تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :9297

بررسی روند شکل گیری مجموعه های آرامگاهی در معماری ایران دوران اسلامی: بنابرآراء ابوسعید ابوالخیر

در طول دوره اسلامی ایران، مجموعه بناهای آرامگاهی فاخری ساخته شده که گروه ویژه ای را در معماری تشکیل می دهند. هسته اولیه شکل گیری مجموعه های مزبور تدفین یک فرد شاخص مذهبی یا سیاسی بوده و سپس درهمان زمان یا در طول زمان های بعدی بناهای جانبی دیگری مانند مسجد،مدرسه،خانقاه،کاروانسرا و ... به مقبره افزوده شده است. نکته قابل توجه در مورد این مجموعه ها بخصوص مجموعه های آرامگاهی مذهبی،تاثیر اساسی آنها بر روند شکل گیری و گسترش بسیاری از شهرهای ایران دوران اسلامی است،بدین معنا که در اغلب موارد مجموعه های مزبور هسته اولیه و مرکز ثقل تشکیل یک شهر شده اند. با توجه به اهمیت بنیادی این مجموعه ها در معماری ایران دوران اسلامی ، کنکاش و پژوهش در ابعاد مختلف مبدا و نحوه پیدایش و مبانی اعتقادی شکل گیری و توسعه آنها از اهمیت فراوانی برخوردار است. تحقیق حاضر برآن است تا با تعیین تاریخچه زمانی ظهور این فرم از معماری بر اساس یکی از مهم ترین منابع ادبی و تاریخی،عوامل مؤثر بر تکوین و توسعه آن را ردیابی نماید تا بدین وسیله به شناختی دقیق تر و جامع تر از معماری مذهبی ایران دست یابد. با توجه به یافته های تحقیق،ابداع این شیوه در معماری ایرانف به احتمال قریب به یقین با جریانات تصوف و بخصوص شخص ابوسعید ابوالخیر صوفی بزرگ قرون چهار و پنج هجری ارتباط دارد که این ارتباط از جهات مختلف قابل بررسی می باشد.

در معماری دوره اسلامی ایران علاوه بر مجموعه بناهای عام المنفعه شهری همچون مجموعه گنجعلیخان[1]، مجموعه ابراهیم خان کرمان [2] و مجموعه وکیل شیراز[3] که توسط افراد شاخص سیاسی یا متمول یک دوره خاص برای استفاده عامه مردم ساخته شده و شامل بناهایی چون کاروانسراو بازار، حمام و ... می شود، مجموعه بناهایی نیز وجود دارد که با تدفین یک فرد شاخص سیاسی یا مذهبی بوجود آمده اند. یعنی هسته اولیه شکل گیری آنها یک مقبره بوده و سپس در همان زمان یا در طول زمان های بعدی بناهای جانبی دیگری مانند مسجد، مدرسه، کتابخانه، آب انبار، خانقاه،زائرسرا، کاروانسرا و ... به آنها افزوده شده است. بکار بردن واژه آرامگاه مناسبت چندانی با مجموعه های بزرگ مزبور که چند بنای فرعی دیگر واقع در اطراف مقبره را دربرمی گیرد،ندارد. کاربرد این مجموعه ها شامل موارد متعددی چون عبادت،تدریس،قرائت قرآنو در مرحله بعدتدفین می شد و هزینه نگهداری و مخارج آنها از طریق موقوفاتی مانند املاک یا قنات هایی که برای آرامگاه و بقیه مجموعه در نظر گرفته می شد، تامین می گردید که همین امر بقای بناها را تا دوره معاصر سبب شده است. این مجموعه ها،معرف سبک های دوره های مختلف و شیوه های گوناگون معماری بوده و از نظر مطالعه تاریخ معماری اسلامی ایران دارای اهمیت زیادی هستند.

در یک تقسیم بندی کلی می توان مجموعه های مزبور را به دو دسته مذهبی و سیاسی تقسیم کرد. مجموعه های شاهان و سلاطین از جمله مجموعه های سیاسی و مجموعه های شیوخ متصوفه و مجموعه های خاص شیعی(چه برای امامان و چه برای امامزادگان و دیگر شخصیت های مهم شیعه) از جمله مجموعه های مذهبی به شمار می روند. مجموعه های آرامگاهی مذهبی که مهم ترین دسته مجموعه های آرامگاهی را تشکیل می دهند، احتمالا نخستین مجموعه هایی بودند که در ایران دوره اسلامی برپا شدند. گسترش چنین مجموعه هایی ، ارتباط مستقیمی با گسترش مذهب و اعتبار و احترام صاحب مدفن و تقدس و احترام وی دارد،بدین معنا که با گسترش مذهب و اعتبار و احترام صاحب مدفن، به مرور زمان بر حجم و ارزش هنری و معماری بناهای ساخته شده نیز افزوده شده است. این مجموعه ها همواره بصورت زیارتگاه مورد علاقه ی مردم بوده و مردم محل در مواقع مشکلات، مریضی و ... به این مزارها رفته و با واسطه قرار دادن آنها نزد خدا سعی در تسکین آلام و حل مشکلات خود داشته و دارند.

سابقه شکل گیری مجموعه های مزبور و عوامل دخیل در پیدایش این  نوع از بناها در معماری دوران اسلامی ایران با ابهامات فراوانی روبروست بطوریکه بصورت دقیق و مشخص نمی توان مقطع زمانی خاصی را برای آغاز ساخت آنها در نظر گرفت. از جمله دلایل این ابهامات می توان به حملات مکرر به سرزمین ایران اشاره کرد که بسیاری از آثار و ابنیه ای دوران را با نابودی مواجه ساخته است. هدف تحقیق پیش رو، ارزیابی و کنکاش یکی از منابع ادبی در راستای پاسخ به سوالات فوق است. چنین به نظر می رسد که با بررسی منابع تاریخی و ادبی دوران اسلامی می توان بسیاری از ابهامات مربوط به هنر و معماری دوران اسلامی را بصورت علمی و مستند پاسخ داد. از جمله این منابع، کتاب بسیار ارزنده محمدبن منور مؤلف قرن 6 ه.ق. به نام اسرار التوحید است که می شود از آن بعنوان زندگینامه شیخ ابوسعید ابوالخیر یاد کرد. اما پیش از پرداختن به نقش ابوسعید ابوالخیر در تکوین مجموعه های آرامگاهی لازم است با تاریخچه و سیر تحول این دسته از بناها در ادوار مختلف اسلامی ایران بیشتر آشنا شویم.

1- بررسی سابقه شکل گیری مجموعه های آرامگاهی

روند شکل گیری مجموعه های آرامگاهی در طول دوران اسلامی ایران یکنواخت نبوده و طی دوره های مختلف دارای فراز و نشیب های فراوان بوده است. با توجه به آثار برجای مانده از ابتدای دوران اسلامی تا قبل از دوره سلجوقی ردپایی از این مجموعه بناها نمی شود اما سنت ساخت آرامگاه به دو صورت مربعی شکل گنبد دار و برجی شکل منفرد از رشد خاصی برخوردار بوده است. از شاخص ترین نمونه های نوع مربعی شکل می توان به آرامگاه امیر اسماعیل سامانی در شهر بخارا که متعلق به دوره سامانی (کیانی،1374،43) و مقبره ارسلان جاذب در سنگ بست مشهد که متعلق به دوره غزنوی است(کیانی،1374،173) اشاره کرد. گنبد قابوس در دشت گرگان نیز از بهترین و قدیمی ترین نمونه های نوع برجی شکل است که در دوره آل زیار ساخته شده است(کیانی،1374،45).

اما از اواخر دوره سلجوقی به بعد است که می توان نشانی از مجموعه های آرامگاهی متشکل از بناهای مختلف را در مقبره سلطان سنجر(حدود سال 531 ه.ق) در شهر مرو یافت. این مقبره بخشی از مجموعه کاملی است که شامل کاخ و مسجدی می شده (اتینگهاوزرن و گرابار،1378،383) و از این رو جزء نخستین مجموعه های آرامگاهی است که الگوی ساخت مجموعه های آرامگاهی ادوار بعدی گشته است . مقبره مزبور همچنین بزرگ ترین آرامگاه مربع گنبددار سلجوقی است که نسبت عرض آن به ارتفاع 2:1 است(کیانی،1379،72).

بعد از دوره سلجوقی و بخصوص طی دوره ایلخانی با توجه به تغییر مذهب سلاطین مغول، شاهد تحولات گسترده ای در عرصه سنت تدفین هستیم. در این عصر ساخت مجموعه های آرامگاهی با الهام از اماکن مقدس و متبرک و مراکز علمی_ آموزشی، که در واقع ترکیبی از مجموعه های علمی_مذهبی است،به یک سنت شهری و معماری تبدیل شده که از آن بعنوان ابواب البر یاد می شود. در واقع طی این دوره، ابواب البر جایگزین هسته مرکزی سابق یا کهندژ ، البته با رویکردی مذهبی گردید. همانگونه که از نام این پدیده نیز بر می آید، این مجموعه بناها، درگاه های نیکوکاری بودند که در هسته مرکزی شهر با عملکردهای مذهبی و علمی آموزشی با مرکزیت یک مقبره بنا می شدند. لذا می توان گفت مجموعه های آرامگاهی این عصر برخلاف گذشته مکان و محلی برای ترویج تعقل و عبادت و فضیلت است که برای کسب درجات و در هر یک از زمینه های فوق، بناهای مورد نیاز را احداث می کردند. از جمله این مجموعه ها می توان به ابواب البر شنت غازان، ربع رشیدی و سلطانیه اشاره نمود(شکاری،1384،76).

ساخت مجتمع تدفینی موسوم به شنت غازان یا غازانیه در حومه غربی شهر تبریز بزرگ ترین برنامه معماری غازان خان در دوره ایلخانی بود. سلاطین اولیه دوره ایلخانی از رسوم تدفینی مغولان مبنی بر پنهان ساختن محل قبر خود پیروی می کردند، اما غازان که به آیین اسلام مشرف شده بود به پیروی از آداب ایرانیان مسلمان دستور ساخت بناهای وقفی و عام المنفعه را در پیرامون مقبره رفیع خود صادر کرد(بلروبلوم،1382،14).

این مجتمع بنا به نوشته رشید الدین در مجمع التواریخ از 12 بنا شامل یک مسجد جامع، یک خانقاه ، دارالسیاده یا مسافرخانه جهت پذیرایی از سادات، دارالشفاء بیت الکتب یا کتابخانه، رصدخانه ، بیت القانون یا مدرسه حکمت، حوضخانه یا چشمه آب، بیت المتولی یا کوشک، یک گرمابه و دو مدرسه برای طلاب علوم مذهبی شافعی و حنفیتشکیل شده بود(همدانیف 1373،8-1374). متاسفانه علیرغم وسعت و عظمت بسیار زیاد و همچنین نیت خیرخواهانه غازان در ساخت شنب غازان، امروزه آثار این بناها بطور کامل ار بین رفته است.

از آنجایی که همواره منش و شیوه شاهان و سلاطین مورد تقلید و استقبال اطرافیانشان قرار گرفته، جای تعجب نیست که خواجه رشید الدین بعنوان یکی از بزرگ ترین وزرای عهد ایلخانی نیز از این شیوه تبعیت کرده و دستور ساخت مجتمع آرامگایه مشابهی را در حومه شرقی شهر تبریز برای خود صادر کرده است. هرچند که هیچیک  از این مجموعه های آرامگاهی برجای نمانده اند، اما می توان نوع بناها و مشخصات آنها را از لابلای کتب تاریخی همزمان و همچنین وقفنامه های آن دوره استخراج کرد. بعنوان مثال با توجه به وقفنامه برجای مانده، مجتمع رشیدالدین شامل چهار بنا یعنی مسافرخانه، خانقاه، دارالشفاء و مقبره ای  با دو مسجد زمستانی و تابستانی می شده که در داخل حصار دیواری ضخیم قرار داشته و راه ورود به آن از طریق یک ورودی بزرگ میسر بوده است(بلرو بلوم،1382،14).

در ادامه این سنت، سلطان اولجایتو که پس از اسلام آوردن نام محمد خدابنده را برای خود برگزیده بود نیز اقدام به ساخت بزرگ ترین مجموعه تدفینی و مقبره دوره اسلامی نمود. وی بنا به دلایل مختلف از جمله کسب شهرت و ماندگاری نامش، بدون در نظر گرفتن سایر عوامل لازم برای تکوین و گسترش یک شهر، اقدام به ایجاد شهر یا پایتخت جدید سلطانیه در نزدیکی شهر زنجان کنونی کرد و مجموعه آرامگاهی خود را مرکز ثقل این شهر قرار داد. مجموعه آرامگاهی مزبور که در داخل دیوارهای ارگ شهر جای داشت شامل مقبره، مسجد، مسافرخانه، دارالشفاء، خانقاه،مهمانخانه، دارالحفاظ، دارالسیاده، دارالقرائه، دارالحدیث و بناهای دیگر می شد(کیانی،1374،72) که در حال حاضر فقط مقبره عظیم آن با پلان هشت ضلعی برجای مانده است. ساخت آرامگاه مزبور را می توان نتیجه رقابت با آرامگاه های مربع شکل دوره سلجوقی دانست.

ساخت مجموعه های عصر ایلخانی فقط در انحصار سلاطین و وزرای آنان نبود، بلکه گاهی برای شخصیت های دیگر که مهم ترین آنها شیوخ صوفی و عرفای بزرگ بودند نیز مجموعه های فاخری ساخته شده که هزینه ساخت آنها را شاهان و بزرگان دربار ایلخانی و گاهی مریدان و شاگردان برعهده داشتند.

مهم ترین این مجموعه ها، مقبره بایزید بسطامی(متوفی 874 ه.ق) در شهر بسطام شاهرود و مقبره شیخ عبدالصمد اصفهانی (متوفی712 ه.ق) در شهر نطنز کاشان است. با توجه به وجهه مذهبی عرفای مزبور پس از مدتی این مجموعه ها بصورت زیارتگاه درآمده و این خاصیت را تا دوره معاصر نیز حفظ کرده اند که به نوعی نشان دهنده عزت و حرمت نهادن به بزرگان و عالمان دینی از سوی مردم ایران است.

سنت ساخت بناهای عام المنفعه در کنار مقبره طی دوره تیموریان نیز تداوم یافت. هرچند از مجموعه بناهای آرامگاهی این دوره در داخل مرزهای کنونی ایران به جز بناهای الحاقی گوهرشاد به حرم مطهر رضوی در شهر مشهد، آثاری در دست نیست اما چند مجموعه موجود در آسیای مرکزی و افغانستان کنونی نشان دهنده رونق ساخت این بناها طی دوره است که مهم ترین آنها به مانند دوره ایلخانی، برای شاهان و صوفیان بزرگ ساخته شد.

بنا به گواهی نوشته های موجود، تیمور غنایمی را که از شکست حکومت مغولی موسوم به اردوی زرین بدست آورده بود، برای ساخت آرامگاه عظیمی بر روی قبر صوفی معروف، شیخ احمد یسوی(متوفی 562 ه.ق) بکار برد(تصویر شماره 1).

مجموعه آرامگاهی فوق به جز بنای مقبره، اتاق های فرعی خدماتی و بناهایی چون مسجد، آشپزخانه، حمام،کتابخانه و اتاق ذکر و مراقبه، فضای جانبی عمارت را به خود اختصاص داده است(بلرو بلوم ،1382،60).

از دیگر مجموعه های آرامگاهی دوره تیموریان می توان به گورستان شاه زند اشاره کرد. انگیزه اصلی انتخاب محل این گورستان در سمرقند بعنوان گورستان اولیه اعضای خانواده سلطنتی بخصوص زنان خاندان تیموریان، وجود مقبره(احتمالا جعلی) ابن عباس یکی از یاران پیامبر بود (هیلن براند، 1377،322) . مجموعه فوق علاوه بر قبور متعدد و مدرسه و زیارتخانه، شامل دروازه باشکوهی می شده که به دستور الغ بیگ تیموری ساخته شده است(هیل و گرابر،1375،69).

دیگر مجموعه آرامگاهی این عصر مجموعه گور امیر است که در شهر سمرقندف پایتخت اقسانه ای تیمور بنا شده است . گور امیر که امروزه مدفن امیر تیمور است را پیش از سال 804 ه.ق یعنی 4 سال قبل از مرگ تیمور بعنوان مدرسه ساختند اما مرگ نابهنگام محمدسلطان، نوه و جانشین تیمور در سال 806 ه.ق، موجب شد وی را در آنجا دفن کنند(علام، 1382،207). وقتی تیمور در سال 807 ه.ق پس از جهانگشایی در غرب ایران به سمرقند بازگشت دستور ساخت مقبره کنونی را صادر کرد. پس از مرگ تیمور، فرزندش شاهرخ میرزا وی را در آنجا به خاک سپرد و الغ بیگ نوه تیمور نیز آن را بصورت آرامگاه سلطنتی تیموریان درآورد. نقشه اصلی این مجتمع ، بصورت در ورودی متصل به یک حیاط با یک مدرسه در شرق و خانقاهی در غرب می باشد ولی آنچه امروزه از آن باقی مانده، مقبره و بناهای مجاور در جنوب آن است(بلر و بلوم، 1382،65).

اما اوج ساخت اینگونه بناها مربوط به اواسط دوره تیموریان یعنی همزمان با حکومت شاهرخ تیموری است. شاهرخ فرزند و جانشین تیمور با کمک همسر توانای خود گوهرشاد(متوفی  862 ه.ق) در نیمه نخست قرن نهم هجری خراسان را بعنوان یکی از کانون های نوآوری معماری مطرح ساخت. گوهرشاد در نتیجه افزایش زائران حرم مطهر امام رضا(ع) و جهت ایجاد جایگاهی برای آنها، دستور ساخت مسجد جامعی عظیم به همراه تالارهای دارالسیاده و دارالحفاظ را صادر کرد. معمار قوام الدین شیرازی، این مسجد بزرگ را در کنار اتاق مقبره ساخت و دو تالار را در فضای موجود برپا ساخت(بلر و بلوم،1382،68). بناهایی چون مدرسه پریزاد، دودر  و میرزا جعفر نیز از دیگر آثار دوره تیموریان در مجموعه رضوی است. گوهرشاد همچنین دستور ساخت یک مجموعه آرامگاهی بزرگ را در شهر هرات باز هم به معماری قوام الدین شیرازی صادر کرد. مجموعه فوق که اتمام آن حدود 20سال بطول انجامید شامل یک آرامگاه سلطنتی، یک مسجد جامع بزرگ مستطیلی شکل و یک مدرسه بود. اما در حال حاضر از این بناها تنها دو مناره و مقبره با گنبد دو جداره بلند عصر تیموریان برجای مانده است(بلروبلوم، 1382،70).

از دیگر مجموعه های آرامگاهی عصر تیموریان می توان به مجموعه آرامگاه صوفی بزرگ خواجه عبدالله انصاری در گازرگاه واقع در چند کیلومتری شمال شرق شهر هرات که طی سال های 829 تا 901 ه.ق بدستور شخص شاهرخ ساخته شد و مجتمع آرامگاهی عشرتخانه که در حدود سال 869 ه.ق توسط همسر الغ بیگ تیموری برای زنان و فرزندان خاندان تیمور ساخته شد، اشاره کرد.

از دوره صفوی به بعد سنت آرامگاه سازی نسبت به ادوار قبلی اسلامی سیر نزولی پیمود و مقابر غیر مذهبی جای خود را بطور کامل به قبور مقدسین داد(کیانی، 1379،77). اما در رابطه با مجموعه های آرامگاهی می توان گفت که طی این دوره هیچ مجموعه جدیدی برپا نشد اما کارهای عمرانی زیادی در رابطه با مجموعه های موجود صورت گرفت. بعنوان مثال از مهم ترین طرح های شاه عباس اول صفوی بازپیرایی و زیباسازی مجموعه آرامگاه امام رضا(ع) در شهر مشهد بعنوان مهم ترین مجموعه آرامگاهی مذهبی واقع در داخل مرزهای ایران بود. کار بازسازی این مجموعه با اختصاص موقوفات زیاد به آن در سال 1023 ه.ق به اوج خود رسید(اعتماد السلطنه، 1362،352). از مجموعه های دیگر که طی این دوره اقدامات فراوانی در رابطه با آنها صورت گرفت می توان به مجموعه حضرت معصومه (س) در قم، مجموعه حضرت عبدالعظیم در ری، مجموعه شاهزاده حسین در قزوین، مجموعه مشهد اردهال و مجموعه محمد هلال هردو در کاشان و مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی در اردبیل اشاره کرد.

در دوره های افشاری و قاجار نیز همین رکود ادامه یافت. بطوریکه از دوره نادرشاه فقط در مجموعه حرم رضوی مشهد اقدامات مختصری مانند ساخت یک گلدسته طلایی صورت گرفت(کیانی، 1374،172). وشاهان قاجار نیز که بانی هیات فعلی حرم حضرت معصومه(س) در قم بودند(کیانی،1374،169). و برخی اقدامات مختصر دیگر در حرم رضوی و حرم عبدالعظیم حسنی ری انجام دادند.

2- علل تشکیل مجموعه های آرامگاهی

در مورد تشکیل مجموعه های آرامگاهی تحقیقات زیادی صورت نگرفته است. یکی از معدود محققانی که در این زمینه نظراتی را ارائه کرده، پروفسور هیلن براند[4] می باشد که در زمینه معماری دوران اسلامی، تالیفات و مقالات فراوانی ارائه کرده است. ایشان تشکیل مجموعه های مزبور و بعبارتی بافت چند بنیادی این آرامگاه ها را نتیجه دو عامل اساسی زیر می داند:

  1. عکس العملی در مقابل نهی آزار دهنده ساخت مقبره از سوی دین اسلام
  2. تلاش برای گرامی داشتن وظایف مذهبی، آن هم در عین نادیده گرفتن آنها.

با توجه به این نظر، رایج ترین شیوه برای مقابله با نهی اسلامی ساخت مقبره، این بود که آرامگاه را بخسی از یک مجتمع عمومی جلوه دهند. با این کار آرامگاه به شکل مؤثری رنگ تقدس به خود می گرفت که این تقدس نشات گرفته از بناهای فرعی مجاور آن مانند مسجد، مدرسه، رباط و .. بود. بعبارت دیگر در صورتیکه بناهای اطراف آرامگاه در جهت رفاه مادی و معنوی جامعه مسلمین قرار داشت، خشم مقدس مآب ها را بر نمی انگیخت (هیلن براند، 1377،319).

لازم به ذکر است که مطابق منابع اسلامی انسان پس از مرگ نیز می تواند با به جای گذاشتن بناهای عام المنفعه و به عبارتی باقیات الصالحات، صواب و آمرزش جاری و ابدی نصیب خود کند، بنابراین در نظر کسانی که مشتاق جاوید ساختن نام خود بودند و در عین حال می خواستند دینداری خویش را نشان دهند و یا با شرکت در کارهای خیر، کفاره گناهان خود را بپردازند، احداث چنین بناهایی در اطراف مقبره شان، بهترین روش ممکن برای نیل به اهدافشان به شمار می رفت. اگرچه ممکن است این نظریه در تشکیل مجموعه های آرامگاهی بخصوص در نوع سیاسی و غیر مذهبی آن تا حدودی مصداق داشته باشد اما به نظر نمی رسد که دلایل فوق به تنهایی منجر به ساخت این مجموعه ها شده باشد و برخی عوامل تاریخی و عرفانی دیگر می بایست نقش مهم تری در این زمینه ایفا کرده باشند که در ادامه به آنها می پردازیم.

3-بررسی نقش ابوسعید ابوالخیر در تشکیل این مجموعه ها

ابوسعید ابوالخیر (440-357 ه.ق) یکی از بزرگ ترین مشایخ صوفیه، از مردم روستای میهنه ناحیه خابران در خراسان قدیم است که دوران حیاتش با بخش هایی از ادوار غزنوی و سلجوقی مصادف بوده است. این صوفی بزرگ در سایه روشن بینی و خردمندی خاص خود و نشر اخلاص و ترویج ایثار، نقشی اساسی در تربیت مردم ایفا کرده و تاثیری شگرف و قابل ملاحظه نه تنها در میان مردم روزگار خود بلکه در میان مردم قرون و اعصار بعد از خویش برجای نهاده است. وی با رفتار و منش نیکو، روح مردم روزگار خود را چنان مسخر ساخته بود که بنا به نقل یکی از شاگردانش« مریدان می آمدند و توبه می کردند و همسایگان نیز از حرمت ما خمر نمی خوردند. پوست خربزه که از دست ما افتادی بیست دینار می بخریدند و یک روز ما شدیم بر ستور نشسته، آن ستور نجاست افکنده مردمان می آمدند نجاست را بر سر و روی خود می مالیدند» (میهنی ، 1376،35متن).

این اعتقاد فقط مربوط به مردم عادی نبوده بلکه بسیاری از بزرگان و صاحب منصبان دوره سلجوقی نیز به شیخ ارادت داشته اند. سلجوقیان در خراسان از آغاز روی کار آمدن با اقبال و توجه بی سابقه مردم به صوفیه و اعتقاد به کرامات بسیاری که به آنها نسبت داده می شد، مواجه شدند و به سبب همین قبول عام بزودی تحت تاثیر معتقدات مردم واقع گردیدند بطوریکه به نوشته اسرارالتوحید، وزیر طغرل سلجوقی، ابو منصور ورقانی و برادر او ابراهیم ینال و چغری بیگ و شخص سلطان نسبت به ابوسعید اعتقاد و ارادت داشته و برای کسب پیروزی به زیارت او می رفته اند(میهنی، 1376،156 متن) . همچنین در این کتاب، وزیر بزرگ آل سلجوق یعنی خواجه نظام الملک طوسی مرید ابوسعید ابوالخیر معرفی شده و از زبان او نقل شده که گفته است: «من هرچه یافتم از شیخ بوسعید یافتم» (میهنی ،1376،90متن).

علاوه بر تاثیرات معنوی، شخص ابوسعید در ابداع برخی از ویژگی های نظام تصوف که در نهایت منجر به پیدایش مجموعه بناهای عام المنفعه در کنار بنای مقبره یا آرامگاه شد نیز بصورت مستقیم و غیر مستقیم نقش اساسی و محوری ایفا کرده است. این نقش از جهات مختلفی قابل بررسی است، هم از جهت افکار و منش وی در رابطه با زیارت تربت بزرگان و دستگیری از بینوایان و ابداعاتی که در دوره حیات خود در نظام تصوف بنیانگذاری کرد و هم از جهت تاثیراتی که مقبره وی پس از وفاتش بر ساخت مجموعه های مشابه آن ایفا کرد. یکی از مهم ترین منابع کسب اطلاعات ما از دوره ابوسعید کتاب اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر تالیف نوه او به نام محمد بن منور است که حدود یک قرن بعد از حیات شیخ نوشته شده است. مهم ترین تاثیرات شیخ در بوجود آمدن مجموعه های آرامگاهی با استناد به مطالب کتاب اسرار التوحید و برخی دیگر از کتب عبارتند از :

4-1- تاثیر نظام خانقاهی ابداعی ابوسعید

اصطلاح خانقاه معرب خانگاه، مرکب از خانه و گاه (دهخدا، 1373،ذیل کامه خانقاه) بر یک واحد مسکونی که در آن چندین خانه کوچک (خانک) وجود دارد، اطلاق می شده و جمع آن را خوانک یا خانکاهات می گفته اند(میهنی، 1376،132 مقدمه) .

اساس و بنای خانقاه برای این بوده که درویشان بی مسکن بخصوص فقرای صوفیه جای و منزل و خوراکی داشته باشند و مصرف عمده موقوفات این خانقاه ها همین اطعام فقرا و دراویش بوده است.

از دیدگاه نویسندگان قریب به عصر اوسعید، وی بنیان گذار تصوف و همچنین نظام خانقاه بوده است، چنانکه علی بن حسن هجویری از معاصران ابوسعید در کتاب کشف المحجوب، ابوسعید را «شاهنشاه محبان و ملک الملوک صوفیان» نامیده (هجویری ، 1375،206) و عبدالغافر در سیاق (تالیف  510 ه.ق) ضمن بیان احوال ابوسعید ، وی را نخستین کسی می داند که خانکاهات را و نشستن در آن و لزوم ادب و طریقت (سیر و سلوک) و قیام و قعود را به گونه یی که تا آن روزگار جاری بوده ، سنت نهاده است. زکریای قزوینی نیز در کتاب آثار البلاد و اخبارالعباد(تالیف 661تا674 ه.ق) ، ذیل کلمه خاوران، ابوسعید را بعنوان کسی معرفی می کند که طریقه تصوف را نهاد و خانقاه ساخت و در هر روز دوبار خوان گسترد. قزوینی همچنین همه آداب صوفیان را منسوب به ابوسعید و همه مشایخ صوفیان را شاگردان او دانسته است(دامادی، 1374،30و31).

شمس تبریزی نیز ضمن گفتاری، داستانی نقل کرده و می گوید: « بوسعید جمعی را دید و هفته ای در حیرت ایشان بود، یکی از ایشان از وی چیزی خواست. بوسعید بزودی آن چیز را فراهم آورد و چون نزد شاه قبولی داشت، شاه به او گفت: موضعی بساز که این طایفه که ایشان را پروای پختن و ساختن نیست، چیزی خاضر باشد، وقتی حاجتشان باشد» (شمس تبریزی ، 1356،241). اشاره شمس تایید دیگری است بر اینکه مقام بوسعید بعنوان مؤسس نظام در نظر معاصران اونیز امری مسلم بوده است.

با توجه به اینکه نظام تصوف قبل از بوسعید وجود داشته و مراکز تجمع صوفیه به نام دویره قبل از او سابقه دیرینه ای دارد، مفهوم سخنان عبدالغافر و شمس تبریزی و زکریای قزوینی ، ظاهرا باید ناظر به این باشد که بوسعید اصولی را برای اداره خانقاه و نظام پرورش مریدان و اصحاب خانقاه ایجاد کرده است که قبل از وی به آن صورت در میان صوفیه رواج نداشته است(میهنی،1376،134 مقدمه).

برطبق منابع برجای مانده، مستمعان و مستفیدان از مجالس ارشاد شیخ ابوسعید در خانقاه، بیشتر مردم عوام بودند. مردمی که خانقاه شیخ را تنها پناهگاه و ابوسعید را تکیه گاه روح خود یافته و شناخته بودند. زیرا ابوسعید معتقد بود که «به خدمت درویشان باید مشغول بود و خدمت ایشان را میان دریابد بست» (میهنی ،1376،338 متن).

با توجه به کتاب اسرار التوحید ، خانقاه محل اقامت دایمی صوفیان و اقامت موقتی مسافران بینوا بوده است و به نوعی نقش مهمانخانه را نیز ایفا می کرده است: « شیخ گفت ای حسن، صوفیان چند تن اند؟ گفتم: صدو بیست تن اند، هشتاد مسافر و چهل مقیم» (میهنی ،1376،78 متن).

نظام خانقاهی ابداعی شیخ ابوسعید ظاهرا متشکل از مجموعه بناهای عام المنفعه ای بوده که برای رفع نیازهای دراویش و مسافران ساخته می شده و به نوعی نیاز آنها را به بیرون از فضای خانقاه کم می کرده است. از جمله این بناها می توان به حجره ها ، وضوخانه و آشپزخانه در زمان حیات شیخ و مسجد، کاروانسرا، بازار، حمام و ... پس از توسعه خانقاه ها بعد از وفات اوسعید اشاره کرد. پس از وفات ابوسعید، نظام خانقاهی وی توسط صوفیان و مریدانش مورد اقتباس قرار گرفت و در سرتاسر جهان اسلام گسترش و تکامل یافت. بنا به نوشته محمدبن منور، بوسعد دادا که یکی از مریدان ابوسعید بوده، بنابر سفارش شیخ در شهر بغداد اقدام به ساخت یک خانقاه کرده که قسمت های مختلف آن به روایت بوسعد دادا بدین صورت ذکر شده است:«چهار دیوار خانقاه برآوردم و در خانقاه برنهادم و صفه ای بزرگ نیکو و جماعت خانه ای خوب و  متوضا(وضوخانه) و مطبخ (آشپزخانه) تمام کردم و مسجد خانه ای بزرگ عمارت کردم و همه را درها برنهادم و دیگر بناها و حجره ها را بنیاد بنهادم...» (میهنی ،1376،357و358 متن). و در ادامه می افزاید: «... و خانقاهی سخت نیکو با همه مرافقی (وسایل آسایش) از حمام و حجره ها و جماعت خانه ها و غیر آن-تمام کردم و فرش های نیکو و اسباب مطبخ و هرچه دربایست آن بود، جمله بساختم و در خانقاه بازاری ها با دوکان ها و کاروانسرای و خراس(آسیاب) و حمام و غیر آن ترتیب کردم و خدمتی نیکو می کردم و از اطراف عالم صوفیان روی بدین بقعه نهادند و آن آوازه در جهان منتشر شد که بوسعد در بغداد چنین بقعه ای بساخته است از جهت متصوفه و خدمتی می کند که درین عالم کس نکرده است...»(میهنی ، 1376،358متن). و جالب توجه اینکه همین خانقاه بعدا هسته شکل گیری یک بخش از شهر شده است:«... و بیشتر از مردمان به جوار من رغبت کردند و در پهلوی خانقاه من سراها ساختند چندانک آن موضع شهر انبوه گشت»(میهنی، 1376، 359 متن).

پیدایش خانقاه در نظام تصوف نقش مهمی در بوجود آمدن بناهای عام المنفعه برای بینوایان و افراد تهیدست جامعه داشته است، بطوریکه لزوم فراهم آوری وسایل رفاهی و معیشتی دراویش و فقرا منجر به ساخت حمام، آشپزخانه، آسیاب، کاروانسرا، بازار، مسجد و... در کنار خانقاه شد. هرچند که این بناها در ابتدای امر در کنار خانقاه ها جای داشتند اما پس از فوت ابوسعید بناهای مزبور توسط مریدان و فرزندانش در کنار مقبره او جای داده شد تا سنت و وصیت شیخ مبنی بر دستگیری از فقرا و دراویش باقی بماند. این بناها بزودی و به مرور زمان بعنوان یک سنت و اصل تصوف در اطراف خانقاه ها و مقابر مشایخ متصوفه جای گرفتند.

4-2- تاثیر اعتقادات ابوسعید در خصوص زیارت

ابوسعید در روز پنج شنبه چهارم شعبان 440ه.ق درگذشت و در زادگاهش میهنه در صومعه اش که در سرای وی بود به خاک سپرده شد(میهنی ،1376،348 متن). در حال حاضر مزار ابوسعید در جمهوری ترکمنستان قرار دارد (تصاویر 2 تا4).

با توجه به مطالب و حکایات اسرار التوحید مشخص می شود که شیخ ابوسعید اعتقاد خاصی به زیارت قبور بزرگان دینی و مشایخ داشته است. این اعتقاد که احتمالا ریشه در مذهب شافعی وی داشته د رشکل گیری مجموعه آرامگاهی وی و در نهایت سایر مجموعه های مشابه، بی تاثیر نبوده است. لازم به ذکر است که شافعی ها (پیروان محمد بن ادریس شافعی 150-204 ه.ق) خاصه شافعی های ایران ازسه فرقه غالب اهل سنت و جماعت به ائمه شیعه بیشتر احترام می نمودند. از جانب دیگر اکثر سلاسل صوفیه، سلسله اسناد و نسبت خرقه خود را به برخی از ائمه شیعه، خاصه حضرت علی(ع) و امام رضا(ع) رسانیده اند (دامادی،1374،21). و به همین مناسبت در باب زیارت قبور بزرگان دینی و معنوی نیز با پیروان مذهب تشیع شباهت هایی داشتند.

با توجه به کتاب اسرار التوحید ، ابوسعید به شهرهای مهم و معروف خراسان بر قدم تجرید و توکل، سفرهایی کرده و به زیارت تربت مشایخ و اولیاء پرداخته است. بعنوان مثال ضمن بیان حکایتی اززبان شیخ در همین رابطه می خوانیم: « پس ما قصد آمل کردیم و به جانب ابیورد و نسا بیرون شدیم که اندیشه زیارت تربت مشایخ می بود» (میهنی ، 1376،38متن) . مهم ترین این سفرهای زیارتی ، سفر به بسطام جهت زیارت خاک بایزید بسطامی بوده است (میهنی ،1376،240متن).

چنین به نظر می رسد که اندیشه های شیخ در خصوص کسب فیض و برخورداری از عنایات و کرامات تربت مشایخ و بزرگان دینی توسط شاگردان و مریدان ایشان مورد اقتباس قرار گرفته بطوریکه بعد ار فوت شیخ، نظام خانقاهی ابداعی وی را در کنار مقبره اش برپا کرده اند. شواهد فراوانی دال برحضور دایمی مریدان و صوفیان وابسته به مشرب تصوف ابوسعید در کنار آرامگاهش در شهر میهنه وجود دارد. همین حضور دایمی و الزامات خاص تصوف مانند سماع و سنت رسیدگی به دراویش و محتاجان، منجر به ساخت بنای خانقاه و دیگر بناهای عام المنفعه در کنار آرامگاه شیخ شده و به نوعی اولین مجموعه آرامگاهی متشکل از مقبره و خانقاه بعلاوه سایر بناهای جانبی آن شکل گرفته است. مجموعه مزبور در همان عصر و همچنین ادوار بعدی سرمشق مناسبی برای ساخت مجموعه های آرامگاهی مشابه توسط شاهان و سلاطین شد که اولین مورد آنرا می توان در مقبره سلطان سنجر در شهر مرو مشاهده نمود.

نکته جالب توجه کاربرد کلمه مشهد مقدس و مزار برای مقبره و خانقاه شیخ است که از قدیمی ترین موارد کاربرد این نام در رابطه با این بناها می باشد. مشهد مزبور موقوفاتی نیز داشته و غالبا تصدیو تولیت این موقوفات در دست خاندان شیخ بوده است ودر طی قرون اسنادی از فرمان های پادشاهان مربوط به تصدی این موقوفات به نام افراد صادر شده است(میهنی،1376،138مقدمه). به استناد مطالب اسرارالتوحید، مقبره شیخ خادمان ومقیمان همیشگی داشته وافرادی بعنوان خادم و پیربقعه که معمولا از فرزندان یا نوادگان شیخ بوده اند، رتق و فتق امور مجموعه را بر عهده داشته اند. بعنوان مثال محمد بن منور در ضمن حکایتی می نویسدک...«و پدرم رحمه الله علیه سی سال زیادت خادم و پیر بقعه شیخ ما بوده است و همگنان برآن بوده اند که پس از شیخ ما قدس الله روحه العزیز کس خدمت درویشان چون او نکرد و آن توفیق که او را در عمارت آن بقعه مبارکه و نگهداشت دل جمع و غربا میسر گشت و دست داد کسی را دست نداده بود...»(میهنی ، 1376،370متن).

این هم یک نمونه دیگر که نشان دهنده اقامت دائمی صوفیان و مریدان در مجموعه آرامگاهی شیخ بوده است:«ابوالفتح محمد بن علی الحداد گفت که پدر من سال ها خدمت شیخ بوسعید قدس الله روحه العزیز کرده بود و چون شیخ را وفات رسیده بود او بازآمده بود و به خانه بنشسته و هرسال یک دوبار به زیارت شیخ شدی به میهنه و من به دست وی، فرزندان و مریدان شیخ را- که ساکنان سرتربت او بودند- چیزی فرستادمی...» (میهنی ، 1376،374 متن).

مهم ترین کارها و مراسمی که در این مجموعه بصورت دائمی صورت می گرفته عبارت بوده از: اطعام فقرا و دروایش در دو نوبت صبح و شام، برگزاری نمازهای جماعت پنجگانه، روشن کردن شمع در شب، تلاوت قرآن کریم و مراسم خاص صوفیه مانند سماع و خرقه بازی و زیارت صوفیان و مردم عادی :«... و در مدت این صد سال... هرگز پنج نماز به جماعت و بامداد و شبانگاه سفره و هر روز بامداد بر سر تربت مقدس او ختم و هر شب تا به وقت خواب و سحرگاه تا به روز شمع و ترتیب مقربان [قاریان قرآن کریم]بامداد و شبانگاه و جمع صوفیان زیادت صد کس از فرزندان  و مریدان او بر سر تربت مقدس او مقیم، فرو نماند و ... از اطراف جهان، بزرگان هرسال بدان حضرت بزرگوار می آمدند و پیوسته سماعها و خرقه بازیها می رفت...» (میهنی ،1376،341و342 متن).

4-3- تاثیر مزار ابوسعید در شکل گیری مجموعه های مشابه

با توجه به شهرت و مقبولیت شیخ، مقبره وی به یک کانون زیارتی بزرگ تبدیل شده بصورتیکه مشایخ متصوفه و سایر دوستداران حتی از دورترین نقاط جهان اسلام هم به زیارت آن می شتافته اند . حکایت های متعددی در باب زیارت و بازدید مشایخ متصوفه مانند زیارت استاد امام [ابوالقاسم قشیری] به همراه چهل تن از بزرگان متصوفه (میهنی ،1376،370متن) در کتاب اسرارالتوحید ذکر شده است . حضور مشایخ فوق الذکر در مجموعه آرامگاه و خانقاه شیخ با انجام مراسم خاص صوفیه مانند خرقه بازی و سماع همراه بوده است. دور از ذهن نیست که زیارت بزرگان متصوفه از مجموعه شیخ ابوسعید منجر به تقلید از ساخت چنین مجموعه هایی برای صوفیان در سرتاسر جهان اسلام شده باشد.

بسیاری از شاهان و سلاطین معاصر شیخ و ادوار بعد از شیخ نیز به زیارت مجموعه آرامگاهی وی شتافته و احتمالا تحت تاثیر رونق این مجموعه قرار گرفته اند. بعنوان مثال در کتاب اسرار التوحید حکایت زیارت سه روزه اتسز خوارزمشاه از تربت شیخ ابوسعید را می خوانیم (میهنی ،1376،378 و 379متن).

جالب اینجاست که شخص غازان خان نیز که بنیانگذار مجموعه بناهای موسوم به ابواب البر در دوره ایلخانی است، از جمله زایران مزار ابوسعید ذکر شده است(میهنی ،1376،138مقدمه).

بعید نیست که غازان پس از زیارت مجموعه شیخ و سایر مجموعه های مشابه آن اقدام به ساخت بناهای ابواب البر کرده باشد. کما اینکه خواجه رشید الدین وزیر مقتدر دوره ایلخانی انگیزه ساخت بناهای ابواب البر را مربوط به بعد از بازدید غازان خان از مقابر و زیارتگاه های ائمه و عرفا و تقلید از آنها برای کسب ثواب دائمی و صدقه جاری پس از مرگ می داند(همدانی ،1373،1282). این وضعیت و حرمت مشهد شیخ تا دوره تیموریان نیز پابرجا مانده است بطوریکه حافظ ابرو در قرن نهم ه.ق از گنبد سلطان ابوسعید ابوالخیر در شمار اماکن مهم ناحیه خراسان یاد می کند(حافظ ابرو،1317،464).

نکته جالب توجه دیگر اینکه مجموعه آرامگاهی شیخ از طرف این سلاطین مورد حمایت بوده و مقرری هایی هم جهت تامین مایحتاج مقیمان و زائران آن درنظر گرفته می شده است»... در آن وقت که سلطان شهید سنجر ملکشاه نورالله مضجعه از دست غزان خلاص یافت وبه دارالملک آمد... گفت:میهنه جای مبارک است و تربت شیخ موضعی که از آن عزیزتر و بزرگوارتر نتواند بود... پس هزار خروار غله فرمود از جهت تخم خابران و صد خروار از جهت تخم اسباب مشهد مقدس و ...»(میهنی ،1376،351-349متن).

با توجه به نوشته های محمدبن منور این مشهد تا قبل از ویرانی آن در اثر حملات غزها به میهنه که نسبت به سایر نقاط خراسان صدمات شدیدتری را متحل گشته، رونق کامل داشته است و از این تاریخ به بعد است که ساختمان های اطراف بقعه از جمله خانقاه و بناهای عام المنفعه آن از بین می رود:«تاکنون که حادثه غزوفتنه خراسان پدید آمد... در جمله بلاد خراسان هیچ موضع را در این حادثه آن بلا و محنت و آن خرابی و مشقت نبود که میهنه و اهل آن را» (میهنی ،1376،4متن). و در جایی دیگر نوشته است:«... به سبب اختلاف و حدوث غارت و تاراج ، مره بعد اولی و کره بعد اخری، احوال میهنه چنان گشته بود که از آثار شیخ ما قدس الله روحه العزیز جز تربتی و مشهدی قایم نبود...«(میهنی ،1376،5متن). با توجه به این نوشته مشخص می شود که آثار شیخ در میهنه بسیار مفصل تر از خود مقبره یا مشهد بوده وآنچه در حال حاضر برجای مانده بقایای مجموعه مفصل قبل از حملات ویرانگر غزها بوده است.

پس از اولین حمله غزها به میهنه و رهایی سلطان سنجر از دست آنها، مجددا جمعی از فرزندان و مریدان شیخ برگرد مقبره وی جمع می شوند اما این وضعیت زیاد به طول نمی انجامد و با حمله دوم غزها برای همیشه این مجموعه ویران می شود:«... در میانه ، سلطان سنجر رحمه الله علیه برفت و سلطان محمود بنشست و مصاف دندانقان و به مرو با غزان اتفاق افتاد و دیگر بار لشکر سلطان شکسته و منهزم شدند و غزان دست یافتند و این بار به یکبارگی کار آن بقعه از دست بشد...»(میهنی ،1376،351-349 متن).

مجموعه آرامگاهی شیخ احمد یسوی در ترکستان  - طرح ترسیمی پوگاچنکوا از بقایای مجموعه آرامگاهی شیخ ابوسعید در میهنه ترکمنستان

تصویر 1- پلان قسمتهای مختلف مجموعه آرامگاهی شیخ احمد یسوی در ترکستان:1-ایوان2-تالار مرکزی3-مقبره 4- مسجد 5- کتابخانه6-آشپزخانه7-اتاقی با یک چاه 8تا 11  8-اتاقهای ذکر و مراقبه
ماخذ: (از کتاب هنر و معماری اسلامی در ایران و آسیای مرکزی تالیف شیلا بلر و جاناتان بلوم)

تصویر2- طرح ترسیمی پوگاچنکوا از بقایای مجموعه آرامگاهی شیخ ابوسعید در میهنه ترکمنستان که در حملات ویرانگر غزها قسمتهای مختلف آن ویران شد.
ماخذ: (از کتاب اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید ، تصحیح و تعلیقات شفیعی کدکنی)

مجموعه آرامگاهی شیخ ابوسعید

تصویر3- نمای سر در ورودی ویران شده مجموعه آرامگاهی شیخ ابوسعید که دارای تزیینات مختلف آجرکاری، گچبری و کاشیکاری است.
ماخذ:( از کتاب اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، تصحیح و تعلیقات شفیعی کدکنی)

تصویر 4- نمای بقایای ویران شده مجموعه آرامگاهی شیخ ابوسعید از سمت جنوب غربی که قسمتهای الحاقی به مقبره را شامل می شده است.
ماخذ:( از کتاب اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، تصحیح و تعلیقات شفیعی کدکنی)

 

با توجه به یافته های تحقیق وآثار مجموعه های آرامگاهی برجای مانده چنین برمی آیدکه آغاز ساخت این نوع مجموعه ها در ایران از دوره سلجوقی به بعد ارتباط مستقیم با جریانات تصوف و بخصوص شخص ابوسعید ابوالخیر صوفی بزرگ قرون چهارو پنج هجری داشته است. این ارتباط هم از جهت ابداعاتی که وی در نظام تصوف بوجود آورد و هم از جهت اعتقادات شخصی وی که بر مردم ادوار بعد مؤثر واقع شد و هم از جهت الگوبرداری مشایخ متصوفه و شاهان و سلاطین از ساختار معماری آرامگاه وی و بناهای عام المنفعه واقع در کنار آن قابل بررسی است.

ساخت بناهای عام المنفعه در کنار خانقاه و سپس در کنار مقبره شیخ ابوسعید ریشه در ماهیت اجتماعی تصوف اسلامی یعنی نیکویی و احسان به مردم و رعایت برابری و برادری داشته است . ابوسعید با تاسیس بناهای عام المنفعه و ارائه خدمات عمومی سعی می کرد زخم های مردم و جامعه را که در اثر رذائل اخلاقی اعضای ناصالح آن بوجود آمده بود، مرهم بنهد. بنا به شواهد متعدد نقل شده در کتاب اسرارالتوحید این بناها پس از مرگ شیخ به همراه خانقاه در کنار مقبره وی برپا شده و به نوعی اولین مجموعه آرامگاهی در معماری ایران دوران اسلامی شکل گرفته است.

با توجه به اینکه ابوسعید ابداع کننده اصول تصوف اسلامی و نظام خانقاه ها بوده، الگوی مجموعه آرامگاهی وی و قسمت های مختلف آن نیز به مانند سایر اصول تصوف مورد اقتباس و الگوبرداری مریدان و صوفیان ادوار بعد قرار گرفت بطوریکه از قرن ششم هجری به بعد جنازه مشایخ صوفیه اغلب درداخل خانقاه و در کنار بناهای وابسته به آن خاک سپرده شده است.

پس از صوفیان این الگو مورد اقتباس افراد سیاسی یا افراد فاقد جنبه مذهبی نیز واقع شد. بدین معنا که شاهان و سلاطین با مشاهده این مجموعه ها به علل رونق و احترام خاص آنها در نزد مردم پی برده، سعی نمودند با احداث بناهای عام المنفعه در اطراف مقابر خود و اختصاص موقوفات بسیار برای آنها، آرامگاه خود را همواره دایر و پررونق نگه داشته و از خیرات و حسنات آن همواره بهره جویند.

بگواهی آثار موجود ، ساخت چنین مجموعه هایی بطور همزمان، مورد اقتباس شیعیان نیز قرار گرفته و به مرور زمان مقابر ائمه اطهار و فرزندان و نوادگان آنها برای تبدیل به مراکز تبلیغی و مذهبی، شامل بناهای جانبی با کارکردهای مختلف شدند. لازم به ذکر است که تا پیش از قرن ششم هجری هنوز مجموعه های آرامگاهی شیعی از جمله مجموعه حرم رضوی در مشهد مقدس و مجموعه حضرت معصومه(ع) بصورت امروزی شکل نگرفته و صرفا دربرگیرنده بنای مقبره بوده اند.

به لحاظ ادوار تاریخی ساخت مجموعه های آرامگاهی نیز می توان گفت که طی ادوار سلجوقی، ایلخانی و تیموریان مجموعه های مزبور بیشتر برای شاهان یا افراد برجسته حکومتی و صوفیان  عارفان بزرگ این ادوار ساخته شده و طی ادوار صفوی و قاجار اغلب اقدامات عمرانی و الحاقی در رابطه با مجموعه های ائمه معصومین و منتسبان به آنها و سایر شخصیت های مهم مذهب تشیع صورت گرفته است. همچنین طی دوره ایلخانان مغول با اوج ساخت این مجموعه ها مواجه هستیم، تا جایی که اصطلاح خاصی تحت عنوان ابواب البر در مورد آنها رایج می شود.

در پایان بحث، اهمیت بالای منابع و متون ادبی، تاریخی و جغرافیایی و ... درتفسیر و تحقیق موضوعات مرتبط با هنر و معماری دوران اسلامی را یادآور شده و توجه جدی تر به این بخش از مواریث فرهنگی و ملی کشورمان را، برای دستیابی به نتایج تحقیقی علمی تر خواستارم.

پانوشت ها :

  1. مجموعه گنجعلیخان از آثار دوره شاه عباس اول صفوی در مرکز شهر کرمان است که توسط گنجعلیخان حاکم وقت آن شهر ساخته شده است. مجموعه مزبور مشتملبر میدان(کاروانسرا)، حمام، مسجد، آب انبار و ضرابخانه است.
  2. مجموعه ابراهیم خان از آثار دوره فتحعلیشاه قاجار است که توسط ابراهیم خان ظهیر الدوله حاکم وقت شهر کرمان سخته شده است. این مجموعه در برگیرنده مدرسه،حمام،آب انبار، بازار و خانه مدرس است.
  3. مجموعه وکیل شیراز واقع در محله درب شاهزاده شیراز از آثار کریم خان زند است که دربرگیرنده بناهایی چون مسجد،بازار،حمام، آب انبار و ... می باشد.
  4. Robert Hillenbrand

 

فهرست منابع:

  • اتینگهاوزرن، ریچارد و گرابار، الگ (1378)، هنر و معماری اسلامی ، ترجمه یعقوب آژند، انتشارات ست، تهران.
  • اعتماد السلطنه، محمدحسن خان(1362)، مطلع الشمس، جلد اول و دوم، اهتمام تیمور برهان لیمو دهی ، انتشارات فرهنگسرا، تهران.
  • بلر، شیلا اس. و بلوم، جاناتان اس.(1382)، هنر و معماری اسلامی در ایران و آسیای مرکزی، جلد اول، ترجمه محمدموسی هاشمی گلپایگانی ، سازمان چاپ وانتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران.
  • حافظ ابرو، عبدالله بن لطف الله(1317)، ذیل جامع التواریخ ، انتشارات شرکت تضامنی علمی، تهران.
  • دامادی ، سید محمد(1374)، ابوسعید نامه(در بیان شرح احوال و عقاید و افکار و روش زندگانی ابوسعید ابوالخیر)، چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
  • دهخدا، علی اکبر(1373)، لغت نامه دهخداف دوره جدید، مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
  • شکایر نیری، جواد(1384)، یافته هایی از طرح شنب غازان پدیده شهری عصر ایلخانی به نام ابواب البر ، مجله هنرهای زیبای دانشگاه تهران، شماره 24،81-73.
  • شمس تبریزی، محمد بن ملک داد(1356)، مقالات شمس تبریزی، تحقیق محمدعلی موحد، انتشارات دانشگاه صنعتی شریف،تهران.
  • علام، نعمت اسماعیل(1382)،هنرهای خاورمیانه در دوران اسلامی،ترجمه عباسعلی تفضلی، انتشارات شرکت به نشر، مشهد.
  • کیانی ،محمد یوسف(1374)، پایتختهای ایران، چاپ اول، انتشارات سازمان میراث فرهنگی ، تهران.
  • کیانی، محمد یوسف(1379)، معماری ایران دوران اسلامی، چاپ اول، انتشارات سمت، تهران.
  • میهنی،محمدبن منور(1376)، اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، مقدمه، تصحیح وتعلقات محمد رضا شفیعی کدکنی ، چاپ چهارم، مؤسسه انتشارات آگاه، تهران.
  • هجویری،علی بن حسن(1375)،کشف المحجوب،تصحیح و -ژوکوفسکی،انتشارات طهوری، تهران.
  • همدانی، خواجه رشید الدین فضال الله(1373)، جامع التواریخ، تصحیح و تحشیه محمد روشن و مصطفی موسوی، ج دوم، چ اول، نشر البرز، تهران.
  • هیل، درک و گرابر، الگ(1375)، معماری و تزیینات اسلامی، ترجمه مهرداد وحدتی دانشمند،انتشارات علمی و فرهنگی، تهران.
  • هیل براند،رابرت(1377)، معماری اسلامی(فرم،عملکرد و معنی)، ترجمه ایرج اعتصام، انتشارات شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری، تهران.

 

بررسی و نوشته: دکتر سید هاشم حسینی
نشریه هنرهای زیبا-معماری و شهرسازی-شماره 38-تابستان 1388
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید