تاریخ آخرین ویرایش : سه شنبه،20-6-1397
تعداد بازدید :7

محیط‌زیست اسیر سلیقه‌ها

 

برخی از باورهای ما در مورد حفاظت از محیط زیست به شدت آسیب‌زا هستند و در واقع تلاشی در تخریب طبیعت به شمار می‌روند. این باورها به دلیل عدم آشنایی علمی با قواعد محیط زیست در ذهن جامعه جا افتاده‌اند. دور ماندن کارشناسان از تریبون‌های عمومی و جایگزینی افراد خودشیفته و جویای نام، یکی از دلایل آن است، اما دلایل بیشتری نیز می‌توان برای آن برشمرد.‏

شاید برای ما ایرانی‌ها غریب باشد که دولت و پلیس، اجازه کاشت گل و درخت ندهند یا کسی را به دلیل آبیاری بیش از حد گیاهان بازداشت و جریمه کنند. اما شرایط اقلیمی به گونه‌ای پیش می‌رود که دیر یا زود، این اتفاق در بیشتر مناطق کشور خواهد افتاد. خبر کوتاهی در مورد حکم قطع درختان تازه کاشته شده در یکی از روستاها، نوید ورود کارشناسی شده به موضوع کشاورزی و حفاظت از منابع آب را می‌دهد. گرچه ایرانیان با تعجب و بعضا با خشم و غضب این خبر را روی شبکه‌های مجازی برای یک دیگر ارسال کردند، اما این موضوع در نقاط مختلف دنیا مسبوق به سابقه بوده است. چند دهه پیش شهر لاس وگاس در ایالت نوادای آمریکا شرایطی مشابه امروز کشورمان را پیدا کرد. منابع آب تجدید شونده اندک منطقه و مصرف بالا، زنگ هشدار آب این شهر را به صدا درآورد. علاوه بر برنامه ریزی بلند مدت برای بازیافت آب، یکی از اولین اقدامات کوتاه مدت دولت محلی، کنترل آبیاری فضاهای سبز عمومی ‌و خصوصی بود. به سرعت گونه‌های پرمصرف با گونه‌های بومی‌و کم مصرف جایگزین شدند، قوانین جدی در منع کاشت گونه‌های پرمصرف حتی در باغ‌ها و باغچه‌های خصوصی وضع شد، ساعات بهتر برای آبیاری مشخص‌ و پلیس آب وارد عمل شد. خاطیان عموما کسانی بودند که بیشتر از نیاز به گیاهان آب می‌دادند یا در ساعاتی که بهره‌وری پایین تری داشت، اقدام به آبیاری می‌کردند که با جریمه‌های سنگین مواجه شدند.‏

حفاظت از محیط زیست، پایداری حیات

قبل از هر چیز، لازم است هدف غایی و اصلی سازمان‌ها و نهادهای سبز را بدانیم. حمیدرضا میرزاده کارشناس و فعال محیط زیست در این مورد می‌گوید: علم محیط زیست به دنبال پایداری است. به دنبال این است که حیات انسان پایدارتر باشد. در واقع انسان طی یکی دو قرن اخیر دریافت که پایداری حیات ما، وابسته به پایداری تمامی ‌زنجیره‌های حیات است. پایداری به این معنا نیست که ما به هر قیمتی بخواهیم محیط زیست را کاملا دست نخورده نگه داریم، بلکه به این معناست که گونه‌ها و جمعیت‌هایی که روی زمین در حال زیست بوده‌اند باقی بمانند.‏

وی برای گفته خود مثال می‌زند و می‌گوید: شهر تهران را در نظر بگیرید، ساکنان آن طی ۱۰۰ سال گذشته تغییر کرده‌اند. افرادی که الان در تهران هستند، همان‌هایی نیستند که ۱۰۰ سال پیش بودند، اما مهم این است که این جامعه پویا و زنده است و مدام افراد جدید می‌آیند و قدیمی‌ها می‌روند. یک جنگل نیز اینگونه است و افراد و جمعیت آن متغیر است. جمعیت گونه‌های حیوانی و گیاهی جنگل‌ها مدام در حال تغییر‌اند، اما مسئله مهم این است که این روند همواره در آن وجود دارد.‏

برداشت از طبیعت

ما در تمامی ‌امور نیازمند مراجعه به طبیعت و برداشت از آن هستیم. از خورد و خوراک، ساخت و ساز خانه و کاشانه که ابتدایی‌ترین نیازهایمان است تا ساخت وسایل مدرن الکترونیکی، همه و همه با برداشت از طبیعت صورت می‌گیرد.‏

استفاده بی رویه از منابع طبیعی با ترویج مصرف‌گرایی، شرایط زیست محیطی را در برخی موارد به بحران رسانده است. از این رو فعالان محیط زیست همواره بر سالم ماندن طبیعت پافشاری دارند. میرزاده با این توضیح می‌افزاید: علم محیط زیست می‌گوید که محیط را آلوده نکنیم، تخریب نکنیم و تا حدی اجازه برداشت از طبیعت را داریم که تهدیدی برای آینده طبیعت نباشیم. اما بعضی اوقات اشتباه می‌شود و برخی فکر می‌کنند باید جلوی همه فعالیت‌ها و هر نوع استفاده از طبیعت گرفته شود. این درست نیست. محیط زیست، علمی‌ است که حدود و ثغور را مشخص می‌کند نه اینکه ممنوع کند.‏

مثلا اگر قرار بر برداشت چوب از جنگل باشد، تعداد و زمان برداشت را علم محیط زیست مشخص می‌کند. برای این کار محاسباتی انجام می‌شود. تنفس جنگل و نیاز آن محاسبه و میزان مجاز برداشت اعلام می‌شود. همین حالت در مورد ماهیگیری و شکار نیز وجود دارد، در واقع محیط زیست حد و حدود را با مطالعه علمی‌ و تجربیات به دست می‌آورد. کارشناسان با رجوع به منابع علمی، تجربیات منطقه‌ای این حد و حدود را تخمین می‌زنند. اما در عین حال باید دانست که این وحی منزل نیست، در هر منطقه شرایط متفاوت است و ویژگی‌های خودش را دارد. باید کارشناسی شود و مقتضیات هر منطقه دقیق بررسی شود.‏

باورهای نادرست

برخی از باورهایی که در مورد حفاظت از محیط زیست در اذهان جای گرفته، از اساس نادرست است. این باورها، به دلیل آشنا نبودن ما با مباحث علمی‌ محیط زیستی ایجاد و با توجه به گسترش شبکه‌های مجازی بی نام و نشان، به سرعت در بین مردم منتشر می‌شود.‏

میرزاده در این مورد معتقد است: برای بسیاری از مردم، حتی مسئولان اینگونه جا افتاده که یک نهاد محیط زیستی با هر گونه صنعت و کار مخالف است. اصلا اینگونه نیست، محیط زیست به دنبال توسعه متوازن است. از سوی دیگر، برخی از فعالان محیط زیست نیز دقیقا نمی‌دانند در چه مورد و کجا باید اعتراض کرد. با هر گونه حرکتی مخالفت می‌کنند هر معدنی و صنعتی را مغایر با محیط زیست می‌دانند در حالی که این برداشت و باوری اشتباه است. اینکه ما چون محیط زیستی هستیم باید با همه چیز مخالفت کنیم، این در نهایت به ضرر محیط زیست و انجمن‌ها می‌شود. اگر محیط زیستی هستیم باید مطالعه کنیم و بدانیم در هر کجا، مثلا در فلان معدن چقدر برداشت شود، مفید است و از چه میزان بیشتر به منابع آب، گونه‌ها و محیط آسیب می‌رساند.‏

این فعال محیط زیست، موضوع شکار را مصداق بارز گفته‌های خود می‌خواند و می‌افزاید: برخی فکر می‌کنند شکار، عامل انقراض گونه‌هاست در حالی که در اکثر موارد اینگونه نیست. عامل اصلی انقراض، تخریب زیستگاه‌هاست. تخریبی که هم به وسیله انسان صورت می‌گیرد و هم به دلیل تغییر اقلیم و گرم شدن زمین اتفاق می‌افتد. توسعه زمین‌های کشاورزی، ورود دام به چراگاه‌های حیات وحش از دیگر عوامل بسیار مهم در انقراض گونه‌هاست. به دلیل این اشتباه، بسیاری سازمان حفاظت از محیط زیست را که مسئول صدور پروانه شکار است، شماتت می‌کنند. در حالی که پروانه شکار، منافع زیادی برای محیط زیست دارد. پروانه شکار صادر می‌شود و با پول آن در راستای محیط زیست قدم برداشته می‌شود. از طرفی شکارچی که تفنگ دارد، تجهیزات گرانی دارد، می‌خواهد شکار کند، با مجوز باشد، میزان و اندازه شکار مشخص است و محیط بان همراه او می‌رود؛ ضابطه مند است، در حالی که صادر نشدن پروانه شکار آسیب‌های بیشماری دارد. به ویژه در ایران که تعداد تفنگ‌های شکاری زیاد است و اگر پروانه شکار صادر نشود، ممکن است کشتار حیات وحش صورت گیرد.‏

کاشت و قطع درختان

درخت، کاشت و قطع آن از دیگر مواردی است که جامعه نسبت به آن حساسیت دارد. حساسیتی که می‌تواند در حفاظت از محیط زیست بسیار موثر باشد. مثلا اگر این حساسیت در پایتخت برای حفاظت از باغ‌های بیشمار آن وجود داشت، شاید اوضاع تهران امروز اینگونه نبود. یا در مورد جنگل‌های شمال و مرکز کشور این شکل حساسیت می‌تواند ضامن بقای باریکه‌های سبز در کشور باشد.

اما این حساسیت گاهی دردسر ساز می‌شود. کاشت درخت در جایی که هیچ وقت فضای سبز نبوده و مشکل آب دارد از جمله این موارد است. حساسیت در مورد قطع درختانی که آفت زده‌اند نیز در این روزها، گریبانگیر برخی شهرداری‌ها شده است.‏

میرزاده در این مورد می‌گوید: ما گاهی ناگزیر به قطع درختان هستیم. مثلا در مورد درختان چنار خیابان ولیعصر تهران این موضوع خیلی جدی است. برخی از این درختان بسیار کج هستند و در صورتی که به کمک قیم‌هایی فیکس نشوند، حتما روزی روی خودروهای عبوری خواهند افتاد. اگر هم فیکس شوند، زیبایی خود را نخواهند داشت. برخی دیگر از این درختان را آفت زده است که باید به سرعت قطع شوند.‏

کتاب بهار خاموش، اثر راشل کارسون در سال ۱۹۶۰، منبع بسیار مهمی ‌در این مورد است. این کتاب در مورد تجربه در یکی از ایالت‌های آمریکا است که در آنجا نارون‌های آمریکایی را قطع کردند. درختی که در تهران هم از آن بسیار داریم. دلیل قطع درختان نارون در آمریکا این بود که این درختان دچار آفت شده بودند و برای جلوگیری از آن آفت کش‌های زیادی استفاده می‌شد. آفت کش‌ها منجر به از میان رفتن زنبورها، کفشدوزک‌ها و برخی دیگر از گونه‌ها شدند و در نهایت باعث شدند ‌تصمیم به از بین بردن درختان نارون گرفته شود.‏

این کارشناس محیط زیست ادامه می‌دهد: الان در خیابان ولیعصر دو نوع آفت داریم که لازم است درختان حامل آن از میان بروند، اما کسی جرات ندارد. اگر شهرداری بیاید و این کار را در راستای حفظ خیابان و محیط زیست انجام دهد، کمپین‌های زیادی علیه شهرداری راه می‌افتد. در واقع بهترین حالت برای خیابان ولیعصر این است که به صورت مداوم درختان آسیب دیده قطع شوند و درختان جدید کاشته شوند، بدین ترتیب ما همواره شماری درخت جوان در کنار درختان کهنسال داریم که سالم هستند. اگر این اتفاق افتاده بود، به نفع محیط زیست و به نفع درختان بود.‏

وی همچنین در مورد برداشت از جنگل نیز می‌گوید: بعضی اوقات پروانه بهره برداری از جنگل هم همین شرایط را دارد. یکی از پروتکل‌های جدی در حفاظت از محیط زیست، پروتکل کیوتو است که در آن به مکانیزم توسعه پاک ‏REDD‏ و برنامه احیای درختان اشاره شده است. یکی از توصیه‌های آن این است که به جوامع فقیر بروید (جوامع فقیر در حال توسعه بیشترین آسیب به محیط زیست را وارد می‌کنند) و از مردم بخواهید درخت بکارند و از تولید چوب آن امرار معاش کنند. هم درخت‌‌ جوان و تازه به‌طور مدام کاشته می‌شود و هم برای اهالی بومی‌ درآمدزایی می‌کند.‏

از طرف دیگر، درختکاری همیشه درست نیست و می‌تواند مضر باشد. پارسال نزدیک عید صحبت‌هایی می‌شد در این مورد که هر کس با خودش بذر ببرد در طبیعت و گل بکارد. این کارها می‌تواند بسیار خطرناک باشد. ما در هیچ جا مشکل بذر نداریم، مشکل آب است که کمیاب است. بذرهایی که بومی ‌نیستند، ممکن است به سرعت تبدیل به گونه مهاجم شوند. یا حتی باور غلطی وجود دارد که معتقد است هر جا که شد درخت بکاریم. درخت، درختچه و بوته باید حتما بومی ‌باشد. گونه‌ای درخت در شمال کشور آمده به نام پالونیا و در جاهای مختلف کشور کاشته می‌شود تا از چوب آن استفاده شود. الان بحث این است که چه کسی اجازه ورود این گونه را داده؟ چرا آمده و ممکن است تبدیل به عامل تخریب جنگل‌هایمان شود. در مورد کهور پاکستانی در جنوب هم همین موضوع وجود دارد. این گیاه که رشد خوبی دارد به سرعت خود را در ایران جا داده و مهاجم محسوب می‌شود. این گیاه ‏PH‏ خاک را تغییر می‌دهد و با رشد سریع خود‌ در جنوب کشور غالب شده است.‏

غذادادن به حیوانات

غذا دادن به حیوانات سالم غیر اهلی از دیگر مواردی است که برخی از شهروندان به گمان کمک به حفاظت از محیط زیست انجام می‌دهند، در حالی که دقیقا تاثیر معکوس دارد.

حیوانات، به ویژه سگ و گربه دوستان خوبی برای انسان‌ها هستند و این باعث شده که تعدادشان در شهرها زیاد باشد. هرگونه دوستی انسان با حیوانات می‌تواند تاثیر بسیار خوبی در روبط اجتماعی ما داشته باشد و حضور این حیوانات می‌تواند بسیار موثر باشد. اما تبعات آن نیز گسترده است.‏

حمیدرضا میرزاده در مورد حضور سگ و گربه در شهرها معتقد است: ما نباید عاملی باشیم تا به صورت مصنوعی جمعیت گونه‌ها در شهر زیاد شود. گونه‌ها باید با توجه به شرایط زیستگاهشان جمعیت خودشان را تعدیل کنند. اگر غذا نباشد و شرایط برای زندگی امن نباشد، خودبخود جمعیتشان کم می‌شود. اگر در حالت طبیعی و عادی نباشد، مشکلات زیادی از این بابت ایجاد می‌شود. مثلا گربه‌ها قلمروطلب هستند و برای خودشان قلمرو تعیین می‌کنند، درگیری‌های شبانه گربه‌ها بر سر قلمرو است. اما وقتی ما غذا توزیع می‌کنیم، این قلمروها را به هم می‌زنیم. دوم اینکه شرایط زندگی برای آنها را به طور مصنوعی بهبود می‌بخشیم در نتیجه جمعیتشان زیاد می‌شود.‏

بالا رفتن جمعیت، قلمروها را کوچک‌تر می‌کند و سوانح و حوادث این گونه‌ها را بیشتر می‌کند. این رفتاری که ما با سگ‌ها و گربه‌ها داشته‌ایم، به جایی رسیده که شهرهایمان تبدیل به گربه سرا شده است. در ادامه این روند، برخی از اینها به دلیل جمعیت زیاد نمی‌توانند غذا یا قلمرو مناسب پیدا کنند و به حاشیه شهرها رانده می‌شوند و با گونه‌های وحشی به رقابت می‌پردازند. این اتفاق به ویژه در مورد سگ‌ها افتاده است و در برخی از شهرها، سگ‌ها به منابع غذایی دیگر گونه‌ها، مثل شغال و روباه دسترسی پیدا کرده‌اند. سگ‌هایی که از شهرها و روستاها رانده می‌شوند، کلونی تشکیل می‌دهند و در گله‌های چندتایی به حیات وحش حمله می‌کنند. تصور ما این است که با کمک کردن به حیوانات شهر، به آنها خدمت می‌کنیم، در حالی که دستکاری در جمعیت آنها، در نهایت محیط زیست خودمان را تخریب می‌کند. الان در حومه شهرها این مشکل را داریم، خرگوش، آهوها و… در نزدیکی شیراز طعمه سگ‌ها می‌شوند. حتی در خراسان شمالی و در توران ‌ حملات سگ‌ها به پلنگ و یوز را نیز داشتیم. ‏

باید بتوانیم این شرایط را کنترل کنیم. برنامه حذف سگ‌ها که مطرح می‌شود، بسیاری معترض می‌شوند ما هم معتقدیم نباید کشته شوند و خیلی هم ناراحت می‌شویم ولی اینها را ما ایجاد کرده‌ایم و نه طبیعت. به طور مصنوعی جمعیتشان زیاد شده و حالا محیط زیست را تهدید می‌کنند. با عقیم سازی یا به هر طریق دیگر نباید اجازه دهیم جمعیتشان بیشتر شود.‏

آب مهم‌تر از همه

از دو دهه پیش کارشناسان در مورد بحران آب به همه هشدار می‌دادند. رویه ابتدایی در برخورد با این هشدارها، تکذیب و حتی تهدید بود. اما شرایط به گونه‌ای پیش رفت که امروز همه مسئولان و همه مردم از نزدیک با بحران آب دست و پنجه نرم می‌کنند.

اما در همین مورد نیز سوء برداشت‌های بسیاری وجود دارد. مثلا الان همه می‌دانند ۹۰ درصد آب کشور در کشاورزی مصرف می‌شود و تا صحبت از صرفه جویی در مصرف آب می‌شود، می‌گویند آب آشامیدنی تاثیری ندارد! در حالی که منابع آب آشامیدنی بسیارمحدود است. در کشاورزی آب بازچرخانی و تسویه می‌شود و دوباره مورد استفاده قرار می‌گیرد ولی در آب آشامیدنی اینگونه نیست. ‏

این فعال محیط زیست با اشاره به بحران آب می‌گوید: در استان تهران که یک چهارم جمعیت کشور را در خود جای داده، ۶۷ درصد آب مصرفی، آب شرب است. ۳۳ درصد کشاورزی و الباقی مصرف صنعت دارد. پس صرفه جویی در آب آشامیدنی نیز بسیار دارای اهمیت است. اما مسئله دیگر در مورد آب، آب مجازی یا آب مخفی است. مگر نه اینکه ما می‌گوییم ۹۰ درصد آب در کشاورزی مصرف می‌شود؟ پس دور انداختن کوچک‌ترین محصول کشاورزی، هدر دادن آب است. بستن شیلنگ آب و نشستن خودرو یکی از موارد است، اما دور ریز میوه و سبزیجات، شراکت در هدر رفتن آب کشاورزی است.‏

بارها و بارها دیده‌ایم در کشورهای مختلفی که مشکل آب دارند، برخی گونه‌های گیاهی را از بین برده اند. چمن در صدر این فهرست است. گیاهی که آب زیادی مصرف می‌کند و خاصیت کمی‌دارد. جایگزین کردن گونه‌های پر مصرف با گونه‌های بومی‌گرمسیری که اتفاقا زیبایی‌های زیادی هم دارند، از جمله موارد لازم برای کشور ماست.‏

حمیدرضا میرزاده در پایان گفتگوی خود با روزنامه تاکید می‌کند: متاسفانه کارشناسان را به حاشیه رانده و سلبریتی‌ها جایگزین شده‌اند. کسی که خواننده یا بازیگر است، حرفش نمی‌تواند علمی‌و بر مبنای واقعیات باشد و از روی حس و حدس و گمان خود موضوعی را به اشتباه مطرح می‌کند و در جامعه جا می‌افتد. ما ریختن زباله یا مصرف زیاد آب را می‌بینیم ولی مصرفگرایی را نمی‌بینیم، استفاده بی حساب از وسایل گرمایشی و سرمایشی را نمی‌بینیم. اینها ‌آسیب بیشتری به محیط زیست وارد کرده‌اند. ما در شهر، شکار یک کل را می‌بینیم و روستایی را به خاطر آن نکوهش می‌کنیم، اما استفاده بیش از حد از خودروی شخصی خودمان را نمی‌بینیم و آن را بد نمی‌دانیم. ما همیشه عملکرد دیگران را نقد می‌کنیم و عمل خود را نمی‌بینیم، این موضوع بسیار حائز اهمیت است‎.‎‏ اگر هوادار محیط زیست هستیم، باید موارد را به طور کامل ببینیم. ‏‎ ‎

‏‎ ‎سجاد تبریزی

برگرفته از روزنامه اطلاعات  

 

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید