تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1256

از مدرسه معماری بر حذر باش

فرانک لویدرایت ، نابغه ای که هرگز چشمه قریحه اش به خشکی نگرایید ، به معماران جوان توصیه هایی کرده است که خواندنی است :

نگران تعلیم طراحی نباشید اصول را تعلیم بدهید . روزی یک دانشجو از من پرسید : توصیه ام به کسی که می خواهد وارد رشته معماری شود ، چیست ؟ آن روز درباره روش ها و ابزارها به او گفتم : هر سبک معماری ای که در دنیا هست را فراموش کن و آنها را صرفا کارهای خوبی تلقی کن ولی به سیاق خودشان و در زمان خودشان .

معماری را برای امرار معاش انتخاب نکن ، مگر دوست داشته باشی که در کارت آن را اصل قرار دهی .

از مدرسه معماری بر حذر باش ، مگر در حد جزئی از کل مهندسی . برو به کارگاه ماشین ها و طرز اجرای ساختمان های مدون را به چشم ببین .

به او گفتم باید فورا این عادت را در خودت بپرورانی که وقتی حاصل را می بینی ، فکر کنی که چطور این شده است . باید هر خصوصیت و جلوه ای به پرسش وادارت کند و باید یاد بگیری که بین چیز غیر عادی و زیبا فرق بگذاری و خوی تحلیلگری پیدا کنی .

به او گفتم فکرت را بر چیزهای ساده متمرکز کن که استاد پیر ما همیشه به آن سفارش می کرد ، این کار یعنی کل را به سطح اجزا ئش فرود آوردن .

از طرز فکر آمریکایی بازگشت سریع سرمایه چنان حذر کن که استاد پیر ما همیشه به آن سفارش می کرد این کار یعنی کل را به سطح اجزائش فرود آوردن .

طبیب می تواند اشتباهات خودش را دفع کند ، ولی معمار چاره ای ندارد جز اینکه به صاحب کارش توصیه کند که با کاشتن بوته های مو روی اشتباهاتش را بپوشاند . پس برای ساختن اولین بنایت هر چه می توانی از سکونتگاهت دور شو .

به او گفتم یک مطبخ را با همان شوقی بساز که برای ساختن یک کلیسای جامع احساس عجیبی داری ، چون آنچه مهم است کیفیت است . از شرکت در مسابقات دوری کن مگر به قصد تفنن و هرگز نقشه فروش نشو . معماری شغلی است که خودش باید صاحبش را پیدا کند . آنقدر در طلب صداقت مبالغه کن که هرگز به طور کامل دستت به آن نرسد . سعی کن کتاب طبیعت را مطالعه کنی . آنچه باید درباره معماری ارگانیک بدانیم در کتابهای معمولی پیدا نمی شود . برای درس گرفتن از طبیعت باید با آن هم سخن شد . باید ازدرخت ، گل ، صدف ، یعنی دیدنی هایی که صادقانه بیانگر صورت ناشی از کارکرد هستند درس بگیریم ولی اگر به همین بسنده کنیم کار ما تقلید محض خواهد شد و بس ، اما اگر عمق بیشتری را بکاویم تا به اصولی برسیم که این چیزها بر اساس آنها عمل می کنند به راز وابستگی صورت به کارکرد مورد انتظار که از درخت ، ساختمان و از ساختمان درخت می سازد پی می بریم . پدر من که کشیش و واعظ بود ، به من آموخت یک سمفونی را همچون ساختمان عظیمی که از اصوات ساخته شده در نظر آورم . از آن زمان هر وقت به باخ و بتهوون و موتسارت گوش می کنم ، معماری را می بینم که در حال ساختن است و باید بگویم از موسیقی درس های ارزشمندی گرفته ام .



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید