Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1240

مروری بر چهل سال شهر سازی ایران

(مقالات گذشته - آبان 1383)

گفت و گو با مهندس بهرام فریور صدری

غروب یک روز گرم شهریور، خیابان کوه نور، مهندسین مشاور شارستان.
بالاخره پس از چند روز تلاش توانسته یم قراری برای این گفت و گو بگذاریم با وجود ترافیک سنگین ، تقریبا سروقت می رسیم. ظاهرا صاحب خانه هنوز نرسیده و کسی هم از قرار ما اطلاعی ندارد.
ناچار دم در منتظر میمانیم تا خود صدری بیاید و باهم وارد می شویم. طبق عادت به گوشه و کنار دفتر سری می کشیم غیر از اتاقی که برای نشستن ما آماده کرده اند تقریبا بقیه ی فضاها مثل همه ی دفاتر مهندسین مشاور شلوغ و درهم و برهم است.

خانم عسگریان عکاس مجله می رود تا از صدری در اتاق کار و پشت میزش چند عکس بگیرد آن جا هم ریخته و پاشیده است، نقشه های متعدد روی میز، کتاب ها و جزوه ها و بقیه ی قضایا. از عکس ها و نقشه های روی دیوار می شود عمر شرکت را حدس زد. پروژه هایی از سال های دور و نزدیک و در شهرهای گوناگون، سندهای جالبی از شهرهای ایران.

اینطور که پیداست گفت و گویی سنگین، جدی و مفصل در پیش داریم و پیشاپیش حدس می زنم که روال معمول «با پیش کسوتان» این بار سرنوشت دیگری دارد و با وجود شخصیت جالب و جذاب صدری بیشتر باید به حرف هایش بپردازیم تا خودش.

حضور مهندس علیزاده باعث دلگرمی است که چارچوب گفت و گو رت از قبل پیشنهاد کرده و تقریبا تکلیفمان روشن است:

تاریحچه ی چهل سال شهرسازی ایران و سفری در این رهگذر به همراه و با کمک صدری که نماد شاخص تلاش های این چهل ساله است.

از بیوگرافی و زندگی خصوصیش خیلی سریع و ساده می گذریم. متولد 1316شهرضا است. در سال 1335 از دبیرستان هدف فارغ التحصیل شده است. با کسانی چون پطروسیان ، بالاسانیان و فریدون فرخ زاد همکلاس بوده که همگی با هم وارد دانشکده ی هنرهای زیبا شده اند.

دانشکده را در سال 42 به پایان می رساند و به دعوت مهندس موسوی(سید مرتضی) همکاری با وزارت کشور را آغاز می کند و ماجرا از همین جا آغاز می شود و کاری که رفته رفته پایه های شهرسازی متداول ایران را بنا می نهد، همان داستانی که امروز ما را به اینجا کشانده است.

گفت و گو با مهندس بهرام فریور صدری

از چند سال پیش که در کانون معماران دیده بودمش کمی شکسته شده است خشته به نظر می آید و صورتش تکیده است ولی وقتی دور میز می نشینیم با همان حال و هوای دانشکده و شوخی های معمول آن روزها آغاز می کند.

به لحاظ سن و سال هنوز خیلی زود است که در ردیف قدیمی ها قرار بگیرد ولی به هرحال پیش کسوت است و با این که معمار است، استاد پیش کسوت شهرسازی. و به اعتبار حضور طولانیش در این عرصه بی تردید شاهد تمام و کمال شکل گیری شهرسازی این دیار است.

بسیاری او را بنیانگذار شهرسازی متداول ایران می دانند با این همه با فروتنی خود را طلبه ی کوچکی می داند که در این راه تنها تلاش کرده است و سعی کرده بیشتر خود را بسازد و با این همه خود را در ساختن مملکت موفق نمی داند:

«در این سال ها کارهای بیهوده یی کردیم و من فقط گزارش این بیهودگی ها را خدمتتان عرض می کنم»

به نظر می رسد یادآوری خاطرات و واگویی آن چه سال ها در این عرصه گذشته است انگار برای خود او نیز مجالی گران بها است سال هایی که طی آن همواره و پیگیر در صحنه حاضر و درگیر بوده است.

بی شک صدری گواه صادق هرآن چیزی است که طی 40سال گذشته بر شهرسازی ایران گذشته است و هرگاه بخواهیم شهرسازی امروز را کالبد شکافی کرده به داوری بنشینیم نخستین  و معتبرترین شاهد این محکمه کسی نیست جز بهرام فریور صدری دوربین و ضبط صوتمان را موک می کنیم مهندس علیزاده با پیش گفتاری کوتاه آغاز می کند و رشته ی صحبت را به استاد می سپاریم و تقریبا در تمام طول صحبتش چیزی نمی گوییم هر از گاهی هم اگر پرسشی به نظرمان می رسد و تک مضرابی، علیزاده چشم غره یی می رود که رشته ی کلام را قطع نکنیم.

گفت و گو با مهندس بهرام فریور صدری

سال 42 مصادف بود با تمام شدن طرح جامع اصفهان آن وقت ها مهندس مشاور نداشتیم و کار تهیه ی طرح جامع در ایران از سال 1335 و توسط مهندسان مشاور خارجی آغاز شد که کوکس یکی از مهم ترین آن ها بود و کارهای مختلفی از جمله طرح جامع اصفهان به سفارش وزارت کشور توسط ایشان به انجام رسید. کوکس دو نفر کارشناس داشت «فرید ریش فایل» که شهرساز بود و «شوئز» که مهندس ترافیک بود این ها بعد از پایان کار طرح جامع اصفهان اظهار تمایل کردند که در ایران بمانند و به وزارت کشور پیشنهاد همکاری دادند.

طرح های دهه ی 30 طرح هایی کهنه، قدیمی و ابتدایی بود و بیشتر به نیت ساخت تاسیسات شهری تهیه می شد. در آن زمان شهرهای ما حتی نقشه هم نداشتند و مهندس مشاور همه ی کارها از جمله نقشه برداری، طراحی شهری، اجرای تاسیسات و معابر شهری را انجام می داد در دهه ی 40 کارهای مهم تری از جمله تهیه ی طرح جامع اصفهان انجام شد که از طرح های شناخته شده و موثر در شهرسازی ماست.

به هر حال فایل که شهرساز ورزیده یی بود به عنوان مشاور به استخدام وزارت کشور درآمد شوئز نیز در شهرداری مشغول به کار شد که اولین طرح شهرسازی شهرر تهران یعنی طرح شبکه ی معابر شهری را تهیه کرد. البته در آن زمان بیشتر خدمات فنی مورد نیاز شهرداری های ایران در دفتر فنی وزارت کشور انجام می گرفت.

وزارت داخله

بعد از انقلاب مشروطیت و تشکیل دولت جدید در ایران، چهار وزارتخانه داشتیم: وزارت خارجه، وزارت جنگ، وزارت عدلیه و وزارت داخله. تکلیف و وظایف سه وزارتخانه ی اول تقریبا روشن بود. و تمامی وظایف مربوط به مدیریت کشور و توسعه ی ملی به عهده ی وزارت داخله قرار داشت یعنی به تعبیری وزارت داخله کل دولت بود.

عمران، مسائل سیاسی داخلی، اجتماعی، اداره ی شهرها و روستاها، راه ها، ارتباطات، کشاورزی و صنعت همه و همه به عهده ی وزارت کشور بود. یعنی وزارت کشور پایه ی توسعه ی ملی در آن زمان به حساب می آمد.

بعدها رفته رفته وزارت خانه هایی نظیر فرهنگ و آموزش، دارایی، راه و ... متولد شدند و هر وزارت خانه بخشی از وظایف وزارت کشور را به عهده گرفت.

 زمانی که ما با وزارت کشور همکاری می کردیم هنوز بخش عمده یی از فعالیت ها در آن جا متمرکز بود و ما بیشتر با وجه شهرداری های وزارت کشور ارتباط داشتیم. شهرداری ها در آن زمان در ازای دریافت خدمات فنی درصدی از درآمد خود را به وزارت کشور می دادند مثلاً برای احداث خیابان، پل، سیل بند، فضای شبز و مانند این ها شهرداری از کمک دفتر فنی وزارت کشور بهره می گرفت.

این دفتر جای بسیار خوبی برای کار شهرسازی بود. ما یک واحد شهرسازی به نام امور طرح ریزی، در دفتر فنی راه انداختیم که به شهرداری ها خدمات طراحی و برنامه ریزی شهری ارائه کنیم.

طرح های هادی

آن زمان فعالیت های شهرسازی محدود به اقداماتی حول و حوش قانون توسعه ی معابر بود. قانونی که  نحوه ی اجرای خیابان های جدید و نسبت بین عرض و طول خیابان را تعیین می کرد. بررسی و تاثیر نقشه ی خیابان ها همراه با ارزیابی املاکی که در مسیر طرح بودند در دفتر فنی وزارت کشور صورت می گرفت. و ما از این جا کار شهرسازی را شروع کردیم.

 خوب اوایل کار خیلی ابتدایی بود ولی با شروع به کار دفتر طرح ریزی و با کمک مرحوم فایل، رفته رفته میزان دخالت ما بیشتر شد اول پیشنهاد کردیم که مسیر خیابان ها را روی نقشه شهر مشخص کنند. بعد ما بررسی می کردیم و در صورت تایید کار نقشه برداری شروع می شد. البته بررسی های ما خیلی ابتدایی و در حد توان مان بود. آن زمان هنوز ما کارشناس شهرسازی نداشتیم 8-7 نفر معمار بودیم که با کمک فایل شروع به آموختن شهرسازی کردیم .

 هم کار می کردیم و هم آموزش می دیدیم و به این ترتیب، فعالیت های طرح ریزی شهری آغاز شده بود. روی مسیر خیابان ها و تغییرات آن ها در مقیاس شهر فکر می کردیم و نظر می دادیم و رفته رفته زمینه ی تهیه ی طرح شبکه ی معابر شهری فراهم می شد. نام این کار هم همزمان شکل گرفته بود «طرح هادی» در آغاز، طرح های هادی فقط شامل شبکه ی معابر بود. اولین کار شهرسازی من طراحی جزئیات شبکه ی معابر شهر کازرون بود که در سال 42 با کمک فایل انجام دادم.

شکل گیری طرح ریزی و برنامه ریزی شهری

بعدها با پیوستن کسانی چون کلانتری و زین الدین، گروه ما کامل تر شد و آرام آرام کار شهرسازی به شکل امروزیش پا گرفت. عکس های هوایی را از سازمان نفشه برداری می گرفتیم، مطالعه ی می کردیم، پس از بازدید های محلی و جمع آوری اطلاعات، چند صفحه گزارش فشرده راجع به شهر می نوشتیم و سپس با کمک فایل طراحی می کردیم.

 به علت نبود نقشه های هوایی با ماژیک شبکه ی معابر را روی عکس های هوایی می کشیدیم. در این جریان روش تهیه ی طرح های هادی رفته رفته شکل گرفت و پخته و پخته تر شد و نظام طرح ریزی شهری در ارتباط مستقیم با شهرداری ها و درگیری تنگاتنگ با مسائل شهری ایران آغاز به کار کرد. این نظام ویژگی های خود را داشت.

تز ما این بود که در ایران شهرسازی باید در اختیار حکومت محلی باشد. و شهرداری در آن نقش عمده را به عهده بگیرد و دولت سیستم جداگانه یی است که باید بدون دخالت مستقیم، بر کار شهرداری ها با یکدیگر سازمانی به نام سازمان شهرداری ها تشکیل بدهند که مرکزی داشته باشد و واحدهایی در استان ها و شهرها. در حقیقت دفتر فنی وزارت کشور نقش آن مرکز را بازی می کرد. ما در آن مرکز بودیم و کارهای فنی در آن جا انجام می گرفت.

صندوق مشترک شهرداری ها و اتحادیه های شهرداری ها نیز بخشی از این نظام به شمار می آمدند. بعد در هر استان دفاتر مهندسی را تشکیل دادیم که کار ارائه ی خدمات فنی به شهرداری ها را انجام می دادند. مسائل فنی، اجرایی، نقشه برداری، نظارت ها، مطالعات شهرسازی، کارهای معماری و خدمات دیگری که شهرداری ها نیاز داشتند.

سپس شروع به ایجاد دفاتر برنامه ریزی در شهرداری ها کردیم. در حدود سال 48 شهرهایی نظیر شیراز، مشهد، کرمان، اصفهان و خیلی از شهرهای دیگر صاحب دفتر برنامه ریزی شهری شدند. و آرام آرام کارشناس اقتصادی، جمعیت شناس، معمار و حالا دیگر شهرساز، مهندس فضای سبز و تکنسین های مختلف با دفاتر مهندسی و دفاتر برنامه ریزی شهرداری ها همکاری می کردند. از ویژگی های مهم این نظام،رابطه مستقیمش با شهرداری ها بود.

 یعنی از دیدگاه شهرداری به مسائل توسعه ی شهری می پرداخت و از موضع حکومت محلی، شوراها و انجمن های شهری که ما به آن ها خیلی اهمیت می دادیم بخشی از این سازمان دهی به شمار می رفتند. در مورد همه ی طرح ها نظر انجمن شهر را می گرفتیم و قبل از تایید نهایی، طرح را به تصویب انجمن شهر می رساندیم.

از دیگر ویژگی های این طرح ها این بود که در جریان اجرا کامل می شد. یعنی آینده ی کلی و اولیه ی توسعه ی شهر که طرح هادی نام داشت، در جریان اجرا مرتب بازنگری و جزئیاتش تهیه می شد، نقشه های اجرایی هم بر این اساس کنترل می شد و اگر مشکلی داشت بر می گشت و مورد اصلاح و تجدیدنظر قرار می گرفت. این یک نوع طرح ریزی پویا بود که مرتباً خود را اصلاح می کرد.

موضوع این طرح ریزی ها بسیار فشرده و ساده بود و به کلیه ی بخش های توسعه وارد نمی شد. بخش های محدودی که تحت پوشش قرار می گرفت، عمدتاً بخش هایی بود که شهرداری در آن نقش موثر داشت و راه حل ها با مشارکت مردم، شهرداری ها و شورای شهر به مرحله ی اجرا گذاشته می شد. این نظام به خاطر ارتباط مستقیم با مسائل اجرایی شهرسازی به خوبی با مسائل شهری آشنا و درگیر بود.

وزارت کشور وزارتخانه ی سیاسی بود و ما آن جا خیلی غریب بودیم. البته حصاری دور خودمان کشیده بودیم که کسی نمی توانست به سادگی در آن نفوذ کند. به هنگام تهیه ی قوانین شهرسازی و شهرداری ما، نقش تعیین کننده داشتیم. یعنی واحد حقوقی وزارت کشور، قبل از هر کس با ما مشورت می کرد. حالا دیگر شهرسازی باید از حد وظایف شهرداری ها فراتر می رفت. چرا که بخش های مختلف توسعه در آن حضور و دخالت پیدا کرده بودند.

 بخش هایی نظیر آموزش و پرورش، بهداشت و درمان تربیت بدنی و ... این بود که تصمیم به تشکیل شورای عالی شهرسازی گرفتیم که هم پشتوانه ی قدرت ما درون وزارت کشور و برای مقابله با مسائل سیاسی باشد (که از مشکلات عمده ی ما بود) و هم وسیله یی برای هماهنگی های بین بخشی و پرداختن به وظایفی که به بخش های دیگر مربوط می شد.

 در نتیجه قانون تاسیس شورای عالی شهرسازی را نوشتیم و به مجلس فرستادیم و این با تغییر نام وزارت مسکن و تشکیل وزارت مسکن و شهرسازی هم زمان شد. در قانون هم پیش بینی شده بود که دبیرخانه باید یا در وزارت کشور و یا در وزارت مسکن و شهرسازی .

طرح جامع، آغاز جداسری

به هر حال با توافقی که بین وزرای کشور و مسکن و شهرسازی شد، دبیرخانه در وزارت مسکن و شهرسازی مستقر شد و از این جا تغییر جهتی اساسی در مسائل شهرسازی به وجود آمد. یعنی شهرسازی از نظام حکومت محلی و شهرداری ها کنده شد و به درون دولت رفت.

از این به بعد دیگر داستان طرح های جامعی که توسط سازمان برنامه و مهندسان مشاور تهیه می شد آغاز شد. در فضای وزارت مسکن به طرح جامع به صورت یک پروژه نگاه می کردند و فکر می کردند طرح شهر هم چیزی مثل یک پروژه ی معماری است و می شود برای شهر هم به همان ترتیب طرح داد و اجرا کرد. دیدگاه آن روز چیزی بیش از این نبود.

به هرحال وزارت مسکن و شهرسازی تشکیل شد و شورای عالیشهرسازی نیز به آنجا رفت و با شروع تهیه ی طرح های جامع وزارت مسکن و شهرسازی کلاً مسائل توسعه ی شهری را زیرنظر گرفت. هم زمان با این اتفاق شماری از شهرسازان ایرانی که در خارج از کشور و عمدتاً ایتالیا درس خوانده بودند به ایران آمدند مشغول کار شدند و master planing با تعبیر فرنگی و غربیش وارد ایران شد.

 به این معنی که می شود به همه مسائل توسعه ی شهر به طور جامع پرداخت و برای آن طرح تهیه و اجرا کرد. نخستین طرح های جامع برای دوره ی کوتاه مدت 15 ساله و دراز مدت 25 ساله تهیه می شد. بعدها دوره ی کوتاه مدت به 5 سال و دراز مدت به 15 سال تغییر کرد.

به هر حال این روش در وزارت مسکن و شهرسازی ادامه یافت و با قطع ارتباط با شهرداری ها و حکومت های محلی و تمرکز این فعالیت ها در مسکن و شهرسازی (دولت) و با تغییراتی هم که بعد از رفتن ما در وزارت کشور صورت گرفت، رفته رفته وزارت کشور، استانداری ها و شهرداری ها در مقابل وزارت مسکن و شهرسازی قرار گرفتند.

وزارت مسکن و شهرسازی هم دیگر به هیچ وجه ارتباطی عملی با مسائل شهری و شهرداری ها نداشت و حرف هایی که در آن جا زده می شد اساساً نظری و غیرعملی بود.

و این سرآغاز جدایی بین وزارت مسکن و شهرسازی یعنی نظام برنامه ریزی شهری و شهرداری ها، حکومت های محلی و انجمن های شهری به عنوان نظام اجرایی شد و نتیجه این شد که شهرسازی، رفته رفته به مباحث صرفاً نظری و حرفه یی بین حرفه مندان و یا بحث های نظری در کمیته ها و کمیسیون های بررسی کننده و جلسات شورای عالی شهرسازی و کنترل های برنامه ریزی و تصویب و غیره تبدیل شود.

این افتراق بین نظر و عمل را می توان از مهم ترین مسائل شهرسازی دوران اخیر به شمار آورد. این ناهنجاری تا جایی گسترش پیدا کرد که مثلاً در بعضی موارد تهیه ی طرح یک شهر سه - چهار سال و تصویب آن هفت - هشت سال به طول می انجامید در حالی که قرار بوده برای 5 سال برنامه ریزی شود.

 این طرح ها به عنوان طرح جامع که تمام بخش های مختلف توسعه ی شهری را پوشش می داد، پس از تصویب از طریق وزارت کشور به شهرداری هایی ابلاغ می شد که با این سیستم بیگانه بودند و حدود اختیارشان نیز در جریانات توسعه ی شهری بسیار تنگ و محدود شده بود. در نتیجه این طرح ها در شهرداری ها تنها حالت فرمالیته و اداری پیدا کرد.

و آن طور که باید مبنای عملیات اجرا، هدایت و کنترل توسعه ی شهری قرار نگرفت. نقش دفتر فنی وزارت کشور نیز در مسائل توسعه ی شهری بسیار ضعیف شد و بعدها دفاتر مهندسی شهرداری ها و دفاتر برنامه ریزی شهری نیز از بین رفتند.

بعد از این که ما از وزارت کشور بیرون آمدیم دیگر کسی این کار را پیگیری نکرد و دفاتر مهندسی هم متاسفانه به خاطر عدم شناختی که از این مسیر و برنامه ریزی مورد نظر ما وجود داشت به استانداری های یعنی به دولت منتقل شدند.

اقتدار گرایی دولتی

دفاتر مهندسی که قرار بود وابسته به نظام حکومت های محلی باشند، تبدیل به دفاتر فنی استانداری شدن و به این ترتیب وظایف آن ها نیز به دولت مرکزی منتقل شد و این مسئله تقریباً شیرازه ی این سازمان را از هم گسست.

طرح های هادی هم رفته رفته آن حالت پویایی خود را از دست دادند و آن چه از آن ها باقی ماند این بود که طرح هادی طرحی است برای شهرهای کوچک، در صورتی که چنین نبود و این روش، اصولاً روش طرح ریزی دیگری بود که به هر حال از بین رفت و به بوته ی فراموشی سپرده شد.

از سال 52 که ما فعالیت خود را در نظام مهندسی مشاور آغاز کردیم، دوباره پرداختن به داستان طرح های هادی را شروع کردیم، تا شاید بتوانیم این سیستم را زنده کنیم ولی امکان پذیر نبود. کارهایی هم که کردیم چندان اثری برجای نگذاشت.

شیرازه ی کارها از هم گسیخته بود. خود وزارت کشور هم حتی دیگر دیدگاه درستی در این زمینه نداشت و وزارت مسکن و شهرسازی هم همین طور. در نتیجه این روش تقریبا فراموش شد. اللبته گه گاه سوسوهایی می زد و بالاخره ته مانده ی آن نظام کارهایی می کرد ولی آن گونه که ما معتقد بودیم و به نظر ما پاسخ مسائل شهرسازی بود دیگر هرگز عملی نشده است که هر سه سال یک بار دوباره دوره ی 5 ساله تعریف شود و قبل از این که 5 سال به پایان برسد (بعد از سه سال) دوباره دوره 5 ساله شود و همین طور این داستان تکرار شود.

 یعنی طرح همیشه در حال بازنگری. و همواره به روز باشد. همه ی این ها را در قرار داد تیپ 12 گنجاندیم که متاسفانه از آن جا که این دیدگاه (دیدگاه طرح هادی)، طرح ریزی پویا و وزارت کشوری بود! در وزارت مسکن و شهرسازی که دیدگاه طرح ریزی اقتدار گرا و دولتی در آن جا کم بود موفقیتی به دست نیاورد. زیرا وزارت مسکن و شهرسازی از درون دولت به مسائل نگاه می کرد و ما از درون حکومت های محلی و این مفاهیم با هم هم خوانی نداشت.

 البته سال ها قبل دنیا به این حقیقت رسیده بود که طرح های جامع با نگاه اقتدارگرایی دولتی دیگر معنی ندارد و این روش منسوخ شده بود. ولی آن چه را که دنیا سال ها پیش کنار گذاشته بود، اینجا تازه شروع کرده بودند.

به هر حالف این اختلاف نظرهای ما با نظام برنامه ریزی شهری ادامه داشت و طرح های جامعی هم که از طریق مهندسان مشاور بخصوص بعد از انقلاب تهیه شد همه با این روش شکل گرفتند و اکثراً همین دیدگاه درآن ها حضور داشت. بدین ترتیب مقوله ی ارتباط شهرسازی با شهرداری و نظام سازمان دهی محلی به فراموشی سپرده شد.

ما دو طرح را با دیدگاه خودمان عرضه کردیم یعنی تاکید بر برنامه ی 5 ساله شهرداری و حضور در محل، تداوم طرح ریزی، بازنگری های دوره یی و تهیه ی طرح های جزئیات شهرسازی. ولی متاسفانه چون وزارت مسکن و شهرسازی این دیدگاه را نداشت اصلا! این بخش از خدمات را ابلاغ نمی کرد و برایشان اعتباری تامین نمی شد. سازمان برنامه هم همین طور.

اساساً کسی در داخل دولت به این مفاهیم نمی پرداخت. در نتیجه طرح های ما فقط شد خود طرح جامع و بخش های دیگر آن یعنی برنامه ی 5 ساله و نظارت بر اجرا و غیره منتفی شد. و طبیعتاً چون بخش تداوم و پویایی در این طرح ها شکل نگرفت، به نتیجه یی هم نرسید.

بندر عباس، کرمان و سیرجان را با این روش تهیه کردیم. وقتی طرح کرمان نیاز به بازنگری پیدا کرد از ما خواستند که آن را بازنگری کنیم البته من تصمیم گرفته بودم که دیگر طرح جامع به این صورت قبول نکنم چون واقعاً کار بیخودی بود ولی چون کرمان را خودمان کار کرده بودیم و دیدگاه خاصی را در آن مطرح کرده بودم قبول کردم که بخشی از بازنگری را حداقل با تاخیر انجام دهیم عجب کار بیهوده یی!

توجیه خلاف ها، آب توبه

هنوز چند ماهی از شروع مطالعات طرح جامع جدید نگذشته بود، که به اشتباه خود پی بردم. بالاخره یک روز تمام زعمای قوم را دعوت کردم. استاندار، فرماندار، شهردار، رئیس شورای شهر و اعضای شورای شهرسازی استان و اعلام کردم که بنده طرح جامع کرمان را تهیه نمی کنم و از این پس هیچ طرح جامع دیگری هم تهیه نخواهم کرد. علت را پرسیدند و این که بالاخره چه باید کرد؟

در پاسخ ایشان گفتم هر طرح جامعی که تهیه و تحویل شود، در جریان اجرا مرتباً تغییر می کند و مورد بی توجهی قرار می گیرد، بعد از ده دوازه سال خلاف های صورت گرفته آن قدر زیاد می شود که طرح دیگر به درد نمی خورد و مجبور می شوید در آن تجدید نظر کنید.

به هر حال خوب یا بد مهندس مشاور دیدگاههایی داشته، حرف هایی زده و کار کرده است که با این تخلف ها از شکل اولیه خارج شده است. خوب حالا مهندس مشاور می خواهد تجدید نظر کند.

اولین کار این است که وضع موجود و همه ی کثافت کاری هایی را که انجام شده برداشت کند، در طرح منعکس کند و احیاناً حرف های جدیدی نیز بزند و پیشنهادهای تازه یی بدهد، سندی مصوب می شود و باز دوباره سال ها خلاف و خلاف. این جا در واقع کاری که مهندس مشاور انجام می دهد تبدیل خلاف ها به یک سند قانونی و توجیه آن هاست یعنی در حقیقت فقط نقش آب توبه را بازی می کند و من دیگر آب توبه نخواهم شد.

 به هر صورت حدود دو سال و نیم این حرف ها را زدیم و جرو بحث های فراوان و بالاخره برای ادامه ی همکاری شرطی گذاشتیم و آن هم پایه گذاری تداوم طرح ریزی از طریق تشکیل یک دفتر محلی و حضور دائمی در شهر بود.

دفتری که شهرداری و مسکن و شهرسازی را به هم مرتبط کند و البته به دفتر مرکزی ما هم وصل باشد. به این ترتیب که مطالعات شهری را که انجام می دهیم وارد سیستم شود و این دفتر اطلاعات را به هنگام نگه دارد و شهرداری هم هر پروانه یی که صادر می کند و هر اقدامی که می کند توی این سیستم منعکس شود.

در این صورت هر 3 ماه یا 6 ماه یک بار گزارشی تحلیلی از وضع موجود می دادیم، مسائل شهر تحلیل و برایش راه حل ارائه می شد، یک طرح ساختاری اولیه تهیه می شد که راهبردهای توسعه ی شهر را تعیین می کند و همه ی این کارها با کمک خود دست اندرکاران و مسئولان شهری انجام می گرفت.

بعد گزارش ها و نقطه نظرها را جمع بندی و در طرح ساختاری منعکس می کردیم و این طرح مرتب در جریان اجرا بازنگری می شد. مسائل  و مشکلات را حل می کردیم و در آن انعکاس می دادیم و این کار ادامه پیدا می کرد.

شکست مطلق

در مورد طرح های جزئیات شهرسازی و طرح های اجرایی هم همین طور بود. پیشنهاداتی که در برنامه ی 5 ساله شهرداری پیش بینی شده و برای آن ها تامین اعتبار هم شده بود، به یک سری پروژه تبدیل می شد که مهندس مشاور آن ها را تهیه می کرد و اشکالات هم ضمن اجرا اصلاح می شد.

این پروژه ها دوباره در طرح شهر منعکس می شد. علاوه بر این ضمن ارتباط مستقیم با شهرداری و سایر سازمان های مسئول عمران شهر مرتباً نقطه نظرها و راه حل ها مطرح شده و طرح به صورتی پویا مورد تجدید نظر قرار می گرفت.

در آن زمان آقای مهندس حبیب الهیان معاون وزیر مسکن و شهرسازی بود او از این پیشنهاد استقبال کرد و قرار شد این کار در کرمان به عنوان نمونه انجام شود و در صورت موفقیت در شهرهای دیگر نیز اعمال شود اما دیری نپایید که در حدود سال های 78- 77 آقای مهندس حبیب الهیان با آقای مهندس عبدالعلی زاده (وزارت مسکن و شهرسازی) اختلاف نظر پیدا کردند.

در نتیجه با پشتیبانی نکردن وزیر از این پیشنهاد، اعتباری هم برای این کار تامین نشد. از این طرف ما دیدیم کسی که غصه ی این حرف ها را نمی خورد، توی رودربایستی حرفمان هم مانده بودیم که دیگر قرار نیست طرح جامع تهیه کنیم از طرفی قراردادی هم داشتیم که متاسفانه کسی لغوش نکرده بود.

قرارداد و مهندسان مشاور شارستان و گرفتاری و ... و مرتب هی جلسه با استانداری، مسکن و شهرسازی، شهرداری، شورای شهر. و این رفت و برگشت ها حدود 4-3 سال طول کشید. و بالاخره توی این لابیرنت اداری وحشتناک و بیهوده، به هزینه ی خودمان(یعنی شارستان)، اعمال روش طرح ریزی مورد نظر را شخصاً به عهده گرفتیم بی هیچ بازدهی و البته خیلی هم ضعیف صورت گرفت.

چرا که نه آن دفتر تشکیل شده بود و نه می توانست بشود، نه سیستم رایانه یی برقرار شده بود و نه به هنگام داشتن اطلاعات می توانست انجام گیرد. نشد که نشد و شکست مطلق.

بررسی و نوشته: علیرضا سرحدی
منبع ماهنامه شهر و ساختمان-آبان 1383
به نقل از وب سایت موسسه تاریخ شفاهی معماری و شهرسازی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید