تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1303

معماری به مثابه امر واقعی!: خوانشی لاکانی از "رستوران هفت خوان"

Rohe

تصویر: وان در روهه
ژاک لاکان فیلسوف و روانکاو فرانسوی تلاش می‌کند تا با استفاده از روش دیالکتیکی هگل و زبان‌شناسی فردیناند دو سوسور، آرای فروید را به نحوی بازنویسی کند که روانکاوی، در تحلیل تمام عرصه‌های حضور انسان مشارکت و همکاری داشته باشد. او به نحوی این‌کار را انجام می‌دهد و شکل می‌بخشد که به شکل شگرفی، مرزهای رشته‌ خود یعنی روانکاوی را پشت سر گذاشته و روانکاوی را با سیاست، فلسفه، ادبیات، علم، مذهب و تقریبا تمام دیگر رشته‌ها درمی‌آمیزد در این مطلب سعی شده است تا ضمن بررسی دو مفهوم روانکاوی لکانی "[i] نظم نمادین" و "[ii] امر واقعی" در خوانشی لکانی از حوزه معماری به بررسی و نقد دو اثر از معماری معاصر ایران و جهان بپردازیم.

اگر بخواهیم تعریفی از نظام نمادین -با توجه به تعریفی که از آن در روانکاوی ارائه شده- در حوزه معماری ارائه دهیم شاید آن را بتوان چنین تعریف کرد نظامی که به نوعی زبان معماری را تعریف می کند و شامل تمام چیزهایی است که جزو ساختار معماری می دانیم ، هر چیزی در این نظام بواسطه جایگیری در این ساختار زبانی نام، جایگاه و هویتی دارد و برای ورود به عرصه نمادین باید در نظام نمادین تعریف شود ( شناس شود)، نامی داشته باشد، (در نظام نمادین معماری) مثلا :درب باشد،پنجره باشد، کف، نما ، دست انداز، پله... 

با پیدایش معماری مدرن رهبران آن با طرح اصول معماری جدید و تاکیدی که بر عملکرد داشتند سعی در بازتعریف و ارائه نظام نمادین جدید بر اساس نظام عملکردی بنا داشتند و البته برای چند دهه نیز موفق شدند به این شکل که در این نظام هیچ قسمتی از معماری از جمله فرم ، نما ، عناصر و فضاهای داخلی بدون عملکرد مشخص و از پیش تعیین شده وجود خارجی نداشت؛ حتی مفهوم زیبایی از نگاه برخی از معمارن مدرن در شکل پاسخگویی معماری و اجزایش به عملکردشان تعریف می شد و اساسا در این نظام چیزی که عملکردی مشخص و از پیش تعیین شده نداشته باشد شانس موجودیت یافتن ندارد( مثل تزئینات). با معماری به مثابه یک ماشین برخورد می شد از این نظرکه در آن تک تک اجزاء واجد عملکرد خاص از پیش تعیین شده است.  .ویلای ساوای لوکوربوزیه و همچنین آثار میس وندروهه مثال های خوبی از این نوع معماری و سلطه نظام نمادین/عملکردی آن می باشد .

در مقابل تعریفی که از نظم نمادین به عنوان ساختاری زبانمند ارائه شد مفهومی به عنوان امر واقعی به معنای "چیزی که خارج از نظام نمادین قرار گرفته و اساسا در مقابل نمادینه شدن و ورود به نظم نمادین مقاومت می کند" قرار دارد.

با این تعریف شاید بتوان نمونه ها و رد پاهایی از " امر واقعی" را در معماری و تاریخ معماری بعد از مدرن یافت ؛ به عنوان مثال شاید بتوان به بعضی آثار پیتر آیزنمن ، مثل خانه شماره6 که در آن عناصر معماری، فضاها و مبلمان با طنزی گزنده سلطه نظم نمادین/عملکردی معماری مدرن را مورد حمله قرار می دهد اشاره کرد؛  عناصری مثل میز نهار خوری و موقعیتش نسبت به ستون که به شکلی آزاردهنده عملکرد میز را تحت الشعاع قرار داده ، یا اتاق خواب شفاف با تخت های یک نفره جدا از هم و شاید از همه قابل تامل تر پلکان برعکس داخل فضاست که عملکرد پله ندارد! یعنی پلکانی در فضا که از سقف طبقه همکف شروع شده و به سقف طبقه بعدی منتهی می شود! پلکانی که پلکان نیست! با این اتفاق اساسا به چیزی تبدیل می شود که چیستی مشخصی ندارد ( زبان بسته است) چیزی که معلوم نسیت که چیست! به راستی اگر پلکان نیست چه چیز دیگری می تواند باشد!؟

این دقیقا همان اتفاق و در واقع اولین اتفاقی است که در مواجهه با امر وقعی رخ می دهد؛ جستجو در ساختار ها و نظام نمادین برای یافتن معنا و جایگاهی در نظام نمادین شناخته شده.

این موضوع را همچنین شاید بتوان در اثر معماری دیگری از ایران بررسی کرد، رستوران هفت خوان شیراز اثر مهرداد ایروانیان، معمار متفاوت ایرانی است، این اثر با توجه به خصوصات کالبدی ویژه اش توانسته تا حد زیادی به هویت و حال و هوای ویژه خودش دست پیدا کند، با توجه به این ویژگی های کالبدی در مرحله اول، در مواجهه با بنا و همچنین در بدو ورود با حضور عناصری به ظاهر نامربوط مثل عناصر صنعتی موجود در بدنه ها، اثر تا حدود زیادی از مفهوم سنتی رستوران آشنایی زدایی می کند، اما ماهیتا هنوز یک رستوران است! یعنی با وجود اینکه سیمای ظاهری و عناصر به کار رفته در رستوران در ابتدا کمی غریب می نماید و نوید فضایی با ویژگی های نامتعارف و ویژه ای میدهد ، اما معماری و فضاها همچنان به عرصه نمادین(نظم نمادین) وفادار مانده و با کمی تامل درمیابیم که این بنا هم مثل سایر رستوران ها و کافی شاپ ها در عرصه نمادین صاحب فضاها، عملکردها و رفتارهایی مشابه و یکسان می باشد.

اما چیزی که در این اثر بواسطه فرم و البته محل قرارگیری، شکل قرارگیری و روابطش با دیگر اجزاء ماهیتا با مفهوم "امر واقعی" به مثابه "چیزی که خارج از نظام نمادین قرار دارد " قرابت معنایی زیادی دارد، حجم عجیب و غریب فلزی قرار گرفته در جعبه پله ایست که طبقات را به هم وصل می کند و _ بواسطه حضور آسانسور_ شاید کمتر دیده می شود، با فرم و اندازه ای که تقریبا شبیه هیچ چیز مشخصی نیست، به مثابه دالی که مشخصا به مدلول خاصی ارجاع نمی دهد، به طوری که در نظام و زبان معماری نمی توان نامی بر آن گذاشت؛ چیزی که اساسا چیستی مشخصی ندارد و سوال اساسی این است که این "چیز" دقیقا چیست؟ چرا آنجاست؟آیا جوری داکت تاسیساتی است؟ آیا نوعی سیستم شوتینگ زباله است؟ آیا به پله های اطرف خود ربطی دارد؟ آیا به سیستم سازه ساختمان ربطی دارد؟ آیا صرفا مجسمه است؟ اگر مجسمه است پس در آنجا چه می کند؟ اگر نیست پس چه کار می کند؟  "چیز" مرموز بی نامی که در تمام فرهنگ لغات معماری نامی برای آن یافت نمی شود و به شدت در مقابل نمادینه شدن مقاومت می کند.

همانطور که پیش از این اشاره شد این اتفاق را شاید بتوان با خانه شماره 6 آیزنمن در انهدام عملکردی پله و خارج کردن آن از نظم نمادین/ عملکردی معماری مدرن مقایسه کرد. اما اگر در اثر آیزنمن با یک عنصر آشنای معماری مواجه هستیم که بواسطه رابطه با سایر اجزا و شکل قرارگیریش در بنا دچار مجهولیت در ماهیت شده، در رستوران هفت خوان با یک حجم فلزی کاملا نا آشنا و تماما مجهول روبه رو خواهیم بود!

در واقع درباره این شیء مجهول ، جذاب و تروماتیک رستوران هفت خوان بیش از این نمی توان توضیح داد، لااقل چون نامی برای آن سراغ نداریم، و البته ماهیتی که آن را بر آن اساس بسنجیم...موجودیتی که تنها یک "چیز" است، یک امر واقعی ، مازاد نظم نمادین معماری..

[i] امر نمادین(S) شامل تمام چیزهایی است که ما معمولاً واقعیت می‌نامیم. از زبان گرفته تا قانون و تمام ساختارهای اجتماعی این نظام زبانی و ساختار زبان مند را نظام یا " نظم نمادین " می نامیم زبان نظامی رابطه‌ای و یا تفاوتی است. یعنی هیچ نشانه‌ای را نمی‌توان فارغ از نشانه‌ای دیگر تفسیر و تعریف کرد. یعنی راست، راست است چون چپ نیست.

[ii] امر واقعی(R) معرف حیطه‌هایی از زندگی است که نمی‌توان شناختشان. درواقع امر واقعی همان جهان است پیش از آن‌که زبان تکه تکه‌اش کند. یعنی امر واقهی چیزی است که تن به نمادین شدن نمی‌دهد و در نتیجه وارد زبان نمی‌شود تا قابل شناسایی باشد.

 

منابع:

  • مزینی، منوچهر: از زمان و معماری، انتشارات شهیدی، 1388
  • ژیژک ، اسلاوی :"چه می خواهی؟"درباره‌ی ژاک لاکان(گزیده مقالات در نظریه-سیاست-دین) ،  ، ترجمه مازیار اسلامی، انتشارات گام نو،1384

محمد رسول موسی پور، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه هنر تهران
به نقل از سایت انسان شناسی و فرهنگ



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید