تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1669

معماری، تعادلی بین هنر و علم

سنت چیست و معماری سنتی کجاست؟ آیا مصالح و فنون و ابعاد بناهای گذشته، اصول طراحی امروز است یا مفاهیم و هویت و تناسبات؟ امروزه که اکثر شهرهای بزرگ جهان فرسوده شده اند، معماران با چه ترفندی حافظ بافت های با ارزش معماری اند؟ آیا آنها با همان مصالح و تکنولوژی گذشته نوسازی را انجام می دهند و یا با آخرین روش های ساخت با حداقل زمان و احیای هویت کالبدی آن را مرمت می کنند؟ به نظر می رسد متکی نبودن به همین ارزش های گذشته باعث ایجاد معماری ای بی هویت، بی اعتبار و کوتاه مدت شده است. آیا تکرار و تقلید از بناهای گذشته خودمان و یا دیگران نیز طرف دیگر افراط نیست؟ روش طراحی زمانی مشخص می گردد که با شناخت کامل گذشته و سیر تحول و تکامل آن بتوانیم جایگاه امروزی خود را بیابیم و در این مسیر طولانی گذر زمان، سهم خود را نیز برای آیندگان اجابت کنیم.

هنر معماری که آیینه فرهنگ و تمدن هر ملت است، در این آب و خاک دیرنیه ای بسیار قوی و با ارزش دارد و نیز دارای اظهار نظر است. ولی امروزه بعضاً دیده می شود که طراحان تمایلی به مرور گذر زمان در معماری ایران و حتی معماری جهان ندارند و مایلند آخرین صفحة کتاب معماری یک کشور پیشرفته امروزی را در کوچه بن بست خود با همان کارگران و امکانات نزدیک ترین مصالح فروشی احداث کنند و یا حتی آن مصالح را از خارج از کشور بیاورند و یا به صورتی ظاهری آن را بسازند با هر ترفندی روی هم بگذارند و تحویل مصرف کنندگان دهند و آنها را مجبور کنند که طبق تفکر طراح از آن استفاده به عمل آورند. در صورتی که وظیفه معمار فقط احداث احجام هندسی نیست. حتی اگر هم بسیار زیبا باشد؛ زیرا در این حالت مردم مانند بیگانگانی خواهند شد که به اجبار در کنار یکدیگر همزیستی دارند. اکنون با در نظر گرفتن گرفتاری های مختلف مردم و نبود وقت کافی برای پرداختن به مسائل اجتماعی، این وظیفه به عهده معماران و شهرسازان است که به وسیله فضاهای کالبدی بر مسائل اجتماعی تاثیر بگذارند. در فضاهای کالبدی ساخته شده، باید مردم احساس ایمنی داشته باشند تا فضای اجتماعی سالم به وجود آید.

می توان گفت هنر معماری دو مخاطب دارد: یکی متخصصان مختلف این حرفه، و دیگری تمامی مردم از هر سن و نژاد و با هر بینش و دانش. نظر هر دو قشر در غنای معماری بسیار موثر است. در طیف اول، رهبر ارکستر معمار است و دیگر اعضا را رشته های موازی به وجود می آورند. در این بخش توان رهبری بسیار موثر است و اعضا نیز باید دانش و استعداد همکاری و همدلی را داشته باشد. در زمان حاضر متأسفانه در اکثر طرح ها ناهماهنگی های متعدد در این زمینه دیده می شود. عدم ارتباط مطالعات و طراحی در بخش معماری با گروه سازه و خصوصاً تاسیسات و تاثیر ظاهری آن در زمان عملیات اجرایی و اثر مشهود و دائمی آن در طول مدت بهره برداری، باعث بی اعتباری طرح می-گردد.

طیف دوم را مردم تشکیل می دهند که هر روزه به طرق مختلف با احجام و فضاهای طراحی شده ارتباط دارند. این بار نیز رهبر ارکستر معمار است که قادر است با هویت بخشیدن به بناهای خود در رفتار فردی و اجتماعی آنها تاثیر کوتاه و بلند مدت بر جای نهد. مردم نیز بینندگان ارکسترند که با پشتوانه فرهنگ معماری خود می توانند تصورات معمار را جامه عمل بپوشانند.

با دارا بودن فرهنگ و تمدن غنی معماری، تبادل فرهنگی انجام می پذیرد و استفاده از مبانی و تکنولوژی دیگران با دیدة باز ممکن می گردد. به جرأت می توان گفت که در تمامی کتب مرجع معماری در کشورهای مختلف، از مثال-هایی دربارة بناهای گذشته ایرانی استفاده گردیده و از آنها به عنوان اصول و مبانی طراحی یاد شده است. این مبانی باید برای ما ایرانیان بسیار ملموس تر باشد و بتوانیم با تجزیه و تحلیل، نسبت به نیاز جامعه از اصول طراحی آنها در معماری امروزه استفاده کنیم. در تحلیل این بناها می بینیم که مسائل اقلیمی، اجتماعی، کاربری، سازه و تاسیسات همگی در خدمت کالبد بنا هستند و با هویت آن نیز هماهنگی کامل دارند.

در معماری، مبانی و مفاهیم یک کفه ترازو، و تکنولوژی کفه دیگر آن است. لذا حرفه معماری دو بال هنر و علم را همزمان احتیاج دارد و حقیقتاً رعایت تعادل این دو بال توانسته است بناهایی با ارزش و به یاد ماندنی را در اقصی نقاط جهان با فرهنگ های مختلف و نیز اقلیم و روش های متفاوت به وجود آورد که در همان گذر زمان معماری در جای مشخص خود قرار گرفته اند و معماران موفق معاصر نیز با پشتوانه این دو مقوله وظیفه این دوره را به عهده دارند.

یک بنا از آغاز طراحی تا زمان های مختلف بهره برداری همواره باید شخصیت کلی خود را حفظ کند و موارد دیگر از خصوصیات جزئی آن است. لذا اعتقاد دارم که این تصور کلی در مراحل مختلف طراحی تغییر نمی کند و ضوابط و قوانین و معیارها که رعایتشان ضروری نیز هست، ایده اصلی را که همان شخصیت کلی بناست تغییر نمی دهد و اگر متاسفانه چنین شود، دیگر ایده کلان طراحی نابود می گردد و طرح، به محتوای سبدی از اصول و فنون و ضوابط معماری که به طور غیر متجانس و اتفاقی در کنار هم قرار گرفته اند، بدل می گردد.

محمدمهدی محمودی
به نقل از وب سایت موسسه مطالعات منظر پایدار

عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید