تاریخ آخرین ویرایش : یکشنبه،2-7-1396
تعداد بازدید :192

مسافرت به شمال یا مهاجرت به شمال؟

در روزهای پایانی فصل تابستان هستیم و نمودار سفر هموطنان به شهرهای مختلف سیر صعودی به خود گرفته است و در این میان تمایل برای سفر به مناطق شمالی کشور بیشتر از نقاط دیگر است. دلیل آن کاملاً روشن است. وقتی فقط ۱۰ کیلومتر از پایتخت فاصله بگیرید می‌توانید کنار رودخانه‌ای یا زیر درختی قدری بیاسایید و چیزی بخورید ولی وقتی از سمت جنوب و غرب از تهران خارج می‌شوید چند ده کیلومتری باید بروید تا به نقطه‌ای مناسب برسید که بتوانید لختی درنگ کنید و چای بنوشید و احیاناً غذایی میل کنید؟
البته این شرایط محصول امروز و دیروز و یک سال و ۱۰ سال نیست؛ ولی آنچه در این میان طی سال‌ها براین سرزمین گذشته، آن بوده که ما در حال نابودی عنصر حیات یعنی آب هستیم و متوجه نیستیم هم برای خود و هم برای آیندگان چه مشکلاتی تولید می‌کنیم.
اگر به نقشه جمعیتی کشور نگاه کنیم، پراکندگی جمعیت در نقاط مرکزی کشوربالا و در عین حال تراکم شهرها و نفوس در شمال، جنوب و غرب بالاست، از این رو می‌شود گفت بیش از دو سوم سرزمین ما فاقد جذابیت لازم برای زندگی و جذب جمعیت ساکن یا مسافر است. همگان می‌دانند آب محور توسعه و آبادانی و مایه تحرک و پویایی جامعه بشری است و اگر همین عامل را از چرخه حیات حذف کنیم، دیگرچیزی باقی نمی‌ماند. اگر به تاریخ زندگی بشری هم نگاه کنیم می‌بینیم که تمدن‌های بزرگ در حاشیه رودخانه‌ها و دریاها و چشمه سار و مناطق پرباران و برف شکل گرفته اند. پس این یک واقعیت است که جنگ بر سر آب و تصاحب آن قدمتی به درازای تاریخ دارد و این که گفته می‌شود جنگ آینده بر سر آب هست هم موضوع نو و بکری نیست و فقط در مورد چگونگی برخورد کشورها و ملت‌ها با این مساله و عوارض ناشی از این جنگ پنهان دولت‌ها، می‌توان اعلام نظر کرد. با این حساب در درون هرکشور هم ـ به ویژه اگر با بحران آب مواجه باشد ـ جنگ پنهان و پیدا میان استان‌ها و شهرها بر سر این موضوع قابل تصور است و به نظر می‌رسد با افزایش بحران، نوعی جابجایی‌های جمعیتی به سمت نقاط آبادتر و پررونق‌تر جریان می‌یابد. حال در کشورمان اگر به ماهیت این حجم از مسافرت‌ها به نقاط شمال و غرب کشور از درون نگاه کنیم، کاملاً پیداست که سایر نقاط به دلیل نبود آب و خشک شدن چشمه سارها و قنوات دیگر جذابیت خود را از دست داده‌اند و این زنگ خطری برای آغاز نابودی تاسیسات و بناها و درپی آن سست شدن زمینه‌های نگهداشت جمعیت در یک نقطه است. آن گونه که آمارها نشان می‌دهد حتی در اطراف تهران هم سالانه ۳۶ سانتی متر فرونشست زمین داریم و این در حالی است که در سایر نقاط به ویژه مناطق مرکزی به سمت شرق این وضع بحرانی‌تر است و دور از انتظار نیست که از قِبَلِ مسافرت به مناطق شمالی و غربی، انگیزه‌ها برای جابجایی سرمایه‌ها و حتی تغییر مکان زندگی برانگیخته و در نتیجه بر تمرکز بیشتر جمعیت در این مناطق افزوده شود که البته این روش افزایش بار جمعیتی خود مسبب بحران‌های دیگری است که باید درباره آن مفصل بحث کرد، اما همان گونه که پیشتر گفته شد، خالی شدن تدریجی جمعیت در مناطق بحرانی از نظر آب (سایر عوامل در جای خود قابل بررسی است)هم زیرساخت‌های فعلی را از بین می‌برد و هم مانع ایجاد زیر ساخت‌های جدید برای جذب جمعیت جدید و نگهداری ساکنان می‌شود. از طرف دیگر مهاجرت به مناطق بهتر خود مشکلات دیگری ایجاد می‌کند با این اوصاف برای چاره‌جویی در این امر مهم ایجاد اتاق‌های فکر در سطح کلان ضرورت دارد و به نظر می‌رسد آنچه تاکنون با دادن هشدار به مردم برای صرفه جویی در مصرف آب و جلوگیری از حفر چاه یا مدیریت کشت و… چندان مطلوب نبوده و به قدرکافی تاثیر نداشته و شایسته است موضوع به صورت ملموس‌تر و کاراتر دنبال شود و تا سایر نقاط دچار بحران نشده‌اند برای آن فکری کرد. از نشانه‌های روشن این زنگ خطر استمرار از بین رفتن زمین‌های کشاورزی و باغی و تبدیل آن به خانه‌های ویلایی و تردد جمعیتی خاص در این مناطق است. این دسته از افراد که صاحب پول و سرمایه‌اند، به دلیل شرایط نابسامان اقتصادی باغ‌ها و زمین‌ها را با قیمت غیر واقعی از چنگ صاحبان آن‌ها در می‌آورند و بافت جمعیتی تازه‌ای را به وجود می‌آورند که خود حدیث دیگری دارد. مسائلی چون زمینخواری، دریا خواری، جنگل خواری و… که در دهه اخیر باب شده است و همگان از آن سخن می‌گویند، محصول شرایطی است که در آن قرار گرفته ایم. نوعی فرار جمعیت از نقاط خشک‌تر به سمت نواحی سرسبز و آباد به صورت اپیدمی همگان را در برگرفته است و به نظر می‌رسد جمعیت جوانتر مناطق خشک دیگر تاب و تحمل زندگی در این مناطق را که آباء و اجدادیشان قرن‌ها زندگی کرده‌اند، ندارند و همان گونه که دیگر از بادگیر و سردابه به سمت خانه‌ها و خودروهای کولر دار، تغییر ذائقه داده‌اند از بی‌آب و علف و درخت بودن شهر خود خسته شده و میل به کوه وجنگل و دریا دارند و دیری نخواهد پایید که مسافرت به شمال و مناطق خوش آب و هوا تبدیل به مهاجرت خواهد شد، اتفاق مهمی که دکتر کلانتری رئیس سازمان محیط زیست نسبت به وقوع آن هشدار داده و گفته است:«جمعیت را افزایش دادیم غافل از این که این جمعیت باید در یک کشور آباد زندگی کند. بدون توجه به نیازهای جمعیت منابع کشور را برای رفع نیازها به تاراج گذاشتیم و امروز هیچ تالاب درون سرزمینی آب ندارد… آب‌های زیرزمینی در حال شور شدن است و ادامه این روند یعنی تخلیه ایران از جنوب البرز تا دریاهای آزاد و از شرق زاگرس تا مرزهای شرقی کشور.»

 

سید مصطفی کاظمی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید