ازجمله نشریاتی که برای ورود به کشور با سختگیری شدیدی مواجه بود، روزنامه قانون بود. این روزنامه اوایل توسط پستخانه به دست خوانندگان می‌رسید، بعدها دایره تفتیش مطبوعات به قدری شدت عمل به خرج داد که دوستان ملکم ناگزیر شدند روزنامه‌ها را مخفیانه در تهران، از روی نمونه ارسالی از لندن چاپ و توزیع کنند. این عمل هم کشف شد و متصدی آن بهزندان افتاد. پس از آن صفحات از هم جدا شده آن را به‌صورت لفاف پارچه و اشیای تجارتی و درون عدل‌های قماش از منچستر به بوشهر و شیراز واصفهان می‌آوردند. مخاطبان روزنامه‌ها مردمان شهری و باسواد بودند و از آنجا که اولا تعداد افراد باسواد کم بوده و ثانیا اکثریت مردم به خاطر فقر مالی قدرت خرید روزنامه را نداشتند، در تهران و بعضی از شهرهای بزرگ قرائت خانه‌هایی در آن زمان دایر شده بود تا مردم به‌صورت رایگان روزنامه و کتاب بخوانند و احتمال دارد که برای مردم بی‌سواد نیز در این مکان‌ها روزنامه می‌خواندند.

در روزنامه‌های آن دوران مطالب زیادی درباره عشایر، زارعان و به‌طورکلی قشر ضعیف و فقیر جامعه نوشته می‌شد، ولی مخاطب روزنامه‌ها خود این طبقات نبوده و این مطالب بیشتر برای مطلع ساختن جامعه یا دلسوزی درباره شرایط سخت زندگانی طبقه زحمتکش جامعه بود.  از نگاه کاوه گسترش سواد عمومی و مبارزه با جهل هزاران بار واجب‌تر از حزب‌سازی، در افتادن با کابینه‌ها یا مشغول شدن به سیاست خارجی است. اگر تشکیل جمعیت‌های سیاسی و جنگ اجتناب‌ناپذیر است باید علیه پرچمداران بی‌سواد و غوغاگران مخالف تاسیس مدارس دخترانه، روشن‌کنندگان آتش منازعات فرقه‌ای، اسیری زنان و... جنگید. باید از جامعه غرب الگو گرفت که تنها معدودی از اهل فن مانند نمایندگان مجلس، مدیران عالی رتبه، اصحاب مطبوعات... دست‌اندرکار سیاستند و بقیه به امور بنیادین دیگر اشتغال دارند. بنابراین جامعه سیاسی ایران اگر حقیقتا «درد وطن» دارد، باید دست از گریبان کابینه‌های متزلزل کشیده و به همه آنچه به‌عنوان اصلاحات ریشه‌ها یاد شد، همت گمارند تا رهایی کشور ممکن شود.

منبع: مجتبی گراوند و دیگران، «واکاوی تحول فکری متاثر از ورود صنعت چاپ و انتشار کتاب و مطبوعات دوره مشروطه»، تاریخ نو، ۱۳۹۶.