تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3025

حافظه تاریخی و شهر: مطالعه موردی سینما آزادی تهران

چكیده:

سینما آزادی تهران -واقع در تقاطع خیابان های شهید بهشتی و خالد اسلامبولی- به عنوان یكی از مكان های خاطره ساز این شهر - حداقل برای متولدین دهه های 50 و 60- مورد بررسی هایی من باب خاطره، حافظه جمعی و نوستالوژی قرار گرفته است كه اكثر آنها به شكل یادداشت و خاطره نویسی یا گزارش در روزنامه ها، مجلات و وب سایت ها بوده اند.
در این تحقیق هدف اصلی پژوهشگر بررسی خاطره جمعی نسل مذكور از سینما آزادی است. در باب شكل گیری خاطره اصلی ترین پرسش پژوهشگر از قرار زیر است:
در جریان شكل گیری خاطره از مكان كدام یك مهم تر است: فیزیك بنا یا تجربه زیسته مشترك؟
در جریان انجام كار میدانی و مصاحبه با افراد گزینش شده، مهم ترین نتیجه به دست آمده به شرح زیر است: فیزیك و ظاهر بنا از مهمترین عوامل شكل گیری حافظه جمعی و خاطره است، به طوری كه برای هر گونه نوسازی، بازسازی، ترمیم و مرمت باید مورد توجه قرار گیرد. كه متاسفانه در مورد سینما آزادی این امر به كلی نادیده گرفته شده و بنای جدید به كلی متفاوت از بنای سوخته قبلی است، به طوری كه در وهله اول یك مركز خرید را در ذهن متبادر می سازد. هرچند كه نباید از نقش تجربه زیسته مشترك- در اینجا: فیلم دیدن اشتراكی- نیز غافل ماند كه خود موجب شكل گیری حافظه های جمعی می گردد.
كلید واژگان: انسان شناسی شهری، تجربه زیسته، حافظه تاریخی، سینما آزادی، فیزیك بنا، فیلم، نوستالوژی.


فهرست مطالب:

  • بخش اول: كلیات
  • فصل اول: مقدمه و طرح مساله
  • فصل دوم: پرسشهای اساسی تحقیق و روش شناسی
  • فصل سوم: ادبیات و پیشینه موضوع
  • بخش دوم: یافته های تحقیق
  • فصل اول: معرفی سینما آزادی از جنبه های گوناگون
  • فصل دوم: فیزیك بنا و حافظه تاریخی
  • فصل سوم: تجربه زیسته مشترك و حافظه  تاریخی
  • نتیجه گیری
  • كتاب نامه
  • ماخذشناسی
  • پیوست ها

بخش اول

فصل اول: مقدمه و طرح مساله

یكی از راههای شكل گیری كنش ها و روابط اجتماعی كه در سال های اخیر بیش از پیش مورد توجه انسان شناسان قرار گرفته است، بررسی ساختارهای ذهنی كنش گران در قالب فردی یا جمعی و با استفاده از تجربه زیسته شده و حافظه تاریخی آن هاست. هر یك از كنشگران در رابطه با فضاها و روابط شهری دارای تجربه ای است كه به تدریج و در طول یك محور زمانی شكل گرفته است. مطالعه بر این تجربه از یك سو می تواند ما را نسبت به سیر ذهنی كنشگر و روابط اجتماعی او آگاه كند و از سوی دیگر نسبت به فضاها و روابط شهری ای كه این تجربه ها در آن ها اتفاق افتاده اند. بنابراین هدف از این موضوع بازسازی شهر از خلال حافظه تاریخی است.

«روابطی غیر مادی که در شکل خاطره درحافظه تاریخی و جمعی انسان ها باقی مانده و دست به دست می شوند.  خاطراتی که همچون میراثی معنوی به زند گی معنا می دهند و به همراه انسان زندگی می کنند و از همین رو "به یاد آوردن" تبدیل به وظیفه ای اخلاقی می شود چرا که "به یاد آوردن " یعنی حفظ رد پای گذشتگان در میان تند باد حوادث روزمره. "به یاد آوردن" یعنی یک کنش پویا، یعنی برگرداندن سویه خاطرات از گذشته به سمت آینده. اما بخشی از خاطرات فصل مشترک میان گروهی بزرگ از یک جامعه اند حافظه ای جمعی که در گروهی اجتماعی شکل گرفته و فصل اشتراکی میان افرادی ناشناس که معمولا تنها نقطه مشترک میانشان علاقه به یک موضوع واحد بوده است. گذشته از اتفاقات سیاسی، اجتماعی مانند انقلاب ، جنگ و غیره بستر شکل گیری این خاطره های جمعی غالبا فضاهای عمومی اند، فضایی مانند یک سینما که افراد گوناگون با دلایل گوناگون در آن جمع می شوند تا برای ساعتی چند، فارغ از دنیای آن سوی دیوار ها در آن خاطرات جدیدی بیافرینند ویا خاطراتشان را مرور کنند.» (امیرآبادیان، نزهت. مغربی، زیبا. ‍؟. کارکرد یک مکان: سینمای خاطره انگیز، سینمای خاطره ساز.  پایگاه اینترنتی انسان شناسی و فرهنگ)

سینما آزادی تهران به دلیل بار نوستالوژیك و خاطره سازی كه برای جمع كثیری از مردم تهران دارد مورد مطالعه موردی این پژوهشگر قرار گرفته است. این سینما در طول تاریخ چندین ساله خود بارها آتش گرفت كه آخرین مورد آن در روز 29 فروردین سال1376 بود كه این بنا را به كلی از بین برد و برای چندین سال تنها گودال عمیقی در تقاطع خیابان های شهید بهشتی و خالد اسلامبولی یادآور تمام خاطرات مشترك نسل سینما رو آن سال ها بود.
 درسال 1384، ستاد خبری حوزه هنری اعلام کرد که با توافق مسئولان این حوزه و معاونت اجتماعی-فرهنگی شهرداری تهران، ساخت سینما آزادی در آینده نزدیک آغاز مي‌شود و سرانجام این مهم در فروردین 85 به تحقق پیوست و بازسازی آن اغاز شد. پس از نزدیک به دوسال فعالیت عمرانی ، سینما آزادی همزمان با بیست وششمین جشنواره فیلم فجر فعالیت موقت خود را اغاز کرد، اما برای تکمیل کارهای تزیینی، این مجموعه سینمایی دوباره تعطیل شد. و سرانجام در اواخر سال 86 این سینما برای عموم علاقه مندان بازگشایی شد.

اما بنای جدید سینما آزادی با آن سینما آزادی خاطره ساز تفاوت های بنیادین دارد. مجموعه فرهنگی و تجاری آزادی یك مالتی پلكس شش طبقه است كه در فضایی به مساحت 1938 متر مربع ساخته شده است؛ یك سالن سینمایی 600 نفره، چهار سالن سینمایی 200 نفره، سه كافه تریا جنب فضاهای انتظار سینمایی، سالن تئاتر و فروشگاه های لوازم فرهنگی و مجموعه های تجاری، رستوران در طبقات اول و سوم و یك رستوران تابستانی بر روی بام این مجموعه وجود دارد و در سه طبقه زیر زمین این مجموعه نیز تاسیسات، سالن تفریحات و گالری ها جای گرفته اند.(عباسی، پویا.1388 . پله برقی تهران در شیك ترین سینمای شهر، همشهری مسافر ، 22 شهریور. ص7)

پرسش اساسی محقق در این بررسی به رابطه بین فضا و شكل گیری خاطره می پردازد؛ اینكه سینما آزادی جدید چگونه می تواند نقش آن بنای خاطره ساز قدیمی را برعهده بگیرد؟ سینمایی كه حتی بنای سوخته اش هم یادآور خاطرات مشترك متعدد بود. «شهر و مکان های عمومی جدای از شیئی فضایی که پهنه و موقعیتی را اشغال می کنند بواسطه مولفه ها و مشخصاتشان ،عبور و اسکان افراد، روابط، نیاز ها، تعلقات و اخلاق، آلبوم خاطراتی است که گذرگاه جامعه انسانی می گردد،  افراد جامعه در رابطه ای دو سویه بر شهر تاثیر می گذارند و از آن تاثیر می گیرند بنابراین فضای عمومی به عنوان اثری انسانی  یا یک اثر هنری غول آسا بی شک دارای هویتی تاریخی می باشد.» (امیرآبادیان، نزهت. مغربی، زیبا. ‍؟. کارکرد یک مکان: سینمای خاطره انگیز، سینمای خاطره ساز.  پایگاه اینترنتی انسان شناسی و فرهنگ) اما تماشاگر در وهله اول ورود به سینمای جدید جا می خورد. "سینما آزادی آن قدر مدرن شده است كه وقتی وارد ساختمانش مي‌شوید كمی جا مي‌خورید از آن همه تغییر. بیشتر حس وارد شدن به یك مركز خرید دارید تا یك مجموعه فرهنگی- هنری." (همشهری آنلاین)

كدامیك در شكل گیری خاطره جمعی موثرترند؟ فیزیك و ظاهر بنا یاتجربه زیسته مشترك؟ درباره سینما: فیزیك و ظاهر سینما آزادی در شكل گیری خاطرات مشترك موثرتر بوده است یا تجربه زیسته مشترك كه در این مورد می توان آن را به فیلم های پخش شده تعبیر كرد.
بخشی از تحقیق حاضر به بررسی رابطه فیزیك بنا و شكل گیری خاطره می پردازد. آن چه كه در این بخش مد نظر بوده- كه در بخش دوم، فصل دوم به تفضیل آمده است- نقطه نظرات طراح سینما آزادی، آقای بابك شكوفی، از خلال مصاحبه های ایشان با نشریات، دیدگاه های ژورنالیست ها یا به عبارت دیگر مطبوعاتی ها در نوشته های خود، رویكرد وبلاگ نویسانی كه به مقوله سینما آزادی پرداخته اند و در نهایت افرادی كه نگارنده با آنها به گفت و گو و مصاحبه پرداخته است.
بخش پایانی این پژوهش به رابطه بین رویداد و تجربه زیسته مشترك و شكل گیری حافظه جمعی می پردازد. یافته های پژوهشگر از خلال مصاحبه با افراد و بررسی وبلاگ ها و تا حدودی مطبوعات به دست آمده است كه مشروح آن در بخش دوم، فصل سوم از نظر می گذرد.


فصل دوم: پرسش های اساسی تحقیق و روش شناسی

سینما آزادی برای بسیاری از مردم تهران تنها یك سینما نبود، مكانی بود برای ورود به دنیای اسرارآمیز و اعجاب آور تصویر و صدا؛ دنیای فیلم و سینما. اما با آتش گرفتن و نابودی این سینما یكی دیگر از مكان های خاطره ساز این شهر نیز از بین رفت. وقتی خبر ساخته شدن مجدد آن به گوش رسید، انتظار برای دیدن دوباره آزادی بالا گرفت. اما سینما جدید با سینمای قدیمی تفاوت های بنیادین داشت. واكنش ها نسبت به این تغییرات را در دو دسته كلی می توان تقسیم كرد: یك دسته شیفته این تغییرات جدید شده بودند و واكنش های آنها آمیخته به تحسین بود و دسته دوم انتقادات بسیاری را روانه داشتند و سینمای جدید از دید آنها بیشتر یك مركز خرید شیك بود تا سینمایی خاطره ساز.

هدف پژوهشگر تحقیق حاضر رسیدن به پاسخ این سوالات است، سوالاتی ازقبیل:

  • در شكل گیری خاطره جمعی فیزیك بنا و ظاهر مكان تاثیر بیشتری دارد یا تجربه زیسته مشترك؟
  • در هرگونه بازسازی، نوسازی یا ترمیم بناهای خاطره ساز چگونه باید عمل كرد؟ بازسازی نعل به نعل بنا یا تركیب آن با پدیده های نوظهوری كه در بنای قبلی نبوده اند؟
  • واژه سینما آزادی در وهله اول چه چیزی را به ذهن افراد متبادر می كند؟
  • از دید افراد مورد مصاحبه (كه در واقع بخشی از مخاطبان سینما آزادی اند)، آیا اساسا تركیب سینما با مواردی چون پاساژ، كافی شاپ و رستوران درست است یا نه؟ یك سینمای ایده آل امروزی باید چگونه باشد؟

روش شناسی:

در انجام پژوهش حاضر روش اصلی به كار گرفته شده روش مردم نگارانه است كه دربرگیرنده مصاحبه های نیمه ساختار یافته و باز، مشاهده و تحقیق اسنادی می باشد.
شیوه انتخاب افراد برای مصاحبه نیز به این صورت بود كه پژوهشگر میدان خود را به متولدین دهه60 محدود نمود، چون بین خود و این گروه مشتركات بیشتری مشاهده می نمود و هم چنین ارتباط برقرار كردن با آن ها به مراتب برایش ساده تر بود.
با افراد مصاحبه هایی حدودا نیم ساعته انجام می گرفت و بعدها اگر سوالات تكمیلی تری نیاز بود از طریق ایمیل از آنها پرسیده می شد. افراد مورد مصاحبه 10 نفر بودند كه از این ده نفر 5 نفر آن ها برای استفاده در متن تحقیق گزینش شدند، هرچند كه از گفته های سایر آنها به شكل غیرمستقیم در جریان كار تحقیق استفاده شد.

سوالات مطرح شده در این مصاحبه ها طی انجام بخش اسنادی، در ذهن پژوهشگر كامل تر شدند. از طریق مطالعه یادداشتها، وبلاگ ها و نظرات مردم در روزنامه ها و مجلات گوناگون طرح كلی و پلان این سوالات شكل گرفت و در روند مصاحبه پررنگ تر و مغزدارتر شد.
در بخش اسنادی نیز از طریق جست و جو در سایت كتابخانه ملی و آرشیو مجلات و نشریات سینمایی و غیرسینمایی به منابع اسنادی مهمی در این زمینه دست پیدا كردم.

مهمترین مشكل من در انجام این كار، نبود حس اعتماد و همكاری در بخش بزرگی از جامعه مطبوعاتی بود، به نحوی كه مراجعات مكرر من برای انجام مصاحبه با این گروه عملا به هیچ نتیجه ای نرسید و مرا مجبور به كوچكتر نمودن نمونه نمود.
همچنین پی گیریهای من برای مصاحبه با وبلاگ نویسانی كه در وبلاگ های خود در مورد سینما آزادی و خاطرات خود از این سینما می نوشتند نیز راه به جایی نبرد. به نحوی كه ناچار تنها به نقل قول از وبلاگ های آن ها اكتفا كردم.

مشكل اساسی دیگری كه در این بین احساس می شد، سختی ارتباط برقرار كردن پژوهشگر با افراد حاضر در سینما - به ویژه پسرها- جهت انجام مصاحبه بود. بخش بزرگی از كسانی كه به سینما می روند در قالب گروه دوستان می باشند كه در جهت شكل گیری روابط و دوستی های جدید در كنار فیلم دیدن عازم سینما می شوند. یكی از دشواری های مصاحبه با  این افراد این بود كه غالبا در برخورد اول با این گروه ها مورد خنده، تمسخر و تكه اندازی های مداوم قرار می گرفتم و این واقعا سخت بود! 

و در انتها، آنچه كه بخش اسنادی تحقیق را پیچیده و دشوار می ساخت، نبود هیچ كار آكادمیك قبلی در باره این موضوع بود. به طوری كه در بخش حافظه تاریخی دو پایان نامه و در بخش سینما آزادی نیز تنها یك پایان نامه - هر سه در حوزه معماری- كار شده بود.(نگاه كنید به فصل سوم: ادبیات و پیشینه موضوع) 

فصل سوم: ادبیات و پیشینه موضوع

ادبیات و پیشینه موضوع در این كار را به دو دسته اصلی می توان تقسیم كرد: یكی كارهایی كه تا كنون در مورد حافظه تاریخی انجام شده است -به فارسی و انگلیسی- و دیگر پژوهش های انجام شده در مورد سینما آزادی.

در مورد حافظه تاریخی با جست و جو در اینترنت، كتابخانه ملی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و در نهایت كتابخانه دانشگاه تهران موادی چند به دست آمد كه عمدتا جدید می باشند، برای مثال در مورد پایان نامه های انجام شده در مورد حافظه تاریخی، جست و جوها حاكی از آن بود كه این تحقیقات و بررسی ها عمدتا از سال 2000 به بعد صورت گرفته است و مفهوم حافظه تاریخی مفهمومی نسبتا جدید در ادبیات علوم اجتماعی است.  
برای مثال دو نمونه از این پایان نامه ها به زبان فارسی را ذكر می كنم كه البته در حوزه فنی-مهندسی ارائه شده اند:

  1. غازیان، شهرزاد. 1382. سینما پارك: گذر از خاطره به خیال. دانشكده معماری دانشگاه آزاد كرمان.
  2. ایران شكوه، كیمیا. 1381. تسخیر مجدد: احیای یك فضای گمشده شهری. بازطراحی باغ خونی مشهد. دانشكده فنی و مهندسی دانشگاه آزاد مشهد.

كه عمدتا درزمینه فضا و معماری بیان شده اند و ارتباطی با حوزه علوم اجتماعی و كنشگران اجتماعی ندارند. طبق جست و جو های نگارنده، مطرح شدن و بررسی این موضوع در حوزه آكادمیك علوم اجتماعی در ایران تقریبا جدید و بكر است.

ولی در آكادمی های انگلیسی زبان دنیا این بحث تقریبا از اواخر دهه 90 به شكل انبوه وارد حوزه علوم اجتماعی می شود كه با یك جست و جوی ساده اینترنتی با عبارتHistorical Memory   می توان به این مقالات و پژوهش ها دست یافت.  . این اصطلاح غالبا با عباراتی چون حافظه جمعی، هویت گروهی، سیاست، تاریخ، خاطره و واژه هایی از این دست همراهند.

در بخش مربوط به سینما آزادی طبق كند و كاوهای صورت گرفته، تنها یك پژوهش آكادمیك به شكل پایان نامه در مورد سینما آزادی انجام گرفته است كه طبق انتظار، آن هم به حوزه معماری مربوط است. (كسری، سمیرا. 1384 . طراحی مجموعه فرهنگی، تجاری و اداری در سایت سینما آزادی. دانشكده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران مركز)

در مورد سایر مقالات و گزارشات منتشره در مطبوعات - كه طبعا ژورنالیستی  و غیرآكادمیك می باشند- طیف وسیعی از آن ها در مورد سوختن این سینما و امید برای احیای آن است كه در بیشتر آنها لحن گزارش تاسف بار و دریغ آلود است. (برای مثال نگاه كنید به:محمدی، بهاره. 1384. سینما آزادی؛ ققنوسی كه از آتش برنخاست. صدای عدالت. 13 اردیبهشت. و یا: عنایتی، سهند. 1385 . سینما آزادی از آغاز تا امروز؛ این خاطره ما بود كه سوخت. اعتماد. 4 اردیبهشت.)

بخش دیگری از مقالات به بررسی ابعاد تكنولوژیك و مدرن سینمای جدید آزادی می پردازد كه ریتم و نوای این گونه مقالات، غالبا ستایشگر و مثبت است. (ن.ك. : عباسی، پویا.  1388 .بلندترین پله برقی تهران در شیك ترین سینمای شهر. همشهری مسافر. 22 شهریور ص7. و یا: اناری، الهام. 1387. لذت تماشا در سالن های استاندارد. همشهری. 24 فروردین.) و یا در معدود مقالاتی، منتقد و ملامت بار. (ن.ك.: طاهباز، مهدی. 1387. سینما آزادی یا ساختمان آزادی؟ اعتماد. 8 اردیبهشت.)

لیست كامل منابع و مقالات موجود در این خصوص در انتهای گزارش، زیر مدخل "ماخذشناسی" به تفضیل ذكر خواهد شد.
بنابراین تحقیق حاضر نخستین تحقیقی است كه به شكل آكادمیك در حوزه علوم اجتماعی و در رابطه با حافظه تاریخی در مورد سینما آزادی نوشته می شود، گرچه مولف در این خصوص ادعایی ندارد. ولی همان طور كه در بخش روش شناسی نیز ذكر شد، این یكی از مسائلی بود كه قسمت اسنادی تحقیق را مشكل تر می ساخت.


بخش دوم

فصل اول: معرفی سینما آزادی از جنبه های گوناگون    

سینما آزادی تهران روز سوم اردیبهشت 1348 با نما یش فیلم هفتاد میلی متری مایرلینگ، ساخته ترنس یانگ، توسط برادران روحانی و با نام شهر فرنگ در خیابان عباس آباد سابق (تقاطع خیابان های شهید بهشتی و خالد اسلامبولی كنونی) افتتاح شد تا اولین سینمای ممتاز و چهار ستاره كشور با 928 صندلی متولد شود.

«فیلم هفتاد میلی متری "مایرلینگ"، با صدای استریو فونیک شش باندی، با مرگ رودلف، ولیعهد اتریش، و معشوقه اش به پایان رسید.  بعد از اتمام فیلم، خیابان سی متری نظامی (عباس آباد سابق، شهید بهشتی فعلی)، مملو از جمعیتی بود که با چهره‌هایی گرفته و چشمانی خیس به خانه های خود می رفتند تا منتظر نمایش فیلم های بیشتری در این سینما باشند.» (امیرآبادیان، نزهت. مغربی، زیبا. ‍؟. کارکرد یک مکان: سینمای خاطره انگیز، سینمای خاطره ساز.  پایگاه اینترنتی انسان شناسی و فرهنگ)

برادران روحانی، نخستین مالکان سینما شهر فرنگ، تنها پس از دو سال چرخاندن چرخ آپارات سینمای تازه تاسیس شده خود تصمیم گرفتند در زیرزمین سینما شهر فرنگ، سینمای دیگری بنام شهر قصه بنا کنند. دوازدهم اردیبهشت ۱۳۵۰ فرزند دیگر خانواده سینمای ایران، به دنیا آمد. نخستین سینمای ممتاز و چهار ستاره کشور، بعد از انقلاب و پس از مهاجرت برادران روحانی در سال ۱۳۵۹و زمانی که اغلب سینماهای قدیمی مصادره می شدند، توسط بنیاد مستضعفان مصادره شد و نام جدید آزادی را به خود گرفت.

سینما آزادی، زمانی به خاطرتجهیزات فنی وپرده نمایش مناسب و نیزپرداخت به فیلم های فرهنگی ، یکی ازمراکز مهم سینمایی کشور محسوب می شد به طوری که در سال 1375 با فروش 150میلیون تومانی، لقب پر فروش‌ ترین سینمای ایران را نصیب خود کرد.
سینما آزادی در سال 1355 به دلیل مشكلات فنی در برق و هم چنین در سال 1369 به علت آتش گرفتن آشپزخانه، علاقه ای وافر به آتش از خود نشان داده بود. در نهایت نیز در سال 1376 به كلی طمعه حریق شد:

« ساعت 14 و 50 دقیقه روز جمعه 29 اردیبهشت 1376 بود كه سینما آزادی كه پیش از آن با نامه های شهرفرنگ و برادوی شناخته می شد، در آتش سوخت. فیلم تعطیلات تابستانی، ساخته فریدون حسن پور در سینما آزادی اكران می شد كه ناگهان شعله های آتش بر اثر اتصال سیم‌های برق ، سینمای نامدار تهران را در بر گرفت و جز تلی از خاكستر و خاطراتی رنگ رو رفته چیزی باقی نماند. پیش از سكانس هایی كه شعله های آتش در سینما آزادی را به نمایش گذاشتند، می شد ردپای 28 سال فعالیت در سینمای ایران را در خاطرات تهرانی ها دید.» (عباسی، پویا. 1388. بلندترین پله برقی تهران در شیك ترین سینمای شهر. همشهری مسافر. 22 شهریور. ص7)

« با اینکه ماموران آتش نشانی، سینما دوقلوی شهرقصه را از خطر آتش سوزی کامل نجات دادند، اما به دلیل احتمال ریزش دیوارها، بقایای این سینماها، به طور کامل تخریب شد.» (همشهری آنلاین)

«حداقل خیلی‌ها خبرش را دهان به دهان شنیدند و با دیدن تصاویر و عکس‌هایش، با حسرت به سوختن رؤیاهایشان نگریستند.» (همشهری آنلاین)
درسال 1384، ستاد خبری حوزه هنری اعلام کرد که با توافق مسئولان این حوزه و معاونت اجتماعی-فرهنگی شهرداری تهران، ساخت سینما آزادی در آینده نزدیک آغاز مي‌شود پس از كش و قوس های فراوان، پروژه بازسازی سینما آزادی، در مراسمی با حضور محمد باقر قالیباف، شهردار تهران روز بیست و نهم فروردین 1385 آغاز شد و اواخر بهمن 1386 به پایان رسید. پس از نزدیک به دوسال فعالیت عمرانی ، سینمای آزادی همزمان با بیست وششمین جشنواره فیلم فجر فعالیت موقت خود را اغاز کرد، اما برای تکمیل کارهای تزیینی، این مجموعه سینمایی دوباره تعطیل شد.
«روزگاری سینما آزادی، به دلیل شکوه، عظمت و معماری ویژه‌اش معروف بوده است؛ پس سینمایی که جایش را می‌گیرد، باید دست‌کمی از آن سینمای قبلی نداشته باشد» (همشهری آنلاین).

مجموعه سینما آزادی در 8 طبقه ساخته شده است و حدود 60متر از سطح زمین فاصله دارد که 2 طبقه‌اش در زیرزمین قرار دارد و قرار است با طبقه همکف به عنوان مركز خرید مورد استفاده قرار گیرد. 5 طبقه دیگر كاربردی سینمایی دارد. خبر خوش بازگشایی این سینما، زمانی تشدید می شود که بدانیم سینما آزادی با 5 سالن سینمایی به جای دو سالن قبلی به استقبال دوستداران سینما می رود. در مجموع این مرکز سینمایی می‌تواند یك‌هزار و 117تماشاگر را پذیرا باشد. سالن‌های "شهرفرنگ"، "شهرقصه"، "شهر هنر" و "شهر هفتم" ، هر کدام با حدود 200 نفر گنجایش و سالن اصلی "سینما آزادی" با ظرفیت 600 نفر، پذیرای علاقه مندان به سینمای کشور است.

سینما آزادی برای منتظران اكران فیلم، 4 كافی شاپ دارد كه با نور پردازی مناسب محل خوبی برای انتظار از آب در آمده است.

«حالا برای سینمایی جشن تولد گرفته‌ایم که حدود یک دهه قبل مرده است؛ سینمایی که با کلی خاطره سوخت. کمر سینما آزادی و شهر قصه زیر فشار شعله‌های آتش خم شد اما حالا سینمایی دیگر به‌جایش قد کشیده است.» (همشهری آنلاین)

«به نظر مي‌رسد با شروع به كار سینما آزادی كه به نوعی نمادی از سینمای ایران به حساب مي‌آمد، خاطره جشنواره‌های فیلم گذشته در ذهن اهالی سینما دوباره شكل گرفته و آزادی به سینمای ایران بازگشته اما این بار به عنوان یك سازه مدرن با چهره‌ای جالب و جذاب كه شاید كمكی باشد به فراموشی آن ویرانه سابق.» (؟. 1386. گشایش نماد سینمای ایران. دنیای اقتصاد. 23 بهمن.)

سینما آزادی در طول بیست و هشت سال فعالیتش پیش از آن كه آتش، آن را زیر خروارها خاكستر پنهان كند، مدیریت ده نفر را تجربه كرد: موریس عسگرزاده، نوذر كاوه (گوینده اخبار)، نقی حاتمی، عباس قاجار (بازیگر سینما)، سعید وزیری، اصغر نقی زاده، امین زاده، حمید لولایی، حسن رنجبر و عباس رنجبر.


فصل دوم: فیزیك بنا و حافظه تاریخی

این فصل به بررسی رابطه بین فیزیك بنا (معماری، نما و ظاهر ساختمان) سینما آزادی و شكل گیری خاطره جمعی می پردازد. سوال اساسی در این بخش این است كه آیا فیزیك بنا در شكل گیری خاطره جمعی موثر است؟ اگر پاسخ مثبت است چگونه و از طریق چه ساز و كارهایی؟
یكی از ویژگی هایی كه یك بنا را در ذهن افراد ماندگار می كند، فیزیك یا ظاهر بنا است. جنبه های بصری كه در ظاهر بنا وجود دارد، در حافظه كنشگر تاثیر می گذارند و به نوعی ثبت می شوند. هر بنایی نیز ویژگی های خاص خودش را دارد كه سبب تمایز آن بنا از سایر ابنیه می گردد. در مورد سینما آزادی نیز این امر از دو جنبه قابل بررسی است: یكی مكان سینما كه در نبش قرار گرفته شدن آن سبب بیشتر دیده شدن و در نتیجه بیشتر به خاطر سپرده شدن آن است. و دیگری معماری و نمای سینما كه آن نیز به دلیل ارتباط مستقیم بصری با حافظه تصویری كنشگر در ذهن می ماند.
«وقتی از زیستگاه و محل زندگی سخن می‌گوییم، مدیریت شهری می‌تواند خودش را مکلف به انجام بعضی کارها بداند. وقتی می‌خواهیم سطح زندگی شهروندان را اعتلا ببخشیم، فقط به معنی ساختن آپارتمان‌های شیک یا مکانیزه‌کردن جمع‌آوری زباله نیست بلکه توجه کردن به نیازهای فرهنگی شهروندان هم مهم است و حتی باید گفت که در اولویت هم قرار دارد. داشتن سینمای مجهز، یک نیاز شهری است.»  (تشكری نیا؛ معاون فرهنگی-هنری شهرداری تهران در گفت و گو با همشهری آنلاین)

البته سوخته شدن سینما و مخروبه ماندن آن به مدت ده سال -كه زمان زیادی است- در كمرنگ شدن این تصویر بصری در ذهن افراد كمك شایان توجهی كرده است. به طوری كه در نمونه مورد بررسی نگارنده، شادی ساخته شدن مجدد بنا بر هرگونه داوری در مورد ظاهر جدید سینما آزادی و قضاوت در مورد آن غلبه دارد؛ هر چند كه به طور كل اكثر افراد مورد بررسی از معماری جدید سینما آزادی خشنود بوده و احساس رضایت می كردند. 

افروز: «من بنای جدیدش رو به شخصه خیلی دوست دارم و از شیك بودنش خوشم می آید. دلیلی نمی بینم كه بخواد اون حس رو زنده كنه چون اون یه ساختمان قدیمی بود كه دیگه نیست و بهتره ما هم خودمون را با شرایط جدید وفق بدیم.»

آسیه:  « به نظرم قشنگه و البته همین که به جای یه خرابه یک سینما میبینم خوشحالم»

و البته در دو مورد از ده مورد نمونه مورد بررسی، دو نفر با ظاهر جدید بنا ارتباط چندانی برقرار نمی كردند:

سارا: «نه اصلا . دیوار تمام شیشه ی اون منو یاد مراكز خرید لوكس می اندازه و ضمنا آدمو دعوت می كنه كه ولو برای تماشا بره توشو ببینه. درست مثل مركز خریده. هرچند من نوستالژی نسبت به اون ساختمان كهنه قدیمی ندارم. چون تمیز وخاطره انگیز نبود.»

علی: « بنای قشنگی هست. ولی اصلاً ربطی به سینمای قبلی ندارد. کامل فراموش شد.»

ولی آیا اساسا در شكل گیری خاطره افراد از این سینما، ظاهر بنا موثرتر بوده است یا تجربه زیسته مشترك؟ با در نظر گرفتن این نكته كه در زمان آتش سوزی سینما بزرگترین فرد نمونه، علی، د. 16 ساله و كوچكترین فرد نمونه، مرتضی، الف. 9 ساله بوده است ( میانگین سن: 12.4 سال در زمان آتش سوزی) و آیا به طور كل در چنین سنی، چقدر از ساختمان یك بنا در ذهن افراد ماندگار می شود؟

محقق با طرح سوال " وقتی بهت می گن سینما آزادی اولین چیزایی كه به ذهنت می رسه چیه؟" (كه اولین سوال وی در جریان مصاحبه نیز بود) سعی در فهم ساختارهای حافظه افراد، بر مبنای یكی از دو پلان فیزیك بنا یا تجربه زیسته مشتر ك داشت، كه جواب های حاصله بیشتر به سمت تجربه زیسته مشترك متمایل بود:

مهشید: « من اول از همه یاد كلاه قرمزی و پسر خاله می افتم، بعدشم خواهران غریب به ذهنم می رسه.»

و در مورد افرادی كه سن بیشتری نسبت به سایرین داشتند، جوابها اندكی به سمت فیزیك بنا نیز متمایل می شد:

آسیه: « اولین چیزی که به نظرم میاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه (جایی كه لیسانس و فوق لیسانسم رو گرفتم) ، آتیش سوزی سینما، پیتزا ساعتی‌، یک ساختمان مخروبه که ۴ سال سر راه رفتنم به دانشگاه بود و فیلم خواهران غریب كه آخرین فیلمی بود که توی آزادی دیدم.»

علی: « یاد اینکه سوخته . و همچنین فیلم رقصنده با گرگ را  كه آنجا دیدم»

و گاهی نیز در وهله اول این سینمای جدید بود كه علاوه بر سینمای قدیمی، در ذهن پاسخ گویان تداعی می شد:

نرگس: « یه ساختمون سوخته، نمای غروب آفتاب روی شهر تهران از بالکن طبقه ی آخر ساختمون جدیدش»

و گاهی نیز تركیبی از همه خاطرات:

سارا: «    یك سینمای دونبش توی خیابان عباس آباد نزدیك كلاس آمادگی ام كه اسمش كیكاووسی بود و6 سالگی ام آنجا می رفتم. اگه اشتباه نكنم گاهی وقت ها كه تعطیل می شدم با خانواده و معمولا روزهای پنج شنبه می رفتیم آن جا. چیز دیگه ای كه یادمه دیوارهای قهوه ای رنگ كهنه اشه واین كه این سینما نبشش سینما شهرفرنگ هم بود كه فیلم های بهتر توی سینما آزادی وفیلم هایی با كیفیت پایین تر یا تئاترهای معمولی را آن جا نشان می دادند. من وقتی بچه بودم همش فكر می كردم تو سینما شهرفرهنگ واقعا یه شهر فرهنگ از اون قدیمی ها كه می رن توی لنزش نگاه می كنن وجود داره.»
افروز: « حال و هوای كودكی كه می رفتیم سینما آزادی»

مرضیه: « یاد فیلم کلاه قرمزی می افتم و بعد هم خبر اینکه آتش گرفت و سوخت و خبر بعد از آن که خودشان این کار را کردند تا از بیمه پول بگیرند»
مرتضی « زمانیکه واژه ی سینما آزادی برده میشه، یاد خاطره های پدربزرگم و پدرم می افتم. سینما آزادی یکی از اولین سینماهای تهران و کشور که در زمان خودش امکانات زیادی هم داشته. پدرم تمام تلاشش رو میکرده که نمره ی خوب بگیره و پدربزرگم بعنوان جایزه خانواده رو ببره یک فیلم ببینن! سینما آزادی یک سینمای خاص بوده و در واقع اولین سینمای کشور بوده که بصورت یک مجموعه تفریحی باز شده. در مورد خودم هم، از گفتن سینما آزادی اولین مطلبی که به ذهنم میرسه، برج آزادیه! بعد هم یاد مجسمه آزادی نیویورک می افتم. بیشتر از اینکه سینما بودنش برام تداعی بشه،آزادی بودنش برام تداعی میشه! سینمایی که اسمش آزادیه ولی هم فیلمهاش و هم دست دراندرکاراش و هم مخاطباش باید مجوز داشته باشن تا آزاد باشن!»
  اما در مورد نقدهای وارده بر معماری سینمای جدید آزاد كه محقق از خلال بررسی مطبوعات و وبلاگها و افراد به آن دست یافته است را مثل موارد بالا می توان به دو دسته مخالف و موافق تقسیم كرد. مخالفان بر مواردی چون نوستالوژی و خاطره دست می گذارند و نقش آنها را در تشكیل هویت انسانها موثر می دانند:

«در سیر تمدنی هگل در نقطه تلاقی تاریخ و جامعه و رویارویی سوژه های انسانی ما شاهد برخورد تسلط آمیز و قهر آمیز سوژه هاییم، خشونتی به تعبیر هگل معنوی یا ذهنی که انهدام و تخریب فیزیکی در پی ندارد نوعی انهدام ذهنی ازسوی یک سوژه بر سوژه دیگر اعمال می شود که موجب از خود بیگانگی یا به قول مارکس الینیشن می گردد تسلط یک خود آگاهی بر خودآگاهی دیگری که به نفی یکی منجر می گردد.  آیا فضای شهری یا مکان عمومی به عنوان اثری دارای هویت تاریخی نمی تواند دستخوش از خود بیگانگی گردد؟ آیا در حوزه شهری مانند تهران با وجود تمام بحث های "عدم وجود هویت تاریخی"، "نداشتن فضای عمومی" و "خاطرات شهری" نباید در مورد مکانی مانند سینما آزادی قبل از بازسازی دست به بازشناسی بزنیم؟» (امیرآبادیان، نزهت. مغربی، زیبا. ‍؟. کارکرد یک مکان: سینمای خاطره انگیز، سینمای خاطره ساز.  پایگاه اینترنتی انسان شناسی و فرهنگ)

آسیه: « اگه قرار بود من سینما آزادی رو بسازم می آمدم ظاهر قدیمی اش را حفظ می کردم ، فقط داخلش را مدرن می کردم این کاری هست که همه جای دنیا انجام می دهند. یك بار تو مجله خوندم که رضا کیانیان گفته بود که اشکال فنی‌ زیاد داره با این همه هزینه که کردن کاش یک کاری میکردن که این همه اشکال نداشته باشه و کاش توی نمای ساختمون هم از معماری سنتی‌ ایرانی‌ استفاده میکردن.»

«فضایی جدید با معماری چند منظوره، با سالن های سینما، مراکز خرید، کافی شاپ  ها و رستوران. مجموعه ای ظاهرا مدرن که  به نشانی از گذشته  نیازی ندارد. سینما آزادی جدید با ساختمان واهداف اقتصادی گنجانده شده در بر نامه هایش تنها نام سینما آزادی را یدک می کشد و هیچ رنگ وبویی از خاطرات گذشته کودکان وبزرگسالانی که از سالن های "شهر قصه" و "شهر فرنگ" لبخند بر لب یا قطره اشکی در چشم بیرون می آمدند ندارد و با مدرنیته وارداتی، به عنوان مجموعه ای مولتی پلکس آن چنان فضا ها را گذرا وبی مولفه ساخته که نوید خاطره سازی نیز نمی دهد. آن چه باقی می ماند تنها نمایش قدرت است، وتاریخی که به گفته "پل ریکور" تمایلش کلاً به سوی تجلیل از برندگان است.» (امیرآبادیان، نزهت. مغربی، زیبا. ‍؟. کارکرد یک مکان: سینمای خاطره انگیز، سینمای خاطره ساز.  پایگاه اینترنتی انسان شناسی و فرهنگ)

سارا: « اگه من می خواستم سینما آزادی رو بسازم، یك جور مثل كار قشنگی كه الان سینما فرهنگ كرده انجام می دادم. به خاطر عشق وعلاقه ام به تاریخ وچیزهای قدیمی (وارزشمند البته) سعی می كردم یك نمایشگاه عكس دائمی از همه اشیای قدیمی فیلم برداری وعكاسی، عكس هنرپیشه ها وكارگردانان و موسیقیدانان و خوانندگان شهیر رو توش بذارم. سینما شهرفرنگ رو توش احیا كنم. پرده خوانی رو دریك بخش دنج و آروم سینما راه بیاندازم برای اونایی كه پول یا حوصله فیلم دیدن ندارن كه تشویق بشن به اومدن به سینما.»

مرتضی: « اگر قرار بود من سینما آزادی رو بسازم یا سینما رو بر طبق واژه آزادی می ساختم و یا اسمش رو آزادی نمیذاشتم. سعی می کردم کمترین میزان از نظارت وجود داشته باشه! همه چیز با یک نظم عقلانی و مرتب و خط کشی شده نباشه! سینما رو در عمقی از زمین می ساختم نه اینکه یه ساختمان بسازمش! به جای یک و یا چند سالن بزرگ چند صد نفره؛ چند ده تا سالن کوچیکتر می ساختم که جمعیت های چند نفره یک فیلم رو ببینن! اتاق ها رو هندسی نمی ساختم و مدور می ساختم. با این امکان به جایی که یک فیلم نمایش داده بشه برای چند صد نفر غریبه تو یه فضا،چند ده تا فیلم نمایش داده میشد برای چند ده تا خانواده و یا گروه دوستی. تو بحث نظارتم این گیت های مزخرف رو که آدم رو یاد تجسس و تفتیش بدنی میندازه بر میداشتم.چون احساس می کنم این باعث خشک شدن فضا میشه.»

البته در گفت و گوهای انجام شده با مسولین ذی ربط و نیز بابك شكوفی، طراح سینما آزادی، و بعضا روزنامه نگاران جملگی از تغییرات انجام شده دفاع كرده اند و آن را بخشی اجتناب ناپذیر از ساخت هر سینمای جدید دانسته اند:

«بر اساس ماده 161 قانون برنامه سوم كه در برنامه چهارم هم آمده به شهرداري‌ها و دولت اجازه داده تا هر كس كه مي‌خواهد سینما بسازد، به ازای متراژ سالن‌های سینما واحد تجاری رایگان نیز دریافت كند و خود ما نیز این امكان را به سرمایه‌گذاران مي‌دهیم، اما جالب است بدانید سینما آزادی حدود 13هزار مترمربع وسعت دارد و از این مقدار فقط 1000متر آن تجاری است؛ یعنی چیزی در حدود یك سیزدهم آن و ما اصلا بحث تجاری نداشتیم و فقط سعی كردیم این سینما را به عنوان نمونه‌های استاندارد شبیه به آن در خارج از كشور نزدیك كنیم، چون معمولا سینماها همیشه در نزدیكی مراكز تجاری هستند.» (؟.1386. سیمرغ برای آزادی؛ مصاحبه با تشكری نیا: معاون فرهنگی-هنری شهردای تهران. دنیای اقتصاد. 23بهمن)

« حتی برای تزئین سینما و این كه یك فضای ایرانی و شرقی داشته باشیم از آثار هنرمندان ایرانی مانند علی نائینی استفاده شد.» (همان)

نرگس: «من واقعا این ساختمون جدید رو دوست دارم. یعنی کلا ساختمون های اینطوری پیچیده رو که کسی کاری به کار آدم نداره و میتونی هرجاییش سر بزنی رو دوست دارم».

«مساله تندیس‌گرایی در معماری مدرن در بعضی دوره‌ها وجود داشته‌است. مانند معمار های هلندی که تماما مشغول این کار هستند.  معتقدم اکنون در شرایطی هستیم که معماری باید افراد را به خود جلب و حتی میخ کوبشان کند. ساختمان هایی که وقتی مردم از مقابل آن می گذرند، لااقل مدتی بسیار کوتاه در مقابل آن بایستند و به مسأله‌ای بنام معماری فکر کنند. من عاشق بازی کردن با احجام هستم. ولی این بخشی از تندیس گرایی مورد نظر من است. حضور انسان‌ها روی نما، رنگ لباس‌های آنها و... نمایی متغییر برای این ساختمان ایجاد می‌کنند. به خصوص این مسأله در شب خودش را خیلی بیشتر نشان می دهد. چون در شب چراغ‌های این بخش‌های شیشه‌ای روشن هستند و سایر بخش های ساختمان تیره می شوند» (هوشیار یوسفی، بهرام.؟. پیرامون سینما آزادی با بابك شكوفی. پایگاه اینترنتی اساتید و دانشجویان مهندسی عمران.؟)

« به گفته مهندس بابك شكوفی طراح جوان سینما آزادی، در این ساختمان با یك فضای عمومی شهری مواجه هستیم. فضاهای سالن انتظار سینماها، كافی شاپ‌ها، راهروهای مجموعه تجاری و رستوران مجموعا یك فضای عمومی شهری تلقی شده است اگرچه در طبقات مختلف قرار مي‌گیرند ولی دارای ارتباط ارگانیك فضایی، بصری و حركتی با یكدیگر هستند.» (همشهری آنلاین)

«اگر فکر می‌کنید که با رفتن به سینما آزادی، مثل بسیاری از سینماهای تهران با یک ساختمان نهایتا 2 یا 3طبقه مواجه خواهید شد، سخت در اشتباه‌اید . شاید میان خانواده‌تان، فردی هم پیدا شود كه هیچ علاقه‌ای به دیدن فیلم، آن هم در سینما نداشته باشد. خب، می‌تواند در خانه بماند ولی نه، حداقل در رفتن به سینما آزادی گزینه‌های دیگری هم وجود دارد.باور کنید که دیگر باید فاتحه سینماهای نسل گذشته را خواند. این روزها در دنیا «مالتی پلکس»‌ها جای سینماها را گرفته‌اند.مهم‌ترین ویژگی و تفاوت این سینماهای عصر جدید نسبت به سینماهای گذشته هم این است که در این مجموعه‌ها به‌غیر از سالن سینما، امکانات دیگری هم پیدا می‌شود. این الگو در ساخت سینما آزادی هم کاملا رعایت شده است و شاید به‌نوعی بتوان این سینما را اولین مالتی‌پلکس مدل ایرانی به‌حساب آورد.سازندگان این مجموعه از نخستین طبقه زیرزمین تا طبقه دوم ساختمان را به فروشگاه‌های تجاری مختلف اختصاص داده‌اند که قرار است تبدیل به یک مرکز خرید محصولات فرهنگی و رفاهی شود.اگر یکی از اعضای خانواده اهل فیلم دیدن نیست، احتمالا مرکز تجاری سینما آزادی برایش جذاب خواهد بود. » (همان)

«مجموعه سینما آزادی برای اهل قهوه، نسکافه، اسپرسو، کاپوچینو و... هم جای جذابی خواهد بود. این مرکز سینمایی دارای 4کافی‌شاپ بسیار شیک و مدرن است که یکی در طبقه نخست زیرزمین و 3تای دیگر در نیم‌طبقه‌های میان طبقه‌های سوم تا پنجم قرار دارند.» (همان)

و بی شك لازم بود كه تجیزات فنی مناسب با تكنولوژی روز دنیا نیز به آن افزوده شود و این امری است كه هیچ كس از اجرای آن ناراحت یا گله مند نیست:

«تشکری‌نیا با اشاره به تجهیزات به‌کار رفته در بازسازی سینما آزادی گفت: به همت شهرداری تهران سینما، بسیار مجهز ساخته شده است. وی افزود: برای تجهیزات صوتی و تصویری این سالن‌ها کامل‌ترین نوع تجهیزات خریده شده است. برای نخستین‌بار از سیستم دالبی سرواند به‌طور کامل استفاده شده و زیرساخت‌ها را با نظارت همان شرکت خارجی کار کردیم. سالن شماره یک هم به آپارات دیجیتال تجهیز می‌شود.» (همشهری آنلاین)
«نظام اطفای حریق هوشمند، تجهیز ساختمان به 13‌دستگاه پله برقی، دو  آسانسور با ظرفیت 12 نفر، دو مسیر راه پله‌ای برای دسترسی به طبقات و دستگاه اتوماتیك فروش بلیت، از دیگر امكانات این مجتمع است.» (همان)

این تغییرات حاصله را از چند جنبه می توان مورد بررسی قرار داد: از یك منظر، با در نظر گرفتن این كه خاطره جمعی بخش از هویت افراد را تشكیل می دهد و جماعتها برای پنداشتن خود به مثابه یك جماعت نیازمند داشتن حافظه تاریخی و خاطره جمعی اند - در كنار برخی ویژگی های دیگر- (همان گونه كه در فرایند ملت سازی در اروپا دیده شد)، هرگونه تخریب، از میان بردن و حتی تغییر در این حافظه و یا آنچه كه  این حافظه را باعث می شود، در تغییر هویت جمعی تاثر گذار است. لذا قبل از هر گونه تغییر یا تخریب باید به عواقب این تغییرات نیز اندیشید. چنان كه در تمام دنیا، برای مرمت بناهای تاریخی و یا حتی بناهای خاطره ساز كه قدمت تاریخی چندانی نیز ندارند، تلاش می شود تا هیچ گونه تغییری حداقل در ظاهر بنا صورت نگیرد تا حافظه جمعی جماعتها-هرچند كم تعداد- مخدوش نشود. از این رویكرد، در بازسازی سینما آزادی هیچ نگاهی به گذشته و حافظه جمعی بخشی از مردم وجود نداشته، به طوری كه سینمای جدید كمترین نشانی از گذشته اش ندارد.

ولی از منظر دیگر، با در نظر گرفتن این كه اساسا یك سینما با یك بنای تاریخی متفاوت است-چون سینما محصولی كاملا جدید و از دستاوردهای مدرنیته است و همگام با تغییرات مدرنیته در حال تغییر است- نمی توان انتظار داشت كه سینمای جدید مشابه همان سینمای قبلی باشد. چرا كه دیگر سینماهای دارای یك سالن و بدون هیچ گونه امكانات جانبی طرفداری ندارند. نمونه این امر رونق گرفتن هرچه بیشتر مالتی پلكس ها (پردیس سینما)یی چون آزادی، ملت و اریكه ایرانیان و در مقابل كم مخاطب شدن سینماهایی چون قدس، استقلال و آفریقا است. (تجربه میدانی خود محقق در پاییز 88)
در نهایت آنچه كه مطلوب به نظر می رسد، این است كه برای بازسازی یك سینما بهتر است كه نما و ظاهر بیرونی آن مطابق با گذشته (برای جلوگیری از تخریب حافظه تاریخی) و داخل آن "مدرن" و مطابق با استانداردهای روز دنیا باشد تا هم كمكی به حفظ مكان خاطره ساز شده باشد و هم بتوان با آخرین فناوری های روز به تماشای فیلم نشست. همان گونه كه علی، یكی از افرادی كه با او به گفت وگو نشستم بیان می كند: «اگر قرار بود من سینما آزادی رو بسازم، می آمدم ظاهر قدیمی اش را حفظ می کردم ، فقط داخلش را مدرن می کردم این کاری هست که همه جای دنیا انجام می دهند.» و در مورد اینكه آیا موافق تركیب سینما با مواردی چون كافی شاپ و سینما است، نظر جالبی دارد: « الان همه جا دنیا باید ترکیب باشد. قدیم هم همین بود فقط طرف دست فروشی می کرد می آمد می گفت تخمه ، آدامس . الان مدرن شده، شده کافی شاپ.»


فصل سوم: تجربه زیسته مشترك و حافظه  تاریخی

در این فصل محقق بر این سوال تكیه می كند كه آیا بین حافظه تاریخی و تجربه زیسته مشترك ارتباطی وجود دارد؟ و اگر پاسخ مثبت است، از چه طرق و مكانیسم هایی؟

بخش عمده این فصل بر اساس یافته های میدانی است و از نوشته های برخی مطبوعات برای پشتیبانی مطالب استفاده شده است.

در بررسی حافظه تاریخی، سینما یكی از مكان هایی است كه تا حدودی متفاوت از سایر ابنیه باید مورد توجه قرار گیرد. دلیل این امر این است كه آن چه كه مردم را در سینما جمع می كند، نه خود بنا كه فیلم -تجربه زیسته مشترك-ی است كه قرار است پخش شود. یعنی استثنائا در مورد سینما مردم نه به خاطر تماشای بنا كه به خاطر آن چه كه در این مكان قرار است رخ دهد یكجا جمع می شوند كه نكته بسیار مهمی در بحث حافظه تاریخی است.
«چه كسی فكرش را مي‌كرد پدیده‌ای كه حدود 111سال پیش در بلوار «كاپوسین» شهر پاریس و در زیرزمین «گراندكافه» مردم را ترساند، حالا به هنری محبوب میان مردم كشورها و شهرها تبدیل شود؟ حالا نشستن روبه‌روی پرده نقره‌ای سینما یعنی شریك شدن در یك زندگی مجازی و مصور؛ یعنی همان جادوی هنر هفتم كه وسوسه‌اش همه دنیا را گرفته است. مثل خیلی از ساكنان پایتخت كه گوشه‌ای از این پهنه‌اند» (همشهری آنلاین)

در مورد هر مكان یا بنای دیگر-برای مثال ابنیه تاریخی یا مكان های طبیعی چون رودها و كوه ها و....- آن چه كه مهم است و در حافظه ثبت می شود خود مكان و تصویری از آن است نه رویدادی كه قرار است در آن رخ دهد. چراكه اساسا قرار نیست رویداد مشخص از پیش تعیین شده ای در آن جا صورت پذیرد. (غیر از یكسری استثنائات مانند میدان 17 شهریور یا میدان انقلاب كه به خاطر رخ دادن یك رویداد مشترك تاثیر گذار در ذهن كنشگرانی كه آن لحظات آنجا بودند دیگر یك میدان -مكان- صرف نیست و تداعی كننده یك تجربه زیسته مشترك است.) 

این بحث در مورد سینما رنگ و بوی دیگری به خود می گیرد. در سینما مردم از قبل می دانند كه فیلم مشخصی قرار است پخش شود، بنابراین دست به انتخاب می زنند یعنی با توجه به آن چه كه می پسندند و آن چه كه فیلم ارائه می كند، تصمیم می گیرند كه به تماشای این فیلم بیایند یا نیایند:
نرگس: « سینما دقیقا یکی از تفریحهایی هست که دور هم بودن، یکی از اهداف کسانیه که بهش میرن»

سارا: (در مورد اینكه چرا به نظر او بهتر است كه سینماها دارای كافی شاپ و رستوران هم باشند) «     به نظرم تركیبشون بهتره چون محیطی كه تو توش بتونی به عنوان یك عضو طبقه متوسط و با احتمال بالاتر تحصیل كرده با افراد همفكرخودت دیدار داشته باشی وبحث و همفكری كنی دقیقا جاش تو محیط فرهنگیه»

با مثالی مقصود خود را روشن تر می كنم: فیلم كلاه قرمزی و پسرخاله را مدنظر بگیرید. این فیلم در ژانر كودك است- در دورانی كه سینمای كودك بسیار درخشان تری نسبت به الان وجود داشت- و قاعدتا مخاطبان آن كودكند. این كودكان به تنهایی قادر به سینما رفتن نیستند پس والدینشان آنها را همراهی می كنند و ناچارا فرزندان بزرگتر نیز باید آنها را همراهی كنند، چون نمی توانند در خانه تنها بمانند. همه این افراد در سینما به تماشای این فیلم می نشینند و این گونه است كه برای بخش بزرگی از جامعه در دهه 70 این فیلم تبدیل به خاطره جمعی می شود. یعنی تمام افراد متولد اواخر دهه 60 (=كودكان)، متولد اواسط یا اوایل 60 (=بچه هایی كه نمی توانستند در خانه تنها باشند) و افرادی كه فرزندانی متولد دهه 60 دارند(=والدین) در این خاطره جمعی سهیمند.( براساس تجربه زیسته خود محقق و افرادی كه با آنها به گفت و گو نشستم:)

مرضیه: (در مورد اینكه اگر قرار بود سینما آزادی را بسازد چگونه می ساخت) « یک تابلوی بزرگ از کلاه قرمزی ، یا بخشی که عکس ها و تصاویر آن فیلم را داشته باشد در یک قسمتی نصب می کردم. این کار باعث می شود تا آدم حس کند در امتداد یک تاریخی در آن فضا حرکت می کند باید چیزی باشد که یادآور قدمت آن مکان برای آدم بکند».

و افرادی كه فاقد این تجربه اند افرادی اند كه یا در آن زمان كودكی نداشتند، یا به سینما دسترسی نداشتند و مسائلی از این دست. و این گونه است كه فیلم هایی از قبیل تبدیل به خاطرات جمعی نه تنها یك نسل كه چندین نسل می شوند.

مقصود دیگر من از طرح مثال بالا نشان دادن این مطلب بود كه افرادی با ویژگی ها و خصوصیات كم و بیش یكسان - با پیشینه های فرهنگی، تاریخی، سنی، اجتماعی و ... تقریبا هم طراز-  به تماشای یكسری فیلم ها می روند و این خود در خاطره سازی اهمیت والایی دارد. یعنی اینكه چون افرادی در یك طیف تقریبا همسان شخصیتی به تماشای یك فیلم نشسته اند، درك مشترك بیشتری از آن دارند، خاطره جمعی آنها شبیه تر است و .... .
البته الان به زعم نگارنده، این كه تماشای یك فیلم در سینما بتواند خاطره جمعی یك نسل را بسازد بسیار كم تر شده است. ممكن است افراد زیادی یك فیلم را دیده باشند ولی نه الزاما در سینما بلكه به شیوه های مختلف. (خرید سی دی فیلم، دانلود فیلم، تماشای فیلم در اتوبوس وغیره) و این خود فیلم است كه می تواند تبدیل به خاطره جمعی شود و نه كل پروسه تماشای فیلم در سینما.

ولی سینما آزادی تداعی كننده فیلم های دیده شده در آن هم هست، در زمانی كه تنها راه تماشای یك فیلم، در سینما بود و هیچ سی دی جود نداست و برای توزیع نسخه وی.اچ.اس آن باید چند سال صبر می كردیم:

مرضیه: «وقتی می گن سینما آزادی من یاد كلاه قرمزی می افتم»

علی: « سینما آزادی جایی بود كه توش فیلم رقصنده با گرگ رو دیدم.»

مهشید: «برای من یادآور كلاه قرمزی، خواهران غریب و مدرسه موش ها است»

«سینما آزادی بعد از ده سال به بیست و ششمین جشنواره فجر رسید تا دوباره خاطره عروس، مدرسه مو‌شها، ناخدا خورشید، روسری آبی، كلاه قرمزی و ... را برای همه ما زنده كند.» (همشهری آنلاین)

شاید بتوان در اینجا از نظریات دوركیم در باب همبستگی استفاده كرد و آن ها را به گونه ای جدید مورد استفاده قرار داد و گفت كه هر چه قدر میزان همبستگی افرادی كه به تماشای یك فیلم می نشینند بیشتر باشد، خاطره جمعی مشترك آنها بیشتر شبیه به یكدیگر خواهد شد. با استفاده از نمونه من، این نظریه را می توان اینگونه بسط داد كه چون نمونه تعریف شده در این جا، افرادی بودند كه در سنین خردسالی به سینما آزادی می رفته اند، این مكان را فیلم های ژانر كودكی كه در این جا دیده اند، تعریف می كنند.

سینما آزادی آن قدر مهم و ارزشمند است كه در طنز مطبوعاتی هم به آن ارجاع داده می شود، به طوری كه افراد آرزوها و رویاهای خود را با آن تعریف می كنند:

«- دیشب در خواب دیدی كه به سینما آزادی رفته ای و فیلم تایتانیك را تماشا می كنی.
-تو رویای من را از كجا می دانی؟!» (رضوانیه، فرورتیش. 1388. یك مرد بیخود . همشهری مسافر. 7 آبان. ص 13)
و یا در ستون طنز دیگری، آن جا كه فردی سعی در تخریب وجهه فرد دیگر دارد، می گوید:
«-یه چیز دیگر!
-چی؟
-چند سال قبل سینما آزادی را هم او آتش زده!» (رضوانیه، فرورتیش. 1388 .آگاهی . همشهری مسافر. 17 دی. ص13)


نتیجه گیری:

سینما آزادی تهران -واقع در تقاطع خیابان های شهید بهشتی و خالد اسلامبولی(وزراء)- به زعم عده كثیری، مكانی خاطره ساز برای نسل های سینمارو بود. این مكان با آتش گرفتن خود در سال 1376 بخش بزرگی از خاطرات مردم تهران را نیز با خود برد. تلاشها برای ساخت این سینما پس از ده سال به نتیجه رسید و سرانجام این سینما از اواخر بهمن 1386 برای عموم بازگشایی شد.

«به گزارش واحد مرکزی خبر، جعفری جلوه معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مراسم گشایش مجدد سینما آزادی با اشاره به سابقه و خاطرات فراوان سینماگران از این سینما ، بازگشایی این سینما را هدیه نوروزی مدیریت فرهنگی به جامعه سینمایی کشور دانست.» (همشهری آنلاین)
در این پژوهش هدف اساسی، درك واقعیتی مكانی، به نام سینما آزادی از خلال دو مجرای شناختی بود: یكی فیزیك و ظاهر بنا (معماری) و دیگری تجربه زیسته-رویداد- مشترك.

نتایج حاصل از این پژوهش نیز در همین دو طبقه بندی ارائه می گردد: در بخش مربوط به فیریك و معماری بنا، یافته ها حاكی از آن است كه معماری بنا نقش مهمی در شكل گیری خاطره جمعی افراد از یك حجم و فضای شهری دارد. البته این مقوله با توجه به سن متغیر است چرا كه در نمونه محقق كه متولدین دهه 60 بودند افرادی كه سن بیشتری داشتند-عموما متولدین اوایل دهه- در كنار فیلمهایی كه در این سینما دیده بودند، از ساختمان و معماری بنا نیز تصاویری در ذهن داشتند ولی افرادی با سن كمتر-عموما متولدین اواخر دهه-  این مكان را بیشتر با فیلم هایش به یاد می آوردند تا فضایش.
همچنین دو نوع انتظار كلی از بازسازی این سینما وجود اشت: عده ای معتقد بودند كه این سینما به جهت بار خاطره سازی عظیمی كه پیش از سوخته شدن بر دوش داشت، می بایست به روال و ظاهر قبلی بازسازی می شد تا هم چنان بتواند یادآور خاطره های مشترك باشد. ولی گروه دوم بر این باورند كه سینمای جدید، مكان جدیدی است و نیازی به حمل بار تاریخی خود ندارد. با جمع بندی گفته های هر دو دسته، به نظر می رسد حالت مطلوب گونه ای از سینما است كه نمای بیرونی آن یادآور همان سینمای قدیمی باشد ولی درون آن همگام با تكنولوژی های روز دنیا و تركیبی از عناصر مختلف فرهنگی- تفریحی. 

در بخش تجربه زیسته مشترك نیز نتایج حاكی از آن است كه بخش مهم و شكل دهنده خاطرات افراد از سینما آن رویداد مشترك -در اینجا: فیلم- است. این فیلم های پخش شده از سینماها هستند كه بخش اعظم خاطرات افراد از سینما را می سازند. هم چنین در دوران پیش از سوختن سینما، كه تنها راه دیدن یك فیلم، تماشای آن از مجرای سینما بود، این امر به شكل پر رنگ تری خود را نشان می دهد. یافته های میدانی پژوهشگر، هم چنین حاكی از آن است كه افرادی معمولا دارای سوابق و پیشینه های یكسان به تماشای یكسری از فیلم ها می روند و این خود در شبیه بودن خاطره این افراد به همدیگر، موثر است.


كتابنامه:    

1_  امیرآبادیان، نزهت. مغربی، زیبا. ‍؟. کارکرد یک مکان: سینمای خاطره انگیز، سینمای خاطره ساز.  پایگاه اینترنتی انسان شناسی و فرهنگ
2-.(عباسی، پویا.1388 . پله برقی تهران در شیك ترین سینمای شهر، همشهری مسافر ، 22 شهریور. ص7)
3- همشهری آنلاین
4- ؟. 1386. گشایش نماد سینمای ایران. دنیای اقتصاد. 23 بهمن.
5- ؟.1386. سیمرغ برای آزادی؛ مصاحبه با تشكری نیا: معاون فرهنگی-هنری شهردای تهران. دنیای اقتصاد. 23بهمن
6- رضوانیه، فرورتیش. 1388. یك مرد بیخود . همشهری مسافر. 7 آبان. ص 13
7- رضوانیه، فرورتیش. 1388 .آگاهی . همشهری مسافر. 17 دی. ص13
8- هوشیار یوسفی، بهرام.؟. پیرامون سینما آزادی با بابك شكوفی. پایگاه اینترنتی اساتید و دانشجویان مهندسی عمران.
مشخصات افراد مصاحبه شده:
1-افروز، ح. 27 ساله. دیپلمه. كارمند در بخش خصوصی.
2- مهشید،ز. 22 ساله. دانشجوی كارشناسی ارشد ادبیات.
3- علی،د. 28 ساله. دیپلمه. تاجر.
4- سارا. م. 23 ساله. دانشجوی كارشناسی ارشد تاریخ.
5- آسیه، الف. 26 ساله. دانشجوی دكتری اقتصاد.
6-مرتضی، الف. 21 ساله. دانشجوی كارشناسی علوم اجتماعی.
7- مرضیه،د. 22 ساله. دانشجوی كارشناسی پژوهش هنر.
8- نرگس، س. 24 ساله. دانشجوی كارشناسی ارشد مهندسی صنایع.
9- زینب، الف. 23 ساله. كارشناس مهندسی پزشكی.
10-میثم، م. 27 ساله. دانشجوی كارشناسی ارشد تكنولوژی معلولان.


ماخذشناسی:

مقالات:
1) مهسا، علیخانی. 1382. خاطرات و حافظه تاریخی ملت ها. روزنامه شرق. پاییز.
2) شكری پور، مختار1380 .رجوع به حافظه تاریخی یك ملت. جام جم. آذر
3) فعلی، امیر. 1383 .فاجعه شست و شوی حافظه تاریخی ملت ها. جام جم. مرداد.
4) بختیارنژاد، پروین. 1383 .فقدان حافظه تاریخی؛ گفت و گو با سوسن شریعتی. شرق. بهمن ماه
5) مسجدجامعی، احمد. 1382 .میراث فرهنگی حافظه تاریخی و هویت ملی. پیمان. اردیبهشت.
6) كاشی گر، مدیا. 1382 . یادآوری و فراموشی؛ بحثی در حافظه تاریخی. پیمان. پاییز.
7) كاری، جمال. 1383. شهر، بحران هویت و خاطره جمعی. همشهری محله. آبان ماه.
8) نقیبی، خسرو. 1386. آزادی منتظر است. همشهری. 6 اسفند.
9) شیدفر، علی. 1385. آغاز یك تلاش. همشهری. اردیبهشت.
10) صدقی، مجید. 1376 .آن سوی آتش. مجله فیلم. شماره 203. خرداد.
11) جعفری نژاد، شهرام. 1376. آیا فردا مجهزتریم؟ همان.
12) عدالتخواه، محمد. 1376. احیاء سینما آزادی و چند نكته. كیهان. مهرماه.
13) ؟. 1376. ایمنی با هزینه اندك تا 95 . مجله فیلم. شماره 203. خرداد.
14) ؟.1380. این گودال قرار است سینما شود! . آفرینش. آذرماه.
15) واعظی پور، محدثه. 1386. بار دیگر سینمایی كه دوست می داشتیم. همشهری. 9 بهمن.
16) هوشیار یوسفی، بهرام. 1383. بازبینی طرح برگزیده رقابت سینما آزادی. 1 شهریور.
17) ؟. 1385 .باز گشت به خانه رویا. 9 اردیبهشت.
18) مروتی، سعید. 1386.  تداعی خاطرات خوش. همشهری. 9 بهمن.
19)  شیرزادی، فرزام. 1385. جرقه شهر فرنگ. اعتماد. 6 اردیبهشت.
20) حقانی، مهری. 1385. چه كسی سالن سینما می سازد؟ ایران. 25 اردیبهشت.
21) آشیانی، طاهره. 1385. حضور انسان در كالبد معماری. جام جم. 8 آذر.
22) ؟. 1376. در بیست و هشت سالگی. مجله فیلم. شماره 203. خرداد.
23) شكوفی، بابك. 1386. سحرگاه تولد سینما آزادی. مجله فیلم. شماره 374. بهمن.
24) عنایتی، سهند. 1385. سینما آزادی از آغاز تا امروز. اعتماد. 4 اردیبهشت.
25) ؟. 1382. سینما آزادی در آتش چه كسی می سوزد؟ .ابرار. 30 فروردین.
26) عزت نسب، خلیل. 1376. سینما آزادی عامل گره ترافیكی نبود. فیلم. شماره 211. آذر
27) محمدی، بهاره. 1384. سینما آزادی؛ ققنوسی كه از آتش برنخواست. صدای عدالت. 13 اردیبهشت.
28) ؟. 1385. سینمایی كه سوخت. همبستگی. 28 فروردین.
29) طاهباز، مهدی. 1387. سینما آزادی یا ساختمان آزادی؟ اعتماد. 8 اردیبهشت.
30) طباطبایی، فریده. 1376. فاجعه سینما آزادی و طرح یك ضرورت. سینما. 3 اردیبهشت.
31) ؟. 1383. گودالی برای تدفین خاطرات. همشهری. 1 شهریور.
32) كرم پور، مهدی. 1384. گودالی به نام سینما آزادی. همشهری. 6 اسفند.
33) اناری، الهام. 1387. لذت تماشا در سالن های استاندارد. همشهری. 24 فروردین.
پایان نامه ها:
1) غازیان، شهرزاد. 1382. سینما پارك: گذر از خاطره به خیال. دانشكده معماری دانشگاه آزاد كرمان.
2) ایران شكوه، كیمیا. 1381. تسخیر مجدد: احیای یك فضای گمشده شهری. بازطراحی باغ خونی مشهد. دانشكده فنی و مهندسی دانشگاه آزاد مشهد.
3) (كسری، سمیرا. 1384 . طراحی مجموعه فرهنگی، تجاری و اداری در سایت سینما آزادی. دانشكده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران مركز)
كتاب:
1) دوایی. پرویز. 1370. بازگشت یكه سوار. نشر تصویر.
فیلم ها:
الف) مستند:
1) سینما آزادی. 1386. كارگردان: مهدی طرفی. تهیه كننده: حوزه هنری استان خوزستان. (درباره سینما آزادی سوسنگرد)
2) شهر فرنگ ملی. 1385. كارگردان: مجتبی اسماعیل زاده. تهیه كننده: سید محمود رضوی.
3) قصه شب. 1386. كارگردان: عباس امینی. تهیه كننده:؟. (درباره سینما ركس آبادان)
ب) داستانی:
1) سینما پارادیزو. 1988. كارگردان: جوزپه تورناتوره. محصول ایتالیا.

پیوست ها:


سینما آزادی
 لحظه آتش سوزی سینما آزادی. 29 فروردین 1386.

 
سینما آزادی
سینما آزادی در حال بازسازی. پاییز 1386


 
سینما آزادی
سینما آزادی جدید ِ تكمیل شده. فروردین 1387

 

دانشگاه تهران - گروه انسان شناسی دانشكده علوم اجتماعی
حافظه تاریخی و شهر: مطالعه موردی سینما آزادی تهران
انسان شناسی شهری؛ نیم سال تحصیلی اول 89-1388

ارائه به: آقای دكتر فكوهی
پژوهشگر: زهرا سادات ابطحی

به نقل از وب سایت انسان شناسی و فرهنگ

 

موضوعات مرتبط : معماری و سینما    
استان مرتبط : تهران  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید