پذیرایی می شد و همان طور که در بالا گفته شد، ژنرال گاردان در آن اقامت داشته و پس از آن مامورین انگلیس، اطریش و غیره(کریمان،1355، 205)در آنجا اقامت گزیده بودند. برای پذیرایی از نمایندگان و سفرای خارجی« چندین جایگاه آبرومند و مناسب» در باغ ساخته شده بود(نجمی، 1356، 156).

Lalezar -2 

باغ لاله زار در مناسبت های دیگر نیز مورد استفاده دربار قرار می گرفت. مثلا در مراسم فوت محمد شاه جسد وی را از قصر محمدیه به آنجا آورده و مراسم سوگواری را در باغ لاله زار انجام می دهند(هدایت، 1339، 354)، یا در مراسم ازدواج ناصرالدین میرزا، عروس را که در باغ لاله زار بود، سوار مرکب کرده و در معیت امرا و شاهزادگان به نگارستان می آورند. در واقع دراین دوره باغ لاله زار باغی است تفریحی که هرچند جایگاه و موقعیت باغ نگارستان را به عنوان باغ نشستنگاه سلطنتی خارج از حصار شهر ندارد(3). اما به عنوان باغ تفرجگاهی سلطنتی و نیز اقامت موقت مهمانان دربار مورد استفاده است. در این زمان باغ لاله زار« باغ خالصه پردار و درخت مصفایی» است که « لاله های خودرو در آن می روییده و با نرده های چوبی اش از جمله تفرجگاه ها به حساب می آمده است» (شهری، 1383، 276).

ازدیاد جمعیت تهران تا زمان ناصرالدین شاه و گسترش خودانگیخته شهر در خارج از حصار شاه طهماسبی موجب می شود تا در سال 1284 ه.ق. (1250 ه. ش .) به دستور ناصرالدین شاه حصار تخریب شده،شهر از چهارسوی گسترش یافته و باروی جدید هشت ضلعی ساخته می شود و از این سبب محلات برون شهری نیز داخل شهر قرار می گیرد و تهران که در رقابت با استامبول دارالخلافه عثمانی بود، دارالخلافه ناصری نام می گیرد. با این گسترش، باغ لاله زار همراه با باغ نگارستان- نزدیک ترین باغ های سلطنتی به حصار تهران- در شهر و باروی جدید قرار گرفته و نقش تفرجگاه درون شهری می یابند. بدین ترتیب باغ لاله زار و باغ نگارستان، دگردیسی خود را از فضاهای خصوصی و عرصه برون شهری درباری به فضای نیمه خصوصی و نیمه عمومی درون شهری آغاز می کنند و تعریفی نو در عرصه شهر را جستجو می کنند. شهری که بر آن است که از این پس حال و هوایی فرنگی یابد.

Lalezar -3 

طرح جدید شهر تهران، انگاره ای تازه برای خیابان بندی شهر رقم می زند، انگاره ای مبتنی بر خطوط قائم الزاویه. چهره شهر تغییری جدی می یابد و آرایشی فرنگی به خود می گیرد. چنان که اعتماد السلطنه می نویسد:

«... و دیگر،  خیابان های دارالخلافه است که چهار خط آن به شکل مربع ابنیه ارگ مبارک را در میان گرفته و مربع دیگر به هزاران بار از آن بزرگ تر خود شهر طهران قدیم را احاطه کرده است و از این هشت خط مزبور خیابان های دیگر بریده و به جمیع دروازه های دوازده گانه دارالخلافه ناصری کشیده شده است... و بر دو کرانه غالب این شوارع بیشمار همه جا غرس اشجار شده و حفر انهار گردیده است... و مابین تمامی این خطوط خیابان بیرونی و درونی به دست مهندسان چابک و قیمان چالاک بر آئین معابر عامه اروپا « شوسه» شده است. همه جا عراده می رود و کالسکه می گردد» (اعتماد السلطنه ، 1363، 88).

با این تعریف و پیدایی « معابر عامه شوسه» ، عبور عراده و کالسکه چهره ای دیگر به شهر می بخشد. « مهندسان چابک و قیمان چالاک» شهر فرنگی مآب را تدارک می بینند و برآنند تا چهره ای فرنگی به شهر بدهند،حصار جدید به شیوه حصارهای شهرهای اروپایی ریخته می شود و خیابان بندی و تسطیح معابر و ایجاد تجهیزات شهری مثل گاز نیز دردستور کار قرار می گیرد.

گسترش شهر به سوی شمال، علاوه بر آن که سازمان فضایی ارگ سلطنتی را دگرگون می کند و خیابانهای جدید فرنگی را از اطرف آن عبور می دهد با ایجاد محله ای جدید در مناطق شمالی شهر همراه است که در اثر بزرگ شدن حصار در داخل آن قرار گرفته: محله دولت: محله سکونت اروپاییان، استقرار سفارتخانه ها و اعیان و درباریان، محله ای برای سکونت فرنگیان و تجددطلبان ایرانی. ناصرالدین شاه در سال 1873 میلادی (1252 شمسی) به تشویق صدراعظم خود میرزا حسین خان سپهسالار به فرنگ می رود، در آنجا به ویژه در پاریس استقبال شایانی از وی می شود و با مراسم باشکوهی در شانزه لیزه که با حرکت« دستهای فیل در پیشاپیش موکب همایونی» (امانت ، 1383، 556)همراه است، ورود او را گرامی می دارند.

این مراسم چنان در وی اثر نهاد که در بازگشت درصدد« تشکیل شانزه لیزه ای در پایتخت برآمد» (شهری،1383، 276). خیابان لاله زار در باغ لاله زار احداث می شود و باغ لاله زار به نود هزار تومان فروخته می شود(4) (هدایت، 1375،5).برای عبور خیابان حصار و نرده های باغ خراب کرده و درختان آن بریده می شوند و زمین های آن میان اطرافیان شاه تقسیم میشود و در این میان بخش قابل توجهی نصیب میرزا علی اصغرخان اتابک (صدراعظم) می شود(شهری، 1383،276).

ایجاد خیابانی با حال و هوای شانزه لیزه ، نشان از تجدد طلبی دولت قاجار و دلبستگی به فضاهای شهری فرنگی (اروپایی)دارد. خیابانی برای آمد و شد تجددطلبان و دیگر مردمانی که میل به دیدن فضایی دیگر گونه دارند و این شروعی است برای ایجاد زندگی شهری در خیابان. شانزه لیزه در پاریس جدید مکانی برای جاری شدن زندگی شهری و به صحنه درآمدن نمایش های شهری است که بازیگران آن مردمان عادی شهر یعنی شهروندان هستند. خیابان تازه احداث شده در باغ لاله زار می خواهد چنین عرصه ای را در شهر تهران تدارک ببیند. برای ایجاد این خیابان از زمین های خالی بیرون باغ لاله زار استفاده نمی شود(چنانچه از تطبیق نقشه های تهیه شده در آن دوران حاصل می شود)، بلکه بخشی از باغ لاله زار که عملکرد گذشته خود را از دست داده و دیگر در زندگی دربار نقشی ندارد، تبدیل به خیابان می شود. اگر هوسمان در بازسازی پاریس قصد بر آن داشت که پاریس را برای گردش کالا و سرمایه فتح مجدد و آن را برای سرمایه داری نوپا مهیا کند، در این جا دولت قاجار فارغ از اندیشه های تولیدی، در پی تقلیدی ساده انگارانه از نقش جدید و تجددطلبانه خیابان است گو اینکه نمی توان بحث سوداگرانه و سودآوری مالی دولت را از نظر دورداشت. زمین باغ که اینک در درون محدوده شهر و در کنار خیابان جدید قرار می گیرد به عنوان کالایی پرسود برای چاکران و مخلصان دولت قاجار مطرح شده و در چرخه سوداگری زمین شهری قرار می گیرد. امری نو در اقتصاد شهری به وقوع می پیوندد . نکته ای که سرنوشت بسیاری از اراضی و باغات مرغوب تهران در سال های بعد تا هنوز را نیز رقم می زند. با گسترش و ایجاد محله جدید دولت در شمال شهر، جابه جایی مرکز شهر(از سبزه میدان به میدان توپخانه) و به زیرساخت و ساز رفتن باغ های برون شهری قدیم، که نقش تفرجگاه های ییلاقی بلافصل شهر را برعهده داشتند(5)، دو باغ نگارستان و لاله زار عملکردهای دیگری می یابند. باغ نگارستان نقش دیوانی و حکومتی می یابد(تکمیل همایون، 1378، 36)و مدتی نیز در سال 1298 ه.ق. (1264 ه.ش.) مکان تبعید مظفرالدین میرزای ولیعهد به دلیل سوء عملش در فتنه عبیدالله کرد در آذربایجان می شود (اعتماد السلطنه، 1356) در باغ لاله زار نیز« وسایل تفریح و تماشا فراهم» (نجمی ، 1356، 156)می آید. در قسمت شرقی باغ ، باغ وحشی ایجاد می شود. که در آن بسیاری از درندگان و « جانوران جنگل و جبال و صحاری و الوان طیور و انواع و حوش را در حرزهای حصین و قفس های آهنین» نگه می دارند(سیفی فمی ، 1369 به نقل از مآثر و الآثار ، باب هشتم، 98). هدف از ایجاد باغ وحش بنا به گفته اعتمادالسطنه در ابتدا برای نگهداری « طیور و وحوش... برای تعلیم و تعلم علوم طبیعی» (اعتمادالسلطنه، 1367، 1483)است اما بعدا جنبه تفریحی آن غالب شده و در آنجا برای مردم نمایش های جالبی از حیوانات وحشی رام شده از قبیل شیر و فیل و انواع میمون ها می دهند(نجمی،1356،156).به دستور کامران میرزا نایب السلطنه تهران در روزهای عیدو جشن مثل عید قربان و چهارشنبه آخر سال یا چهارشنبه سوری در نزدیک استخر فراخ و پهناور باغ وحش افراد دسته موزیک فوج مخصوص او آهنگ های ویژه ای اجرا می کردند و باغ لاله زار « مجمع اهل دل و ارباب هوا و هوس مشتاقان سیروتماشا» می شد(سیفی فمی، 1369، 151)بدین ترتیب باغ لاله زار در بخش شرقی خود تبدیل به پارک عمومی و محل باغ وحش می شود. عناصری کاملا نو در شهر تجددطلب آن روزگاران.

لاله زار خیابان متجددان و تجددطلبان

خیابان لاله زار که در سمت شرقی خود پارک تازه تاسیس را دارد و در سمت غربی خود دیگر کاربری های شهری را تدارک می بیند، میل آن دارد که حال و هوایی از خیابان های اروپایی به خصوص شانزه لیزه را تداعی کند. و هم از این سبب کارکردها، کاربری ها و تاسیساتی در آن جای می گیرند که بتوانند خاطره ای از خیابان های اروپایی را زنده کنند،با ویژگی هایی از این دست:

الف- ویژگی های کالبدی

1- دگرگونی کالبدی و شکلیک


در اولین اقدامات پس از احداث خیابان، چون سنت کهن خیابان سازی در ایران، در دو سوی آن درخت کاشته می شود و جوی های آب جاری می شوند(6). چنان که اورسل می گوید: « خیابان (دولت) [فردوسی] و خیابان (لاله زار) نیز که هر دو خیابان های درازی است، به میدان توپخانه منتهی می شود. این خیابان ها خوب سنگفرش شده و در طول جویباری که در دو طرف خیابان جاری است، درختان فراوانی کاشته بودند. در نزدیکی خیابان های مذکور باغ های باصفای سلطنتی واقع شده که بر زیبایی منظره این قسمت بسی افزوده است»(7) (اورسل ، 1353، 110). در امتداد خیابان و روبروی خانه دکتر تولوزان باغچه عمویم زیبایی(در شمال شرق خیابان لاله زار) تعبیه می شود که به گفته اورسل روی یک بنای مدور کوچک در داخل این پارک،مجسمه ای از نیم تنه ناصرالدین شاه را می گذارند(همان، 111).(8) هرچند مجسمه خیلی زود از روی سکو برداشته می شود و سکو خالی باقی می ماند(همان). ممنوعیت تندیس و تندیس سازی در اندیشه ایران دوران اسلامی سبب حذف تندیس از فضای شهری آن روزگار میشود و برعکس،انطباق مفهوم پارک با باغ عمومی سبب پذیرش آن در پهنه شهر می گردد.

Lalezar -4

با وجود این که باغ لاله زار متعلق به شاه بوده و خیابان لاله زار در درون آن احداث می شود، این سوال مطرح می شود که چرا چون الگوی اروپایی آن یعنی شانزه لیزه خیابانی عریض شکل نگرفته است و لاله زار خیابانی با عرض نسبتا باریک است؟ (9)در اولین نگاه شباهتی  بین بلوار شانزه لیزه با معابر وسیع میانی و معابر کناری آن و خیابان لاله زار وجود ندارد. ولی آنچه شاه قاجار در پی آن بود نه مفهوم کالبدی که معنای فضایی و روانی خیابان شانزه لیزه بود. او حال وهوای خیابان را در سرداشت و نه شکل کالبدی آن را. در جانب شرقی خیابان، باغ لاله زار قرار گرفته است. در جانب غربی در ابتدای خیابان مغازه ای احداث می شود، اما بعد از آن خانه های متعلق به دولتمندان و خارجیان است که محوطه غربی کنار خیابان را اشغال می کند. این خانه ها با « سردرها و ازاره هایی که با آجرهای سنگ نما ساخته شده» و با «بامهای شیروانی» که « تا آن زمان رایج نبود (سیفی فمی تفرشی، 1369، 106)زیبایی شناسی جدیدی را در مقیاس شهری مطرح می کنند و خط آسمان و خط زمین تازه ای رادر کناره خیابان تعریف می کنند که تا آن زمان بی سابقه است و شکل و شمایلی فرنگی دارد.


هرچند بدنه خیابان که به مرور شکل گرفته مانند شانزه لیزه از اسلوب واحدی پیروی نمی کند و معماری متنوعی دارد(بردو وستون، 1368، 76).

2-چراغ گاز و زندگی شبانه

Lalezar -5

خیابان لاله زار را با چراغ های گاز روشن می کنند، تا زندگی شبانه شهری نیز برای نخستین بار در شهر ایرانی تجربه شود. این نکته ای است که اورسل در 1883 میلادی(1262 شمسی) از آن یاد کرده است (اورسل، 1353، 103)ودر گزارشی که یک سیاح روس در بازدید از تهران در سال 1887 میلادی (1305 ه.ق. 1266 شمسی) دارد، نیز به روشن شدن برخی محلات با چراغ گاز اشاره شده است(گزارش ایران، 1363، 30). اعتماد السلطنه در این مورد در سال 1298 ه.ق. (1264 ه.ش) چنین می نویسد:


« امروز... چراغ گاز باید مفتوح شود و شاه در افتتاح حضور به هم رسانند. چراغ مفتوح شد. تشریفات فراهم آمد، شاه نرفت. تفصیل اینست: در سفر دوم فرنگ شاه میل کردند که در طهران ایجاد چراغ گاز شود بسبک فرنگستان. اما از کیسه خود خرج نفرمایند. بنا شد ثلثی از مخارج را سپهسالار بدهد، ثلث دیگر را امین الملک ، ثلثی شاه. امین الملک که به بردن منفعت جزئی در پیدا کردن شخصی موسوم به فابیوس بواتال خود را کنار کشید. شاه بیست و چهار هزار تومان، سپهسالار بگفته خود هفتادهزار تومان بدفعات مختلف، فابیوس هم وعده روشن کردن چراغ مذکور را دادند و از عهده برنیامد. بالاخره تاکیدات بلکه تهدیدات تا روز افتتاح شنبه یازدهم مقرر شد. معتمدالملک که از طرف سپهسالار حاکم خراسان مناسبت برادری و سمت وکالت دارد در طهران است. تشریفات زیاد از هر قبیل فراهم آوردند. میدان توپخانه را آرایش دادند. بیرق زدند. چادرها افراشتند. موزیکانچیان اخبار دادند. وجه نقد و شالی هم بجهت پیشکش آستان پادشاهی حاضر کردند... علی الغفله موقوف فرمودند... و شاهزاده ها را مامور افتتاح فرمودند و خود نرفتند... معروف است که نایب السلطنه بواسطه عداوت با سپه سالار و کنت بجهت دشمنی که با شخص فابیوس دارند شاه را ترسانده بودند که جمعیت و ازدحام زیاد است. اگر تشریف بیاورید بیم خطر است« (اعتمادالسلطنه، 1356، 119) به نظر می رسد خیابان جدید با مفهوم تجددطلبانه خود در میان مردم شهر جای خود را باز کرده است. جمعیت زیاد و ازدحام، آمد و شد، واقعه ها و حادثه ها؛ خیابان در شروع خود حال و هوایی این چنین را می نمایاند و دولت خود مشوق این امر است. حیات مدنی در مفهوم غربی در تعارض با مفهوم« کورباش،دورباش» شرقی قرار می گیرد و شاه در عرصه عمومی حضور نمی یابد . عرصه عمومی طلب شده از بالا، به هنگام تولد خود موجب هراس آفریننده اش می شود.

Lalezar -6 

مفهوم حیات شبانه در شهر اروپایی سبب ایجاد چراغ گاز به عنوان بخشی از نوپردازی (مدرنیزاسیون) از بالا مطرح می شود. حضور مردمان در زندگی شبانه شهر گو اینکه با ضرورت های زندگی شهری مردمان و جریان تولید ایران آن روز در تعارض است و به عنوان امری حاشیه ای و خارج از عرف و ضرورت ها تلقی می شود و امکان وقوع آن،مردمان را به بهره برداری از آن وا می دارد. اما چون همیشه ، به سبب آن که مردمان در ضرورت تولید فضای شهری دخالتی ندارندو آن را امری دولتی می پندارند ، خود را در چگونگی استفاده و مدیریت و نگهداری آن دخیل ندیده و در مواردی بسیار در آسیب رساندن به تاسیسات و تجهیزات آن نیز مؤثر می افتند و سبب می گردند تا .... » لوله های فانوس های خیابان توسط اهالی قطع و خراب و روشنایی آن منحصر به اندرون و حیاط های آن گردد» (شهری، 1383، 224). تاکید بر نوپردازی از بالا و عدم درک این امر هم از سوی مردمان و هم از سوی مسئولان سبب ساز نبود مدیریت و نگهداری فضای شهری و از کار افتادن تجهیزات، فرسودگی و در نتیجه عدم کارآیی آنها می شود. گرترود بل در توصیفی که از وضعیت چراغ ها می کند، می نویسد: « تیرهای کج چراغ ها با حالتی ناخوشایند و پرخاشگر در مقابل شکل مخصوص زندگی مردم مشرق زمین قرار گرفته اند» (گرترود بل، به نقل از تکمیل همایون، 1378، 35). به نظر می رسد که این سیاح به خوبی دریافته است که نوپردازی (مدرنیزاسیون) از بالا و عدم درک ضرورت آن از سوی جامعه چگونه به ناهنجاری های کالبدی می انجامد. او به خوبی تعارض بین زندگی شهری معمول در ایران آن روز، نمادهای کالبدی شهر اروپایی را دریافته است. نمادها و عناصری که برای تلفیق و ترکیب با زندگی روزمره مردمان نیاز به زمان دارند. اندکی بعد« چراغ های نفتی را به طور موقت و نامطمئن بر آنها[پایه های چراغ گاز] قرار می دهند (کرزن، 1349، 407).

با پیدایی زندگی شبانه شهری و در غیبت این نوع زندگی جمعی شبانه در فرهنگ سرزمینی و در زمانه خود، تعارض اصلی در چگونگی گذران اوقات فراغت مردمان شهر آغاز می گردد. نحوه استفاده از زمان دگرگون می شود- مفهومی پایه ای در شهر تجددطلب- گو اینکه هیچ ضرورت تولیدی دگرگونی مفهوم زمان را در ایران آن روزگار طرح نمی کند، هیچ ضرورت اجتماعی این تغییر را طلب نمی کند، هیچ فعالیت فرهنگی و یا اقتصادی امتداد زندگی روزانه در طول شب را خواستار نیست ولی طعم و مزه زندگی شبانه شهری در شهر تجدد طلب احساس شده است، با اینکه زندگی شبانه در مفهوم اروپایی آن هنوز جایی برای تبلور یافتن ندارد، حضور مردمان تا پاسی از شب رفته(10) در خیابان لاله زار نشان از پذیرش آن در زندگی شهری دارد. حضور فرد در شب شهر،آن هم برای اقشار خاصی از جامعه و به خصوص مردان، زندگی شبانه را به عنوان بخشی از زندگی شهری طرح می کند.(11)

3- حضور واگن اسبی

واگن اسبی از دیگر مظاهر نوپردازی (مدرنیزاسیون) از بالا نیز جای پای خود را در لاله زار می کند. واگن اسبی وسیله ای تفریحی در خیابان لاله زار است. در این مورد جعفر شهری می نویسد: « واگن سواری» تا آن اندازه لذیذ و دلچسب می آمد که کم تر امکان داشت کسی به آن دسترسی داشته ، اگرچه خود صاحب اسب و درشکه شخصی بوده باشد و بتواند از آن صرف نظر کند(شهری،1371، 328). واگن اسبی در حیات مدرن شهری پاریس، وسیله ای برای سرعت بخشیدن به جریان نیروی کار و گردش کالا و سرمایه بود. اما در تهران، وسیله ای است برای تفریح و اسبابی برای بازی بزرگسالان. راه انداختن واگن اسبی نیز قدمی در راستای اروپایی شدن شهر است و برای آن که خیابان، حال و هوای خیابان اروپایی را بیابد. گو اینکه حضور واگن اسبی در شهر اروپایی منطبق بر منطق زندگی جدید شهری بود و مفهوم فراغتی را نیز در خود داشت ولی جریانی که مشوق راه اندازی واگن اسبی در شهر اروپایی می گردد، برمبنای منافع سرمایه داری نوپا و بهره برداری از وسایل آمدوشد سریع برای تولیدو توزیع و مصرف کالا و سرمایه قرار دارد و کارایی و بازدهی مداوم این وسایل را مد نظر دارد و از این رو مدیریت تعمیر ونگهداری، و گسترش آن بخشی از این جریان است. ولی در غیاب دگرگونی سازمان تولید در ایران آن روزگار، نگاه تفننی به واگن اسبی و این که واگن اسبی وسیله ای تفریحی و برای گردشگری و گذران اوقات مفرح است، طبیعی به نظر می رسد. در اینجا راه اندازی واگن اسبی از همان منطق تقلید ساده انگارانه از زندگی شهری اروپایی حکایت دارد و بی تردید نگاه سوداگرانه و بهره برداری مالی تنی چند از چاکران و مخلصان دربار و درگاه را نیز نمی توان فراموش کرد. گو اینکه حضور واگن اسبی به معنای توجه به نقش آمد و شد عمومی در زندگی شهری نیست ولی شکی در این نیست که مفهوم آمدو شد عمومی در معنای تجددطلبانه آن را در شهر طرح می کند. چگونگی راه اندازی واگن اسبی از نوشته اعتمادالسلطنه نیز خالی از لطف نیست:

امروز شاه به مسیو دنی که طراموای ساخته و واویلا به شهر انداخته حضور آمده بود میفرمودند چرا خطوط آهن که گذاشته ای برای عبور و مرور پیاده و کالسکه اصلاح نمی کنی؛ با وجودی که قرارنامه تو است؟ مسیو دنی گفت در قرارنامه نیست. شاه فرمود برفرض ما خطا کرده باشیم و در قرارنامه ترا مسئول نکرده باشیم انصاف توکجا رفته است که چنین خبطی که ما کردیم تو غنیمت می شمری؟ بعد از این عجز دنی قبول نمود که راه را بسازد. من اگرچه مترجم بودم اما زیرلب پوزخند می زدم که شاه ایران بخبط خود اعتراف می نمایند. در صورتی که اصلاح این کار آسان بود. وزیر اعظم شش هزار تومان از دنی گرفته است و این امتیاز را به او داده است . حالا باید شاه ما تملق نماید(اعتمادالسلطنه، 1356، 693)


کم رنگ بودن نقش واگن اسبی در جریان گردش کالا و سرمایه و حمل و نقل عمومی شهر، سبب می گردد که چون امری خاطره ای در ذهن شهر باقی ماند گواینکه آثار آن به عنوان عنصری زائد در اقدامات بعدی مدرنیزاسیون از بالا از سطح شهر پاک می شود. در دوران رضاشاه و به بهانه گران بودن هزینه نگهداری واگن اسبی، آن را تعطیل می کنند. (12)مهم نبودن نقش این عنصر پایه ای در حیات شهر اروپایی در زندگی شهر ایرانی،علی رغم تجددطلبی آن، سبب می شود تا مدیریت و نگهداری شایسته ای از آن صورت نگیرد. تفننی بودن آن سبب می شود که چون بازیچه ای مورد استفاده باشد و با آمدن بازیچه ای جدیدتر؛ اتومبیل، به کناری نهاده شود و کسی به فکر کارایی آن نباشد. نوآوری اروپایی در تکامل وسایل آمدو شد و تفننی ماندن آن در زندگی شهر متجدد ایرانی،به دور انداختن واگن اسبی منجر می شود. فرسودگی تدریجی واگن اسبی را گرترودبل که در سال 1893 میلادی (1272 شمسی) یعنی در اواخر دوران ناصرالدین شاه در تهران بوده است ، چنین توصیف می کند: « در این خیابانها تراموای اسبی اروپایی کثیف و مواظبت نشده است» (گر ترود بل ، به نقل از تکمیل همایون، 1378،35).

Lalezar -7

ب- فضای شهری، ویژگی ها و دگرگونی ها

1. حضور خیابان در شهر

شاه قاجار در پی گردشگاهی به سبک شانزه لیزه بود و در آن نیز موفق بود. از این رو لاله زار به سرعت به گردشگاه اصلی تهران تبدیل شد و مردمان شهر برای حضور در واقعه ها و حادثه ها-خواه بازیگر با تماشاگر- بدان روی آوردند. لاله زار به سرعت در قصه شهر تهران جای می گیرد و خود راوی دیگر قصه های شهری می گردد. هاینریش بروگش که در سال 1886 میلادی، 1265 ه.ش در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه به تهران آمده منظره خیابان لاله زار را در آن دوره چنین توصیف می کند: « مردان و زنان جدا از هم » در خیابان مشجر لاله زار «با قدمهای آهسته گردش می کنند.» در خیابان لاله زار دسته های زنان خود را با چادر پوشانده و روی سبزه ها در کنار بوته های گل نشسته و هوای پرطراوت بهاری را استنشاق می کنند. مردان آن سو تر قدم می زنند . غالبا دست در دست یکدیگر دارند و زیر چشمی زنان را ورانداز می کنند... عده ای دیگر کنار جوی آب نشسته و به جریان آب چشم دوخته اند ... در طرفی دیگر عده ای دور سماور جمع شده و مشغول نوشیدن چای هستند و یا با قلیان تنباکوی شیراز می کشند...(بروگش، 1374،119). خیابان فرنگی مورد نظرشاه قاجار، حال و هوایی کاملا ایرانی و شرقی یافته است. دوجریان تمدنی در لاله زار به گفتگو می نشینند.

از آنچه در توصیف خیابان لاله زار باقی مانده است می توان حدس زد که این خیابان در دوران ناصرالدین شاه که دوران آغاز شکل گیری آن است، خیابان مشجر سنگفروشی است که هنوز پیرامونش را باغ و باغچه هایی که در اثر تقسیم باغ لاله زار و فروش آن به وجود آورده اند، پوشانده اند. در درون باغ ها و باغچه ها، عمارت های زیبا ساخته شده اند(برد و هارولد، 1376، 61).لاله زار آن زمان از یک طرف به صحرا و حاشیه های ساخته نشده کنار بارو می رسد(هدایت، 1339) و از طرف دیگر به میدان توپخانه و نقش گردشگاه دارد. جز مغازه ابتدای خیابان که اجناس خارجی می فروشد ، خیابان هنوز خصلت تجاری نیافته است و تفرجگاه مردمان تهران در درون حصارهای شهر است. این نکته را از نقشه حاج عبدالغفار نیز که در سال 1309 ه.ق. (1274 ه.ش) ترسیم شده است، می توان دریافت. با توجه به همین موقعیت خیابان است که تولوزان پزشک مخصوص ناصرالدین شاه و بعدها کنت دو مونت فرت رئیس جدید نظمیه، دو نماد تجددطلبی [پزشکی جدید و پلیس] در آن مستقر می شوند.

اولین گام برای ایجاد خیابانی مدرن، روحیه اروپایی آن است که پس از تولد خیابان لاله زار در آن رخساره می نماید. در میل شاه به داشتن خیابانی به سبک خیابان های اروپایی و نوپرداز از بالا هنوز چهره توسعه گر مدرن که برمن در فاوست گوته آن را تصویر می کند و در شهرسازان قرن نوزدهم و بیستم مانند اوسمان(13) و موزز(14) نمود می یابد (برمن، 1379)، دیده نمی شود . هنوز راهی دراز برای پیدایی این توسعه گر در پیش است. خیابان درپی باز تعریف روابط اجتماعی و شهری نیست، خیابان برای آن شکل می گیرد که دولت قاجار نیز می خواهد در روزگاران خود محملی برای جهانی شدن داشته باشد. خیابان برای تشفی خاطر ملوکانه شکل می گیرد. مدرنیزاسیون از بالا می خواهد شکل مفرح زندگی اروپایی را در شهر ایجاد کند، او غافل از جنبه های تولیدی، اجتماعی فرهنگی، اقتصادی سیاسی است که مبنای این شکل زندگی شهری است. دولت قاجار در پی دگرگونی شکلی است و رغبتی به دگرگون های محتوایی ندارد و می خواهد نسیمی از مدرنیته اروپایی را از دریچه کوچکی وارد کند تا در لابلای درختان استوار سنت بوزد . او نه می خواهد و نه می تواند سبب ساز طوفان مدرنیته شود، طوفانی که درختان را از ریشه برکند و جان ها و روح های مردمان را در هم نوردد و آنها را در سیل بنیان کن شیوه های جدید زیست وتولید غرق کند. از همین رو است که خیابان به اطوار فرنگی روی می آورد و هرآنچه را که در خود جای می دهد برای هرچه کامل کردن این فرنگی مآبی است. فرنگ رفتگان آن روزگاران می خواهند خاطره های خود از شهر اروپایی را در فضایی بومی، ایجاد کنند.امری که خود موجد خاطرات و خطرات جدیدی برای شهر ایرانی می گردد.

2.حضور شهر در ذهن شهرنشین

در این خیابان با فضایی بیش و کم نا آشنا با زندگی مرسوم مردمان شهر، عناصری پدیدار می شوند که حکایت از شیوه های « نو» در زندگی شهری دارند. باغ وحش در جوار لاله زار خود از مظاهر شهر مدرن آن روزگاران است: طبیعت وحش که انسان از آن در زندگی واقعی اش فاصله گرفته است ، اینک در قالب جدیدی در معرض دید قرار می گیرد. پارک نمودی دیگر از زندگی شهر مدرن است: باغ برون شهری حکومتی که به تدریج رشد یافته به درون شهر کشیده می شود، قاب گرفته می شود و فضای طبیعی در چارچوب مشخص در درون شهر شکل می گیرد. هم طبیعت رام نشده و هم حیوانات وحشی در دید و دسترس شهرنشین تهرانی قرار می گیرد و او هم مبهوت و هم مشتاق با آنها روبرو می شود. او مجبور به کشف مجدد شهر و عناصر جدید آن است، عناصری که هیچگاه در خاطره جمعی و سنتی او جای نداشته است و بنابراین چاره ای ندارد که بار دیگر خود و شهر را تعریف کند و شهر و خود را بازخوانی کند. نوپردازی از بالا،با سرعتی شگفت انگیز سبب ساز نوپردازی از پایین می شود. تندیس عینی شاه قاجار از میانه پارک برداشته می شود اما تصور توسعه شکلی و مداوم در ذهن شهرنشین تهرانی جای می گیرد تا تهران دیگر نه خود را با شهرهای کشورهای پیرامونی که با شهرهای اروپایی مقایسه نماید.

نوپردازی از بالا سبب ساز رویدادهای نویی می شود و شاید بتوان مهم ترین آنها در فضای شهر نوپرداز را در باز شدن پای زنان به زندگی شهری دانست. زنانی که هنوز در چارچوب زندگی سنتی گام بر می دارند و از هم عرض قرار گرفتن با مردان ابا دارند و در قسمت شرقی خیابان جدای از مردان قدم می زنند، حضور مستقل ود را در فضای شهر اعلام می کنند، حضوری که از شکستن سنگین سنت های جامعه حکایت دارد و پژواک آن در زمانه های بعد عمیقا احساس می شود. قدم زدن در عرصه عمومی شهر به قصد تفرج برای زنان که تا قبل از آن جز برای انجام امور ضروری ، خرید،دیدن اقوام و یا زیارت از خانه خارج نمی شدند، امری است تازه و اطواری است به غایت مدرن . جنس شهر با حضور زن در عرصه های عمومی دگرگون می شود. چهره شهر تغییر می یابد و تصور مردمان از شهر دگرگون می شود و این آغاز است . شهر و فضاهای آن از تعلق داشتن به مردان رهایی می یابد. تغییرات کالبدی،فضایی و شکلی شهر، دگرگونی های روانی، هنجاری ومحتوایی شهر را سبب می شود و در فاصله ای نه چندان دور از اقدامات شکلی دوران ناصری، پیش لرزه های انقلاب مشروطیت شروع دگرگونی های بنیادی را اعلام می دارد.

اراده ای که از زمان عباس میرزا برای ارتباط با جهان غرب و درک عوامل عقب ماندگی به ویژه نظامی و آشنایی با تمدن غربی پیدا می شود، با گسترش تماس ها و مراودات به ویژه در دوران ناصرالدین شاه به اوج خود می رسد. در این دوران است که بسیاری ازدستاوردهای تمدن غرب از وسایل منزل گرفته تا کارخانه وارد شده و اگر وارد شدنی نیست، سعی در تقلید یا گرته برداری از آن می شود. در تحول ایجاد شده ، شکل و شمایل به اطوار فرنگی یافتن به ارزشی مبدل می شود که از ظاهر و پوشش تا طرح توسعه شهری می توان آن را دید. گرچه منش ایرانی سعی می کند اطوار فرنگی را خودی سازد و سیاقی نو در افکند.

ارزش یافتن اطوار فرنگی به خصوص با توجه به زرق و برق فریبنده توسعه شهری در اروپا، معنا و مفهوم پیدا می کند. لندن و پاریس قرن نوزدهم همان گونه که شاعران و نویسندگان و ساکنان آن سرزمین ها را مبهوت دستاوردهای دوران مدرنشان می کنند،دیگران را نیز از داستایوسکی (برمن، 1379) تا ناصرالدین شاه شیفته خود می سازند. از همین رو است که این پادشاه سرزمین کهنسال ایران در بازگشت از سفر خود به دیار فرنگ بر آن می آید تا طرحی نو با الهام از فضای فریبنده شانزه لیزه در دارالخلافه خود در اندازد و آن را با اسباب و لوازم مدرن بیاراید.

سنگفرش خیابان، چراغ گاز، تراموای اسبی، بناهای چهره به برون گشوده با آجرنما و سقف شیروانی، کالبد این فضای نو که هنوز نام کهن « لاله زار» را برخود دارد تا شبحی از باغ ریشه دار ایرانی در ذهن بنشیند، را می سازند وپارک و باغ وحش و تفرجگاه زنان و مردان، کاربری آن را شکل می دهند. فضایی متجدد شکل گرفته است تا خواست ملوکانه برای ایجاد خیابان اروپایی برآورده شود . آنچه غایت است سازگاری صورت و محتواست. لباس نو بر تن کهنسال شهر، عاریتی است و در غیبت علاقه جمعی به این لباس پیشکشی، اینجا و آنجایش فرسوده می شود . تن کهنسال باید خود از نو زنده شود تا لباس نو بر قامتش راست بیاید. اطوار فرنگی ممکن است خوشامد برخی مردمان باشد، اما هنوز خواست عامه آنان نیست.

 

 پی نوشت ها:

1. گرچه به نظر می رسد لازم است تحقیق جداگانه ای در مورد تبریز در زمان ولایتعهدی عباس میرزا انجام شود. شاید بتوان ردپایی از دستاوردهای فرنگی و اجتماعی دوران مکتب تبریز را در حوزه زندگی شهری نیز یافت.

2.به گفته ژاک موریه باغ نگارستان در این سال در حال ساخت بوده است.

3.ر.ک.به . حبیبی ، اهری، 1385.

4. لرد کرزن نیز به فروخته شدن باغ لاله زار و کشیدن خیابان در خاطرات خود اشاره کرده است. نکته مبهم این است که اگر کل باغ فروخته شده است، چطور در نقشه عبدالغفار که در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار ترسیم شده است، هنوز باغ لاله زار بخش بزرگی از قسمت شرقی خیابان را می پوشاند. شاید جواب این باشد که بخشی از باغ لاله زار با توصیفی که از آن آمده که محل رشد لاله های خودرو بوده فروخته شده و بقیه آن در مایملک شاه باقی مانده و در اواخر سلطنت قاجار فروخته می شود. به هر حال پاسخ این سوال هنوز روشن نیست. هرچند نکته ای که مخبرالسلطنه هدایت در کتابش اشاره می کند به نوعی مؤید فرض فوق است . وی می گوید که « لاله زار باغی بود بین خیابان لاله زار و میدانی در متمم خیابان اسلامبول و خیابان ماشین» (هدایت، 1375، 5)این اشاره حکایت از آن دارد که در زمانی که وی می زیسته که اواخر دوره ناصرالدین شاه را دیده است، خیابان لاله زار در کنار باغ احداث شده بود.

5.در 1257ه.ش. (1291ه. ق.) باغ عشرت آباد در آن سوی شمالی خندق شمالی ساخته شده و جانشین باغ نگارستان ، یعنی باغ سلطنتی برون شهری در محدوده بلافصل شهر می شود (ر.ک.به: انوار، 1373،37)

6.ایجاد جوی آب نشان از آمیختگی دو مفهوم شرقی و غربی خیابان دارد. در مفهوم اروپایی یا غربی خیابان جوی آب و گذر آب از کناره خیابان معنایی ندارد. در مفهوم شرقی یا ایرانی، درختکاری و جوی آب از مشخصات خیابان مکتب اصفهان است که اززمان شاه عباس صفوی به صورت طراحی شده در چهارباغ اصفهان ایجاد شده و در طرح های شهرسازی پس از آن تکرار می شود. به همین دلیل علی رغم فرنگی مآبی دولت قاجار خیابانی با در هم آمیختن الگوهای فرنگی و ایرانی ایجاد می شود .

7.شاید درخت های دو طرف خیابان، درختان درون خیابانهای باغ باشند. به عبارتی شاید خیابان لاله زار منطبق با یکی از خیابان های بلغ باشد.

8.طبق نقشه عبدالغفار خانه دکتر تولوزان در خیابان علاء الدوله است و روبروی پارک کنت دو مونت فرت یا پارک ناصری در قسمت شمال خیابان لاله زار خانه کنت دو مونت فرت یا پلیس نظمیه قرار دارد. مشخص نیست که آیا در زمانی که اورسل در تهران بوده دکتر تولوزان در خیابان لاله زار سکونت داشته و بعدا به خیابان علاء الدوله نقل مکان کرده یا اینکه اورسل اشتباه کرده است که بنظر نمی رسد این نکته درست باشد چون بقیه اطلاعاتی که در مورد خیابان لاله زار می دهد مقرون به صحت است . نکته دیگری که مؤید فرض فوق است ، اشاره مادام دیولافوا است که در کتابش ضمن ترسیم طرح خانه دکتر تولوزان می نویسد که از محل سکونتگاهش که صومعه خواهران سن و نسان دوپل (که در یکی از کوچه های فرعی لاله زار بوده است) تا خانه دکتر تولوزان راه کمی است که همسر بیمارش می تواند پیاده طی کند(دیولافوا،1369، 127- 129).

9.اگر خیابان منطبق با یکی از خیابان های درون باغ باشد در این صورت باریک بودن نسبی آن توجیه کافی دارد.

10. بیرون ارک از ساعت پنج از شب گذشته عبور ممنوع بود و بالغ بر یکصد قراولخانه در هر کوی و برزن برای اینکار کشیک داشتند و پاسداران عابران متخلف را گرفته تا صبح در قراولخانه باز میداشتند(معیر الممالک، 1362، 26)فقط در ایام عاشورا و ماه رمضان عبور و مرور شبها در  شهر آزاد بود(همان، 64- 68).

11.در مورد نبود شرایط زندگی شبانه به شیوه مدرن غربی اش در تهران چنان که اورسل که در سال 1261 شمسی در ایران بوده می گوید« شاه بعد از مراجعت از اروپا دستور داد چندتائی قهوه خانه دایر شود . حتی اخیرا رستوران بزرگی تاسیس شد که به وسیله یکی از شاهزادگان طراز اول رسما افتتاح گردید. اما علیرغم حمایت مقالات عالی کار نکرد و ورشکسته شد. اکنون از این نوع رستوران ها فقط یکی به نام حوضخانه در خیابان دولت باقیمانده که پاتوق افسران و ارمنی های خوشگذران است، ولی اروپایی های متشخص رفت و آمد  به آنجا را دون شان خود می دانند »(اورسل، 1353، 116). طبیعی است که عناصر شهری اروپایی مثل رستوران که محل های تفریح شبانه می توانستند باشند، موفق نمی شوند و زندگی به شیوه بلوارهای پاریسی در این زمان اتفاق نمی افتد.

12. چنان که مرتضی سیفی فمی تفرشی می گوید: « نظر به این که در سال 1308 خورشیدی کمپانی بلژیکی حاضر به قبول پیشنهاد دولت نبود بلدیه (شهرداری) واگن اسبی را جمع کرده خطوط آنرا زیر خاک مدفون ساخت» (سیفی فمی تفرشی، 1369، 174).

13.haussman

14. moses

فهرست منابع:

اعتمادالسلطنه،محمدحسن(1363)،چهل سال تاریخ ایران در دوره پادشاهی ناصرالدین شاه،جلداول،المآثر و الآثار. به کوشش ایرج افشار،اساطیر،تهران.

اعتمادالسلطنه،محمدحسن(1356)،روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه،امیرکبیر.تهران.

اعتمادالسلطنه،محمدحسن(1367)،مرآه البلدان، جلددوم و سوم،به کوشش ع.نوایی و.م.ح.محدث،دانشگاه تهران،تهران.

امانت،عباس(1383)،قبله عالم: ناصرالدین شاه قاجار و پادشاهی ایران(1247- 1313)،ترجمه حسن کامشاد،کارنامه،مهرگان،تهران.

انوار،عبدالله(1372)،غرب خیابان لاله زار،در کتاب تهران،جلد سوم،روشنگران،تهران.

اورسل،ارنست(1353)،سفرنامه اورسل،ترجمه علی اصغر سعیدی،زوار،تهران.

برد،اف.ال.وهارولداف.وستون(1376)،گشت و گذاری در ایران بعد از انقلاب مشروطیت،ترجمه علی اصغر مظهری کرمانی،نشر جانان،تهران.

برمن،مارشال(1379)،تجربه مدرنیته،ترجمه مراد فرهادپور،طرح نو،تهران.

بروگش،هانریش(1367)،سفری به دربار سلطان صاحبقران(1859- 1861)،ترجمه مهندس کردبچه،موسسه اطلاعات ،تهران.

بروگش،هانریش(1374)،درسرزمینآفتاب(دومین سفرنامه هینریش بروگش)(تصویری از ایران سده 19)،ترجمه مجید جلیلوند،سعدی،تهران.

بنجامین،ساموئل گرین ویلد(1369)،سفرنامه بنجامین،عصرناصرالدین شاه،ترجمه محمدحسین کردبچه، جاویدان، تهران.

پارسایی،محمدمهدی و داریوش تهامی(1383)،عکس های قدیمی تهران،کتاب1،بانک قلم،تهران.

پارسایی،محمدمهدی و داریوش تهامی(1384)،عکس های قدیمی تهران،کتاب2،بانک قلم،تهران.

تکمیل همایونفناصر(1378)،تاریخ فرهنگی و اجتماعی تهران،جلددوم دارالخلافه ناصری،دفتر پژوهشهای فرهنگی،تهران.

تهامی،داریوش و فرهاد ابریشمی(1384)،طهران قدیم - اماکن،ابریشمی فر،تهران.

تهامی،داریوش و فرهاد ابریشمی(1384)،گذری بر طهران- عکس های یک قرن تهران(1250-1350)،میردشتی،تهران.

دیولافوا،ژان(1378)،سفرنامه مادام دیولافوا،ترجمه علی محمد فره وشی،دانشگاه تهران،تهران.

ذکاء یحیی و محمدحسن سمسار(1376)،تهران در تصویر ،سروش ،تهران.

ریچاردز،فردریک(1379)،سفرنامه فرد ریچاردز،علمی و فرهنگی،تهران.

سرنا،کارلا(1363)،مردم و دیدنیهای ایران،ترجمه غلامرضا سمیعی،نشرنو،تهران.

سیفی فمی،تفرشی،مرتضی(1369)،تهران در آئینه زمان،اقبال،تهران.

سمسار،محمدحسن و فرهاد سرائیان(1382)،کاخ گلستان(آلبوم خانه)،فهرست عکس های برگزیده عصر قاجار،سازمان میراث فرهنگی کشور،تهران.

شهری،جعفر(1383)،طهران قدیم،معین،تهران.

شهری،جعفر(1369)،تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم- زندگی،کسب و کار،رسا،تهران.

فیودوروکوف(1372)،سفرنامه بارون فیودوروکوف ، ترجمه اسکندر ذبیحیان،مرتضی، تهران.

کرزن،جرج(1349)،ایران و قضیه ایران،ترجمه ع. وحید مازندرانی،بنگاه ترجمه و نشر کتاب،تهران.

کریمان،حسین(1355)،تهران در گذشته و حال،دانشگاه ملی،تهران.

گروته،هوگو(1369)،سفرنامه گروته،ترجمه مجید جلیلوند، نشر مرکز،تهران.

مهریار،محمدودیگران(1378)،اسناد تصویری شهرهای ایرانی دوره قاجار، دانشگاه شهید بهشتی،سازمان میراث فرهنگی کشور،تهران.

نجمی،ناصر(1356)،دارالخلافه تهران،امیرکبیر،تهران.

نجمی،ناصر(1377)،تهران در گذر زمان،گوتنبرگ،تهران.

نجمی،ناصر(1382)،تهران قدیم،نشر ادب،قم.

نفیسی،سعید(1353)،گفتگوی خانوادگی درباره تهران قدیم،بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران.

هدایت،مهدی(1375)،خاطرات و خطرات،توشه ای از تاریخ شش پادشاه و گوشه ای از دوره زندگی من،زوار،تهران.

هدایت،رضاقلی(1339)،روضه الصفا،جلد دهم،حکمت،قم.

 (1363)،گزارش ایران به سال 1305 ق.از یک سیاح روس، ترجمه سیدعبدالله، به اهتمام محمدرضا نصیری، طهوری، تهران.

 

 بررسی و نوشته: دکترسیدمحسن حبیبی،دکتر زهرا اهری

نشریه هنرهای زیبا،شماره 34،تابستان1387
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید