Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1272

معماری بومی، فضایی ناشناخته (مقالات گذشته–زمستان 1362)

معماران، در شرایطی که می توان دلخواه ترین و مناسب ترین شرایط نامید، از راه به کاربردن عناصر معماری - ساختمانی ویژه ای، به بیان اندیشه می پردازند که عزیزش می دارند و ابراز آن را خواه وظیفه حرفه ای، خواه وظیفه اجتماعی - فرهنگی و خواه وظیفه انسانی خود می دانند.

مردمانی که آموزش معماری ندیده اند و به تولید معماری دست می یازند - یا به تعبیر رایج، در گذشته های دور و نزدیک، و بی ادعایی خاص، به افرینش معماری پرداخته اند - از راه به کار بردن عناصر معماری - ساختمانی خاص، به متظاهر کردن بعضی شیو های زندگی و به نمودن برخی اندیشه های رایج در فضای زندگی جمعی خود می پردازند که آنان را به مکان یا زیستگاه شان تعلق می بخشد؛ و به تولید یگانگی هایی میان خود آنان و محیط شان می انجامد. اما معماران، در شرایطی که امروزه برای جمع شان - نه برای شخصیت هایی در هر حال استثنایی از این جمع - فراهم آمده، اگر هم علاقه مند به آن باشند که عناصر  معماری - ساختمانی خاصی را در بیان اندیشه خود به کار برند، تا مگر بر سبیل سنت به رسالت خود عمل کنند، راه توفیق ندارند؛ و به چیزی به مقیاس بسیار اندک می توانند راضی شوند.

مردمانی که آموزش معماری ندیده اند اما به دلایلی گوناگون - خواه از ناچارهای مادی، خواه از ناکامی ها، خواه بر سبیل راه و روال های رایج - خود خانه خویش را می سازند، در گیرودار چنان عجله ها و تنگناها و تسهیل های کاذب دولتی - بازاری ای به برپا کردن ساختمان ها می پردازند که فرصتی برایشان باقی نمی ماند تا میان چند رنگ بهترین، میان چند نوع مصالح ساختمانی مناسب ترین، میان چند نقش پنجره متناسب ترین، میان چند ترکیب حجمی - اگر نه معقول ترین - دست کم آن را که از ناهنجاری کمتری برخوردار است برگزینند. مردمان امروز در خانه ها و در محله هایی که به دست خود و ظاهراً به میل خود برپا داشته اند. ولی میان روحیه و سلیقه آنان و آنچه ساخته اند چنان فضای محدودی بوجود آمده که برایشان جز تنگنا نیافریده است: تنگنا در رابطه های بصری، تنگنا درانتخاب مسیر ها و مکان های زیست جمعی، تنگنا در گزینش منظر، تنگنا در بهره وری از طبیعتی که شهر بدون آن بی معنا است، تنگنا در تحرک اجتماعی وابسته به فضای ساخته شده و مشروط از فضای ساخته شده.

معماران به رغم آگاهی به ابعاد گسترده ای که حتی خانه ای کوچک در زمینه فضایی، در زمینه کاربردی و در زمینه اجتماعی و فرهنگی دارا می گردد، برای برنده شدن در مسابقه ای تلاش می کنند که صورت مساله و خواسته های آن را نمی پسندند، به ویژه در کشور ما کمتر به نقد آنچه طراحی کرده اند می نشینند و - بی این که بخواهیم درباره خواست و نیت غایی شان بحث کنیم - به ساخته مقبول دیگران (واحیاناً نامقبول خود آنان) تن در می دهند. معماران، به سختی دیگر - چه بخواهند و چه نخواهند - تعیین کننده سلسله شرایطی از زندگی روزمره مردمان می شوند که با ابعادی گسترده بر روحیه آنان، بر سلیقه آنان، بر حساسیت ها و الهام پذیری های انسان، بر توانایی تحرک اجتماعی آنان، و بالاخره بر فرهنگ آنان تاثیرگذاری دارند.

مردمان که در بهترین شرایط فقط می توانند به نارسایی ها و کاستی ها و ناهنجاری های معماری فضای سکونتی و معماری فضای آموزشی و معماری فضای کاری ای که در اختیار دارند آگاه باشند، در هر حال در تعیین شکل کالبدی و کاربردی معماری ناتوان اند. از اعمال هرگونه اندیشه معمارانه ای در فضای کالبدی زندگی خود محرومند، مگر در مقیاسی بسیار کوچک. ناتوانی مردمان در ابراز نظر و در تاثیرگذاری بر فضای کالبدی، بر مبنای مبانی فکری شان، به معنای قطع رابطه است با گذشته شان و با فرهنگ شان. چه، اندیشه همانند درختی است که ریشه در زمان دارد و آبشخوری از نقاطی نه الزاماً نزدیک در زمان و مکان. مردمان، در این باب تنها ناتوان نیستند بلکه مورد تجاوز نیز قرار دارند: آنچه خود می ساخته اند و در انتخاب شکل و رنگش آزادی داشته اند، بر ایشان به دست دیگران و بدون نظرخواهی از آنان ساخته می شود - از چگونه نگاه کردن به خانه و از درون خانه به بیرون، و تا چگونه زیستن در خانه. از چگونه رفتار کردن در فضای آموزشی و کاری تا چگونه حرکت کردن و چه الهام گرفتن از این فضاها - فضاهایی که، چون بر روحیه و سلیقه هایشان در سطح روزمره اثر می گذارند، زاینده فرهنگ محیطی تازه دیگر هستند. و مهم تر این که پذیرش این فرهنگ دیگر هرگز با مردمان به بحث و تبادل نظر گذاشته نمی شود.

معماران، در بهترین شرایط، می توانند بر طراحی و بر شکل کاربری - کالبدی بناهایی که به صورت برابر، همه جا و هر زمان، قابل تکرار فرض می شوند اثر نهند و در آن ها ارزش ها و عناصری را راه دهند که برای سلیقه ها و رفتارهای فردی، متظاهر شدن را باز می گذارند؛ و خانه ها و مدارسی را به وجود آورند که نه در ماهیت، که در شکل، از جایی تا جای دیگر، بتوانند دگرگونی های فرعی بپذیرند. به ویژه در ایران، معماران، نه در بهترین شرایط و نه در شرایطی متعارف، گرد چنین مساله ای حرکت نمی کنند. در نتیجه، دستگاه های اجرایی ای که زیر فشارهای برخاسته از نیاز روزمره مردمان باید مساله را طرح کنند یا به تدوین فهرست مشخصات طرح های عمرانی بپردازند. فارغ از نگرانی هایی که جنبه «کیفی» دارند به تعیین «کمیت» ها می پردازند و، دانسته یا نادانسته، مسئولیت های ناشی از گذر از داده های کیفی به داده های کمی را، در زمانی نه چندان دور از زمان اجرای طرح ها لوث می کنند. همان گونه که می دانیم، «معمار» در شرایط امروز زندگی جهانیان در کلیه کشورها - بدون استثنا و بدون به میدان کشیدن بی حاصل مقولاتی که به توجیه جهانی متاخر و جهانی پیش رفته چسبیده اند - تنها سازنده «معماری« نیست. او یکی از مهره هایی است که در طول روند شکل گیری معماری. یا تحقق پذیرفتن معماری، به کار گرفته می شود - نکته ای که می خواهیم خاطرنشان کنیم اشاره به امکان ها و به مقیاس های تاثیرگذاری اوست؛ برای دور نگه داشتنش از هر مباحثه و مناظره ای که به تعلیق و به تقلیل مسئولیت ها چشم می دوزد.

مردمان، در تحلیلی نهایی، کسانی اند غیر متشکل و ناآماده برای شناخت و ارزیابی چیزی که نمی توانند نخواهند. مردمان نمی توانند خانه نخواهند. دانش آموزان بی مدرسه نمی توانند بود. کارگران نمی توانند بی کارخانه کار کنندو ونیاز، در شرایط رشد سریع جمعیت، شدید است. لحظه ای به این مجموعه شرایط بنگریم. محصول معماری فاقد تنوع و به مقدار محدود، در برابر تقاضای بسیار کسانی که بیش از هر چیز از سوی دو عامل مهم زیر فشار قرار گرفته اند: نخست، نیاز شخصی و فردی؛ دوم، گرسنگی کاذبی که به کار ترغیب بی چون و چرای مردم در مالک شدن می آید. آنچه از این گیرودار حاصل می آید تکثیر خانه هایی است که با تاخیر نسبت به تکثیر خانواده های شهرنشین تحقق می پذیرد. کمبود خانه حاصل از این امر، از راه ساختن و رواج دادن حلبی آبادها و یافت آباد ها، تا اندازه ای بسیار محدود، جبران می شود. گفتیم که مردمان، برای شناخت آنچه توانند خواست، متشکل نیستند و آمادگی نیز ندارند تا پیش از ساختن خانه و شهر به آموزش یافتن در رشته مسایلی در این زمینه ها بپردازند که متناسب با فهم و سلیقه و توان های معنوی بالقوه آنان باشد. 

 

بررسی و نوشته:محمد منصور فلامکی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

 

 

عضو مرتبط : محمد منصور فلامکی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید