تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1408

معماران و مسئوليت های اجتماعی - ناصر بنیادی

اگر معماری را هنر سازماندهی فضا بر اساس نيازهای استفاده کنندگان و حفظ منابع و منافع عموم بدانيم، با تحليل عوامل دخيل در اين پديده، می توانيم رابطه حرفه معماری با مسئوليت های اجتماعی را روشن تر کنيم.

نگاه همه جانبه به مسئوليت اجتماعی حاکی از رابطه ای دو طرفه است. از يک طرف جامعه اين مسئوليت را دارد که از تخصص و هنر معمار در جهت ايجاد فضاهائی که مردم طلب می کنند، بهره گيرد و از طرف ديگر معمار مسئوليت دارد که منابع عمومی را حفظ نموده، آن را بارور سازد و بين منافع اشخاص و منافع جامعه تعادل ايجاد کند.

با توجه به اينکه قصد از اين بحث ايجاد تصويری تيره نيست و همانند بسياری از جوامع ديگری که در آغاز توسعه هستند، وجود مشکلات قابل پيش بينی است؛ در اينجا جهت طرح مسأله و يافتن پاسخ به مشکلات، صادقانه بايد اذعان کرد که در جامعه ای زندگی می کنيم که متأسفانه هنوز چنين روابطی تکامل نيافته است. معمار خلاق از حيطه مسئوليت خود دور نگاه داشته شده و منفعت طلبی اشخاص و گروه هائی بر منافع عمومی حاکم گرديده است. از طرف ديگر به تدريج برخی معماران از مسئوليت های اجتماعی خود دور شده و تلاش آنها بجای بارور کردن منابع ملی در جهت گذران زندگی خود بجائی رسيده که در مواردی باعث لطمه به منافع عمومی گرديده است (طراحی و اجرای ساختمان های بلند مرتبه بر خلاف طرح های توسعه شهری و لطمه زننده به محيط شهری از جمله آنهاست).

در جوامع شهری (بويژه کلانشهرها) عوامل اقتصادی حاکم بر معماری بقدری قدرت يافته اند که مجال استفاده از مهارت ها و خلاقيت های معماری بوجود نمی آيد. ساختمان ها در حداکثر ابعاد مجاز و با زير ساخت بردن هر سانتيمتر از سطح مجاز (و خريد تراکم غير مجاز) بصورت مکعب هائی ساخته شده و به بهای گزافی فروخته می شوند. بطوری که برخی اقتصاد دانان بخشی از ساخت و سازها در کلانشهرها (و بويژه تهران) را نه تنها در جهت تأمين نيازهای عموم به مسکن نمی دانند، بلکه نوعی غارت منابع ملی و سودجوئي شخصی و گروهی محسوب می کنند.

اگر اين موضوع را در شرايط ناگوار اقتصادی شايع در ميان مهندسان و معماران و واگذاری امور تخصصی آنان به افراد فاقد صلاحيت و مداخله محدود آنان، تنها در حد امضای پای نقشه در نظر بگيريم، عمق فاجعه مشخص شده و اوضاع عمومی معماری ساختمان ها و علل شکل گيری سيمای بی هويت شهری شناخته خواهد شد. سيمائی که مورد نقد نه تنها متخصصان، بلکه مردم عادی و مسئولين اجرائی کشور است.

نهادهای مسئول ساماندهی مهندسی نيز از چنين بليه ای مصون نبوده اند. تبيين نامناسب سازمان و تشکيلات سازمان های نظام مهندسی و عدم توجه به نقش و جايگاه رشته ها در شکل گيری مناسب ساختمان باعث بروز اختلافات درونی در رشته های دخيل گرديده و نقش معماری بعنوان طراح و عامل هدايت کننده تضعيف شده است.

در چنين اوضاعی آيا معمار و شهرساز مسئوليت اجتماعی خواهد پذيرفت؟
به لحاظ تئوریک، معماری هنری کاربردی است و در قبال جامعه خود مسئول است. اما زمانی که مکانيزم های تحقق اين مسئوليت و رابطه دوسويه آن به درستی تعريف نشده آيا چنين مسئوليتی را می توان انتظار داشت؟

با وجود همه عوامل فوق پاسخ معماران باز هم مثبت است! معماران بعنوان بخشی از فرهيختگان و انديشمندان کشور با وجود همه مضيقه های فوق به مسئوليت اجتماعی خود پايبندند. چنين ديدگاهی نه بخاطر آنکه انسان های والائی هستند، بلکه به دليل آموزش و حرفه آنان که همواره به دنبال فضای مطلوب و ايده آل (نسبی) بوده اند، به دور از روابط ناسالم در حرفه راه درست را دنبال کرده اند، و بزرگان و پيشگامان آنها در جوامع خود حرکت آفرين بوده اند، در ميان آنها نهادينه گرديده است. معماران اگر چه از يک زاويه صنعتکار هستند، اما از جنس هنرمندان هستند و جستجو بدنبال کليت زيبای از دست رفته (ديدگاه هگلی) را همواره مدنظر دارند. اين بعهده نهادهای متولی توسعه در کشورها است که از اين خصيصه معماران به درستی استفاده کرده و انديشه ها و آرمان های آنان را در پرورش بذرهای ترقی در جوامع بکارگيرند و توسعه ای ماندگار و پايدار به ارمغان آورند.

ناصر بنیادی

مجموعه مقالات مرتبط : معمار و مسوولیت اجتماعی    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید