تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2245

مجموعۀ رهبانی استپانوس قدیس در متن معماری کلیسای ارمنی

مجموعه رهبانی استپانوس قدیس در متن معماری کلیسای ارمنی

به علت حضور تاریخی دو قوم مسیحی ارمنی و آشوری، در محدودۀ جغرافیایی ایران امروز، کلیساهای متعددی در جایجای آن به چشم میخورند که از دورههای زمانی و شرایط فرهنگی ـ سیاسی مختلف بر جای ماندهاند. این نمونهها، در قرنهای اخیر، با کلیساهای ملل و مذاهب دیگر تکمیل شدهاند. کلیساهای ارمنی ایران در محلهای سکونت ارمنیان ساخته شدهاند که حضورشان را در ایران میتوان تحت دو عامل عمده بررسی کرد. ارمنیان ساکن محدودۀ شمالی دریاچۀ ارومیه بومی این مناطقاند و ارمنیان ساکن دیگر نواحی کشور طی مهاجرتها و کوچهای اجباری به این سرزمین راه پیدا کردهاند. معماری کلیساها نیز، در این نواحی، گویای این تقسیمبندی است. کلیساهای ارمنی استانهای آذربایجان شرقی و غربی، برخلاف کلیساهای معروف جلفای اصفهان، بومی و معماری آنها معماری شناخته شدۀ کلیسای ارمنی است. مجموعۀ استپانوس قدیس، که در پانزده کیلومتری جلفا، در آذربایجان غربی و در نزدیکی رود ارس قرار دارد، یکی از این بناهاست.

پس از ثبت این مجموعۀ تاریخی در فهرست آثار یونسکو شاهد افزایش توجه هموطنان به آن و چاپ مقالاتی در خصوص معماری این بنا بودهایم که برخی از آنها بدون در دست داشتن اسناد مرتبط یا تحلیل علمی نظریهای را مبنی بر ارتباط این بنا با یکی از ادیان غیر مسیحی پیش میکشند. متأسفانه، برخی از این گونه مقالات به دست افرادی ناآشنا با عوامل تاریخی مؤثر، معماری کلیسای ارمنی و معماری کلیسا به طور عام نوشته شدهاند. در این نوشتار، قصد بررسی تحلیلی و دقیق مجموعۀ رهبانی استپانوس قدیس و مقایسۀ ویژگیهای آن را با معماری کلیسای ارمنی داریم تا هر گونه شبههای در خصوص این بنا برطرف شود. امید است از این پس نظریههای علمیپس از حصول شناخت بیشتر طرح شوند.

لازم به ذکر است که تأثیر فرهنگ دینی قبل از مسیحیت در سرزمین ارمنستان بر فرهنگ و معماری مسیحی این سرزمین بدیهی و نمودهای آن در قالب پژوهشهایی جداگانه قابل بررسی است. این تأثیر کلی امروزه جزو فرهنگ ارمنی محسوب میشود و نمودهای متعارف آن، در صورت شناخت دقیق، با تأثیرات موردی فرهنگهای دیگر خلط نخواهند شد. دیگر آنکه در نتیجۀ مطالعات باستانشناختی یا بر مبنای اسناد تاریخی وجود معبدی کهن در محل بسیاری از کلیساهای ارمنی ممکن مینماید اما در مورد این بنای مشخص چنین مطالعاتی صورت نگرفته و هیچگونه سند تاریخی نیز مبنی بر وجود چنین امکانی در این محل یافت نشده است. علاوه بر این، شواهد آورده شده در پژوهشهای مذکور نیز به اثبات نظریههای مطرح شده دلالت نمیکنند. در انتهای این نوشتار، به مرور سریع یکی از این پژوهشها و بررسی میزان درستی شواهد مورد اشاره در آن و ارتباط آنها با پرسش مطرح شده میپردازیم. پژوهش نامبرده در شمارۀ اول ماهنامۀ تخصصی منظر تحت عنوان (( آیا کلیسای سنت استپانوس در ارتباط با ادیان کهن ایرانی است؟)) بهچاپ رسیده است. بدیهی است راه برای تفاسیر جدید در صورت یافت شدن دادههایی دیگر باز خواهد بود.

یکی از مهمترین مسائلی که لازمۀ پاسخگویی صحیح به یک پرسش پژوهشی است، به غیر از شناخت و معرفی زمینه و بستر پژوهش، بنا کردن آن بر پایگاهی علمی معتبر و صحیح است. بنابر اهمیت این موضوع پایگاه پژوهش حاضر را که شامل مطالعات بسیار گسترده و منظم در بستر مورد نظر است به اختصار و در دو بخش تارخی و معماری بیان میکنیم.

پایگاه مطالعات تاریخی

منابع مکتوب معتبری در تاریخنویسیهای ارمنیزبان وجود دارند که امروزه به طور گسترده به زبان فارسی ترجمه شدهاند و برای مطالعات علمی در دورههای مربوطه مورد استفاده قرار میگیرند. برای آگاهی از تاریخ و چگونگی تأسیس، ترمیم و بازسازی مجموعۀ رهبانی استپانوس قدیس نیز از یکی از همین منابع بهره بردهایم.

نگاهی مختصر به تغییرات مرز دو کشور ایران و ارمنستان در مقاطعی از تاریخ و محل قرارگیری بنای مورد بحث(تصویر1)، بومیبودن و ارمنی بودن آن را تأیید میکند.

توجه به پیشینۀ اعتقادی ارمنیان قبل از پذیرش مسیحیت نیز میتواند در زمینۀ پرسش مطرح شده راهگشا باشد. ارمنیان از ابتدای پیدایش خدایان متعدد را میپرستیدند و معابدی مجلل برای آنها میساختند. تا هزارۀ اول قبل از میلاد مسیح هایک،[2]مهمترین خدای آنان، خداوند زمین و آسمان بود. نام ملت ارمنی؛ یعنی، های[3]و کشورشان، هایاستان،[4] نیز از نام این خدا برگرفته شده است که بر اساس منابع اساطیری پایهگذار ملت ارمنی محسوب میشود. از سدۀ ششم قبل از میلاد تا سدۀ سوم میلادی، اهورامزدا، که آرامازد[5] نامیده میشد، جایهایک را گرفت و خدای اصلی مورد پرستش ارمنیان شد. در این دوران آناهیتا، که او را آناهید[6] مینامیدند، الهۀ محبوب آنها و مادر تمام برکات و ناجی ملت ارمنی بود و مهر، که او را میهر[7] میخواندند، ابتدا به منزلۀ خدای نور و حقیقت و سپس به منزلۀ خداوند خورشید پرستش میشد (تصویر2).[8]

ارمنیان در 301 میلادی مسیحیت را به منزلۀ دین رسمیکشور خود برگزیدند. آنان، پس از پذیرش مسیحیت، تمامیبناهای عبادی قبلی را به استثنای یک مورد تخریب و نابود کردند و در محل بسیاری از آنها معابد مسیحی بنا کردند. [9]به همین علت در نتیجۀ مطالعات باستانشناختی در محل بسیاری از کلیساهای ارمنی معابد دیگری یافت شدهاند.

پایگاه مطالعات معماری

(( بنای کلیسای ارمنی بر پایههای هنر معماری اورارتویی (حکومت مقتدر باستانی)، اشکانی و رومیپایهگذاری شد. در بدو شکلگیری مشابه معماری آسیای صغیر و بینالنهرین؛ یعنی، متأثر از تمدن هلنی یونانی (تمدنی ترکیبی از فرهنگهای محلی، شرقی و یونانی که پس از کشورگشاییهای اسکندر مقدونی پای گرفت) بود. نزدیکترین معماری به این شیوه سبک گرجی است اما امروزه این معماری دارای تاریخ تکاملی و ویژگیهای منحصر به فردی است که خلط آثار متعلق به آن را با بناهای دیگر غیر ممکن میسازد)).[10]

در معماری ارمنی معماری کلیسا اهمیتی ویژه دارد و کلیساها ماندگارترین و فراگیرترین نوع بناهای متعلق به این معماریاند. ((مجموعههای رهبانی ارمنی شامل فضاهای ترکیبی از جمله کلیسا، ایوان، غذاخوری، کتابخانه، ساختمانهای مسکونی، آرامگاه، برج ناقوس و بناهای صنعتی و تولیدی مختلف بوده و در طول تاریخ از مراکز مذهبی ـ فرهنگی ـ اجتماعی محسوب میشدند. علاوه بر فعالیتهای مذهبی و اسکان روحانیان، آموزش مذهبی و غیر مذهبی، تاریخنگاری، مطالعات فلسفی و علمی، خطاطی، تذهیب، مینیاتور، حجاری، تمرین موسیقی و فعالیتهای هنری دیگر زمان و شکلگیری تفکر معماری در آنها صورت میپذیرفت)).[11]

معماری مجموعههای رهبانی و دیرهای ارمنی در دو مقطع از تاریخ معماری ارمنی دارای اهمیت قابل توجه است و علی رغم شباهت کلی، مجموعههای ساخته شده در این دو دوره دارای ویژگیهایی مجزا هستند.

نوع اول از مجموعههای رهبانی در ابتدای قرون میانی رایج بودند. ساخت آنها از قرن نهم میلادی آغاز شد و نمونههای عالی این گروه از مجموعهها در قرنهای دوازدهم تا چهاردهم میلادی مشاهده میشوند. این نمونهها، که در طول زمان و به دست افراد گوناگون ساخته میشدند، دارای ساختاری اُرگانیک، فاقد تفکر واحد اما برخوردار از هماهنگیای قابل توجه با طبیعت اطراف بودند.

نوع دوم از این مجموعهها در اواخر قرون میانی و بیشتر در سدههای هفدهم و هجدهم میلادی ساخته شدند. این مجموعهها به صورت یکپارچه و در یک زمان طراحی میشدند و تعداد حجرههای راهبان در آنها به مراتب بیشتر از نوع قبلی و مساحت فضاهای مورد نیاز برای تأمین نیازهای روزمره و اقتصادی در آنها قابل توجه بود. پلان آنها در تضاد با نمونههای پیشین هندسی و به طور عمده مستطیلی با مرکزیت کلیسا بود. تقسیمبندی عملکردی در این نمونهها قویتر دیده میشود به گونهای که در آنها حیاطهایی مجزا برای فضاهای سکونتی و خدماتی یا بخشهای عبادی و سکونتی پیشبینی شدهاند. این ویژگیها بعضاً جایگزین تطبیق شایستۀ بنا با طبیعت اطراف شدهاند.[12]

لایه های تاریخی معماری مجموعۀ رهبانی استپانوس قدیس

طبق مطالعات و اسناد ارائه شده از سوی کارشناسان معماری ارمنی و گروه معماری پلیتکنیک میلان اثر هشت دورۀ ساخت در بنای امروزی مجموعۀ رهبانی استپانوس قدیس قابل تشخیص است (تصویر3).[13] از این مطالعات چند مطلب کلی حاصل میشود:

ـ این مجموعه از ابتدا در دو بخش و دو تراز بنا شده است.

ـ سفتکاری کلیسای اصلی و بنای برج ناقوس به یک دوره، ساختار داخلی کلیسا،

نمای سنگی و گنبد آن به دورهای دیگر و نقاشی دیوارهای داخلی به آخرین بازسازی مؤثر بر شکل بنا تعلق دارد.

ـ کلیسای کوچک جانبی ابتدا بدون دیوارهای خارجی و به صورت فضای الحاقی باز ساخته و بعدها پوشیده و به محراب مجهز شده است.

ـ حصار خارجی و بناهای مختص راهبان در دورههای مختلف بازسازی یا از نو بنا شدهاند.

مجموعۀ رهبانی استپانوس قدیس و معماری کلیسای ارمنی

این مجموعه، که بنابر آنچه در بالا آوردیم، ساخت بخش عمدۀ بنای حاضر آن را میتوان به سدۀ هفدهم میلادی نسبت داد، از نوع مجموعههای هندسی با دو حیاط عبادی و سکونتی ـ خدماتی است. این دیر مانند برخی از نمونههای همدورۀ خود با سنگ تراش خورده در بناهای عبادی و سنگهای نیمتراش و لاشه در حصار و بناهای جانبی ساخته شده است (تصویر4). [14]

 کلیسای اصلی این مجموعه از معدود بناهای گنبددار متعلق به این دوره و از نوع باسیلیکای گنبددارمحسوب میشود (تصویر5).[15]

به طور کلی، قرن هفدهم میلادی در تاریخ معماری کلیسای ارمنی با محدودیتهای سیاسی برای ساخت بناهای مذهبی شناخته میشود و در آن الگوهای معماری قرنهای گذشته تکرار شدهاند. اغتشاش در شکل معماری ارمنی، به علت تأثیرات بیگانه، مختص به این دوره است. [16] به همین خاطر، به منظور بررسی ویژگیهای معماری بناهای ساخته شده در این مقطع باید به قرنهای گذشته رجوع کرد.

کلیسای اصلی این مجموعه سه محراب دارد و در پلان داخلی مانند کلیساهای استثنایی بزرگ تالین و گریگور مقدس دوین است که در قرن هفتم ساخته شدهاند[17] اما این کلیسا از خارج مستطیلی است و در چهار گوشۀ خود مانند کلیساهای گنبد مرکزی صلیبی شکل اتاقهایی کوچک دارد (تصویر6).[18]این اتاقها، که به دلیل ویژگیهای حجمی در برخی از کلیساهای قرنهای دوازدهم تا چهاردهم میلادی به صورت دو طبقه هستند، معمولاً به منزلۀ فضای مخصوص دعا و تعمق به کار میروند و پلههای کنسول خارجی دارند. در کلیسای استپانوس قدیس این اتاقها با پلههای داخلی به یکدیگر مرتبط میشوند

و از آنجا که بنا دارای سه محراب است هر چهار اتاق تراز اول به منزلۀ آوانداتون عمل میکنند؛[19] یعنی، فضای جنبی محراب، که البسه و ظروف مقدس در آن نگهداری میشود. حوض تعمید نیز در یکی از این اتاقها تعبیه شده است.[20] دو اتاق غربی، در تراز دوم، به بالکن گروه کر راه دارند.[21] این بالکن خود از ویژگیهای منحصر به فرد این بناست. محراب اصلی هفت وجهی و دارای طاقچههای دو طبقه است و دو محراب دیگر پنج وجهیاند.[22] این ویژگیها نیز در کلیساهای ارمنی نادرند و در نمونههای معدودی مشاهده میشوند (تصویر8).

گذر از پایۀ مربعی به ساقۀ استوانهای گنبد در این کلیسا از نوع آراگاست (پندانتیو،گوشه سازی مثلثی)[23] به شکل سپر است.[24] این گوشهسازی از نوع پیشرفته است و به کلیسای بزرگ اجمیادزین شباهت دارد (تصویر9). ساقۀ گنبد این کلیسا شانزده وجهی با ستونها، طاقها و تزیینات غنی دیگر و دارای پوشش چتری است. ساقۀ چند وجهی گنبد و ستونهای تزیینی از ویژگیهای رایج معماری ارمنی در ابتدای قرون میانی هستند[25] که در نمونههای بسیاری دیده میشوند (تصویر10).

این کلیسا، مانند دیگر نمونههای ساخته شده در قرنهای دوازدهم تا چهاردهم میلادی، دارای تزیینات غنی حاشیه بازشوها (تصویر11)، ستونها و نوارهای تزیینی در نماهای خارجی (تصویر12) و نقاشی دیوارهای داخلی است (تصویر13).[26]

کلیسای کوچک جانبی این مجموعۀ رهبانی در ابتدا به صورت معبر ساخته شده بود و در مراحل بعد به صورت کلیسایی با محراب مجزا در آمده است. معابر اینچنینی در مجموعههای رهبانی به شکل فضاهای واسط مشاهده میشوند و کلیساهای کشیده به این شکل نیز، در مجموعۀ بناها و دیرها، به ندرت، اما یافت میشوند.

در مجموعههای رهبانی، برجهای ناقوس به صورت مجزا یا بر فراز ورودی تالارهای کلیسا ساخته میشوند. ساخت برجهای ناقوس در اواخر قرون میانی به اندازهای رواج یافته بود که به کلیساهای قدیمی نیز برج ناقوس اضافه میکردند.[27] برج ناقوس این بنا در سه طبقه ساخته و به نمای جنوبی بنا ملحق شده است (تصویر15). در محدودۀ این برج چند مزار قرار دارد و تراز دوم آن نیز از داخل با اتاقک گوشۀ جنوب غربی تالار کلیسا در ارتباط است.

مجموعۀ رهبانی استپانوس قدیس و هنر تزیینی ارمنی

تزیینات کلیسای مجموعۀ رهبانی استپانوس قدیس نیز همانند ساختار اصلی و ویژگیهای معماری کلیسا و بناهای دیگر آن کاملاً در متن هنر تزیینی ارمنی قابل مطالعه است. اگرچه به اعتقاد صاحبنظران، زندگی سازندگان بنا در حکومتی دیگر[28]و رگههایی از تبلور سلیقۀ ایرانی[29]محسوس است تمام نقشهای تزیینی این مجموعه و حتی روشهای بهکارگیری آنها دارای نمونههایی مشابه در بدنۀ شناخته شدۀ هنر تزیینی ارمنی، در مکانها و زمانهای گوناگون، در طول حیات فرهنگ معماری ارمنیاند (تصویر16).

 در مورد رواج روشهای تزیینی نماها و گنبد در بخش پیشین صحبت کردیم. اکنون به دنبال مقایسۀ نمونههای نقشهای مشخص بهکار رفته در این کلیسا با دیگر کلیساهای ارمنی هستیم.

نماهای کلیسای استپانوس قدیس و حاشیۀ بازشوهای آن با نوارها و ستونهایی تزیین شدهاند که در مجموع شش نوع از آنها را میتوان برشمرد. نمونههای این نوارها، که به صورت بافت یا پیچک هستند، در دیگر کلیساهای ارمنی نیز دیده میشوند (تصویر17).

عمدۀ تزیینات به کار رفته در این کلیسا تابلوهای نقشبرجسته هستند. بر هر نما یک تابلو و بر هر وجه از وجوه شانزده گانه ساقۀ گنبد نقشبرجستۀ یک قدیس نقش بسته است. بر دیوار یکی از اتاقکهای تراز دوم کلیسا و بر بالای در ورودی کلی مجموعه نیز دو نقشبرجسته مشاهده میشوند که هر دو عبارتاند از تصویر مریم مقدس با مسیح کودک در آغوش (تصویر18). حجاریهای برجسته با توجه به مصالح، در کلیسای ارمنی، به فراوانی مشاهده میشوند. این هنر به حدی رواج دارد که گویا جبران کنندۀ نبود سنت تندیسسازی در کلیسای ارمنی است. در این نقوشبرجسته، به صورت نقشمایههای مجرد یا مجموعهای از نقشمایهها، که تابلویی را تشکیل میدهند، تصویر مسیح، مریم مقدس، حواریون و قدیسان کلیسای ارمنی و صحنههایی از کتاب مقدس یا زندگی قدیسان دیده میشود (تصویر19).

نقشبرجستهها و حجاریهای بسیار متنوع با نقش محوری صلیب و ترکیب آن با نقشهای دیگر، به ویژه، نقشمایههای گیاهی از متعارفترین تزیینات در هنر ارمنی هستند که در تمام بناهای عبادی ارمنی از پیچیدهترین وپیشرفتهترین نوع آنها؛ یعنی، سنگصلیبها تا تکرار سادۀ صلیبهای بزرگ و کوچک بیشمار بر دیوارهای داخلی و خارجی استفاده شده. دیوارهای کلیسای استپانوس قدیس نیز پذیرای تعداد زیادی از این حجاریها هستند (تصویر20).

ورودی اصلی این کلیسا، که در نمای غربی قرار دارد، با اندکی فرورفتگی در بدنۀ نما و با تک ستونهایی در دو طرف بازشو و تزیینات سنگی مشابه مقرنس بر بالای ورودی اجرا شده است. این روش تزیینی پُر کننده، کمتر در طراحی ورودیها مشاهده میشود و بیشتر در نورگیرهای تالارهای کلیسا به کار میرود (تصویر21). موقعیت و نوع ستونها و شکل بازشوی ورودیهای کلیسای ارمنی در دورههای مختلف تاریخی متفاوت بوده و این ورودی در ستونها مشابه برخی از آنها و در شکل بازشو مشابه انواع دیگر است (تصویر22).

نقشهای تزیینی به کار رفته در نماهای این کلیسا در مجموع عبارتاند از نقش فرشتۀ شش بال، که در ردیف دوم فرشتههای آسمان قرار دارد وسِرُوبهنامیده میشوند، نقشهای حیوانی شامل نقش برجستۀ کامل یا مجسمۀ سر برخی حیوانات که نقش پرنده در آنها از ویژگی خاصی برخوردار است و نقشهای دایرهای و حاشیهای گل (تصویر23). کاربرد این نقشها در کلیساهای ارمنی رایج است (تصویر24). در ادامه، معانی منسوب به آنها را در مسیحیت و فرهنگ ارمنی، به تفصیل خواهیم شکافت.

مروری بر پژوهش((   آیا کلیسای سنت استپانوس در ارتباط با ادیان کهن ایرانی است؟))

در این نوشته پژوهشگر مقالۀ خود را با شرح موقعیت جغرافیایی، وجه تسمیه، تاریخ، سبک و موقعیت طبیعی قرارگیری بنای کلیسای استپانوس قدیس آغاز کرده و در صدد توصیف بخشهای مختلف بر آمده است. همچنین دربارۀ برج ناقوس، گنبد و یکی از نماهای کلیسا توضیحاتی ارائه داده، با اشاره به چند نقشبرجسته، در نمای شرقی بنا، آن را مرتبط با آیین مهر و آناهیتا دانسته و پس از آن به معرفی بخشهایی از کلیسا و بناهای اطراف آن پرداخته و آنها را متعلق به دورۀ ساسانی معرفی کرده است. مؤلف در پایان، به دفن اجسادی از مقدسان و نتیجه مطالعات سازمان میراث فرهنگی در مورد استخوانهای یافت شده در این محل اشاره کرده و این امر را نیز نشانۀ وجود معبدی مهری دانسته است.

بازنگری نتایج پژوهش

در پژوهش مذکور علاوه بر نتایج پراکندهای که گرفته شده است در انتها، بخشی تحت عنوان نتیجهگیری ارائه شده است که در این قسمت از نوشتار شواهد این نتیجهگیری را مرور خواهیم کرد.

((مهمترین عوامل ربط دهنده میان مکان کلیسای سنت استپانوس با دین باستانیایران؛ یعنی، مهر را میتوان به ترتیب زیر خلاصه کرد:

1.موقعیت طبیعی و جغرافیایی کلیسا در ارتفاعات و وجود چشمهای در پایین بنا. عموماً مکانهای مهری در دامنه و یا بالای کوههای مقدس و نیز چشمه مقدس واقع بودهاند و چنارهای مقدسی نیز در کنار این چشمهها وجود داشته است)).

بازنگری 1:در پژوهش مورد نظر، رابطۀ این دیر با طبیعت؛ یعنی، قرارگرفتن آن بر دامنۀ کوه و نزدیکی چشمۀ آب به آن مبنای مرتبط انگاشتن این مکان با آیینهای نام برده شده قرار گرفته، اگرچه هیچ سندی مبنی بر غیر معمول بودن این وضعیت برای کلیساهای مسیحی ارائه نشده است. علاوه بر این، مجموعۀ رهبانی استپانوس قدیس به شکل کلیسایی شهری یا روستایی فرض شده است. نیازی به توضیح قداست آب در مسیحیت به واسطۀ غسلتعمید نیست، به علاوه، باید توجه داشت که مکانیابی معابد بر مبنای شرایط طبیعی انجام میپذیرد و منطقی است که در باورهای مختلف این معیارها مشترک باشند. در کل باید گفت که مجموعههای رهبانی ارمنی در دو نوع پلان آزاد و هندسی دیده میشوند و معروف به رابطه تنگاتنگ بناهای خود با طبیعت اطراف و با یکدیگرند.[30]

اکثر مجموعههای رهبانی در سراسر سرزمین تاریخی ارمنستان و در دورههای زمانی مختلف با این ویژگیها ساخته شدهاند. با توجه به تصویر کلیساها و دیرهایی، که همراه با نام و دورۀ ساخت، برای نمونه در اینجا آوردهایم (تصویر25) و موقعیت قرارگیری آنها بر دامنه یا قلۀ کوه یا در مجاورت دریاچه یا رود میتوان نتیجۀ نخست پژوهش را نقض کرد.

 ((2. وجود برج و باروها و دروازۀ سنگی، که دور تا دور بنا را احاطه کرده، در مورد یک کلیسا عجیب به نظر میرسد. با توجه به این که در ایران باستان معمولاً برای محافظت از معابد آناهیتا، که دارای ثروت فراوانی بودهاند، برج و باروهایی ساخته میشده است))..

بازنگری2: بار دیگر به علت عدم شناخت معماری معمول مجموعههای رهبانی ارمنی، پژوهش مذکور وجود برج و بارو را، که در معماری معابد آناهیتا در ایران مشاهده شده، بدون ارائۀ سندی مؤید فرضیۀ خود قلمداد کرده است در حالی که نباید نادیده گرفت که مجموعههای رهبانی نیز نیاز به حفظ امنیت و داراییهای خود داشتهاند (این پژوهش یکپارچگی مجموعه را درنیافته و آن را کلیسایی تنها با دیری در مجاورت آن معرفی کرده است). مجموعههای رهبانی ارمنی معمولاً در محلهای صعبالعبور قرار داده یا با استفاده از قلعههایی در نزدیکی خود محافظت میشدند اما اکثر آنها دارای حصارهای محکم مختص به خود بودند[به ویژه در قرنهای هفدهم و هجدهم میلادی].[31] تصاویری از چند مجموعۀ رهبانی ارمنی با این مشخصات نشان میدهد که نتیجهگیری دوم پژوهش نیز بدون پایه است (تصویر 26).

((3.تاریخ کلیسا حداکثر تا قرن نهم میلادی تشخیص داده شده اما قدمت تأسیسات دیگر چون برجها را حتی قبل از ساسانیان نیز تخمین زدهاند)).

بازنگری 3: در این بخش از پژوهش به قرن نهم اشاره میشود، تاریخی که مطابق اسناد ارائه شده در نوشتار حاضر، از نظر معماری اهمیتی برای مجموعۀ مورد بحث ندارد و تنها به این دلیل ذکر شده که نام این مجموعه، مطابق برخی منابع، نخستین بار در 849م در تاریخ آمده است.[32] 

سپس مؤلف چنین بیان میکند کهقدمت برجها به پیش از دورۀ ساسانی میرسد. در حالی که در متن نوشتار، بدون ارائۀ سند، تنها به این موضوع کهنوع معماری و مصالح بیشتر به یادآورندۀ معماری ساسانی است(ص17)، اشاره میشود. بنابراین، در خود مطلب در خصوص تعلق داشتن این برجها به دورۀ ساسانی یا پیش از آن ابهام وجود دارد.

طبق روایت از قرن اول میلادی در این مکان کلیسا دایر بوده است. (( دیرین سند مربوط به سال 649 م است که از وجود دیری در این ناحیه آگاهی میدهد)).[33]  اما مطابق سند تاریخی چاپ شدهای (آراکل داورژی، 1669م) ساخت بنای امروزی از 1643م آغاز شده و در 1655م به انجام رسیده است.[34]  این تاریخ بازسازی در کتیبهای که در گوشۀ شمال شرقی گنبد کلیسا جای دارد نیز ذکر شده است.[35]  آنگونه که از تغییرات مرز دو کشور مشخص میشود این بنا، که پیش از آن در خاک ارمنستان قرار داشته، در زمان این بازسازی جزو قلمرو ایران بوده؛ یعنی، ده قرن پس از اتمام دورۀ حکومت ساسانی (قرن سوم تا نیمه دوم قرن هفتم میلادی) در ایران.

     به بیان صریح همین منبع تاریخی تمام مجموعه شامل کلیساها و ابنیۀ جانبی، که پیش از آن در حالت نیمه ویران بودهاند، کاملاً تخریب و از نو بنا شده است.[36]  حتی به موضوع بنایکلیساها با سنگ تراش خورده و ابنیۀ جانبی با سنگ نیم تراش[37] اشاره شده است[38] (چنانکه در بررسی ویژگیهای معماری دیدیم این ویژگی در برخی دورههای تاریخ معماری ارمنی رایج بوده است). موضوع قابل توجه در این سند تاریخی اشاره به نبود حصار اطراف دیر در دورۀ قبلی است در حالیکه در پژوهش مذکور به قدمت بیشتر آن اشاره و استناد شده است[39]  (پیشتر اشاره کردیم که ساخت حصار در دیرهای ارمنی در این دورۀ تاریخی رواج فراوان داشت). با توجه به محتوای این سند نتیجهگیری سوم نیز نقض میشود.

((4.وجود تزیینات متعدد و فراوان چلیپا میتواند یادآور گردونه چهار اسبه مهر باشد)).

بازنگری 4: به بیان این نوشتار تحقیقینقش چلیپا میتواند یادآور گردونۀ چهار

اسبۀ مهر باشد. این نقش و نقوش دایرهای متعددی که در این پژوهش تنها به نمونهای از آنها، واقع بر پیشانی غربی تالار کلیسا، اشاره شده (ص16) نه تنها یادآور که حقیقتاً تأثیرپذیرفته از فضای فکری پیش از مسیحیت است واهمیت چهار جهت اصلی، چهار عنصر حیات و خورشید را بیان میکنند.[40]  این نقشها در هنر تزیینی و به ویژه حجاریهای ارمنی بسیار متعارفاند که نمونههایی از آنها را آوردهایم (تصویر27). در مورد نقش صلیب با بالهای مساوی نیز همین موضوع صدق میکند (تصویر28).

از طرف دیگر، خورشید در فرهنگ مسیحی نمایانگر مسیح و مریم مقدس و چنانکه قابل پیشبینی است بیانگر روشنایی و نور است.[41]  این تأثیرپذیری نمادها و نقوشی که در طول قرنها به صورت رسوب فرهنگی به هنر تزیینی مسیحی ارمنی راه یافته است نمیتواند نشانگر ارتباط میان بنای مورد بحث و ساختمانی فرضی با نقشهایی مشابه باشد. بدین ترتیب، شاهد چهارم این پژوهش، علیرغم حقیقت داشتن، نمیتواند مؤید فرضیه مطرح شده باشد.

((5.نقش موجود ترکیبی شبیه به نماد اهورامزدا در نقش برجستۀ صحنۀ سنگسار استپانوس، میتواند مؤید فرضیۀ این مقاله باشد)).

بازنگری5: در چندین قسمت از پژوهش مورد نظر، به نقش پرندگانی بر پیشانی جنوبی، ساقۀ گنبد و حجاری سنگسار استپانوس قدیس اشاره شده است.پرنده در فرهنگ مسیحی نماد روح است[42]و  نقش پرنده و زوج پرنده در نقوش تزیینی ارمنی به فراوانی دیده میشود.[43] در تصویر 29 چند نمونه از این نقوش را، که در تزیینات کلیساها دیده میشود، آوردهایم.

اما پرندۀ خاصی که در صحنۀ سنگسار استپانوس قدیس مشاهده میشود و پژوهش مذکور آن را موجودی ترکیبی و بیانگر نماد اهورامزدا در دین زرتشت میداند نماد روحالقدس است (تصویر30).

به تصویر کشیدن روحالقدس، به شکل کبوتر امری معمول است: ((... عیسی نیز تعمید گرفت و به دعا مشغول بود که آسمان گشوده شد و روحالقدس به صورت کبوتری بر او نازل شد و صدایی از آسمان آمد)).[44] حتی ظروف نگهداری روغن مقدس در کلیسا به شکل کبوتر ساخته میشوند.[45]

در این تابلوی نقش برجسته، در بالای سر استپانوس در حال سنگسار شدن، تثلیث مقدس به تصویر کشیده شده است. خداوند پدر به شکل پیر مرد، عیسی مسیح، خداوند پسر، با صلیبی در دست و روحالقدس، که در تمامی تصاویر مسیحی ارمنی و غیر ارمنی به شکل کبوتر تصویر میشود، به شکل پرنده. تصویر31 نمونۀ دیگری از این مضمون است. بنابراین، نتیجهگیری پنجم پژوهش نیز کاملاً بیاساس است.

((6. نقش پنج حیوان مطرح در آیین مهر و آناهیتا یعنی کلاغ، گاو، مار، ماهی و شیر بر دیوار شرقی نمازخانه در پشت محراب،که نمایانگر نمادها و علائم مهری هستند، مسلماً در ارتباط با آیین مهر و آناهیتا است ضمن این که نمادها رو به شرق هستند و جهت محرابهای مهری نیز رو به شرق بوده است. البته جهت محراب کلیساها نیز به عنوان نمادی از نقطۀ بازگشت حضرت عیسی (ع) به طرف مشرق است اما در هر صورت از آنجا که این نقوش میتوانستند در وجوه دیگر کلیسا نیز وجود داشته باشند، انحصار آنها به نقطۀ شرقی بنا تأمل برانگیز است)).

بازنگری 6: در پژوهش مذکور به نقشپنج حیوان مطرح در آیین مهر و آناهیتااشاره شده است (تصویر32). در حالی که بار دیگر خلط نمادهای رایج در آیینهای مختلف در آن مشاهده میشود، ضمن تأیید اهمیت این نقشها در زمینههای اعتقادی نام برده، لازم است، همانند بسیاری از آیینها و اعتقادات رایج در زمانهای کهن در سرزمینهای شرقی، به توضیح موقعیت جدید و تطبیقیافتۀ این نقشها در فرهنگ مسیحی ارمنی و به ویژه، رواج آنها در تزیینات و حجاریهای کلیسای ارمنی در طول تاریخ و در نقاط مختلف سرزمین تاریخی ارمنستان بپردازیم.

شیر نماد قدرت و پادشاهی و امروزه جزئی از نشان رسمیجمهوری ارمنستان است. نقش شیر در تزیینات، به ویژه، به صورت جفت به فراوانی مشاهده میشود (تصویر33).

ماهی نشان مسیح، غسل تعمید، عشای ربانی و شام آخر است تا حدی که کلمۀ یونانی(Ichthys) به معنی ماهی حروف اول کلمات زیر است: عیسی (I)، مسیح(Ch)، فرزند (Y)، خدا (T)، منجی [S). [46) محوریت نقش ماهی نیز از کتاب مقدس آغاز میشود چنانکه اکثر شاگردان مسیح صیاد بودند و مسیح به آنها وعدۀ صید انسانها را داد. در موعظۀ سر کوه مسیح پنج هزار نفر با مقدار کمی نان و ماهی، که خداوند به آنها برکت داد، سیر شدند.[47]تصویر 34 نمونههایی از نقش ماهی را در نقشهای تزیینی ارمنی نشان میدهد.

عقاب، که در حالت نشسته و از رو به رو تصویر و در پژوهش کلاغ خوانده شده، از دیگر نمادهای مورد علاقۀ مردم ارمنستان و بیانگر قدرت است. نقش عقاب در نشان رسمیجمهوری ارمنستان و در بسیاری از حجاریها و نشانهای خانوادههای سلطنتی نیز دیده میشود (تصویر35).

نقش گاو نر، که در هنر مسیحی نشانگر توانمندی و باروری است،[48] همچنین نقش سر این حیوان یا ترکیب آن با نقش شیر و عناصر تزیینی دیگر نیز در هنر ارمنی حضوری پر بسامد دارد (تصویر36).

نقش مار، در فرهنگ قبل از مسیحیت ارمنی، عنصری مثبت بوده اما در فرهنگ مسیحی مار و اژدها نشان دهندۀ نیروهای شرند (مطابق کتاب مقدس، شریر، در باغ عدن، به شکل مار به حوا ظاهر شد). در نقشهای تزیینی مذهبی، این عنصر به ویژه، در حال ستیز با نیروهای خیر دیده میشود.[49]عصای دستی ردهای خاص از روحانیان ارمنی نیز با سر دو مار تزیین میشود که نمادی از معجزۀ تبدیل مار به عصا توسط موسی است (تصویر37).[50]

قرارگرفتن این نقوش در جبهۀ شرقی بنا، با توجه به جایگاه محراب در شرق، که محل انجام مراسم قربانی مقدس است و آسمان آسمانها قلمداد میشود، کاملاً توجیهپذیر است اما موضوع جهتگیری شرقی ـ غربی کلیسای ارمنی و موقعیت شرقی

محراب، خود حقیقتاً میتواند تأثیر فرهنگ اعتقادی پیش از مسیحیت در منطقه باشد زیرا فقط کلیساهای سرزمینهای شرقی، از جمله کلیساهای ارمنی و آشوری، دارای این ویژگی هستند.[51] این امر نیز همانند رواج نقشهای یاد شده، تأثیرپذیری عمومیمحسوب میشود و با توجه به تاریخ هفده قرنی معماری کلیسای ارمنی نمیتواند شاهدی بر تأثیرپذیری موضعی از بنایی خاص باشد. علاوه بر این، با توجه به روحیهای که پس از پذیرش مسیحیت از ارمنیان سراغ داریم و در بخش پایگاه مطالعات تاریخی توضیح دادیم، قابل تصور نیست که نقوش تزیینی بنایی غیر مسیحی (حتی اگر چنین بنایی میتوانست وجود داشته باشد) در ساخت کلیسایی مسیحی مورد استفاده مستقیم یا منبعالهام(ص16) قرار گرفته باشد. بدین ترتیب، نتیجهگیری ششم نیز غیر قابل تکیه است.

((7.با اثبات دفن بودن افراد مهمیدر این مکان اهمیت و تقدس آن قبل از دفن این افراد مشخص میشود و تقدس این مکان را حتی قبل از تأسیس کلیسا نمایان میسازد)).

بازنگری7: پژوهش از دفن بودن افراد مهمی در این مکانصحبت میکند و بدون اشاره به دورۀ تاریخی خاص آن را مؤید این فرضیه میداند که این مکان پیش از مسیحیت نیز دارای تقدس بوده. این در حالی است که نتایج بررسی استخوانها، که در پژوهش مذکور به آنها استناد میشود، نیز به دورۀ زمانی خاصی اشاره نمیکنند. مجموعۀ مورد مطالعۀ ما، چنانکه پژوهشگر محترم به درستی اشاره میکند، به احترام استپانوس، شهید اول مسیحیت، نامگذاری شده است[52] اما ارتباطی به مکان دفن پیکر ایشان یا دیگر حواریون مسیح ندارد و پیکر استپانوس قدیس در دیر دیگری، واقع در محدودۀ ترکیه کنونی نگهداری میشود.[53] نویسنده به استناد منابعی پراکنده به دو یا هر دوازده حواری و حتی دانیال نبی اشاره میکند(ص 17). علیرغم این پراکندگی، باز هم تمامی اسامی به مسیحیان تعلق دارند و به اهمیت غیر مسیحی بودن مکان دلالت نمیکنند. در حقیقت روایت معتبر آن است که در محل این دیر پیکر مقدسان ملی ارمنی، که برای حفظ ایمان خود در جنگ وارتانانک[54]علیه حکومت زرتشتی ایران ساسانی به شهادت رسیدهاند، نگهداری میشود. صندوق مرمری حاوی پیکر مقدس این شهیدان با کتیبهای متعلق به 1658م، که در طبقۀ فوقانی اتاق سمت شمال محراب قرار دارد،[55] مؤید این مطلب است. این جنگ در 451م به وقوع پیوسته؛[56] یعنی، پس از زمانی که این مکان برای مؤمنان مسیحی تقدس یافته بود. نگهداری بقایای این پیکرهای مقدس در صندوق مؤید آن است که این پیکرها در مکانی مقدس دفن نشدهاند بلکه آنها را در مجموعهای دایر نگاه داشتهاند. از سوی دیگر، دفن اجساد کسانی که برای حفظ ایمان مسیحی خود در برابر حکومتی زرتشتی جنگیدهاند در محلی که برای آیینهای دیگر دارای اهمیت بوده باشد امری کاملاً غیر قابل پذیرش به نظر میرسد. با توجه به آنچه که آمد، نتیجهگیری هفتم پژوهش نیز بدون ارتباطی معنادار با پرسش مطرح شده ارزیابی میشود.

چنانکه گفتیم، نه تنها ایرانیان بلکه ارمنیان نیز، که در این محدودۀ جغرافیایی بومی هستند، پیش از پذیرش مسیحیت پیرو آیینهای مختلف و خدایان متعدد بودهاند. این حقیقت تاریخی بخشی از بدنۀ فرهنگ ارمنی مسیحی امروزی را تشکیل میدهد و طبیعی است که در آثار معماری، به منزلۀ یکی از ابزاراهای بیان فرهنگ، به شکلهای مختلف از جمله جهتگیری شرقی در کلیسای ارمنی و به کارگیری نقشهای تزیینی با عناصر برگرفته از فرهنگ اعتقادی و فضای فکری پیشین با تفاسیر و کاربردهای جدید خود نمایی کند.

از آنجا که هر هفت موردی که در پژوهش به آنها استناد شده است رد شد باید گفت که پاسخ پرسش پژوهش روشن شده است اما از آنجا که این پرسش پرابهام و قابل تفکیک است در ادامه، به چند پرسش ممکن و مرتبط میپردازیم.

چنانچه تأثیر اعتقادات رایج در سرزمین ارمنستان، قبل از پذیرش مسیحیت، بر فرهنگ کنونی ارمنی مورد سؤال باشد باید گفت که پاسخ مثبت و این امر با توجه به ذات رسوبی فرهنگ بدیهی است اما پرداختن به تک تک نمودهای این تأثیرگذاری به تفکیک آیینها موضوع هزاران پژوهش انجام شده یا نشده است که قابلیت طرح در گسترۀ پژوهش مورد بررسی ما را، به منزلۀ بررسی یک نمونۀ موردی، ندارند. تشخیص چگونگی ارتباط و انتقال یکبهیک نقشها و مفاهیم مرتبط با آنها از یک فرهنگ اعتقادی به فرهنگ اعتقادی دیگر از این جملهاند. اما پرسشی که به نظر میرسد به هدف پژوهش مذکور نزدیکتر باشد این است که: آیا سندی مبنی بر امکان وجود معبدی متعلق به یکی از ادیان یا آیینهای اعتقادی پیش از مسیحیت در محل قرارگیری مجموعۀ رهبانی استپانوس قدیس وجود دارد یا خیر. در جواب باید گفت که با توجه به:

  1. بررسی روایات و مدارک تاریخی موجود
  2. بررسی تفصیلی ویژگیهای معماری این بنا در متن مطالعات منظم و مدون تاریخ معماری کلیسای ارمنی
  3. مقایسۀ نقشهای مورد بحث در این مجموعه با نقشهای تزیینی رایج در تزیینات کلیساهای سراسر سرزمین تاریخی ارمنستان
  4. با رد شدن تمام شواهدی که پژوهش مذکور در این خصوص آورده است و مشروط بر عدم ارائه دادههایی جدید دلیلی بر احتمال وجود چنین بنایی نیست.

در نهایت، در مورد تمامی پرسشهای موازی با گسترههای متفاوت یک مطلب حائز اهمیت بسیار است و آن اینکه تمام بررسیهای یاد شده محدود به فرهنگ مسیحی ارمنی است و هر گونه تأثیرپذیری، کلی یا موردی، که قابل بیان صریح یا محتاج بررسی عمیقتر باشد، به این گسترۀ جغرافیایی و فرهنگی محدود میشود و به هیچ وجه قابل تعمیم به فرهنگ مسیحی، به مفهوم عام آن و به ویژه، ایمان مسیحی نیست.

 

           
منابع
  • افشار سیستانی، ایرج. ((کلیسای استپانوس قدیس)). پیمان. ش 9 و 10. زمستان 1378.
  • انجیل شریف، [بیجا]: انجمنهای متحد کتابمقدس. 2007.
  • دیکران زهرابیان، آدانا. (( نمادها و سمبلها در هنر مسیحیت)). پیمان. ش20. تابستان1381: 9 ـ 32.
  • سیمونی، پیونیک. (( کلیسای استپانوس قدیس، مجموعۀ رهبانی مسیحی ارمنی)) .معمار. ش62. 1389.
  • کتاب مقدس، از زبانهای اصلی عبرانی، کلدانی و یونانی ترجمه شده است. انجمن پخش کتب مقدسه. 1981.
  • ماروتخانیان، ژنیا. (( نقوش تزیینی ارمنی)). پیمان. ش 26. زمستان 1382: 36 ـ 65.
  • هاکوبیان، امیل. کلیسای طاطاووس مقدس، تهران: انتشارات نائیری، 1387.
  • Aghanyans,Gyut A. Qahana.Karg Astvazapashtutyan Hayastanyays S. Yekeghesu. Tehran: Christoneakan dastiarakutyan bajanmunq, 2008.
  • Barkhudaryan V.Hayos Patmutyun, (Hanrakrtakan Dprosi 5-rd dasarani dasagirq).  Yerevan: Louys, 2000.
  • .Hayos Patmutyun, (Hanrakrtakan Dprosi 6-rd dasarani dasagirq). Yerevan: Louys, 2000.
  • .Hayos Patmutyun, (Hanrakrtakan Dprosi 7-rd dasarani dasagirq ). Yerevan: Louys, 2000.
  • Facolta di architettura del Politecnico di Milano. Accademia delle Scienze dell'Armenia S.S.R..S. Stephanos(Documents Of Armenian Architecture).Milan: Edizioni Ares, 1980.
  • Galstyan, Shnorhq Arqepiskopos.Astvazashnchakan Sourber. Yerevan: Yerrord hratarakouyun, Gandzasar astvazabanakan kentron, 1997.
  • Haroutyunyan, Varazdat.Haykakan Jartarapetutyan Patmutyun. Yerevan: Louys,1992
  • Haykakan Sovetakan Hanragitaran.Yerevan:Hayastani SSH gitutyunneri Academia,1985, vol.11.
  • Hakobyan, Levon. Hayos Patmutyun, (Hanrakrtakan Dprosi 9-rd dasarani dasagirq ). Yerevan: Zangak, 2000.
  • Minasyan, L. G.Irani Haykakan Vanqere (S. Tadeos, S. Stepanos yev S. Amenaprkich).  Tehran: Modern, 1971.
  • Toramanyan, Arshavir.Jartarapetakan Patkerazard Bararan. Yerevan:Anahit, 2007.
 
پی نوشت ها:
  1. تحلیلی موضوعی بر پایۀ مطالعات پایاننامۀ کارشناسی ارشد مؤلف.
  2. Hayk
  3. Hay
  4. Hayastan
  5. Aramazd
  6. Anahid
  7. Mihr
  8. اطلاعات مربوط به اعتقادات باستانی ارمنیان از منابع زیر برگرفته شده است:
    V. Barkhurdarian,Hayosbadmutyun(hanrakrtaran debrosi 5-erord dasarani dasagirk)(Yerevan: Luys, 2000), p.71&72; Hakobyan,Hayosbadmutyun(hanrakrtaran debrosi 9-erord dasarani dasagirk)(Yerevan: Zangak, 2000), p.55.
  9. idem,Hayosbadmutyun(hanrakrtaran debrosi 5-erord dasarani dasagirk), p.84&85
  10. پیونیک سیمونی،((کلیسای استپانوس قدیس، مجموعۀ رهبانی مسیحی ارمنی))، معمار، ش 62 (1389): 118.
  11.  همان.         
  12. Varazdat Harutunian,Haykakan Jartarapetutyan Patmutyun(Yrevan: luys,1992).
  13. رجوع شود به:
    Facolta di architettura del Politecnico di Milano,Accademia delle Scienze dell'Armenia S.S.R.St. Stephanos (Documents Of Armenian Architecture)(Milan: Edizioni Ares, 1980).
  14. Harutunian,ibid.
  15. ibid.,p.421.
  16. ibid
  17. ibid
  18. ibid.
  19. ibid.
  20. Facolta di architettura del Politecnico di Milano. Accademia delle Scienze dell'Armenia S.S.R.,ibid.,p 67.
  21. ibid.
  22. Harutunian,ibid.,p.422.
  23. Arshavir Toramanyan,Jartarapetakan Patkerazard Bararan(Yerevan:Anahit, 2007), p 23.
  24. Harutunian,ibid.
  25. ibid.
  26. ibid.
  27. ibid.
  28. Facolta di architettura del Politecnico di Milano. Accademia delle Scienze dell'Armenia S.S.R.,ibid.,p 69.
  29. [1]2. Harutunian,ibid.,p.422.
  30. Haykakan sovedakan Hanragidaran( Yerevan: Hayasdani SSH gidutyuneri Akademia), vol.11, p.280.
  31. ibid.
  32. L.G. Minasian,Irani Haykakan Vanqere (S.Tadeos,S. Stepanos yev S.Amenaprkich)(Tehran: Modern,1971), p.21.
  33. ایرج افشار سیستانی، ((کلیسای استپانوس قدیس))، پیمان، ش 9و10(زمستان1378):75.     
  34. Minasian, ibid, p.27.
  35. ibid., p.28.
  36. ibid., p.22.
  37. ibid.
  38. ibid.
  39. ibid.
  40. ـژنیا ماروتخانیان، (( نقوش تزیینی ارمنی))، پیمان، ش26 (زمستان1382):52.
  41. آدانا دیکران زهرابیان، (( نمادها و سمبل ها در هنر مسیحیت))، پیمان، ش20 (تابستان1381): 23.        
  42. همان، ص 24.           
  43. ماروتخانیان، همان، ص 56.      
  44. انجیل لوقا، 3: 21و 22.
  45. Gyut A. Aghanyans,Karg Astvazapashtutyan Hayastanyays S. Yekeghesu(Tehran:Christoneakan dastiarakutyan  bajanmunq, 2008) , p.45.
  46. دیکران زهرابیان، همان، ص 22.
  47. رجوع شود به: کتاب مقدس، چهار انجیل.           
  48. دیکران زهرابیان، همانجا.       
  49. ماروتخانیان، همان، ص64.       
  50. Aghanyans , ibid., p.54.
  51. کلیساهای کاتولیک و پروتستان چنان که می توان در نمونه های ساخته شدۀ آنها در تهران نیز مشاهده کرد دارای این ویژگی نیستند.
  52. رجوع شود به: سیستانی،همان، ص75 و نیز؛ Haroutyunyan ,ibid., p. 421; Minasyan, ibid., p.23.
  53. shnorhq Arqepiskopos Galstyan,Astvazashnchakan Sourber(Yerevan: Yerrord hratarakouyun /Gandzasarـ astvazabanakankentron,1997).
  54. Vartananq
  55. inasyan , ibid., p.23.
  56. Hayosbadmutyun(hanrakrtaran debrosi 5-erord dasarani dasagirk), p.99-101.

نویسنده: پیونیک سیمونی - فصلنامه فرهنگی پیمان - شماره 52 - سال چهاردهم - تابستان 1389

موضوعات مرتبط : بناهای مذهبی    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید