تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1656

مصاحبه با مهندس سیروس باور

سیروس باورسیروس باورسیروس باور

استاد شما تا قبل از انقلاب در دانشگاه ملی ایران تدریس می کردید و نقش مهمی در آموزش معماری داشته و دارید،کمی دباره ی آن زمان توضیح دهید.

شروع کار من از دانشگاه ملی ایران بود و بعد خود را منتقل کردم به دانشگاه هنرهای زیبا و دانشگاه تهران و از سال ۴۷،۴۸ تا سال ۵۸ در دانشگاه تهران بودم و در عرض این ۱۰ سال فعالیت های متعددی داشتم،مدیر گروه معماری و گروه شهرسازی بودم، مدیریت آتلیه سال ۴ معماری را داشتم ،از ابتدا که شروع کردم به آموزش معماری کمبود کتاب خیلی حس می شد و شناخت دانشجو نسبت به معماری جهان و معماری معاصر ایران بسیار کم بود .

در دهه ۴۰، ۳ درس را در دانشگاه های ایران به نوعی بنیان گذاری کردید که شامل تاریخ معماری مدرن،تاریخ شهرسازی و شهرسازی عملی است.

بله،و چون در زمینه ی تاریخ معماری جهان کتابی در ایران وجود نداشت اگر هم بود به زبان های خارجی ، و من کتاب لئوناردو بنه ولو را ترجمه کردم که در ۵ کتابی که برای تاریخ معماری نوشته شده از نظر ایران جذابیت بیشتری داشت،کتاب های دیگری هم که بود از خود معمار شروع می کردند یعنی معماری ا توضیح می دادند نه جامعه و من لازم دیدم این کتاب را ترجمه کنم،مدیر طرح جامع شیراز بودم در سال ۵۰ که عده ی زیادی از متخصصین شهرسازی اروپایی و آمریکایی به ایران آمده بودند و طرح های مختلفی را پاده کردن و طرح من جزو بهترین ها شد اما همانطور که میدانید طرح های جامع شهری هر ۲۰٫۲۵ سال یکبار تجدیدنظر میشود و این طرح رفت زیر دست مهندس مشاور دیگری در سال ۷۰ که به اسم آن تمام شد.

در حال حاضر در کدام دانشگاه ها تدریس میکنید؟

زمانی در دانشگاه قزوین، دانشگاه علوم تحقیقات اراک بودم ودر حال حاضر هم درعلوم تحقیقات تهران علوم تحقیقا ساوه و کمال الملک نوشهر تدریس میکنم.

استاد بحث را می بریم به سمت معماری ایران،معماری حال حاضر ایران و همینطور معاصر در مقایسه با دهه های پیشین حتی تا زمان قاجار، روند رو به رشدی داشته است؟

یک مثلی هست،شخصی گفت ثابت کنید که این صندلی وجود ندارد ،هرکس جوابی داد و هیچ کدام قانع کننده نبود یک نفر هم پاسخ داد:کدام صندلی.حالا منظور شما کدام معماری است؟ما اصلا معماری نداریم معماری ما تبدیل شده به یک سری فعالیت های ساخت و ساز که از معماری به عنوان یک شئ تجاری استفاده میکنند و متاسفانه کارفرماهای ما چه ادارات دولتی باشند چه خصوصی فقط منافع شخصی را در نظر گرفته و در حال حاضر وجدان کاری و حرفه ای وجود ندارد.

پس به عقیده ی شما معماری در دهه های قبل اوضاع بهتری داشت؟

بله،ما تاریخ معماری را به دو برهه زمانی تقسیم میکنیم،قبل از ۱۳۰۰ و بعد از ۱۳۰۰،که قبل ۱۳۰۰ مربوط میشود به دوره ی قاجار که شهرسازی کم کم به وجو آمد از آن زمان تا ۱۳۲۰ ما بسیار پیشرفت کردیم و ساختمان هایی را ساختیم که در مقیاس معماری جهانی هم ارزش دارد و برای توضیح معماری معاصر ایران این دوره مثال زده می شود .تا سال ۱۳۱۴ ما معماری نداشتیم و آنچه که بود از سیرو، گدار به اضافه ی محسن فروغی در این سال در ایران شروع بکار کردند و مدیران پروژه ها از سران ارتش بودند و به عنوان مثال اگر شما مدیر پروژه بانک ملی بودید و غفلت میکردید ارتشی تنبیه میشدید،اما امروزه شما یک کار را نشان بدهید که انسان را جذب کند و وقتی آن بنا را ببیند بایستد و نگاه کند.البته استثنا هم داریم در موارد معدود.

از دهه ی ۲۰ تا ۳۰ گروه هایی از جامعه بالا آمدند که به واسطه اغتشاشات ناشی از اثرات جنگ جهانی دوم در ایران به ثروت رسیده و اکثر زمین هایی اطراف شهر را خریداری کردند و به ساخت و ساز مشغول شدند،ساختمان هایی که مادر دهه ی ۳۰ داریم  سازه های قابل ارزش ارزش معماری معاصر ایران هستند که اکثرا توسط دفتر عبدالعزیز فرمانفرمائیان ،و توسط مهندسینی مانند فروغی و سیحون ساخته شده اند، منتهی این ساختمان ها هیچ کدام از معماری اصیل ایرانی بهره نبردند و سازندگان آن ها هم نمی خواستند دوباره گرفتار طاق، گنبدو قوس شوند چون تکنولوژی جدید تمام امکانات را در اختیارشان قرار میداد و احتیاج نبود که از روش سنتی برای دهانه های بزرگ استفاده بکنند و تمام ساختمان های این دوره حالت ویلایی داشت ،در دهه ۴۰ که از اواسط آن ما روی کار آمدیم دیدیم ساختمان هایی که به این صورت ساخته شده یعنی نماهای تمام شیشه و خطوط افقی کشیده،خود مالکین را هم در رفاه کامل قرار نداده بود و از نظر حرارت و گرما و موقعیت اقلیمی درنظر گرفته نشده بود،و آنچه که ما شروع کردیم بجای سنگ های پلات رنگی دومرتبه آجر را وارد کردیم و سعی کردیم پنجره های سرتا سری را کوچک کنیم مطابق با فضا، در نتیجه یک تغیییری پیدا شد در زمینه ی معماری.تغییر دوم آموزش ما بود.آموزش معماری که تا سال ۴۷٫۴۸ باسیستم بزار آموزش داده میشد یعنی سیستمی که معماری را به عنوان یک هنر میشناخت و البته حسن این سیستم این بو که آرشیتکت ها دست های قوی پیدا میکردند برای طراحی .و تغییری که ما ایجاد کردیم آوردن سیستم باهاس بود که تا آن زمان در ایران زیاد شناخته شده نبود.سیستم باهاس تلاش میکرد با معماری به مردم زندگی بدهد.از ۴،۵ یا ۶ درس تئوری که وجود داشت تبدیل شد به ۲۵ درس و ما مجبور بودیم برای هر درس استاد جدید استخدام کنیم و میرفندرسکی روی کار آمد و ماهم بابستری که میرفندرسکی به وجود آورد شروع کردیم به آموزش معماری با سیستم های جدید.همزمان با ساخته شدن دانشگاه تهران توسط آندره گدار، دفتر فنی در دانشگاه متشکل از گدار سیرو و مهندس محسن فروغی برای اجرای ساختمان های دانشگاه تهران آغاز به کار کرد  که کم کم تبدیل شد به دفتر سازمان برنامه و بودجه  که پیمانکار آن هم شرکت سوئدی بود و فعالیت این دفتر ادامه پیدا کرد و در دهه ۳۰ دکتر کوروس که بتن درس میداد رئیس این دفتر شد واین دفتر طرح های معماری و شهرسازی هم اجرا میکرد که این طرح ها بین اساتید تقسیم میشد و به این ترتیب هم دانشجو کار میکرد هم استاد، مثل طرح جامع شیراز،طرح جامع یزد.

استاد فکرمیکنم شما پژوهش و دانش در آن زمان و دانشگاه های آن موقع را بیشتر قبول داشتید؟

بله،اصلا قابل مقایسه نیست در حال حاضر هر دانشگاهی ۱ گروهی را انتخاب می کند و بقیه اساتید را هم نمی پذیرد،قبلا دانشگاه نه وزارتخانه بود و نه یک مجموعه دولتی  واز بودجه ی مملکتی هم سهم مستقل خود را داشت و رئیس دانشگاه را اساتید انتخاب میکردند که عده ی زیادی هم بودند و  دانشگاه به عنوان یک ارگان مستقل فعالیت میکرد.

به شخص خود شما برمیگردیم،اولین جرقه ای که شما را به معماری علاقه مند کرد چه بود؟

ما اصالتا شرکت نفتی هستیم و معماری که در آن مناطق به وجودآمده بود، مطابق  با معماری که در شهرها انجام می گرفت نبود و تمام عناصری معماری از تیرآهن ها،خرپاها،حتی لامپ ها از خارج وارد می شد وسیستم سازنده این بناها ،وقتی یک بنا را طراحی می کرد نمونه ی مشابه آن را در تمام مناطق پیاده میکرد و من شاهد تمام این روند بودم. مسئله دیگر،زمانی که ۶ یا ۷ ساله بودم در راه مدرسه که میرفتیم شاهد ساخت و سازها،ابزارهای معماری و….بودم به خاطر دارم در آن زمان در آقاجاری مدرسه  وجود نداشت و در عرض ۲روز یک مدرسه جلوی چشمان ما ساخته شد .این نتیجه بود که دید ما به معماری وتکنیک آشنایی پیدا کرد.پیچ های قورباغه ای را که آن زمان میدیدم توجه من را جلب کرد و صبح در راه مدرسه به محل ساخت یک  پروژه رفتم و مهندسی که آن جا بود بعد از دیدن من به داخل اتاق رفت و بعد از ۱ دقیقه با کلاه ایمنی برسر بازگشت و ۱ کلاه هم روی سرمن گذااشت و شروع کرد به توضیح جریان ساخت و ساز و باقی مسائل و علاقه ی من به معماری…

استاد محبوب شما در زمان دانشجویی چه شخصی بود؟

مهندس فروغی که از مهندسان ارشد و پیشکسوت معماری نو ایران است

بعد از ایشان چه شخصی؟

مهندس سیحون،استادی که همیشه در دسترس ما بود و ما را به گردش های علمی می برد و همیشه در دانشکده بود ولی فروغی چون سناتور بود و قبل از آن هم وکیل مجلس بود خیلی فرصت نمیکرد، خیلی که وقت میگذاشت به آتلیه می آمد و کارهای ما را کلکسیون میکرد.

شما در مصاحبه ای گفته بودید که بعد از مدرنیسم هیچ مکتبی را قبول ندارید،کمی راجع به این مسئله توضیح دهید.

بله،اولا مدرنیسم تمام نشده درست است که معماری شکل و فرمش عوض شده ولی همان شکل و فرم تغییر یافته هم جزو مدرنیسم است.برای تعریف مدرنیسم ۳ لغت وجود دارد مدرنیته، مدرنیزاسیون ومدرنیسم،اگر مدرنیسم وجود نداشته باشد مدرنیته به وجود نمی آید چرا؟چون مدرنیسم بستگی دارد به اخلاق و تفکر جامعه،تفکر جامعه اگر به این نتیجه رسید که خرافات را دور بریزد و به جای بازگشت به سنت به پیشرفت فکر کند،اگر جامعه به این حد رسید این جامعه می شود مدرن و پسوند جامع مدرن، مدرنیته است.

در معماری هایی که در حال حاضر در سطح تهران انجام می شود اثری از آثار معماری مدرن میبینید؟

من در تمام کتاب هایم نوشتم،اصلا مدرنیسم وارد ایران نشده و پشت دروازه های ایران متوقف شده است.

اگر بخواهیم معماری ایران را با کشورهایی مثل چین،مالزی و اندونزی که آسیایی هم هستند مقایسه کنیم چقدر فاصله داریم؟

خیلی ….خیلی…

چند سال؟

صدسال،چون ما صد سال عقب رفتیم در معماری و اگر بخواهیم این صدسال عقب افتادگی را جبران کنیم معلوم نیست که چقدر طول بکشد.تا زمانی که برنامه های ما جهانی نشود این فاصله پر نمی شود.

در میان معماران حال حاضر کدام را می پسندید؟

رضا دانشمیر،چون کارهایش تازگی دارد و دیگر معمارانی که از خودم جوانتر باشند اکثرا پیروی میکنند از خواسته های کارفرمایان، یعنی برج سازی میکنند البته ممکن است در این کالبد معماری عمومی یک تازگی و تنوع هایی هم وجود داشته باشد ولی ایده کلی برج است.

پس به نوعی مشکل از این جنون برج سازی است؟

بله، ما آن را ویروس برج سازی می نامیم که به جان همه افتاده و همه  برج می خواهند و مسئله ی اقتصادی را در نظر می گیرند،شما یک زمین را در نظر بگیرید و برج را توان ان هرچه توان ان بلند تر باشد ،اگر قیمت را ایکس در نظر بگیریم سود بیشتری خواهد داشت.

استاد شما از بزرگان معماری ما هستید و سهم قابل توجهی در پژوهش این رشته دارید،به نظر شما بهترین راهکار در حال حاضر در زمینه ی آموزش معماری چیست؟

من و هم نسلانم را در حال حاضر به عنوان هیئت علمی در دانشگاه ها نمی پذیرند و در عرض آن مدتی هم که در سیستم قبلی کار کردیم بازنشستگی ما را هم ندادند،ولی ما خود را کنار نکشیدیم و شروع کردیم به کتاب نویسی.

چه کتاب هایی در دست چاپ دارید؟

نفت،تمدن صنعتی و معماری،که در این کتاب ابتدا نفت را توضیح میدهیم و ارزش آن در مقیاس جهانی و به خاطر این پیدایی نفت ما وارد تمدن صنعتی شدیم که این صنعت اجبارا یک تمدن هم با خود داشت که آن را پذیرفتیم،زمان و تخصص برای ما ارزش پیدا کرد و ما شدیم متخصص یک صنعت خاص و این صنعت یک فضای جدید را به وجود آورد که متفاوت با فضای زندگی گذشته بود و آن فضا معماری بود.

ازمیان مجموعه کارهایتان در برزیل،ایتالیا و بورکینافاسو کدام را بیشتر میپسندید؟

معماری یک تابلو نقاشی نیست که من بگویم این را بخاطر ما میکشم،در یک پروژه از فونداسیون که آغاز به کار میکنم متعهد میشوم و مینیموم باید ۲سال زمان بگذارم،تمام کارهایی که انجام دادم اگر راضی نبودم نمی پذیرفتم.

اگر قرار بر انتخاب باشد،کدام را انتخاب میکنید؟

کارهایی که در شهرک غرب انجام دادم،ولی ۱ کاری که جزواولین پروژه های من بود  و نماینگر تفاوت دهه ۳۰ با ۴۰، در خیابان ۳۱ خیابان وزرا که کارفرمایش آقای فرمند بود وآن احساس معماری ایرانی را در خو داشت، پنجره ها در عمق فرو رفته بود و ….،و یکی دیگر از کارهایی که هیچ وقت ساخته نشد در لندبارت کشور بورکینافاسو که ما طرح آن را تصویب کردیم با همکاری برادرم فرخ و بازگشتیم به ایتالیا چون فرخ در آن جا دفتر معماری داشت و عضو انجمن آرشیتکت های ایتالیا بود و حتی ما با ۷ کارگر متخصص اجرایی هم صحبت کردیم،ولی ۲ روز قبل از حرکت ما به بورکینافاسو کودتایی در آنجا رخ داد که کل سیستم عوض شد و طرح ما هم نادیده گرفته شد.

در حال حاضر پروژه ای در حال اجرا دارید؟

خیر،سال گذشته یک پروژه ای در نیاوران قرار بر ساختش داشتیم که بسیار هم عالی بود برای انجمن مهندسین ایران که کارفرما برای منافع شخصی این پروژه را به یک پیمانکار داد.

استاد به نظر شما پویایی و فعالیت انجمن صنفی کارفرمایی طراحی معماری و دکوراسیون داخلی و خارجی ساختمان شهر تهران که هم معماری و هم طراحی و دکوراسیون را پوشش میدهد تا چه اندازه مثبت خواهد بود؟

کاملا آثار مثبتی برای گروه های مختلف معماری و طراحی عضو این انجمن خواهد داشت،در واقع همین انجمن های بخش خصوصی هستن که قابل اعتماد خواهند بود .

به نقل از انجمن صنفی کارفرمایی طراحی معماری و دکوراسیون داخلی و خارجی ساختمان شهر تهران

 

عضو مرتبط : سیروس باور  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید