Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1348

معماری در حبس زمان و مکان نیست

مقالات گذشته

یک بنا چه مراتبی می تواند داشته باشد؟

مرتبه اول، ساده ترین و ابتدایی ترین صورت بنا، یعنی «سرپناه» است. انسان از لحاظ جسمانی، موجودی بسیار حساس است و تاب مقاومت در مقابل عوارض محیطی چون سرما و گرما و .... را ندارد، بنابراین ساخت سرپناه او را از این عوارض طبیعی مصون می دارد.

در این مرتبه، بنا تنها یک چهاردیواری است که انسان در همان به همه امور خود می پردازد و دیگر تفکیکی وجود ندارد. یعنی، برای مثال، اتاق نشیمن، آشپزخانه، اتاق خواب و انواع و اقسام عملکردهایی که در یک نسبت موزون در کنار هم یک بنای خوب را ایجاد می کنند، وجود ندارد.

 در مرتبه «سرپناه»، در مورد نوع استفاده از مصالح ساختمانی نیز چنین است که عموما مصالح را در طبیعی ترین صورتی که می تواند مورد استفاده قرار بگیرد، به کار می گیرند. مثلا سنگ ها را به همان صورت طبیعی بر روی هم می چینند و سرپناهی به وجود می آورند.

از تنه های درخت بی هیچ تغییر و تصرفی استفاده می کنند. خاک را در طبیعی ترین حالت، فقط با آب مخلوط می کنند و سرپناهی گلی به وجود می آورند. در روستاها نمونه چنین سرپناه هایی را می توانیم بببینیم که مصالح آن از اطراف محل خود بنا به دست آمده است. نکته دیگر این که، قواعد و معادلات علمی در این مرحله جایی ندارد و در واقع، فیزیک، شیمی و مکانیک نقشی در ساخت سرپناه ایفا نمی کنند. گاه دیوار از حد لزوم ضخیم تر است یا سقف با تیرهای قطورتر یا نازکتر از حد پوشیده شده است.

به همین جهت می بینیم که برخی از آن ها در طول قرون و اعصار به جای مانده اند و برخی زود از میان رفته اند. نکته دیگر اینکه سرپناه به نسبت محیط اطراف و منطبق با شرایط طبیعی آن ساخته می شود. برای مثال در شرایط سرمای شدید محیط، سرپناه بدون کوچکترین روزنه ایجاد می شود، در صورت گرما و تابش شدید، آفتاب، نورگیر و روزن سرپناه بسیار کوچک است.

سرپناه در محل بادهای قوی و توفنده، پشت به باد ساخته می شود و ... همه موارد یاد شده حکایت از آن دارد که انسان در این مرحله یا در زمانی که بنا را تنها به مثابه سرپناه می شناسد، در صدد برقراری مناسبات مسالمت آمیز با طبیعت یا تحت کنترل درآوردن آن نیست.

 به همین جهت، سرپناه ها در همه نقاط جهان شباهت های بسیاری با هم دارند، چرا که پاسخگوی نیازها و وجه مشترک همه انسان ها در همه نقاط کره زمین هستند و آن، وجه فیزیک انسان است که در مقابل عوارض طبیعی واکنش مشابه نشان می دهد. اگر تفاوتی در سرپناه های جهان دیده می شود، بیشتر به نوع مصالح موجود در محیط و یا نوع تهدیدهای محیطی بستگی دارد.

ساختمان سازی

مرتبه دوم، مرتبه ساختمان سازی است. در این مرحله، انسان به جهت تمکنی که یافته است، این امکان را می یابد که با تدبیر و درایت، فضای مطلوب و مطبوع تری برای زندگی بسازد. در این جاست که به یک باره بنا پیشرفت می کند. برخلاف مرحله سرپناهی که مصالح با کمترین تصرف به کار می رفت، در این مرحله، نهایت تغییر و تصرف در آن صورت می گیرد که مقاوم تر، زیباتر و باصرفه تر شود.

در این مرحله، یافته های فیزیک، شیمی و مکانیک و دیگر علوم نیز به کمک انسان می آیند و بنا را مقاوم تر می کنند. سپس تفکیک هایی به جهت عملکرد در فضای بنا به وجود می آید. دیگر جای خواب و خوراک و نگهداری احشام و انسان در یک چهاردیواری نیست، بلکه به نسبت استفاده و عملکردهای متفاوت، قسمت های مجزایی در بنا به وجود می آید.

 انسان، در این مرحله، با طبیعت مناسبات مسالمت آمیزی برقرار می سازد و تناسب موزونی ایجاد می کند. از باد شدید استفاده مفیدی می برد (ساخت بادگیر)، از تابش خورشید حداکثر روشنایی. جریان مناسب هوا را می گیرد و از دیگر مظاهر طبیعی بیشترین بهره را می جوید.

 در نهایت، در مرحله ساختمان سازی، یک بنا به مثابه ماشین بسیار دقیقی می تواند تمام نیازها و حوایج کسانی را که از آن استفاده می کنند، مرتفع سازد.

 نیازهای جسمی انسان و مناسبات اجتماعی و اقتصادی وی در نوع ساختمان سازی تاثیر می گذارد. بنابراین، به سبب تفاوت و گوناگونی حوایج انسان ها به نسبت زمان، مکان و مناسبات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن ها، کیفیت ظهور نیازهایشان متفاوت است و در نتیجه ساختمان سازی نیز با همین شرایط انطباق می یابد.

اما همه مسائل هنوز در حیطه معماری نیست. یعنی ممکن است این بناها دقیق، درست، مقرون به صرفه و کاملا منطبق بر یافته های علمی باشند و نیازهای انسان را کاملا مرتفع سازند، ولی فاقد معماری باشند.

اگر بگوییم «معماری اقلیم گرم و خشک»، غلط است. بهتر است بگوییم «ساختمان سازی اقلیم گرم وخشک» از این جهت که اقلیم با ساختمان سازی نسبت دارد نه با معماری. در مورد عملکرد هم همین طور است. ساختمان با نوع حوائج بشری که به نسبت زمان و مکان متفاوت است، نسبت دارد و این دستگاه باید نسبت به متغیرهایی که برایش وجود دارد، منعطف باشد.

یعنی ساختمان سازی نسبت به شرایط زمان و مکان منفعل است. در مرتبه سرپناه سازی، مخاطب نازل ترین وجه وجود انسان، یعنی نیازهای غریزی است. یعنی سرپناه فقط شایسته این شان از وجود انسان است. در حالی که بشر شئون دیگری نیز دارد که در این مرحله فضای متناسب با آن ها در اختیار وی قرار نمی گیرد. در مرتبه ساختمان سازی کدام وجه انسان مخاطب قرار می گیرد؟

 با کمی تامل در می یابیم که به وجه انسان، که اهل عقل و مدنی الطبع است و به طور اجتماعی زندگی می کند، توجه می شود. اما وجود انسان به همین مراتب ختم نمی گردد و مراحل متعالی تری نیز دارد. انسان در مرتبه والاتر از وجود مدنی الطبع، موجودی با طبع همدلانه است. مرتبه ای متعالی که در مباحث اعتقادی و ادبیات کشور ما، به روشنی بیان شده است.

حقیقت وجودی انسان چیزی است که به زمان و مکان تعلق ندارد. به عالمی که ما اکنون درک می کنیم متعلق نیست، بلکه از مکانی دیگر است. آیه «انا...» یعنی ما از او هستیم و از او آمده ایم و «انا الیه راجعون» یعنی «دوباره به سوی او باز می گردیم» اگر انسان از نزد کسی یا جایی آمده و بدان جا تعلق داشته باشد و قرار باشد بازهم به همان مکان رجعت کند، یعنی در این جا غریب است و در غربت به سر می برد.

در حقیقت، در آیه «انا ... و اناالیه راجعون»، به انسان گوشزد شده است که وطنش جای دیگری است و اهل این دنیا نیست و قرار است که دوباره به همان وطن مراجعت کند و از همین روست که پیامبر می فرمایند: «حب الوطن من الایمان» دوست داشت و حب این وطن از ایمان است. به قول مولانا

این وطن، مصر و عراق و شام نیست                      این وطن جایی است کورا نام نیست

و حافظ نیز همین مضمون را دارد

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود                  آدم آورد در این دیر خراب آبادم

همه این ها شکوه دوری از وطن است و همه پیامبران نیز تعلق انسان را به جهانی دیگر به وی گوشزد کرده اند. بدین سبب، انسان معتقد همواره به دنبال نشانه هایی است که تعلق او را به جهانی دیگر به اثبات برساند. از نشانه های تعلق انسان به جهانی دیگر این است که همواره آرزوی چیزهایی در دل می پرورد که در این جهان ندیده است. پس او چنین تجربه ای را از کجا آورده است؟

چرا انسان اگر میل به زیبایی دارد، زیبایی مطلق است و اگر ثروت طلب می کند، در نهایت آن هم، هنوز گم شده ای دارد. یعنی انسان در جست و جوی زیبایی، علم، عزت، قدرت، ثروت و غنا به مفهوم مطلق است. این جا جهان نسبیات است و چیزی به مفهوم مطلق در این جهان وجود ندارد.

پس حتما انسان این مطلق ها را در جای دیگری تجربه کرده است. حال، این موجود عجیب و غریب که انسان نام گرفته، چون روزگاری انس با حقیقت و خداوند داشته و اکنون از آن جا دور افتاده است، دچار نسیان شده و موطن خویش را فراموش کرده است. مانند شاهزاده ای که تاج و تخت از کف داده و از دیار خویش رانده شده است.

تمایلات، رفتار و منش او شه زاده وار است، اما در این دیار جز پوستینی کهنه چیزی ندارد. پس پاسخ این میل درونی را و این درد و دوری از وطن را در کجا باید جست؟ از این زمان، به حوزه معماری وارد می شویم. معماری یعنی پاسخ به نیازی که به عالم دیگر مربوط است و در این جهان محملی ندارد

معماری

مخاطب معماری، شانی دیگر از انسان است. شانی که میل به باطن عالم می کند. این عالم را وطن خویش نمی بیند و رو به سوی وطنی حقیقی دارد. این حالت در وجود انسان، منشا ظهور نیازهایی است که با نیازهای طبیعی و معمولی وی متفاوت است.

کوتاه سخن این که، انسان در مرتبه «معماری» شانی متفاوت با انسان در مرحله «ساختمان سازی» و «سرپناه سازی» دارد و طبعا نیازها و راه حل هایش هم متفاوتند. البته مرتبه های ساختمان سازی و معماری کاملا جدای از هم نیستند، بلکه مراتب طولی دارند. یعنی اگر بنایی معماری داشته باشد، حتما از لحاظ ساختمان سازی نیز بنای دقیقی است.

در معماری (مثلا معماری ایران)، می بینیم که برای فرد، شاکله ای در نظر گرفته شده که اساسا معماری برای پاسخ به آن وارد صحنه می شود. والا، مرتبه ساختمان سازی کفایت می کرد.

انسان به نسبت تمکن و بهره مندی از جنبه های گوناگون مثل اقتصاد، علم، آرامش سیاسی و ... فرصت بیشتری برای تامل در این مرتبه خواهد داشت. یعنی در دوران هایی که بشر به آشوب های سیاسی و اجتماعی مبتلا بوده است، آثار معماری زیادی پدید نیامده است. آن شاکله مانند گلی است که در سرایط زیست محیطی ویژه ای رشد می کند و اگر شرایط فراهم نباشد به شکل بذر باقی می ماند.

برمبنای آنچه تاکنون ارائه شده، مباحثی چون اقلیم، مصالح و عملکرد در حوزه معماری نیست. یعنی می توان با تفکری واحد در اقلیم های گوناگون با مصالح مختلف بناهایی ساخت که همگی در یک دستگاه نواخته شده باشند. یعنی حکایت از یک معماری کنند.

 مثلا در میدان نقش جهان، بناهایی چون مسجد شیخ لطف ا...، عالی قاپو و سردر قیصریه، از لحاظ نوع عملکرد و مصالح با یکدیگر کاملا تفاوت دارند، اما در مرتبه معماری از یک خانوده اند. نغمه هایی هستند  در یک دستگاه موسیقی

امروزی بسیاری بر این باورند که در آستانه قرن بیست و یکم، دنیا متحول شده است و عصر ارتباطات ویژگی های بسیار متفاوتی با گذشته دارد.

گویی انسان تغییر ماهیت داده است و دیگر انسان دیروز نیست. به همین دلیل است که انسان با دیدن دستاوردهای گذشتگان (اهرام مصر، شاهکارهای دوره صفویه در اصفهان و ...)متعجب می شود. زیرا به سبب تکتولوژی جدید خود را توانمندتر از انسان گذشته می بیند و فکر می کند حقیقت وجودی او با انسان های پیشین متفاوت است. ولی آیا واقعا چنین است؟

معماری، به اعتبار مباحثی که عنوان شد، در حبس زمان و مکان در نمی آید. آن چه در حبس زمان و مکان است، مرتبه ساختمان سازی است.

 البته هر ساختمان حاصل معماری، بالاخره ساختمان است و باید به عملکردی پاسخ دهد و فقط از این حیث در زمان و مکان محبوس می شود. وقتی می گوییم معماری در حبس زمان و مکان نیست یعنی با مکانی از وجود ما نسبت دارد که آن هم در زمان و مکان نمی گنجد و از این جهت با مردم روزگاران گذشته اشتراک وجهی داریم و آن همان شان یاد شده است.

 ذکر مثال هایی در این باره راهگشا خواهد بود. برای نمونه، سخاوت یک صفت حسنه انسانی است و مقبول همه است. حال چون در اذهان ما این صفت با نام حاتم طایی گره خورده است، بدان معنا نیست که هر کس خواست بخشش و انفاقی کند باید به یک قرن پیش از اسلام بازگردد و همان اعمال حاتم را انجام دهد. درزمان و مکان ما هم می توان سخاوت داشت و البته با انجام این عمل به یاد حاتم طایی هم افتاد.

یا مثلا شجاعت نیز چنین است. یعنی حقیقتی است فارغ از زمان و مکان. پس دیدیم که مفاهیمی چون سخاوت و شجاعت فی نفسه از زمان و مکان آزاد هستند، اما در زمان و مکان ظهور می کنند.

در وجود انسان، آن بخش که متناسب با شرایط زمان و مکان است، تغییر می کند، اما آن بخش دیگر که از خبس زمان و مکان آزاد است، تغییر نمی کند. معماری با همین بخش وجود انسان تناسب دارد.

پس معماری آن شان بناست که مشمول زمان و مکان نیست ولی در لباس زمان ومکان ظهور یافته است. شاید با این دید بتوانیم از معماری گذشته کشور خودمان در برابر اتهاماتی که ما درس خوانده های معماری وارد می کنیم، دفاع کنیم.

 

 

بررسی و نوشته: سید محمد بهشتی - عضو هیئت امنای انجمن مفاخر معماری ایران
روزنامه اعتمادملی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

عضو مرتبط : سید محمد بهشتی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید