تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1596

لنگرود

لنگرود شهری است در شرق استان گیلان که در استپی پست به فاصله ی دو فرسخ از دریا واقع شده است و زمانی جزیی از ایالت رانکوه به شمار می رفت، با قدمت تاریخی اندک نسبت به لاهیجان و رودسر که در دو سوی آن قرار گرفته اند. تا سلطه ی مغول نام و نشانی از لنگرود (شرق گیلان) در منابع تاریخی دیده نشده، حتی در تاریخ اولجایتو (تالیف 706 هجری) ضمن بر شمردن شهرها و ولایت های گیلان، فقط از لنگرود ینسر سخن به میان آورده است که در سطور بعدی به آن اشاره می شود. می توان گفت مردابی بودن سطح این شهر موجب آن شد که دیرتر مسکونی و متمرکز شود.

لورنس چاپمن که به سال 1568 میلادی به شهرهای لاهیجان، لنگرود و رودسر مسافرت کرد، از وضع بد راه ها و فقر اهالی آن مناطق سخن به میان آورده است. شرح آب و هوای ناستوده ی این شهر را بسیاری از جهانگردان به روشنی بیان کرده و برخی نیز به ورطه ی مرگ افتاده اند، از جمله ی آنان مرگ دلخراش «اِشتفان کاکش» و هیات همراه وی بود که از طریق بندر چمخاله وارد لنگرود شدند. این هیات خارجی سفیر و نمایندگان امپراتوری پروس (آلمان کنونی) بودند که در سال 1603 میلادی (مقارن با حکومت شاه عباس  نخست) از روسیه وارد لنگرود شدند و پیش از آنکه به پایتخت  (اصفهان) رهسپار شوند، همگی بر اثر بیماری واگیر جان باختند و در لنگرود و لاهیجان به خاک سپرده شدند.

جونس هَنوِی که به سال 1743 میلادی (1156 قمری) هم زمان با جان التون (متصدی کشتی سازی و تجهیز ناوگان دریایی خزر که از سوی نادرشاه فرمان یافته بود) به لنگرود آمد، در مورد این شهر چنین می نویسد: «گیلان را پارگین (مرداب) ایران دانسته اند، اما لنگرود پارگین گیلان است».

لنگرود
هولمز (William richardholmes) نویسنده کتاب «مناظر سواحل دریای خزر» به سال 1843 در لنگرود شنید که بقایای این کشتی موجود است اما نتوانست آن را ببیند. وی ضمن ستودن مناظر طبیعی لنگرود، آب و هوای این شهر را ناسالم ترین در گیلان می داند. کیت ابت که به سال 1259 هجری قمری از لنگرود گذشته بود، می نویسد: «مناظر اطراف این شهر زیباست ولی باتلاق های فراوان اطراف ان، هوای شهر را خراب کرده است».

هیاسنت لوئی رابینو در سده ی اخیر لنگرود را چنین توصیف می کند: «باتلاق هایی که این شهر را احاطه کرده است همراه گرمای فوق العاده ی تابستان، هوای آن را در این فصل ناسالم می سازد و مردم ثروتمند، این فصل را در کوهستان های مجاور می گذرانند».

ظهیرالدین مرعشی مورخ نامدار گیلان و مازندران، (به سال 880 قمری) از لنگرود شرق گیلان با عنوان فُرضه لنگرود نام برده است. این مورد قدیمی ترین مرجعی است که نگارنده به ان دست یافتم. رابینو، نایب کنسول بریتانیا در رشت می نویسد: «برای نخستین بار در متون تاریخی نام لنگرود به تاریخ 512 هجری آمده است»، «سلطان محمد بن ملکشاه بن آلب ارسلان فرامرز بن مردانشاه لنگرودی که دوران حکومتش از 498 تا 511 هجری بوده است».

لنگرود


لنگرودی که رابینو از آن نام برده، صدها کیلومتر آن سوتر در شرق مازندران، در حومه ی استرآباد (گرگان) قرار داشت و مردانشاه هم منسوب بدان ولایت بود و مورد مذکور هیچ بستگی به لنگرود شرق گیلان نداشته و ندارد. چنین اشتباهی را رابینو در مورد رودسر نیز نموده است و آن منتسب کردن کوتُم (توتم) به نام قدیم رودسر است، چنین موردی نیز صحت ندارد. کوتم نام بندرگاهی دیگر در پیه پیش (شرق گیلان) با پنج فرسخ فاصله نسبت به رودسر بود و دیگر محققان گیلان شناس بدون تتبّع به نوشته های او استناد کرده و نام قدیم رودسر را ضمن هوسم، کوتم نیز معرفی کرده اند. این مبحث خارج از این مقال است و در پژوهش دیگری به تفصیل مورد تجزیه و تحلیل قرار  گرفته است.

در مورد لنگرود هم دیگر پژوهندگان گیلان شناس بدون تامل و تدقیق، موجب تکرار این گزارش تاریخی نادرست شده و در پژوهش های خود قدمت لنگرود را به سال 512 هجری به عقب کشیده اند. مرجع مورد استناد رابینو، تاریخ طبرستان اسفندیار بوده که به تاریخ 613 هجری تالیف شده و در آن لنگرود شرق مازندران را جای لنگرود شرق گیلان پنداشته است. در این باره در تاریخ مذکور می خوانیم: «فرامرز بن وردانشاه لنگرودی راسلطان گرفته در بند داشت، او را بازگرفت و خلاص داد... و فرامرز لنگرودی را تشریف داد و به لنگرود فرستاد». همو افزاید: «اصفهبد (اسپهبد) مرزبان از تمیشه بیرون شد و با (به) لنگرود افتاد». و در مورد دیگر چنین آمده است: «از لنگرود به بیشره دشت رسید که به راه کُنیم درآید».

در ادامه ی مطلب چنین آمده است: «تمرنام مردی را با ده هزار مرد نامزد کرد و پیش کبود جامه و امرای لنگرود و خواسته رود و گلپایگان امثال نبشتند...». از متون تاریخی فوق چنین برمی آید که «لنگرود» مورد نظر با «لنگرود» شرق گیلان می بایست صدها کیلومتر فاصله داشته باشد. این همان لنگرودی است که رابینو و بسیاری از گیلان شناسان را دچار اشتباه کرده است.

لنگرود

ذکر این نکته ضروری است که حوزه ی گیلان و مازندران به دلیل این که در کرانه های جنوبی دریای خزر واقع شده اند، دارای اکوسیستم (زیست بوم) و گونه های گیاهی (فلور) و جانوری (فون) و مناسبات اقتصادی و کشاورزی یکسان و همانند هستند، از همین رو نامواژه های تکراری زیادی دارند که بعضا با صدها کیلومتر مسافت، با یک عنوان و یک نام خوانده می شوند. برای مثال تمامی رودها و جویبارهای فراوانی که در این محدوده ی جغرافیایی قرار دارند و از ارتفاعات رشته کوه های البرز شمالی سرچشمه گرفته و به سوی دریا سرازیر می شوند، اصطلاحاً به سیاه (سیا) موسوم اند. از این جهت در نامواژه های این سرزمین به بی شمار «سیاه» که در پسوندها و پیشوندهای گیلکی و طبری آمده است برمی خوریم. یا روستاهایی که در کنار چشمه آبی در کوهستان ها و یا در کوهپایه ها قرار دارند یا پسوند خُثنی khoni   (خانی) نامگذاری شده اند. از این رهگذر دیده شده که شماری از این نامواژه ها که با یک املا و تلفظ اند در جای جای این سرزمین بارانی موجوداند که هر کدامشان در چند مورد تکرار شده اند، مانند: رشت، لاهیجان، سیاهکل، رودسر، تمیجان، گرگان، مازندران و از جمله «لنگرود» که نگارنده به چند مورد آن و ترکیبات مشابه در متون تاریخی دست یافته که هریک در نقطه ای متفاوت واقع شده اند. در سطرهای ذیل آن ها را برمی شمریم.

  • لنگرود، واقع در گیل دولاب (حومه ی رضوانشهر کنونی در غرب گیلن)، ابوالقاسم کاشانی مورخ دوره مغول می نویسد: «... و رودسر که مملکت خالوست و «لنگرود ینسر» که حاکم آنجا شرف الدوله برادر خالوست»
  • لنگرود (لنگه رود)، نام دهکده ای است در حوالی قم، میان قم و شوراب در طول راه اهن قم به کاشان. از این لنگرود اوژن فلاندن فرانسوی به سال 1840 میلادی دیدن کرده و اذعان داشته که دارای امامزاده ای است. وی ان را با لفظ اصیل  خود، لنگه رو ثبت کرده و همین ولایت را عبدالغفار نجم الملک به هیات لنگروت آورده است.
  • لنگرود، نام ولایتی است در حوالی استرآباد (گرگان) که وردانشاه لنگرودی از اتباع این ولایت بوده و ظاهرا لویی رابینو نخستین بار به خطا آن را منتسب به لنگرود شرق گیلان کرده حالیه جایگاه دقیق این لنگرود بر نگارنده نامعلوم است.
  • لَنگا، نام ولایتی است قدیمی در غرب اَسچین (مشرق هوسم) که تختگاه علویان شرق گیلان و غرب مازندران بود و اکنون لنگارود گویند، مترادف لنگرود و از توابع تنکابن است و نیز مازولنگه یا مازولنگاسَر (مازو+ لَنگ+ آب+ سَر) نام دهکده در حومه تنکابن است.
    لنگا در اصل لنگ آب langab یا لنگ آو langav و یا لنگ اَو langow (با واو اشباع شده) بوده، آو Av، اَو Aow، اَوه Ave از لفظ های گیلکی و طبری قدیم آب است که به واسطه ی فراوانی آب و رودخانه و جویبار در اَعلام جغرافیایی گیلان و مازندران زیاد آمده است.
  • لَنگ آب، نام دهکده ای در اِسفراین (بجنورد) است. و عکس آن اولنگ باشد.
  • اولنگ، از دهکده های دهستان کوهسار و فندرسک از توابع اِستارآباد مترادف و هم معنی لنگرود است. هم چنین اَوتیج Aowtij (آب تیز) در حومه ی لاهیجان که دهکده ای است در کنار رودخانه،مترادف دیورود یا بیج رود که نقیض اولنگ است.
  • لنگور، واقع در بیشه سر بارفروش (بابل)، احتمالا با تلفظ Langever آمده، وِر (وئر) در گویش گیلکی به معنی گُدار و پایاب است که به همراه نام روستاها و پایاب های حاشیه ی رودخانه ها و در جای پسوند فراوان آمده است.
  • خشکه لنگه، نام رودی است در سَرتُربت از ارتفاعات املش از توابع شهرستان رودسر خشکه لنگه در اصل می تواند خشکه لنگه رود باشد که رود آن به تخفیف حذف شده است. در حوزه ی گیلان و مازندران خشک رودهای دیگر هم وجود دارد و آن صفت رودهایی است که در فصولی از سال از جریان باز می مانند و بسترشان خشک می شود.

اِتیمولوژی لنگرود

لنگرود از دو جز لنگ + رود ترکیب یافته که جز اول آن در لفظ محلی به شکل لنگه می آید. لنگه صفتی است که بر روی رودهای لنگ lang (بی جوش و خروش) می نشیند و آن رودهایی هستند که جریان آبشان به کندی حرکت می کند. بدیهی است که چنین رودهایی شتاب ندارند و اصولا جریان آب آنها می لنگد، از این جهت می توان مورد اخیرالذکر را به مقوله ی «نامواژه های تکراری» مربوط دانست که در سطور پیشین بدان اشاره شد. کندی جریان آب در لنگرود محسوس است و نمود عینی دارد و به همین جهت لنگرودهای دیگر پدید آمده و نامگذاری شده اند، لنگرود در سده های اخیر و در لفظ بومی خود لنگه رو langahru خوانده می شوند و پیشتر از آن روه و روی نوشته و خوانده می شد. رود در نامواژه های شمال ایران گاه به صورت پیشوند و زمانی به شکل پسوند و در مواردی هم به هیات میانوند ظاهر می شود.

رودی که از میان شهر لنگرود می گذرد، به عینه رودی لَنگ است و در نگاه نخست راکد و ساکن می نماید و جریانی در آن دیده نمی شود. این موضوع را کیت ابت که در سال 1259 قمری از لنگرود گذشته بود صریحاً بیان می کند: «آب رودخانه ی لنگرود بسیار کند حرکت می کند». این پدیده می تواند نقیض رودهای خروشان باشد که غالباً در شیب های تند کوهستان قراردارند. ما در مقابل لنگه رود - در منطقه ی گیلان- دیورود، پیچ رود، تندآبین، نورآبی، دیوجو، دیودره و اَوتیج (آب تیز) هم داریم که صدای جوش و خروش شان از مسافت های دور به گوش می رسد که همگی دارای یک صفت و مترادف یکدیگرند در برابر این رودهای خروشان رودهایی جاری هستند که جریان بطئی دارند مانند: موندابون (به معنی جایی که آب کم حرکت وراکد است)، اَولَنگ Aowlang (از دهکده های دهستان کوهسار فندرسک از توابع استارآباد)، نرم آب 45 و نیز لَش رود که می توانند معادل و مترادف لنگرود باشند. جهانگیر سرتیپ پور در تسمیه ی لنگرود می نویسد: «لنگرود در اصل لنگاب رود بوده که سپس لنگرود گشته».

لنگاب می تواند شکل دیگرلنگرود و معادل آن باشد ولی در متون تریخی به این شهر، جایی به این هیات دیده نشده و نویسنده هم مرجعی را برای این مدعا معرفی نکرده است اما استنباط درستی از تسمیه ی لنگرود ارائه داده است.

رود در جز دوم لنگرود در گویش گیلکی و طبری قدیم به صورت روی (همانند کَچه روی سَر) و روه (همانند روهستان معادل با رودستان) هم آمده و پیش از آن بی (Bi) و بیه (Byeh) تلفظ می شد که در برخی نامواژه ها هنوز به لفظ باستانی خود باقی مانده است؛ همانند بی جان، بی بالان، بیه پیش (شرق گیلان)، بی کلا، سی بی (مازندران)، بی جان (حومه ی رودسر).

بررسی رود بیش از این در این وجیزه نمی گنجد و کامل تر آن در پژوهش دیگری آمده است. در پایان ذکر این نکته ضروری است که در باور بسیار کسان، لنگرود در اصل لنگررود بوده، یعنی رودی که کشتی ها (به عبارت درست تر کرجی ها) در آن لنگر می انداختند. چنین استنباط نادرستی از تسمیه لنگرود، در گذشته هم وجود داشت. ملگونوف، جهانگرد روسی در این باره می نویسد: «معروف است که این شهر (لنگرود) نخست در کنار دریا و لنگرگاه بوده است» به همین جهت لنگر کشتی به خلاف نماد این شهر شده است.

 

 

 نقل از ماهنامه گیله وا- شماره 124- فروردین 1392
نوشته و بررسی :  ابوالقاسم پژوهشگر
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

استان مرتبط : گیلان  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید