تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1557

معماران و مسئولیتهای اجتماعی - ساغر کرم – محمد علی عرفانیان

به نام یگانه معمار هستی

معیار وسیله سنجش است که همه افرادی که ارزش کاری را می سنجند نا گزیرند اعتبار آنرا قبول داشته باشند به شرط آنکه ارزش کار مورد سنجش اصلا قابل سنجش باشد ، یعنی بتوان آن را درون یک نوع یا رده هنری قرار داد .

تشخیص اینکه فعالیتی یا اثری ارزش واقعی آنرا دارد یا خیر نیازمند ذوق عمومی و درک همه اقشار اجتماعی و ارتباط برقرار کردن با آن است که در نهایت منجر به بالابردن سطح فکری افراد آن اجتماع شده و همچنین به خلق آثار هنری کمک می کند . این مطلب بی شک نمایانگر وضع ظــــــــاهری اجتماع چه از نظرالگوهای معماری و چه از نظر الگوهای شهری است که در مقابل درک متقابل از یک تفکر معماری در اجتماع صورت می گیرد . ارزش آثار معماری قدیمی در کتابهای معماری و هم در حافظه فرهنگی مردم تثبیت شده است اما در دوره جدید است که نیاز به این امر باعث پدید آمدن معماری شده که تـــنها در اختیار کاربری خاصی شده و نه معماری اجتماعی ، به طور کل معماری مردمی در خدمت ضروریات زندگی عادی مردم است و مردم جامعه هر روزه با آن ارتباط دارند اما معماری خاص بیشتر در خدمت شکوه و قدرت افرادی خاص قرار دارد .

در این میان معمارانی موفق ترند که به نوعی تمامی نیازها و امکانات مورد نیاز اقشار ، سطوح و لایه های اجتماعی را برآورده سازند که خود این کار نیاز به مطالعات دقیق کالبدی و همچنین نیاز به شناخت ادراکی تمام فرهنگها و روحیات جاری در اجتماع را طلب می کند ، این مطلب نیز مستلزم زندگی در جامعه و برخورد روزمره با مشکلات و نیازهای مردم اجتماع است .

بی شک نمی توان گفت که وظیفه معمار فقط ایجاد و خلق فضایی برای زندگی روزمره مردم اجتماع خویش می باشد بلکه یکی از دغدغه های معمار معاصر این است که حرکت در مسیرها ، محل مکالمات روزمره جدا شدن از فضاهای پر از استرس شهری و همچنین قرارگرفتن در فضای آرام شهری خود نیز جزء انکار نشدنی از وظایف وی می باشد .

معمار پس از شناخت و درک صحیح از جامعه خویش همانا رسالت خود را به خلق و ایجاد یک فضای مناسب در جهت بهبود کیفیت زندگی جامعه خویش برپا می دارد که این ایجاد و خلق باید در خدمت تمامی افراد جامعه و تمامی سلایق آن جامعه قرارگیرد ، از اینروست که اثر خلق شده توسط یک معمار ارزش نمادین و سمبلیک یک جامعه فرهنگی را تشکیل می دهد و نه اثری مدت دار و با تاریخ انقضاء مشخص .

خلاصه اینکه : وظیفه یک معمار باید خلق اثری برای تمام دوران و زمان سرزمین خویش باشد و همچنین شناسنامه فرهنگی برای هویت بخشیدن به آن دیار ، در غیر اینصورت نه تنها آن جامعه بی هویت نشان داده خواهد شد بلکه هویت معماری آن مردم نیز به بی فرهنگی خویش اعتراف کرده است ، چراکه معمار المان هویت و فرهنگ اجتماع خویش است .

به قول جان راسکین :
هرگاه شهری را زشت یافتید به خیابانهای آن نظر نکنید ، به مردمی که آن را اینچنین زشت ساخته اند نظر کنید .

ساغر کرم - محمد علی عرفانیان

مجموعه مقالات مرتبط : معمار و مسوولیت اجتماعی    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید