تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1118

مدرنیته و گفتمان مشروطه

مدرنیته را می توان نگاهی جدید به حساب آورد که از درون رنسانس، اومانیسم، راسیونالیسم، پروتستانیسم، انقلاب فرانسه و روشنگری سده هجدهم برخاست و عناصری از همه این تحولات را فراهم آورد. در مدرنیته یک چهره دوگانه وجود دارد. یکی نیمرخ پیش از انقلاب فرانسه که خوش بینانه است و دیگر نیم رخ پس از آن انقلاب که وضعی متفاوت دارد. به طور کلی می­توان مدرنیته را «مجموعه فرهنگ و تمدن اروپایی پس از رنسانس دانست» به عبارت دیگر  مدرنیته نه مفهومی جامعه شناسانه است و نه مفهومی سیاسی و نه مفهومی دقیقاً تاریخی؛ مدرنیته مشخصه تمدن است. مشخصه ای که به مقابله هماهنگ با همه فرهنگهای سنتی ما قبل خود برمی خیزد. مدرنیته در تقابل با تنوع جغرافیایی و نمادین فرهنگ سنتی، خود را در سراسر جهان به عنوان وحد تی همگن تحمیل می کند.

مدرنیته و گفتمان مشروطه

در این تعریف نکته محوری همان سنت شکنی است و اگر خواسته باشیم دقیق تر بگوییم، در هم شکستن «حصار عادت» است؛ یعنی بینش های تنگ محصور در مکان و زمان را رها می سازد تا انسانی را که بیش از پیش پای خود را نمی بیند، به افقهای دور آشنا سازد. روستازدگی اندیشه را بردارد و جهانی کند.

«مدرنیت همانا جسارت شگرف انسان است. برای هرچه دورتر رفتن، هرچه بیشتر دیدن، هر چه بیشتر شناختن، هرچه بیشتر چیره شدن و در چنگ گرفتن. او همان گونه که طبیعت را ابزار گونه در چنگ می گیرد و باز می سازد، در قلمرو زبان نیز هر چه دورتر می رود تا هر چه بیشتر بداند و هر چه بیشتر بر آن چیره شود. تا ان را هر چه کاراتر به کارگیرد... این انسانی است پیشرو، زیرا به پیشرفت ایمان دارد. جهان او جهان ساکن «بودن»نیست، بلکه جهان بی مهار «شدن»است...» یعنی باز هم فراتر رفتن تا آنجا که به گفته مرزبان نامه: «همچون قمر عرصه مشارق و مغارب بپیماید و چون خورشید زین بر مناکب کواکب نهد.»

چند عامل دیگر نیز هست که سبب تمایز جامعه مدرن از سنتی می شود: «ا- شتاب دگرگونی، 2- دامنه دگرگونی 3- وجود نهادهای مدرن مثل دولت ملی، کالایی شدن کامل محصولات کار و نیروی کار و وجود شهرهای مدرن.»

این عوامل بر روی هم سبب پیدایی زمینه ای می شوند که آنتونی گیدنز آن را «جنبه پر امکانات» مدرنیست می داند و خود سبب «از جا کندگی» می شود. از جا کندگی یعنی کنده شدن روابط اجتماعی از محیط های محلی و پیوند خوردن آن با پهنه نامحدود زمانی و مکانی، یعنی «جهانی شدن». به گفته او دو عامل سبب «از جا کندگی» می شود، یکی ایجاد و آفرینش نشانه های نمادین است که در آن میان مهمترین نماد پول است و دیگری تخصص: «یکی از شاخص ترین صورتهای از جاکندگی در دوره مدرن گسترش بازارهای سرمایه داری (از جمله بازارهای پولی) است که از همان آغاز پهنه ای بین المللی داشته اند. پول کامل برای معاملات فاصله دار نقش تعیین کننده ای داشته است.»

والرشتاین معتقد است پیدایش سرمایه داری یک نوع سازمان کاملا متفاوت را به ارمغان می آورد که برای نخستین بار حوزه­ای به راستی جهانی دارد و بیشتر بر قدرت اقتصادی متکی است تا قدرت سیاسی. به نظر او: «سرمایه داری از همان آغاز یک پدیده اقتصادی جهانی بود و نه دولت ملی... سرمایه هرگز نگذاشت که آرزوهایش را مرزهای ملی تعیین کند.»

شکی نیست که این جهانی شدن اقتصاد و سرمایه بر گفتمان بشری تاثیر چشمگیری داشته است. کسانی مثل لوکاچ و گلدمن و اسکارپیت کوشیده اند تا در پرتو تحولات اقتصادی، آثار ادبی را تجزیه و تحلیل کنند. تاثیر اقتصاد بر جامعه و بر گفتمان ادبی تحت عنوان پدیده «چیزوارگی» (Reification) مطرح می شود.

بدون اینکه به دام یکسونگری اقتصادی بیفتیم، باید بپذیریم که تحولات اقتصاد جهانی بر گفتمان ادبیات سیاسی مشروطه و پس از آن تاثیر زیادی بر جای گذاشت. حمایت گسترده تجار ایرانی از انقلاب مشروطه نماد و نشان همان آثار است.

گذشته از آن در این دوره، واژگانی وارد گفتمان فارسی می شود که در دوره های گذشته یا به هیچ عنوان به کار نمی رفت و یا کاربرد اندکی داشت. مسائلی چون مساوات، کارگر و کارفرما و دهقان و کلاه نمدی و مانند آن. این گفتمان تا حد زیادی از جهانی شدن اقتصاد ناشی می شد.

یکی دیگر از عوامل جهانی شدن، توسعه صنعتی است که خود به دومین عامل «از جاکندن» یعنی «تخصص» کمک می کند. رشد صنعتی سبب می شود که انسان با تخصص های مختلف سروکار داشته باشد. از اتومبیل رانی گرفته تا هواپیما و برج­نشینی های مدرن، همگی تجلی گاه بارز تخصص اند. به گفته گیدنز، تخصص داشتن یا مجبور بودن به اینکه انسان فنی تر از پیش زندگی کند، یکی دیگر از مظاهر زندگی نوین است.

یکی دیگر از معیارهای مدرنیسم، تضاد با سنت است. گیدنز این مسئله را در قالب بازاندیشی توضیح می دهد: «در تمدنهای پیش از مدرن، بازاندیشی تا اندازه زیادی محدود به بازتفسیر و توضیح سنت می شد. چندان که در ترازوی زمان، کفه گذشته، بسیار سنگین تر از کفه آینده بود. وانگهی از آنجا که نوشتن در انحصار اقلیتی قرار داشت، روال عادی بخشیدن به زندگی روزانه همچنان به سنت به معنای کهن آن وابسته بود. با پیدایش مدرنیت بازاندیشی وارد مبنای بازتولید نظام می شود، به گونه ای که اندیشه و کنش پیوسته در یکدیگر انعکاس می یابند. عادی سازی زندگی اجتماعی هیچ گونه ارتباط ذاتی با گذشته ندارد.»

در حقیقت این بازاندیشی در سایه خردباوری و تعقل امکان پذیر گردید. این است که خردگرایی هم یکی دیگر از معیارهای مدرنیته قلمداد می شود: «تجدد[مدرنیته] نوعی جامعه است که تعریف آن در آغاز، اهمیت دادن به غیر مذهبی کردن زندگی اجتماعی است.»

«با تکوین مدرنیت در اروپا یعنی رشد عقلانی ناب و دست یازیدن آن به علم به عنوان تنها راه شناخت... غرب به صاف کردن حسابهای خود با گذشته پرداخت و در سده هجدهم دوران روشنگری، قرون وسطی و روح دینی آن را زیر تازیانه سنجش گری گرفت و با درهم شکستن بازمانده های آن در عالم اندیشه و در نهادهای اجتماعی و سیاسی راه را برای ظهور جامعه مدرن هموار کرد.»

 یکی از مظاهر رشد صنعتی، وجود تکنولوژی ارتباطات است که به گسترش دانش بسیار مدد رسانده است. اگر یک چند ما و پدران و مادرانمان از این گفته خالصانه و صمیمانه و در عین حال پرطنین و باشکوه فردوسی که :« توانا بود هر که دانا بود»، دامن کشان می گذشتیم و عظمت آن را به درستی درک نمی کردیم، امروزه بسیاری از متفکران هستند که از همبستگی دانش-قدرت سخن می گویند: امپراتوری های آینده امپراتوری مغزها خواهند بود»؛ مطلبی که چند سده پیش از جانب فرانسیس بیکن به تأکید تآیید شده بود.

گیدنز بر آن بود که تکنولوژی ارتباطات هم به جهانی شدن می انجامد: «تکنولوژی های ماشینی ارتباطات از زمان پیدایش ماشین چاپ در اروپا بر همه جنبه های جهانی شدن تاثیر نمایانی گذاشته اند. این تکنولوژی ها یکی از عناصر ضروری بازاندیشی مدرنیت و گسست هایی هستند که پدیده مدرن را از پدیده سنتی جدا ساخته اند.»

در سایه همین تکنولوژی بود که اندیشه های نوین از آن سوی مرزها توانست به درون رخنه نماید. روزنامه هایی در داخل و خارج منتشر شد. ترجمه و نشر آثار ادبی امکان پذیر گردید این عوامل دست به دست هم داد و نخستین خیزش سیاسی ملت ایران برپا گردید. 

 

 

منبع: روزنامه اطلاعات شماره 25397
بررسی و نوشته:  علی اکبر امینی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

موضوعات مرتبط : سنت و مدرنیته    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید