تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3781

مبارزات مردم جنوب با استعمارگران انگلیس به روایت اسناد مجلس

چكیده:

خلیج فارس و بنادر جنوبی ایران به دلیل موقعیت سوق الجیشی و اقتصادی خود ، همواره مورد توجه كشورهای قدرتمند بوده است. به ویژه با ظهور پدیده استعمار این منطقه دستخوش تجاوزات عدیده ای گردید .
یكی از این استعمار گران كه همواره چشم طمع به این منطقه دوخته ، انگلستان است . مقدمه نفوذ سیاسی و استعماری انگلیس در خلیج فارس به دوره سلطنت شاه عباس اول باز می گردد كه ناوگان جنگی كمپانی آنها موفق به طرد پرتغالی ها از بندر عباس و جزیره هرمز شد و به دنبال آن اجازه تآسیس تجارتخانه در كرانه های خلیج فارس را به دست آوردند . بعد از آن در دوره افشاریه كشته شدن زود هنگام نادر شاه مجالی نداد تا به نیات وی در این منطقه حساس جامه عمل پوشانده شود . هرچند در دوره كریم خان عمال انگلیسی حاكمیت ایران بر آبهای خلیج فارس را به رسمیت شناختند ولی در دوره هرج و مرج سیاسی بعد از آن توانستند نفوذ خود را در این منطقه گسترش دهند .

در دوره قاجاریه دولت انگلستان توانست نیروهای خود را وارد منطقه خلیج فارس كند و با ایجاد كنسول خانه ، استحكامات نظامی ، بیمارستان و . . . در بوشهر این شهر را به عنوان پایگاه خود در منطقه جنوب قرار دهد . اگرچه حكومت مركزی به دلیل ضعف خود نتوانست موضع مستحكمی در مقابل استعمار انگلیس در جنوب از خود نشان دهد ولی مردم ، علما و روحانیون بودند كه خشمگین شده و به مبارزه با آنها پرداختند و در این راه از بذل هیچ كوششی دریغ نكردند .

نگارنده در مقاله حاضر با نگرشی توصیفی تحلیلی و با تكیه بر اسناد و منابع موجود در مجلس شورای اسلامی در پی آن است تا به بررسی واكنش های مردمی جنوب كشور در مقابله با استعمار انگلیس پرداخته، و نشان دهد كه انزجار از كشور های بیگانه امری است كه همواره از سوی مردم مورد توجه قرار گرفته است .

كلید واژه: خلیج فارس ، بوشهر، استعمار انگلیس ، انگلیس، مردم و علما و روحانیون

پیشینه تاریخی حضور انگلیس در جنوب ایران

اولین نماینده سیاسی و تجاری دولت انگلیس که از طرف شرکت تجاری مسکوی در زمان شاه طهماسب اول در نوامبر 1562 م / 970 ه ق وارد ایران شد آنتونی جنکینسون بود ولی وی به دلایلی مورد توجه چندانی قرار نگرفت و پس از آن بود که جان نیوبری به عنوان اولین فرد انگلیس نام گرفت که از راه زمینی به خلیج فارس سفر کرد . وی در بازگشت به لندن با دیگر بازرگانان تماس گرفت که از جمله آنان ادوارد ازبورن اولین مدیر کمپانی لوانت در 1581 م / 989 ه ق بود . بازرگانان کمپانی لوانت با شنیدن خبرهای نیوبری تصمیم گرفتند تجارت خود را به ایران و هند توسعه بخشند. در 1583 م / 1-990ه ق نیوبری به اتفاق گروهی از بازرگانان دیگر عازم هرمز شد تا تجارتخانه ای در آنجا دایر کنند ولی این گروه به جاسوسی و انحراف مذهبی متهم ، و از سوی پرتغالی ها دستگیر و زندانی شدند . تلاش انگلیسی ها در این دوره برای ایجاد یک راه زمینی به خلیج فارس با اقبال چندانی روبه رو نشده و آنان به این نتیجه رسیدند که برای پایان دادن به سلطه پرتغال به نیروی بحریه ای قوی احتیاج است که در مدت کوتاهی این نیرو به وسیله کمپانی هند شرقی انگلیس و کمپانی هند شرقی هلند تآمین شد اگر چه در ابتدا برای شکست پرتغالی ها با هم همکاری می کردند ولی بعدا این دو نیرو به صورت رقبای سرسخت در آمدند .

دکتر امین محقق عرب در خصوص چگونگی حضور نخستین انگلیسی ها در شرق می نویسد : "در سال 1601 م / 1010 ه ق چهار کشتی از لندن بادبان برافراشتند و تحت فرماندهی لانکاستر به اقیانوس هند آمدند و برای اولین بار دفتر تجاری انگلستان را تآسیس کردند . این کشتی ها همگی در سال 1603 م / 1012 ه ق مملو از کالاهای گران قیمت و نادر شرق به لندن بازگشتند . به این ترتیب بود که انگلستان به شرق پا نهاد ."

در سال 1615 م / 1024 ه ق بود که ریچار استیل از طرف کمپانی هند شرقی توانست فرمان تجارت با ایران را از شاه عباس اول دریافت کند و اولین کشتی پارچه از انگلیس وارد بندر جاسک و از آنجا به شیراز رسید . کمپانی انگلیسی تجارتخانه هایی در آن شهر و اصفهان دایر کرد . شاه عباس انتظار داشت که در مقابل امتیازی که به انگلیسی ها می دهد او را در اخراج پرتغالی ها از هرمز یاری کنند . در 3 مه 1622م/3 رجب 1031 ه ق بود که قوای انگلیسی به کمک امامقلی خان حکمران فارس آمده و توانستند پرتغالی ها را شکست دهند . بعد از آن بود که سر داد مور کاتن به عنوان اولین سفیر رسمی انگلیس از سوی چالز اول در 1627 م/1036 ه ق به دربار ایران فرستاده شد ولی در مدت کوتاهی که در ایران به سر برد درگذشت .

در ادامه ، کمپانی هند شرقی انگلیس در ایران رقابت هایی با هلند و فرانسه داشت ولی توانست تا پایان دوره صفویه موقعیت دلخواه خود را در ایران حفظ کند و در قرن نوزدهم میلادی / سیزدهم سلطه خود را بر آبهای خلیج فارس برقرار کند . سلطه ای که لرد کرزن با فضاحت تمام به ستایش آن برخاسته است " در میان همه گروهها ؛ سیمای قدرتمند بریتانیا که قانون را با قدرت و عدالت برقرار می سازد ؛ حضور دارد ."

در دوره افشاریه فعالیت های تجاری انگلیس در ایران دارای نوسانات متعددی بود بیشتر از طریق نمایندگان شرکت مسکوی صورت می پذیرفت ولی هرچند فعالیت آنان در شمال ایران چشمگیر بود ، در نواحی جنوبی با موفقیت کمتری روبه رو بود . در این زمان نادر روی خوشی به انگلیسی ها نشان نمی داد و در پی آن بود که از تماس فرمانداران جنوب با انگلیسی ها ممانعت به عمل آورد . رایین در کتاب خود نامه ای آورده که نادر شاه به شیخ نصر حاکم وقت بوشهر درباره تماس وی با یک نفر انگلیسی نگاشته و در آن نادر هشدار می دهد که از تماس با انگلیسی ها پرهیز شود و درباره مسائل خلیج فارس و جزایر آن مذاکره نشود .

با قتل نادر هرج و مرج و آشفتگی سراسر ایران خاصه نواحی ساحلی خلیج فارس را در بر گرفت و به دلیل نابسامانی داخلی و تآثیرات آن بر تجارت دیگر کشورهای خارجی ، فعالیت انگلیسی ها گسترش یافت . در این دوره ابراهیم میرزا که بعد از قتل برادر خود عادل شاه ، در اصفهان اقامت یافته بود ، رفتار خوبی با اروپاییان نداشت و نماینده انگلیس که در اصفهان مستقر بود ، چندین بار آماج ضرب و شتم مآموران حکومتی قرار گرفت . همچنین به علت تعدیات نصیر خان لاری، حاکم لارستان ، که حوزه قدرت وی به بندر عباس هم می رسید ، نسبت به مآموران مرکزی تجاری شرکت انگلیسی هند شرقی در بندر عباس ، روسای شرکت در سال های 1174 ه ق تا 1175 مقر خود را از بند عباس به بصره انتقال دادند و در سال 1763 م / 1177 ه ق بود که آنها تصمیم گرفتند فعالیت تجاری خود را در ایران از سر گیرند .

دوگلاس نماینده کمپانی در بندر عباس بعد از بررسی موقعیت بنادر مختلف ایران بوشهر را برای تآسیس نمایندگی کمپانی هند شرقی پیشنهاد نمود وی در گزارش خود بوشهر را شهری معرفی کرده که از سه جهت به دریا محدود می شود و در صورت نیاز نمایندگی می تواند از موقعیت و منافع خود دفاع نماید . مخارج مناسب اقامت در این شهر بندری و نزدیک بودن آن به شیراز که در ان روزگار پایتخت دولت زندیه بود از دلایل دیگری بود که بوشهر را از اهمیت ویژه ای برخوردار ساخت .

با ظهور کریم خان مناسبات ایران با قدرت های اروپایی دستخوش تحول شد از آنجا که او طرفدار تجارت بود زمینه برای تجدید فعالیت انگلیس فراهم شد و این دولت به تآسیس تجارتخانه یا نمایندگی در بوشهر پرداخت . به همین منظور هیآتی بازرگانی به همراه دو نماینده به نام های ویلیام آندرو پرایس و توماس درن فورد مآمور مذاکره با کریم خان شدند .این هیآت ، پیش از دیدار با کریم خان ، با شیخ سعدون حاکم بوشهر قراردادی امضاء کردند و از آنجا که کریم خان مایل بود تجارت بریتانیا دوباره رونق یابد ؛ به همین دلیل ؛ در محرم سال 1177 ه ق قرارداد مزبور را تصویب کرد . با انعقاد این قرارداد نمایندگی انگلستان در بوشهر از صورت نمایندگی یک شرکت تجاری به صورت یک مرکز سیاسی درآمد که به مرور به شیخ نشین های سواحل عربی خلیج فارس نیز سایه می انداخت . ولی اندک زمانی بعد فعالیت های آنان موجب بدگمانی کریم خان شده و به صراحت اظهار داشت که انگلستان نمی تواند ایران را مانند هندوستان با مکر و تزویر به چنگ آورد . سرانجام در فوریه سال 1769 م / 1186 ه ق دستور داد نمایندگی انگلیس در بوشهر را تعطیل و تمام اتباع آنان را از ایران اخراج کنند . با مرگ کریم خان در 1193 ه ق آشفتگی های خلیج فارس شدت بیشتری یافت .

حضور انگلیس در جنوب ایران در دوره قاجاریه

سیاست استعماری انگلیس در هند و آسیای جنوبی چنان اقتضاء می کرد که با دول مجاور هندوستان مخصوصآ ایران ، که از لحاظ موقعیت جغرافیایی و دست داشتن به معابر هندوستان و عظمت و قدرتی که در خاورمیانه داشت و همچنین بیش از سایر کشورها مورد توجه انگلستان بود ، روابط دوستی برقرار سازد و از طریق روابط دوستانه مقاصد استعماری خود را پیش ببرد . در همین زمان بود که به علت فتوحات ناپلئون اعتبار انگلستان دچار خطر گردید ، همین امر سبب شد که مدیران کمپانی هند شرقی درصدد برآیند تا موقعیت استعماری خود را با توجه به ضعف سلاطین قاجار و بی خبری دستگاه حکومتی هر چه بیشتر تثبیت نمایند . به همین دلیل بود که سر جان ملکم از طرف فرمانفرمای هندوستان و پادشاه انگلستان به سفارت ایران مآمور شد وی در اوایل ربیع الثانی 1215 ه ق به بندر بوشهر رسید . ملکم در این مآموریت موفق شد که قراردادی را با فتحعلی شاه به امضاء برساند که بر اساس آن بازرگانان انگلیس و هندی حق داشتند در خلیج فارس بدون پرداخت مالیات به کسب و تجارت بپردازند و کالاهای انگلیس مانند قماش ، فولاد ،آهن ،سرب و امثال آنها را بدون پرداخت عوارض گمرکی وارد ایران کنند . در این دوره ملکم سه بار به ایران آمد که نتیجه انعقاد چنین امتیازاتی گسترش نفوذ استعماری انگلیس در ایران به ویژه جنوب بود .

در2 مارس 1839 /9 محرم 1233 ه ق بود که دولت انگلستان به بهانه محاصره هرات توسط محمد شاه قاجار وارد آب های سواحل بوشهر شد و شهر به تصرف نیروهای انگلیسی درآمد. لردپالمرستون به شاه ایران پیام داد : هر گونه تجاوز به هرات از نظر انگلستان به منزله عملیات خصمانه علیه کشور مزبور تلقی خواهد شد محمد شاه به ناچار به محاصره هرات پایان داد .

یک نمونه از واکنش های مردمی اهالی جنوب در مقابله با توسعه طلبی نیروهای انگلیسی و مبارزه با استعمار در همین سال ها اتفاق افتاد . هنگامی که توماس میتلند خواست در کنار ساحل وارد بوشهر شود یک سرباز ایرانی به طرف او نشانه رفت و خواست که از ورود او به سکو جلوگیری کند. در همین حال انگلیسی دیگری جلو رفته و محکم به تفنگ فیتیله ای سرباز مشت کوبید همین امر سبب شد که مردمی که آنجا جمع شده بودند خشمگین شده و با تکه های چوب و پاره سنگ ، به انگلیس ها حمله کنند و تنها اقدام ملوانان قایق حامل فرمانده ناو بود که سبب شد اهالی بوشهر عقب نشینی کنند ولی درگیری که بین آنها پیش آمد منجر به کشته شدن یک سرباز ایرانی و زخمی شدن چند تن دیگر شد . در همین زمان بود که شیخ حسن، مجتهد بوشهر علیه متجاوزان حکم جهاد صادر کرد و مردم آنجا با رهبری باقر خان تنگستانی به سربازان انگلیسی مستقر در دفتر نمایندگی انگلیس حمله بردند که توانستند نیروهای انگلیسی را از شهر بیرون کرده و بار دیگر بوشهر به تصرف مردم درآمد . از آن تاریخ تا سال 1841 م کنسولگری انگلیس در بوشهر به حالت تعطیل درآمد . این اتفاق نشان دهنده این بود که هرچند دولت مرکزی به دلیل ضعف توانایی مبارزه با نیروهای خارجی را نداشت ولی این مردم بودند که همواره مخالفت خود را نسبت به استعمار به هر طریق نشان می دادند .

یک بار دیگر که جنوب کشور به خصوص بوشهر عرصه تاخت و تاز سربازان انگلیسی درآمد در دوره ناصرالدین شاه (1856 م / 1273 ه ق ) بود که بار دیگر این امر به بهانه تسخیر هرات صورت گرفت که وقایع نگار خورموجی در ذکر این واقعه چنین آورده است : " در سنه 1273 به دستاویز امورات افغانستان که در حقیقت جزو رعیت قدیمه دولت ایرانند و به بهانه چند بادبان جهازات به مخاصمه و مجادله افراشتند . قریب پنجاه و چهار فروند جهاز که مشحون به ده دوازده فوج سواره و پیاده نظام و توپخانه و استعداد مالا کلام بود ، غفلتآ بندر بوشهر را در ششدر مخاطره و محاصره انداختند . " پس از چند روز کشتی های جنگی و کشتی های سرباز بر انگلیسی لشکر دوم انگلیس را نیز به آب های بوشهر رساندند . این بار نیز مردم جنوب منتظر کمک از طرف حکومت مرکزی نشده و خود وارد میدان شدند و با نیرو های انگلیسی به نبرد پرداختند . در این زمان باقر خان تنگستانی و پسران خود و برادرزاده اش احمد شاه خان دوم بودند که شبانه وارد بوشهر شده و به کمک دریابیگی حاکم بنادر ، شتافتند . ولی با وجود کمک های مردم تنگستان و چاه کوتاه که داوطلبانه به نبرد با نیروهای بیگانه پرداختند و همچنین کمکی که از پایتخت رسیده بود به دلیل تفوق سربازان انگلیسی از لحاظ اسلحه بوشهر بار دیگر به تصرف آنها درآمد و کسانی که در مقابل نیروی انگلیسی مقاومت نمودند ، همان تنگستانی ها بودند که تفنگ های فیتیله ای داشتند و باقر خان تنگستانی و شیخ حسین چاه کوتاهی و مخصوصآ پسران باقر خان یعنی احمد خان [و حسن خان ] در این جنگ رشادت فوق العاده ای ابراز نمودند و 740 تن از سپاه انگلیس را هلاک ساختند . در این جنگ حسینعلی خان دریابیگی حاکم بنادر ، جریان واقعه را به شاهزاده طهماسب میرزا موید الدوله ، والی فارس و بنادر جنوب ، گزارش داد و او بلافاصله واحدهایی از سربازان زیر فرمان خود را به دشتی و برازجان فرستاد و به دریابیگی نوشت که: " به سران لشکر انگلیسی ابلاغ کن که دولت های بزرگ را هرگز بر قانون نبود که بی موجبی نقض عهد کنند و از شرایط چندین عهدنامه چشم بپوشند و بعد از نقض عهد آهنگ جنگ کنند ، این روش ترکمانان است که ناگاه بستیزند و بی آنکه خبر کنند با دوست و دشمن درآویزند . "

رشادت و دلیری سربازان تنگستانی و فرمانده وطن دوست آنان باقرخان ، را از شرحی که در ناسخ التواریخ آمده می توان دریافت :" لشکر انگلیس روز دوشنبه نهم ربیع الثانی در حلیله دو فرسخی بندر بوشهر از مراکب بحریه پیاده شدند . . . روز چهارشنبه با شش فوج سرباز و هزار سوار و سی عراده توپ به جانب قلعه بهمنی که یک فرسخی بوشهر است ، رهسپار شدند و وقت سر زدن آفتاب به کنار قلعه آمدند و این همان روز بود که هنگام سپیده دم باقر خان از بوشهر برسید و هنوز از رنج راه نیاسوده بود که جنگ پیوسته گشت و باقر خان و احمد خان ، پسرش ، و شیخ حسین چاه کوتاهی با چهار صد تفنگچی به قوت عدد و کثرت عدو نگران نشدند و چون شیران جنگی آهنگ رزم کردند . از دو رویه گلوله توپ و تفنگ باریدن گرفت و کشتی های بزرگ انگلیسی نیز از دریا عبور کرده در برابر قلعه بهمنی ایستاده شد و توپ های شصت و شش پوند به سوی قلعه گشاده گشت بالجمله از بحر و بر جنگ درانداختند باقر خان و مردم او استوار بایستادند و از هنگام سربرزدن آفتاب تا نیمه روز نیران حرب مشتعل بود و زمین جنگ چنان تنگ افتاد که ایرانیان با شمشیر به روی انگریزان درآمدند و جمعی را با تیغ بگذرانیدند . . . هفتصد و چهل تن از لشکر انگلیس را به خاک درافکندند و پنج عراده توپ مآخوذ داشتند و بر زیادت از این پنجاه تن از مردم مهندس و حکیم و سردار تباه شدند و مردم جراحت یافته نیز بسیار داشتند . هفتاد و دو تن از خویشاوندان باقر خان و شصت کس از سپاه او مقتول گشت. "

ولی بالاخره تنگستانی ها شکست خوردند باقر خان به نزد شجاع الملک می رود و احمد خان فرزند وی در جنگ کشته می شود تا این ترانه بر سر زبان های زن و مرد دشتی و تنگستانی بیافتد :
خبر آمد که دشتستان بهار است زمین از خون احمد لاله زار است
الا ای مادر پیرش کجایی که احمد یک تن ودشمن هزار است

پس از تسلط نیروهای بریتانیا بر بندر بوشهر به دستور مقامات بریتانیایی حکمران ایرانی و هفت تن از همراهان او را به عنوان اسیر جنگی به بمبئی فرستادند و در بوشهر حکومت نظامی بر قرار شد و انگلیسی ها چنان بر شهر مسلط شدند که حتی مقررات حکومتی نیز برای آنجا تعیین نمودند .

نفوذ دولت استعماری انگلستان در ایران از این زمان به بعد چنان گسترش یافت که آنان موفق شدند امتیازات عدیده ای از جمله فروش دخانیات در ایران ، امتیاز بانک شاهنشاهی و . . . را از دولت قاجاریه دریافت کنند و هر چه بیشتر بر این آب و خاک دست اندازی کنند .

در این سال ها که دولت استعماری انگلیس بر نواحی جنوبی تسلط داشت این علما و روحانیون بودند که هموراه با اعتراضات مردمی علیه استعمار پیشقدم بودند و هیچ فرصتی را برای تشویق مردم جهت ابراز احساسات ضد اجنبی از دست نمی دادند . مثلآ در فوریه 1906 م موقعی که مدیر کل گمرک از تخلیه محمولات شناورهای محلی در باراندازهای خصوصی جلوگیری می کرد ، مردم بلافاصله به علما مراجعه کردند ، و آنها نیز توانستند مدیر گمرک را وادار ساخته تا دستوراتش را لغو کند . همچنین مسیو هین سنز مدیر گمرک بوشهر که در رفتار با افراد محلی شیوه سختی در پیش می گرفت باعث شد که دشمنی مردم علیه او بر انگیخته شود به طوری که کشمکشی بین کارمندان گمرک و کارکنان شناورهای تشاله ای درگرفت . بعضی از روحانیون از کارکنان شناورها حمایت کردند که در نتیجه خصومت دامنه داری پی ریزی شد و همین امر سبب انتقال دریابیگی و مسیو هین سنز در 1906 م از بوشهر شد . در همین سال ها بود که نیروهای محلی برای مقابله با نیروهای انگلیسی و ضربه زدن به آنها سعی می کردند که در راه ها به آنها حمله کنند و خساراتی وارد سازند چنانکه سر پرسی کاکس در گزارش سالانه خود در 1906 م آورده: " در آغاز ماه سپتامبر سروان ای . اف . ردی جمعی ارتش هند ، که از طریق شیراز و تهران عازم مشهد بود در بین این راه مورد تهدید واقع شد ، ‌و تقریبآ مقارن همین احوال ، کاروانی که حامل کالاهای شرکت دیکسون بود ، در کنار کنار تخته مورد تعرض قرار گرفت ، و محمولاتش هم به سرقت برده شد . در نقطه دیگری موسوم به ، پل آبگینه ، سر جوخه هندی ، جمعی دایره حمل و نقل که تصدی 100 رآس قاطر را به عهده داشت چند ساعتی متوقف گردید و رآسی 10 شاهی باج از او مطالبه شد . "

یکی از بزرگترین جنایات انگلیس در ایران که به کمک روسیه انجام گرفت قرارداد 1907 م بود که در زمان نخست وزیری امین السلطان اتابک در پترزبورگ پایتخت روسیه ، به امضاء رسید که بر اساس آن ایران به سه منطقه شمال روسیه ، جنوب انگلیس و یک منطقه ظاهرآ بی طرف تقسیم شد . در همین زمان مستر لینچ انگلیس که به قول ادوارد براون به اوضاع ایران آشنا بوده در مقاله ای که در ماه آوریل مجله آسیایی امپراتوری نوشت با نهایت گستاخی و بی شرمی در صدد تحقیر ملت ایران بر آمده چنین می نویسد : " بیاییم امیدوار باشیم که این پیمان شاید ما را به مناسبات بهتری با روسیه رهبری کرده و بلکه از روی شالوده درستی ما را از ترس و نگرانی برهاند . من می ترسم تمایل به بهبودی روابط با ایران مشکل بشود ؛ چه ایران مانند روح مرده ای است که در ضیافتی که به احترام روسیه در این قرارداد بر پا ساخته ایم ، ظاهر شده باشد . وقتی نشاط این جشن اوج گرفت و جام ها به سلامتی یکدیگر مبادله می گردد ، این ملت کوچک که آثار هنر و هوش او جهان را منور و توانگر ساخته است میان حیات و مرگ افتاده ، بدون اینکه شرکت داده شده باشد تنها و بیچاره به پای ما افتاده است . "

دکتر ملک زاده در کتاب زندگانی ملک المتکلمین درباره انعکاس قرار داد 1907 در ایران چنین می نویسد : " دولت ایران به وسیله وزارت خارجه و حسن پیرنیا ، مشیرالدوله ، که در آن زمان سفیر ایران در دربار روسیه بود ، به این معاهده اعتراض کرد و مجلس شورای ملی عدم رسمیت این معاهده را که بر خلاف حق و عدالت و استقلال ایران بود ، اعلام نمود ولی کسی به این اعتراض جوابی نداد . " بعد از این قرارداد بود که بار دیگر افکار عمومی جنوب کشور علیه استعمار انگلیس تهییج شد تا جایی که سر ژاژ وارندر فرمانده کل نیروی دریایی هند شرقی که هر سال از بوشهر و بندرعباس دیدار می کرد به درخواست وزیر مختار انگلیس در سال 1907 م برنامه دیدار خود از این بنادر را کنار گذاشت و تنها از بنادر مسقط ، بصره ، کویت و بحرین دیدار نمود .

پس از صدور فرمان مشروطیت در 14 جمادی الثانی 1324 ش و شکل گیری مجلس شورای ملی ، انجمن ها و روزنامه ها و . . . از آزادی بیشتری برخوردار شدند و توانستند به نقد حاکمان ولایات وزیر سوال بردن نفوذ کشور های خارجی در مملکت دست بزنند . در این دوره انجمن ها و روزنامه ها در جنوب کشور نیز رونق گرفته ، و سعی کردند مقامات رسمی دولتی را وادار سازند که برخلاف رفتارشان با نیروهای انگلیسی کمتر موضعی آشتی جویانه داشته باشند و درصدد بر می آمدند که صدای خود را از طریق ارسال نامه و تلگراف به مجلس برسانند و در روزنامه های محلی مقالاتی علیه آنها چاپ كنند .

سر پرسی کاکس موضع مردم محلی جنوب کشور را در برابر نفوذ استعمار انگلیس این گونه بیان می کند " در منطقه خلیج فارس این مطلب به خوبی قابل درک است ، که تنها نفوذ آشکار خارجی که توده مردم با آن آشنا بوده ، نفوذ بریتانیای کبیر است ، بنابراین اکنون بازتاب طبیعی آن این است که فشار تمام این تبلیغات و نشریات بر دوش ما سنگینی می کند . ضمنآ در سال گذشته عوامل ملیون ایرانی تمالم توانشان را به کار بردند تا بر حکمران محلی فشار آورند تا او از دخالت های انگلیس در حمایت از اتباع بحرین و سواحل متصالح جلوگیری کند ؛ که در نتیجه رخداد های پر درد و سر زیادی هم در این مورد به وقوع پیوست . "

در سال های پس از انقلاب مشروطه و استبداد صغیر تا زمان جنگ جهانی اول نارضایتی تجار ، نیروهای محلی ، كارگران بندری بوشهر و . . . روز به روز از حضور نیروهای انگلیسی در آن مناطق بیشتر می شد زیرا نیروهای انگلیسی در برابر نیروهای ملی و اسلامی محلی ایستادگی می کردند و همچنین باعث شده بودند که تجارتخانه های محلی مانند تجارتخانه شبانکاره که در بوشهر و شیراز از معتبرترین تجارتخانه ها بود از رونق بیافتد . هرچند آنها عریضه هایی به وزارت خارجه ایران می نگاشتند ولی بدون پاسخ باقی می ماند و بالاجبار دادخواهی خود را به مجلس شورای ملی می فرستادند که کمتر به نتیجه می رسید . آنها در تلگراف های خود درد و رنج خود را این گونه بیان می کنند :

". . . هر چقدر عریضه به وزارت جلیله خارجه عرض می نماییم به کلی بی اعتنایی می نمایند . . . پس تکلیف ما فلک زدگان در این بین چه می باشد؟ رو به کجا کنیم؟ پناه به که ببریم . . .؟ "

" عرض داشت ورثه سادات شبانکاره چقدر از ظلم و ستم های کارگزاری و انگلیسی ها در حق ما فلک زدگان عرض نموده باشیم ما را از هستی ساقط نموده هر چه انگلیسی ها به آنان می گویند رفتار می نمایند آخر تقصیر و گناه ما چه می باشد ؟ مگر ما ملت ایران نیستیم نباید کارگزاری همراهی با ما بنماید مگر چه شده کارگزاری صراحتآ می گوید که می دانیم که انگلیسی ها طلبی ندارند وزارت خارجه عقب می کند که همراهی با انگلیسی ها نماییم . . . پس ما رو به کجا نماییم و غرض حال را به کی بنماییم ؟کارگزاری مآمور دولت است در صورتی که همراهی با خارجه ها بنماید معلوم است که بر ما چه خواهد گذشت . . .؟ "

همچنین ظلم و اجحاف نیروهای انگلیسی تا جایی رسیده بود که تاجران انگلیسی که با مردم آن نواحی معامله می کردند حق مردم را به درستی پرداخت نمی نمودند : " . . . فدوی یک نفر از رعیت بیچاره[نا خوانا ]حب ایران چند سالی است مبلغی که فوق قوه و حوصله و تواناییم می شد از مستر دکسن تاجر انگلیسی طلبکارم . . . از 1319 تا کنون بدوآ به جناب مرحوم واثق الملک و بعد مرحوم محتشم الوزراء . . . همچنین به وزارت امور خارجه کرارآ تظلم و شکایت کرده ام . . . هیچ فایده ای حاصل نیامده . . . حاج نصیر بهبهانی از بوشهر "

با توجه به اسنادی فوق و اسناد دیگر این نتیجه استنباط می شود که کارگزاری های گمرک هیچ قوه و اختیاری از خود نداشتند و به جای اینکه نسبت به مردم محلی تسامح بیشتری از خود نشان دهند نسبت به آنها سخت گیری کرده و بیشتر جانب نیروهای انگلیسی را رعایت می نمودند .

هنگامی که دولت انگلیس نیرو های جدیدی وارد سواحل جنوبی کشور می کرد با توجه به این که خیلی سریع توسط نیرو های محلی و علما و روحانیون به دولت خبر داده می شد ولی کمتر پیش می آمد که آنها بتوانند اقدامی سریع انجام داده و از ورود نیرو های انگلیسی به آن نواحی جلوگیری کنند . در چنین مواقعی این نیرو های محلی و مذهبی بودند که در مقابل نیروهای خارجی می ایستادند و نقش رهبری مردم را بر عهده می گرفتند از جمله این افراد کسانی مانند آیت الله سید عبدالله بلادی ، آیت الله سید مرتضی اهری ، رئیس علی دلواری ، آیت الله سید عبدالحسین لاری و چند تن دیگر بودند که طی این سال ها به نحو موثری قدم در میدان مبارزه علیه استعمار گذاشته و از بذل هیچ کوشش و فداکاری دریغ نمی کردند . مثلآ در یکی از تلگراف هایی که آیت الله سید عبدالله بلادی و دیگر علما به مجلس شورای ملی ارسال می کنند نسبت به ورود قشون انگلیس به نواحی جنوبی اعتراض کرده و حتی تا جایی پیش می روند که به دولت پیشنهاد می کنند در صورتی که توان اداره مملکت و دفع حملات نیرو های خارجی را ندارند خادمان شریعت ( علما و روحانیون ) را در جریان قرار دهند .

نتیجه

مقدمه حضور استعمار انگلیس در خلیج فارس به دوره سلطنت شاه عباس اول باز می گردد که ناوگان جنگی کمپانی آنها موفق به طرد پرتغالی ها از بندر عباس و جزیره هرمز شد و توانستند اجازه تآسیس تجارتخانه در کرانه های خلیج فارس را بدست آوردند . هر چند در دوره افشاریه و زندیه نیز نیروهای انگلیس در خلیج فارس حضور داشتند ولی نتوانستند امتیازات چندانی به دست بیاورند و نفوذ خود را مستحکم کنند .

در دوره قاجاریه بود که دولت انگلیس توانست از ضعف و زوال پادشاهان این سلسله نهایت استفاده را کرده ، و امتیازات عدیده ای بدست آورد . این پیر کهن استعمار سه بار در سال های 1837 م و1856 م و 1915 م به منطقه خلیج فارس هجوم آورد و صفحات جنوبی این مرز و بوم را دچار آشفتگی و هرج و مرج نمود. اگر چه هر سه بار دولت مرکزی از مقابله با نیروهای استعماری ناتوان بود ولی این مردم جنوب بودند که با حمایت افرادی چون آیت الله بلادی ، آیت الله لاری ، رئیس علی دلواری ، باقر خان تنگستانی ، حسین خان چاه کوتاهی و آیت الله اهری توانستند در مقابل نیروهای خارجی ایستادگی کرده و جان و مال خود را فدای ناموس و وطن خود کنند و اجازه ندادند که یک وجب از خاک جنوب کشور زیر سلطه استعمار برود .

*** سند شماره 1:
اداره تلگراف دولت علیه ایران
از بوشهر به طهران

مجلس مقدس شورای ملی مقام [ناخوانا] اشرف رئیس الوزراء مقام وزارت داخله عرض می کنم ما بیچارگان رعایای جزیره ی هرمز از دست تعدیات کسان گمرک خود سیر شده ایم مفصل بهانه جویی می کند ما را چوب می زند اخراج می نمایند فرنگی ها و ارامنه دست اندازی به ناموس ما می نمایند آخر کجا انصاف است ما بیچارگان رعایای ایران این طور گرفتار باشیم در این هوای گرم ما را مجبور می کند به کار کردن نصف اجرت به ما می دهند سابقآ دست معین التجار بود سالی چهار ماه خودمان کار می کردیم یک ماه بعد از عید دست از کار می کشیدیم حال این قسم گرفتار شده ایم اغلب از ما را اخراج کرده اند که پناه برده اند به مشایخ عمان و آنقدر به ما سخت گرفته اند که جرئت نداریم شررح حال خود را به جایی بگوییم هر جا مطلع شوند فورآ چوب زده خانمان را تصرف کرده از هرمز خارج می کنند چنانچه جمعی را کرده اند محضآ لله این غلامان را از دست این فرنگی و این ارامنه نجات دهید یک نفر آدم محرمانه خرج دادیم فرستادیم به بوشهر این تلگراف را بکند و جواب بگیرد هرگاه به داد این بیچارگان نرسید همگی مجبوریم پناه ببریم به مشایخ جزیره هایی که از خاک ایران خارج شده که اقلآ جان و ناموسمان محفوظ شود .

عموم اهالی هرمز ابوالقاسم موسوی محمد حسین احمد بحرینی محمد تقی باقر رضا علی غلامعلی محمد امین رضا علی رضا احمد عمانی محمد ابراهیم عباسعلی مرتضی موسوی علی محمد باقر حسین علی صف رستم عبدالرحیم خلیل علی حسین ناصر - به تاریخ 28 شهر اسد 1329

*** سند شماره 2
مجلس مقدس شورای ملی
وزارت امور خارجه
اداره انگلیس دائره
مورخه 2 جمادی الاول 29
نمره15406

مرقومه 15089 راجع به سوال آقای بهجت شرف وصول بخشید خبر ورود قشون انگلیس به قصبه ی انصار هنوز از موقع رسمی به وزارت خارجه نرسیده روز 29 جمادی الاولی تلگرافی از بوشهر به امضاء عبدالکریم معلم مدرسه ی سعادت مبنی بر این خبر به وزارت خارجه رسید فورآ مراسله ی رسمی به سفارت لندن نیز تلگرافآ تعلیم اقدام داده شد و نیز به کارگذار عربستان مآموریت داده شده است که به آن نقطه رفته اقدامات انگلیسی ها را مشاهده و راپورت بدهد و به وزارت جلیله داخله اخطار شده است که دستور العمل تلگرافی به آقای سردار ارفع بدهد عجالتآ این اقدامات از طرف وزارت خارجه به عمل آمده و حصول نتیجه ی مطلوبه تعقیب خواهد شد بنابراین آقای بهجت سوال خودش را به تعویق بیندازد ضرری نخواهد داشت .

امضاء : وزارت امورات خارجه
*** سند شماره 3
بندر لنگه ملاحضه راپورت محمد بن احمد از بنادر
4-43

از عدم توجه اولیاء امور در امورات بنادر و هجوم اشرار و ورود قشون انگلیس به مساعدت اقتدار نظام نائب الحکومه اینجا و توقف آنها پانزده روز در بندر مزبور و خوابانیدن بیرق ایران در محلات و پیشرفت پلیتیک انگلیس در نواحی بنادر و خیانات ظاهره از اقتدار نظام نائب الحکومه بنادر شکایت و توجه اولیاء امور را به آن صفحات جلب می کند که با حالت حالیه بنادر غفلت اولیاء امور باعث نفوذ پلیتیک انگلیس و یاس اهالی بنادر و رفتن مملکت خواهیم بود .

( عین راپورت فی البدایه الی النهایه قابل ملاحظه و توجهات مخصوصه است )
*** سند شماره 4
اداره تلگراف دولت علیه ایران
از بوشهر به طهران

توسط مجلس شورا ملی والا حضرت نائب السلطنه هیئت وزرای عظام [ناخوانا] کم الی تعالی محذوراتی که در ورود قشون انگلیس از طرف امناء دولت به توسط حکومت و روسا مشاهده می نماییم با آنچه به رای العین از اقدامات دولت همجوار می بینیم خیلی مایه حسرت و سرگردانی است و نمی توان با این انتشارات تن به هر ذلت در داد از تسلیم آن ذات محترم در چنین امر مهمی که اضمحلال مملکت را نشان می دهد به تصور یکی از دو شق ناچاریم یا ملاحظه از بعضی مقتضیات اصلاحات که در نزد این جانبان مخفی است یا بی اطلاعی اولیاء امور از وضع قشون و ترتیبات دولت همجوار است و چنین رسانیده اند که عده ای فقط برای حفظ قونسول خانه [ناخوانا] در صورت اهل واجب است این خادمان شریعت را واقف از کفات مخفیه نمود تا آن تکالیف اسلامی را در عهده ساقط کرد در صورت ثانی عرض می نماییم تاکنون چهارصد نفر از سواره و پیاده هندی و عمله جات و مقداری جهازاتش اسباب سر بسته که بیشتر اسباب وحشت است به اسم سامان وارد و پیاده کرده اند و بعلاوه از ششصد راس اسب و استری که به هم راه افتاده اند پانصد و بیست راس قاطر از این جا اجاره نموده اند و زیر بار برده اند باز به همین اندازه سامان و سواران در کار نرفتی است که مجددآ پانصد قاطر از این جا اجاره نموده که تعیین است به قراری که مسموع شده تا پنج مرتبه چنین مقدار سوار روی مان نازل خواهند نمود برای ترویج مقاصد خود و تسهیل عبور می گویند پول ماست که در عرض راه بذل می نمایند آخر این چه بدبختی است خادمان شریعت حاضر نیستیم که دست بسته خود و ملک و ملت را به ذلت اجانب نمائیم و اینگونه سکوت و تحمل هم با طریقه شرع محمدی و ضروری بودن وجوب دفاع را وظیفه عموم ملت است کلیتآ منافی است چنانچه واقعآ رشته مملکت داری از کف اولیاء امور خارج گشته و امکان دفع حملات اجانب را ندارند واجب که خادمان شریعت را واقف گردانید تا به تکالیف اسلامیت خود معمول دارند در حالتی که مملکت از کف برود به نیک نامی باشد .

اولی فی رکوب العار جواب فوری للنم عموم علما الاحقر عبدالله موسوی بلادی الاحقر جواد طباطبائی الاحقر محمد علی موسوی الاحقر علی دشتی الاحقر مرتضی موسوی صدرالاسلام
*** سند شماره 5
اداره تلگرافی دولت علیه ایران
از بوشهر به طهران

مجلس مقدس محض لله نظری به ثغور مملکت اسلامی بفرمائید خود را [ناخوانا] نمی توان داد دولت انگلیس که شبانه روز است متصل لوازم سواران را سر بسته بدون تفتیش گمرک وارد می نماید هزار سال نمی توان شمرد با این حال اگر اطمینان دارید ما را هم مطمئن بفرمائید و الا تدبیری کنید که مزاحمت نشود هفتصد قاطر به جهت حمل لوازم تعیین و تلگرافات متعدده که اصلآ تا امروز هشتم ذی القعده جواب نداده اید .

الاحقر عبدالله موسوی بلادی
تاریخ 8 عقرب سنه 1329
*** منابع
  • آرنولد ، ویلسون . خلیج فارس، ت : محمد سعیدی ، تهران : بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1342 .
  • امین ، عبدالامیر . منافع انگلیسی ها در خلیج فارس، ت :علی میر سعید قاضی ، آژنگ، 1367.
  • پری ، جان ر . کریم خان زند (تاریخ ایران بین سالهای 1747م - 1779 م) ت : علی محمد ساکی ، تهران : انتشارات آسونه ؛ 1381.
  • حقایق نگار خورموجی ، میرزا جعفر. نزهت الاخبار ، تصحیح و تحقیق : سید علی آل داود ، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سازمان چاپ و انتشارات : کتابخانه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی ، 1380.
  • رایین ، اسماعیل. دریانوردی ایرانیان ؛ جلد 2 ؛ چاپ دوم ؛ تهران : چاپخانه زیبا ؛ 1356.
  • راضی ، منیره. پلیس جنوب ایران ، تهران:مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، 1381.
  • سیوری ، راجر . ایران عصر صفوی ، ت :کانمبیز عزیزی ، چ پانزدهم ، تهران : نشر مرکز ، 1385 .
  • شعبانی، رضا. تاریخ تحولات سیاسی - اجتماعی ایران در دوره ی افشاریه و زندیه ، چ پنجم ، تهران : تابستان 1383 .
  • شمیم ، علی اصغر. ایران در دوره ی سلطنت قاجار؛ چاپ دوم ؛ تهران : زریاب ؛ 1383.
  • فرامرزی ، احمد . کریم خان زند و خلیج فارس ؛ به کوشش ک حسین فرامرزی ؛ تهران ک بی نا ؛ 1346 .
  • کلی ، جی . بی . - گرنی داد .ت:حسن زنگنه ، بوشهر:انتشارات شروع - مطالعات نی لبک ، 1387 .
  • فلور ، ویلم. اختلاف تجاری ایران و هلند ؛ ت: ابوالقاسم سری ، تهران : انتشارات توس ، بهار 1371
  • گزارش های سالانه سر پرسی کاکس سر کنسول انگلیس در بوشهر ( 1911م - 1905 م / 1329 ه ق - 1323 ه ق ) ، ت : حسن زنگنه ، به کوشش ک عبدالکریم مشایخی ، بوشهر : انتشارات پروین با همکاری مرکز بوشهر شناسی [ بهار 1377.
  • گریوز ، فلیپ . مآموریت سر پرسی کاکس در حوزه خلیج فارس و ایران ، ت: حسن زنگنه ، تهران : نشریه دید ، 1380.
  • لسان الملک سپهر ، میرزا محمد تقی. ناسخ التواریخ ، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی ، جلد چهارم، تهران : انتشارات کتاب فروشی اسلامی ،1353ش .
  • مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، دوره 2 ، کارتن 163 ، جزوه دان 32 ، پوشه 1، 2 ، 6 ، 7 ، 11 .
  • ملک زاد ، مهدی ه . زندگانی ملک المتکلمین ، تهران : شرکت نسبی علی اکبر علمی و شرکاء، اردیبهشت 1325.
  • هوشنگ مهدوی ،عبدالرضا . روابط خارجی ایران از ابتدای جنگ جهانی اول ؛ چاپ دوم ؛ تهران: امیرکبیر ؛1355.
  • هنت ، کیتن . جنگ ایران و انگلیس در سال 1273 ه ق ، ت: حسین سعادت نوری ، تهران: دنیای کتاب ، 1362.

مهدی احمدی - به نقل از ماهنامه الکترونیکی دوران

موضوعات مرتبط : خلیج فارس    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید